دسته بندی های سیاه و سپید را قبول ندارم

برادر، نگاه نقادت ستودنی است، و هیچ بعید نمی دانم که در تحلیل هایت، به حقیقت هایی رسیده باشی که خیلی مدعی ها درش مانده اند، اما از ملزومات نگاه موشکاف و نقاد برای یک مومن، وسواس فراوان در قضاوت است. اگر به نتیجه ای می رسی، احتمال بده شاید همه گروه مورد تحلیل در این نتیجه نگنجند، ولو برخی شان چنین باشند. این را، هم در مورد گروه مقابل/مخالف و هم گروه موافق می گویم. به قولی، یک قدم عقب تر بایست، رفقا را هم به دور از ذهن معتقد قبلی نگاهی بینداز، و نارفیقان را هم، یکجا به یک چوب مران. شاید میانشان راستگویی و صدایی از او باشد که حق خواهی و تظلم جویی اش، "سناریو" نباشد.

حقیقتا بعد از خواندن این مطلب خیلی ترسیدم. از اینکه سخنانم از سوی بسیاری از مخاطبان بد فهمیده می شد، می رنجیدم، اما گاه آن را به حساب بی حوصلگی در خواندن مطلب می گذاشتم. بخصوص وقتی مطلبی در ضرورت نگرانی از وجود عناصر نامطلوب در میان اصولگرایان می نوشتم و در نظرها به من فحش داده بودند که چرا اصلاح طلبان را بی رحمانه مورد نقد قرار می دهم!

 اما با خواندن این مطلب، یقین کردم یا اشکال از بیان و قلم من است و یا اشکال از عدم انتقال پیام. یاد استادی افتادم که معتقد بود اصولا چیزی تحت عنوان دیالوگ صورت نمی گیرد، آنچه صادر کننده پیام می خواهد بگوید با فهم دریافت کننده متفاوت است چون دازاین  مشترک نداریم و ... حالا خودت حساب کن اگر به همه این ها یک پیش ذهنیت غلط هم اضافه شود. مثلا اینکه "محمد مهدی اسلامی" حامی احمدی نژاد است یا حامی همه اتفاقاتی است که افتاده است ...

نه!

من همه را در یک دسته بندی سیاه و سفید نمی بینم، میزگردی بود با برخی اساتید، آنجا هم گفتم، ما یک مجموعه ریز مولفه داریم که برآیند آنها یک جریان را می سازد. گاهی آنها را در چپ و راست تقسیم می کردیم، گاهی در اصولگرا و اصلاح طلب، گاهی در احمدی نژادی و ضداحمدی نژاد. اما همواره این دسته بندی ها ناقص بوده است. هم بوده اند گروه هایی که در این دسته ها نمی گنجیدند، هم بوده اند افرادی که بنا به مصالحی یا اهداف مشترکی به صورت اشتراک حداقلی در این گروه ها جمع شده اند. پس نمی توان تفکر و عملکرد یکی را به همه تعمیم داد.

اتفاقا این وسط من خودم نیز مدعی هستم. از همه کسانی که در این مدت مرا مدافع مطلق احمدی نژاد فرض کرده اند چون به مخالفان او انتقاد داشته ام یا چون از برخی عملکردهای او دفاع کرده ام. چون مصلحت ندانسته ام انتقاداتم را علنی کنم، اگرچه گاه نیز کرده ام. حتی گاهی فریاد هم زده ام. من این دوگانه "منتقد" و "حامی" با میزان بودن احمدی نژاد را قبول ندارم. میزان برای من فقط ولی فقیه است. حتی آیت الله العظمی خامنه ای هم نیست؛ "ولی فقیه" است.

من همین جا هم رسما اعلام می کنم، اگر قضاوتی کرده ام، برای کل یک جریان نبوده است. حتی در مصادیق هم شاید گاه، دچار اشتباه شده باشم، اما زمانی که آن را نوشته ام ، به آن باور داشته ام ...

من هرگز مدافعان دو آتشه میرحسین موسوی را که (آنگونه که فهمیده ام) بر اساس فهم غلط از تکلیف خود، برای حفظ نظام، برای حفظ راه شهدا و ... به دفاع از او برخاسته اند را با کسانی که تا اسفند به او فحش می دادند و یک شبه بر اساس تعالیم ماکیاول و برای منافعشان حامی او شدند، در یک گروه قرار نداده و نخواهم داد. به گمان من مثال آنها در تاریخ معاصر، بمثابه دفاع شهید محلاتی از بنی صدر است که بر اساس یک احساس تکلیف بود، هر چند در شناخت آن تکلیف دچار خطا شده بود. امیدوارم که چنین سرانجامی نیز داشته باشند.

----

پ.ن1: ممکن است بگویند نمونه این ادعا کو؟ (+) ،(+) ،(+) ،(+) ،(+) ، (+) ،حتی گاه در مصادیق نیز قضاوت قطعی نکردم، سوال کرده ام، این هرگز به معنی قطعی دانستن جواب سوال نیست. یا حتی گاه تنها یک سند منتشر کردم و قضاوت را برای خواننده گذاشتم: همچون این موارد (+) ،(+)

پ.ن2: از این تذکر و تذکر مشابه دوستان بسیار سپاسگذارم. اگر باز هم به بیراهه رفته ام، نا امید نشوید، از شنیدن استقبال خواهم کرد

/ 12 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی

سلام دوست عزیز ضمن آرزوی قبولی طاعات و عاقبت بخیری برای شما. با مطلب قرآنی «ما و خدا» منتظر تشریف فرمایی و استفاده از نظرات شما در «ثقلین» هستم. موفق باشید

احمد

‫به نظرم گفه او در مورد حضرت عالي اين جوري حرف زدن كمي غير منصفانه س‬ ؛ ‫و البته جواب خوبي داده اي‬. ‫خوبه كه خيلي عصباني نميشي

احمد

به نظرم اگر بخواهيم بر اساس اصول مان اوضاع را بررسي كنيم‬، قطعا حتی شخص آقا جايگاه جدي اي در آن نخواهند داشت‬. اما ‫فكر كنين منتظري ولي فقيه ما بود‬. ‫اون وقت نسبت ما با ولي فقيه چي بود؟!!!‬ ‫قطعا پيروي از چنان فقيهي در حكم جهاد بود!‬ ‫ويژگي هاي شخصي آقا غير قابل انكار و منحصر به فرد است. شايد براي همين باشد كه به راحتي از عملكرد ايشان هم دفاع مي كنيم.

امیرحسین

مرحبا به ناصرنا!حقيقت هماني بود كه نوشتين.در اين دوره زمونه و با اين سرعت زياد رويدادها و گستردگي مباحث و مسائل نميشه يه خط كش گذاشت وسط و باهاش افراد اندازه گيري كرد. معيار همون فرمايش حضرت عليست كه فرمود: إن الحق و الباطل، لا يعرفان بأفدار الرجال. إعرف الحق تعرف أهله و إعرف الباطل تعرف أهله

محتشم

دوره قبل كه لاريجاني نامزد بود، به دفاع از او با دوستان مباحثه ميكرديم تا رسيد به مرحله دوم و از احمدی نژاد حمایت کردم.‬ ‫برخي از دوستان ميگفتن :شما حزب بادي هستين ديدين نامزدتون راي نياورد اومدين اين طرف‬. ‫باهاشون بازگو كردم كه افراد مطلق نيستن و بايتس نسبت اونها به حقيقت شناخت.‬ ‫در سالهاي گذشته هم كه از احمدي ن‍ژاد انتقاد ميكردم براي بعضي ها شگفت انگيز بود كه چرا ازش حمايت كردم و حالا دارم انتقاد ميكنم و تازه در اين دوره هم دفاع ميكنم!‬ حقیقت این است که ما به نقد دوستان عادت نداریم و هر نقدی را از جانب دشمن فرض می کنیم. ‫اين مسئله نقد و نصيحت همون مسئله مهم امر به معروف و نهي از منكره! هر چه قدر اين فريضه احيا بشه روحيه نقد و انتقاد هم تقويت ميشه

ممدسن

به تازه وبلاگ ما هم سر بزنید www.yekjolosh.blogfa.com [گل][ماچ]

مهاجری

سلام. به گمانم راه فلاح و انصاف همین است به شرط آن که در فهم همین راه دچار قرائتهای متفاوت نشویم.

مهدی شیخ

سلام استاد اول ممنون از اینکه شراکت کردید در هدیه. دوم اینکه آفرین! این نوشته ستودنی است. برای چون تویی. مهم ترنی عامل این گفته همین است که اشکال را از قلم و بیان خود دانسته ای. آن هم نه به تعارف و تنها در کلام که به جد و با استدلال سوم اینکه ماها (منظورم از ماها را خوب می فهمی اما گفتنی است که در این نوشته خود را کنار تو حس کردم برای همین راحت می گویم ماها) فکر می کنیم همه از مواضع ما مطلعند. و این را از نوشته ها و گاها گفته هایمان می فهمند. اما اینطور نیست. گاهی لازم است خودمان را برای دیگرانی که نه تنها روبرو که کنار ما هم ایستاده اند تعریف کنیم. اتفاقی که اکنون در این وبلاگ افتاده و در زمانهای خاصی به خصوص مواقع فتنه لارم می نماید. این تعریف خیلی وقتها به خود ما نیز در موضع گیری ها و تصمیم گیری ها کمک می کند. حد اقل چیزی است از جنس ذکر. وقتی آن را یک تذکر به خودمان حساب کنیم. درباره دسته بندی های ناقص که موجب به یک چوب رانده شدن آدمهای متفاوت و طیف گونه در ذهن ها و برچسب خوردن به افراد و بسته شدن ذهن ها درباره آنها می شود قبلا نوشته ام در چای نبات و خوانده ای و کامنت هم گذاشته ای. اما خوش حالم از خ

خون بها

سلام با مطلبی با عنوان «روز «قدس» اشتباه نمی کنیم!» به روز هستم. http://bloodmoney.mihanblog.com/post/29 یا علی

هادی

خیلی دوست دارم بدونم امثال شماها چطور این اتفاقات رو توجیه می کنید ای کاش میشد با هم حرف بزنیم رو در رو