شهید قدوسی اگر بود، کدام فرزند را تایید می کرد؟

به گمان خودم، شماره خوبی شد؛ اما از خانواده شهید، تنها با "حسین قدوسی" توانستم مصاحبه کنم. پیگیری مکرر من برای مصاحبه با دیگر اعضای خانواده موثر نبود. تا آنجا که ناگزیر به استفاده از مصاحبه آرشیوی همسر شهید شدم. این خوی را خوب می شناختم، کسانی که بر سر خوان نام پدر می نشستند و سعی می کردند این سفره را منحصر به خود نمایند. دیگر اعضای خانواده  هم به مرور به آن رضایت می دادند. اما در همه موارد مشابه، تا این حد عدم رغبت به انتشار ویژه نامه ای درباره پدر را ندیده بودم. پس از کلی توضیح درباره سوابق نشریه، دادن نمونه هایی که بیانگر گستره مصاحبه شوندگان از همه جناح های سیاسی بود و .... دروغ است اگر بگویم هیچ همکاری نکرد، اما بجز مصاحبه خودش - که در مواردی گمان کردم چهره پدر را سیاه نمایی می کند، آنقدر که صدای ویراستار نشریه نیز درآمد که اینها تعریف است یا گلایه - و دادن چند عکس پس از پیگیری های مکرر هیچ همکاری دیگری نکرد.
در دیدار حضوری برای مصاحبه هم، گلایه هایی از دولت کرد. هرچند این فراز از مصاحبه اش با شهروند امروز را خوب به یاد داشتم که «زمانی که آقای احمدی‌نژاد شهردار شدند در سال 1383، دفتر ما را که شهرداری به ما داده بود، بازپس گرفتند. البته مساله ما با شهرداری نبود و مخالفان ما طیف وسیعی بودند که به شهرداری فشار می‌آوردند تا آن دفتر را از ما بگیرد.» و می دانستم که از احمدی نژاد دل چرکین است.
2. مدرسه منتظریه یا مطابق آنچه مشهور است مدرسه حقانی، از سال 1341 شمسی به همت مرحوم حقانی و با کمک آیت الله میلانی و کوشش جمعی از فضلای حوزه تاسیس شد. اوج پیشرفت علمی این مدرسه در زمانی است که مدیریت آن را شهید آیت الله علی قدوسی و هدایت علمی آن را شهید آیت الله محمدحسین بهشتی بر عهده داشتند. تدریس علوم جدید در کنار دروس متداول و نیز برنامه های مدون نوین، از ویژگی های منحصر به فرد مدرسه حقانی در آن روزگار است که طلابی منحصر به فرد تربیت کرده است. طلبه های این مدرسه از آنجا که هم به علوم قدیم و هم جدید آشنایی داشتند، در ابتدای انقلاب که نیاز به متخصص متعهد یک معضل بود، به سرعت در بدنه اجرایی وارد شدند. برخی از آنها توسط شهید قدوسی و برخی توسط شهید بهشتی و برخی به معرفی آنها. آنها نیز مثل دیگر افراد، در معرض آزمایش ها قرار گرفتند و ریزش و رویش داشتند. اما همچنان حلقه ای دوستانه تشکیل می دهند که گرایش های مختلف سیاسی در میانشان وجود دارد. آنگونه که از مصاحبه محمد حسین قدوسی و شاگردان آن شهید فهمیدم، آن شهید شاگردان خود را تا حد فرزندان دوست داشته است و حتی پس از اخراج یک طلبه خاطی خود گریه می کرده است، همچون گریه پدر برای فرزند خاطی. شاید همان قدر که محمد حسین می تواند ادعا کند که تربیت شده آن شهید است - حتی شاید بیشتر – شاگردان مدرسه نیز چنین حقی دارند. برخی از چهره های شناخته شده تر آنها رییسی ، روح‌الله حسینیان ،  فلاحیان، محسنی اژه‌ای، پورمحمدی، یونسی،  نواب ، مبشری، علی جنتی، حسینعلی نیری، علی سعیدی شاهرودی، رامندی و ... هستند.
3. یکی از مظلوم ترین شهدای انقلاب آیت الله قدوسی است. فردی که با کادرسازی خود، بخش های مختلفی از اداره کشور مدیون صدقات جاریات او است. اما یکی از شهدایی است که کمتر رسانه ای شده است. اینکه علت این امر، خصلت های فرزند او است یا چهره قضایی و امنیتی داشتن فرزندان معنویش ، چندان مهم نیست؛ مهم آن است که با همه این تفاصیل، سالی یکبار در مراسم سالگرد او، هم نام و یادش زنده نگه داشته می شد و هم شاگردانش از شیوه های او سخن می گفتند. این فرصت محدود نیز امسال توسط فرزند او به بهانه های سیاسی گرفته شد. شاید یکی از علل اصلی لغو این مراسم، ترکیب شاگردان حاضر در مراسم بود که به مذاق "محمد حسین" چندان خوش نمی آمد. اینکه اگر او بود این روزها چگونه برخورد می کرد، امری است که حقیقتا نمی دانم. اما زمانی که شاگردان او را دیدم ، متوجه شدم که پس از سه دهه، همچنان تعالیم استاد خویش را پیش چشم دارند. با این وصف چندان بعید نمی دانم که اگر شهید قدوسی نیز زنده بود، همچون دیگر استاد مدرسه حقانی، آیت الله خزعلی، بیانیه ای در محکوم نمودن رفتار سیاسی فرزند صلبی خود و در حمایت از فرزندان معنویش صادر می کرد.
یک نکته زیبا از بیانیه لغو مراسم را یادم رفت اشاره کنم. بیانیه 2 امضا داشت، اول بیت شهید قدوسی، که در بند اول توضیح دادم و دوم بنیاد شهید قدوسی که مدیر آن همان محمد حسین قدوسی است که ذکر پیشتر رفت.

---

پ.ن: مصاحبه ای خواندنی با یکی از معاونین شهید قدوسی

/ 26 نظر / 128 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مملی

توصیه میکنم کتاب" بابای دارا و بابای ندار"را بخوانید. موضوع مدیریتی است ولی تعمیم پذیر هم هست. در زبان ترکی مثلی است که میگه " اوتدن کول , کولدن اوت " یعنی از اتش خاکستر ودرزیرخاکستر اتش بجا می ماند. حالا حکایت این اقازاده ها شده . قبل از انقلاب به علت مبارزه پدر خوب تربیت نشده وبعد ازانقلاب هم در وفور نعمت لوس شدند. حالا بدون هیچ درد و رنجی خودرا معیار درستی وغلطی راه انقلاب دانسته ومدعی هستند. پس تئوری ولایت فقیه که از طرف پدرانتان مطرح شد ,کجا رفت؟ ولایت فقیه یک شخص نیست , بلکه یک عقیده, راه و مشی اساسی است . باافراد متزلزل نمیشود. امام امت(ره) فرمودند: پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما اسیبی نرسد. نفرمودند پشتیبان من باشید. عقلا و نقلا و منطقا ولایت رسول الله(ص) با ولایت علی(ع) کوچکترین تفاوتی ندارد . اگر غیر ازاین باشد بنظرم تئوری ناقصی می باشد.ولایت الهی با ضوابطش و همچنین با مقدماتش درولایت فقیه جاری وساری است. "اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا"

سرباز صفر

بسم الله سلام بهش گفتم تو چرا ؟ تو که آدم حسابی بودی ! تو چرا این بیانیه حمایت از آقای چیز رو امضا کردی و گفتید ما فرزندان شهدا ... گفت : مهندس ها حق امضا دارند ، خوب ما هم نفری 5 میلیون دادند ، امضا کردیم ... به روزم با "بستنی میهن و ولایتمداری مسئولان" ی ا ح ق م د د ن ا

باقری

سلام برشما انشاالله همیشه موفق باشید در پاسخ باید عرض کنم شکسته نفسی فرمودید. حقیر از شما تقاضای دعا دارم. امید وارم فراموشم نفرمایید.

سید محسن

با سلام من از این نوشته زیاد سر درنیاوردم هم سر ایشان گویا فرزند علامه هستند و لابد دلیلی داشته اند که با شما مصاحبه نکرده اند قبلن در مجله ی جامعه الزهرا مصاحبه ای از ایشان خوانده ام در مورد آقا زاده گی هم نمی شود اظهار نظر کرد تا مصداق آن را ندید

سیروس

سلام اقا مهدي لطف كرديد سر زديد ! تقسير از بازماندگان شهداي بزرگوار نيست . مقصر اصلي خود ما هستيم كه چشممان را باز كنيم و نگذاريم منافقين و نهضت ازاديها و ديگر دشمنان نظام قاب بازماندگان اين عزيزان را بدزدند و بناي فكري شان را بر اساس تفكرات منحط خود بنا نهند. و به قولي آنها جذب خود كنند ! تشكر

خوب بنگر

يقين دارم مزدور خوبي مي شوي. ببخشيد همين الان هم هستي.

علی

سلام دوست عزیز. می خواستم نظرت را درباره ی مواضع نوه ی امام، فرندان مرحوم بهشتی،مطهری، خواهر و همسران شهیدان باکری، همسر شهید همت، دیگر خانواده های شهدا و خیلی دیگر از افرادی بپرسم که برای ین انقالاب زحمت کشیدند و امروز انگ نفاق بهشان چسبانده اند. به عقیده ی من امکان ندارد همگی با هم منحرف شده باشند. می خواستم صریحانه بپرسم شما معتقدید این افراد از راه راست خارج شدند یا انتقادهای بعضاً تند آنها از نظر شما هم وارد است. من فکر می کنم خواندن این رنجنامه ها(مخصوصاً نامه ی خواهر شهیدان باکری) هر وجدان بیداری را آزار می دهد. شما که خبرنگارید به وجدان و صداقت باید توجه بیشتری داشته باشید

با نام خدا سلام 1 بار می گویید"مشکل از همسر ایشان نبود، از عدم برقراری ارتباط توسط فرزند بود " و بار دیگر که به نوشته تان رجوع می کنم این را می بینم: از خانواده شهید، تنها با "حسین قدوسی" توانستم مصاحبه کنم. و پیگیری مکرر من برای مصاحبه با دیگر اعضای خانواده موثر نبود. تا جایی که می دانم هم سر هم جزیی از خانواده است، با شما مصاحبه نکرده است؟ شاید حالشان خوب نبوده - یا هزار چیز دیگر در هرچال متنتان بس یار مبهم است و هزار سویه 2 - در مورد آقازاده گی با شما هم رایم، به شرطی که این قدر که به آقازاده های مخالفتان گیر می دهید؛ می دهید راستی؟؟ به این طرف و آقای یزدی و مقتدایی و واعظ طبسی و ووو هم نگاهکی بیندازید ورنه؛ حرفهای حقتان -با پوزش- پشیزی ارزش ندارد؛ که الاعمال بالنیات

ملک زاد

سلام علیکم جناب آقای اسلامی عزیز/ دارم کتاب زندگی نامه شهید آیت الله علی قدوسی را مطالعه میکنم به ایشان علاقه مندم ومطالب شمارامیخوانم مطالعات زیادی درموردبزرگان شهداوخانواده هایشان داشتم مصاحبه ای از همسرمرحوم آیت الله قدوسی خواندم که آنقدرزیبابود که چندبارآنرا مطالعه کردم وحتابه همسرم سفارش کردم آنرابخواندبسیارزیبابودعجب انسانهای باتقوایی بعیدنمیدانم این شیرزن واسوه درصورت اشتباهات فرزندش به آنهاتذکرات جدی بدهدبه هرحال دوباره برگشتم خدادرسفرهایی که میروی حافظت باشدمخصوصن باتوبولوف!

میثم

مطمئن باش اگرشهیدقدوسی زنده بود ازنظرشما همسو با سران فتنه میشد. زندانهای شما و بازجوییهای شما و ظلم و تجاوزی که به مخالفان خودکرده اید روی شمر و یزید را سفید کرده اید. حال چگونه دم از قرابتان و قرابت جنتی ها و اژه ای ها و ..... با شهید قدوسی و افکارش میزنید؟ همسر شهید قدوسی و فرزندانش همگی از شما و افکار یزیدی صفت شما و بزرگانتان همواره برائت جسته اند و شکرخدا با مردم بوده اند و شریک غمها و دردهایشان از بیداد زمانه