تنها خطای موسوی نادیده گرفتن ما 24 میلیون نفر است

سال 76 وقتی در کمال ناباوری اعلام کردند خاتمی پیروز انتخابات است، ناطق و تشکل های حامیش همچون موتلفه اولین تبریک گویندگان بودند، اما امروز میرحسین موسوی در نامه ای خطاب به مراجع و نه رهبری می نویسد "انا لله و انا الیه راجعون"، او بدون آنکه ببیند اینک موتور سوار حامل پرچم ایران را حامیانش چگونه مضروب کردند، مدعی می شود "عواملی به بهانه‌های واهی با چوب و چماق و باطوم و شوک الکتریکی به جان اعضای ستادهای اینجانب و مراجعه کنندگان سرگردان و مبهوت از این وضعیت افتاده‌اند، در حالی که امیدی به کارایی قوه قضاییه محترم نمی‌رود"

این است تن دادن به رای مردم؟ این است آن دموکراسی که این همه سال آن را در کوی و برزن فریاد می زدید؟

جالب است که کروبی همه افراد مجرم، از کرباسچی و عبدی و ... را از یک سو و تمام حیثیت روشنفکران همچون سروش را به بازی گرفت و حتی منتظری نیز در دقیقه نود از او حمایت کرد، شعار تغییر قانون اساسی که یاران خاتمی آنرا نجوا می کردند، را فریاد زد. تیتر "اعدام کودکان را متوقف کنید" انتخاب کرد و باز هم  ماحصل این همه سیاه نمایی علیه نظام را نتوانست به کسری از رای دور قبل برساند. او اینک مدعی است که اعضای ستاد من بیشتر از آرایم می باشد، بی آنکه ببیند معاون اولش نیز به او رای نداده است.

میرحسین نیز به نیکی می داند بسیاری از آرای او، از متدینین است، از بچه های جنگ و کسانی است که نام او برایشان تنها یک نوستالژی از دوران امام بوده است؛ کسانی که قطعا برای تمامیت خواهی او در برابر نظام نخواهند ایستاد. با این وصف نمی دانم او به چه دل خوش کرده است. آیا با فراخوان مردم به خیابانها، می تواند در برابر حامیان 24 میلیونی منتخب مردم بیاستد؟ دیده بودم یک جوان متظاهر به غرب و حامی میرحسین، حدیثی را در دست داشت که " مومن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود" مگر آقای موسوی یادش رفته است هیاهوی 18 تیر را؟ مگر مردم  خود پاسخ ندادند که اینک به تکرار آن بازی دل خوش کرده اند؟ می دانم، مشکل از جای دیگری است. آنقدر در کتابهای دانشگاهی ما دروس غربی آموخته اند، که تحلیل کردن نیز برای برخی تنها در فرمولهای غربی ممکن است، اما موسوی کاش بداند اینجا ایران است، دیار دلیرمردانی که تن به ذل یک تمامیت خواه نخواهند داد.

آرزویم بود که تحلیلهایم غلط باشد. کاش با یک تبریک ساده و پذیرش واقعیت، موسوی اثبات می کرد که همه تحلیلهای ما غلط بوده است و او قصد ندارد پیاده نظام دشمنان نظام باشد. ثابت می کرد که دوستانش راست می گویند که ناتوی فرهنگی دروغ است و ما توهم توطئه داریم. به باور می رساندمان که او هنوز نخست وزیر امام است، امامی که به خاطر مصلحت کشور ناگزیر شد بر خلاف وعده اش عمل کند و او را بر رییس جمهور وقت بقبولاند.

اما این آرزوها به باد رفت و او اینک پرچم انقلاب مخملین به دست گرفته است. تنها خطایش نادیده گرفتن ماست، مایی که برای مصلحت نظام به احمدی نژاد رای دادیم، مایی که جمعمان در تاریخ کشور بی سابقه است. ما که اینک نخواهیم گذاشت رای مان نابود شود و در این مسیر تنها چشم به دهان رهبرمان دوخته ایم تا چه حکم نماید.

/ 166 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهام

آزادی بیان دمکراسی [سبز]

عباس

ببین فقط میتونم بگم تو و رییس جمهور منتخبت!!!!!!!!!! که عین بدبختها چسبیده به قدرت خفه شید

اردبیلی

آقایان فقط بلدند شعار مدنیت و خرد جمعی و دموکراسی و غیرهم را بدهند. اگر همین خردجمعی گزینه ای غیر از گزینه خودشان را انتخاب کند با دیکتاتور مابانه ترین روش ها برخورد می کنند...

ونوس

طبق نظرسنجی اکثر کسانی که با آگاهی به موسوی رای دادند مخالف نظام و انقلاب و اسلام هستند . اینرا همه میدانند خودشان هم میگویند. حالا چند بحث منطقی: میگویید احمدی نژاد دروغگوست! ولی بعد از انتخابات مشخص شد کی دروغ گفته: بورس جهانی اعلام کرد بورس تهران بالاتر از سایر بورسهاست. این حرف طرفداران کاندیداها نیست حرف سازمان جهانیه.(البته اگر آقای موسوی این سازمان را قبول داشته باشند) خب اینجا حق با احمدی نژاد بود .موسوی با تکرار مدام کلمه قانون گوشمان را کر کرده بود بعد از انتخابات عمل به قانونش را دیدیم. میگفتند بازشماری آرا کنیم میگفت نه ابطال. میگفتند قانونی عمل کن میگفت نه ابطال..این یعنی قانون گریزی. یعنی عین دیکتاتوری. امامی که اینقدر ازش دم میزد برای کسب آرا میگوید وقتی میبینی کاری میکنی که آمریکا و دول استکبار از تو طرفداری میکنند بدان راه باطل رفتی. موسوی و طرفدارانش به این امید دارند که اگربا آمریکا مسالحه کنیم دیگر دنیا بهشت است ولی خدا در قرآن کریم سوره محمد آیه 35 میفرماید: شما ای اهل ایمان در کار دین سستی روا مدارید و از ترس کافران را بر صلح دعوت مکنید .ماجرای دروغگو بودن احمدی نژاد:سعید حجاریان

ونوس

صحت انتخابات را همه میدانستند حتی موسوی و اصلاح طلبان .این که احمدی نژاد نزدیک به 60% آرا را دارد همه کسانی که با مراکز نظرسنجی در ارتباط بودند میدانستند. این 4 مرکز از انتخابات اولین بار در انتخابات 2 خرداد76 که خاتمی رئیس جمهور شد به صورت علمی کار خود را آغاز کرد و وقتی حدود یک هفته قبل از انتخابات اعلام کردند خاتمی نزدیک 20 میلیون رای می آورد همه مسئولان به آنها خندیدندو گفتند بروید در مرکزتون رو تخته کنید ولی در عین ناباوری آنها نتیجه دقیقا همان شد . از آنجا بود که من شخصا به کار آنها ایمان پیدا کردم و در این انتخابات به خاطر استرسی که داشتم مدام به نتایج این مراکز سر میزدم تا روز مناظره موسوی و احمدی درصد آرا در نظرسنجی 50% احمدی 45% موسوی بود ولی بعد از مناظره آرا احمدی12% رشد کرد و آرا موسوی 10% کاهش یافت و عقیده کارشناسان این بود بدلیل افشاگریهای احمدی و نداشتن برنامه از جانب موسوی این اتفاق رخ داده است.آنها همچنین اعتقاد داشتند که 10% موسوی که کم شده به احمدی پیوستندو 2% کلا از کسانیکه نمی خواستند رای دهند به احمدی پیوستند. مدارک در 4 مرکز نظرسنجی و همچنین آرشیو خبرگزاری فارس موجود است. به طرفداران

ساده

به تمام دوستانی که موسوی را آمریکایی و انگلیسی می دانند: من ترجیح می دم رئیس جمهورم وابسته به آمریکا و انگلیس باشه تا چین و روسیه... چشم هاتونو باز کنید. ببینید آیا شاه بیشتر به آمریکا و انگلیس وابسته بود یا احمدی نژاد به چین و روسیه؟

رضا

دوست عزیز!(ساده) شما اصلا از معنا ی وابستگی اطلاع دارین ؟! یا کلا... همینطوری حرف میزنی واسه خودت؟! این باعث افتخار ماست که چین و روسیه و ترکیه و سوریه و لبنان و... امروز دوستان صمیمی ما هستند... آمریکا امروز از چین وام میگیره! ما به ... وابسته؟! این کشورا همه جا با ما ان... تو سخت ترین شرایط اینا کنار همن...

24 میلیون

بابا تو دیگه کی هستی !! لابد در یکی امزاده ها که داخلش آینه کاری شده خودتو 24 میلیون دیدی !!! یا اینکه طبق فرمولهای جدید ریاضی و آمار حساب کردی ؟!! ژ

شمیم

به دنبال پیدا کردن مقاله ای سر از وبلاگ شما در اوردم . هر چند این روزها رسم شده هر کسی حرفی میزند دست نشانده امریکا و اغتشاش گر و خس و خاشاک خوانده میشود اما شما اقای نویسنده با هر عنوانی که در حد شخصیت شماست از من یاد کنید اما میخواهم بدانم ایا شما این 13 میلیون را دیدید ؟؟؟ ایا فقط شما حق زندگی و ابراز عقیده دارید ؟؟؟ ایا شما که چشم به دهان یکی دوخته اید که تعیین تکلیف کند برای زندگی من و شما به معصومیت این انسان اطمینان دارید ؟؟؟ ایا من اشرف مخلوقات که به عقل برتری یافته ام بر سایر موجودات باید چشم به دهان دیگران بدوزم که مرا به کجا می برند ؟؟؟ موضوع تحقیق من این بود ( ایا اینده چیزی از پیش تعیین شده است یا انچه شما می سازید) متن نوشته شما میگوید اینده ان چیزی است که برای من میسازند اگر این را باور کنیم وای بر ما .....و در اخر هم وطن گرامی ما شما 24 میلیون را دیدیم شما ما را ندیدید اما ضربات چوب . چماق و شکنجه زندان هایتان را با قدرت کامل به رخ ما کشید و نشانمان دادید .سپاسگزارم .

م

سرتان را مقثل کبک در برف کرده اید. افسوس