آیا ریشه منافقین جدید خشکید؟

آیا ریشه منافقین جدید خشکید؟

این روزها، شناسایی منافقین جدید یکی از نگرانی وفاداران به انقلاب است؛ چه آنکه منافق اصلی ترین سرباز جنگ نرم است. در جنگ سخت یا نبرد نظامی، دشمن با شمشیر آخته در برابر می ایستد اما در جنگ نرم، یاران دشمن در میان صفوف خودی تظاهر به همرنگی می کنند. این امر البته اختصاص به جامعه ما ندارد و در انقلاب های مخملی، همواره عامل اصلی یکی از چهره های درون آن نظام بوده است. عنصری که در ادبیات دینی آنرا منافق می نامیم. جریان نفاق کسانی هستند بین مومنین صف آرایی کرده اند اما پنهانی قلب شان با دشمن است. گاه با آنها رابطه مخفیانه دارند و گاه این رابطه تا حد هماهنگی در عمل تقلیل می یابد.

این روزها سخن از «نفاق جدید» در رسانه های اصولگرا و بررسی آنها بسیار گردیده است، اما متاسفانه محدود به فتنه گران اخیر می گردد.  اینکه خداوند وعده آزمایش داده است تا مخلصین از منافقین شناخته شوند؛ امری است یقینی. خداوند در افشا منافق در آیه 179 سوره ی آل عمران می فرماید: «خداوند هرگز مومنان را بدین حال کنونی که بر آنید وانگذارد تا آنکه (با آزمایش خود) بدسرشت را از پاک گوهر جدا کند...» طبق این آیه منافق بالاخره رسوا می شود و همیشه نمی تواند چهره ی خبیث خود را مخفی نگه دارند «...حتی یمیز الخبیث من الطیب» سنت الهی است.  اما آیا همه منافقین در آزمایش اخیر شناخته شده اند؟ اینکه به وصیت نامه شهید لاجوردی استناد کنیم و مصدایقش را هم مصادیق سوخته شده فرض نماییم، از این جهت که راه بازگشت عناصر نفاق را ببندیم خوب است اما یک خسران بزرگ است و آن عدم فهم هشدار او. نفاق در جایی معنا می یابد که عنصر دشمن ناگزیر به همرنگی با جریان ما باشد، پس تا زمانی که حکومت اسلامی برقرار است، باید نگران نفوذ نفاق بود. در قرآن 35 بار کلمه نفاق ذکر شده است که 34 مورد آن در سوره های مدنی است. چون مسلمانان در مدینه صاحب قدرت و حکومت بودند و زمینه نفاق هم در چنین شرایطی بالفعل است. نفاق مکی نیز حاصل خبر احبار یهود بود که از عالم گیر شدن و حکومت پیامبر (صلی الله علیه و آله) خبر داده بودند. به عبارت دیگر نفاق امری است معطوف به قدرت.

اینجا است که شهید لاجوردی به خانواده اش هشدار می دهد: «بهوش باشید مبادا که فریب تایید و تکریمهای ریاکارانه این منافقان جدا از دین را بخورید . چه بسا با ظاهری چاکرانه و دلسوزانه به سراغتان بیایند و خود را چنان حزب اللهی جا بزنند که سلمانها و ابوذرها را جرئت لحظه ای هم لباسی و همشکلی با آنان نباشد !» نفاق سبب می گردد که با زبانی عوام فریبانه حرف های زیبا می زنند ولی در مواضع سیاسی اجتماعی خود خلاف آن رفتار می کنند. در نهج البلاغه امیرالمومنین علیه اسلام می فرمایند: پیامبرخدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به من فرمود: من بر امت خود نه از مؤمن نگرانم و نه نگران مشرکان هستم؛ زیرا مؤمن را خداوند به سبب ایمانش حفظ می‏کند. (مؤمن در حریم ایمان خویش مصونیت الهی دارد.) و مشرک را به سبب شرکش ریشه کن می‏نماید. اما نگرانی من فقط از منافقی است که درونی دو چهره و زبانی عالمانه دارد، گفتار و شعارش مطابق ارزش‏های شناخته شده شما می‏باشد، اما اعمالش با ضد ارزش‏ها ـ که شما آن‏ها را نمی‏پسندید.

اما این هشدار زمانی جدی تر می گردد که به یاد بیاوریم در ابتدای انقلاب و زمان مواجهه نظام با منافقین، عناصر نفاق سعی در نفوذ در عملیات های ضد منافقین داشتند. حضور عناصری همچون جواد قدیری و مسعود کشمیری در جلسات برنامه ریزی و همچنین میدان برخورد با سازمان مجاهدین خلق نشان دهنده تلاش دشمن برای نفوذ در نقاطی است که آسیب پذیری خود را کمتر نماید و شکاف را در میان انقلابیون افزایش دهد. آنچنان که قرآن کریم هشدار داده است یکی از مهمترین خواسته منافقین ایجاد تفرقه و تشتت در صفوف مسلمین است.

منافق الزاما در همه منافع نیز با دشمن همسو نیست. کار منافق همین است که به دنبال مخالفین می‏گردد و اگر در تمام جهات با او قدر مشترک نداشته باشد، به همان مقدار که وجود مشترک موجود است، همکاری، بلکه اطاعت می‏کند . منافقان در مدینه نیز به کسانی که از نزول وحی الهی به پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم) اسلام ناراحت‏بودند، گفتند: ما در بعضی از امور از شما پیروی می‏کنیم‏ (سوره محمد آیه 26)  خداوند در پایان آیه منافقان را با عبارتی کوتاه تهدید می‏کند و می‏فرماید: «خداوند مخفی کاریها و اسرار آنها را می‏داند» . هم از کفر باطنی آنها و نفاقشان آگاه است و هم از توطئه چینیها با کمک یهود، و به موقع آنها را مجازات خواهد کرد .

در فتنه اخیر نیز باید نگران حضور  عناصر نفوذی دشمن در میان صفوف خودی در این جنگ نرم بود. کسانی که گاه حاضرند حتی فرماندهی برخورد با دشمن را در دست بگیرند اما مسیر برخورد را منحرف کنند تا کمترین آسیب بر دشمن وارد گردد و یا حتی زمینه سوء استفاده او مهیا شود. مبادا اشتغال این روزهای ما به افشای توطئه های منافقین جدید، سبب غفلت از عناصر فرصت طلبی شود که به اسم اصولگرایی در حال برنامه ریزی برای ریشه کنی آن هستند.

این هشدار به معنای ضرورت حذف فیزیکی یا حذف کامل اجتماعی منافقین نیست. درباره چگونگی سیره پیامبر و امامان در مواجهه با منافقین نشان می دهد تا زمانی که در برابر حکومت اسلام دست به شمشیر نبردند، با آنها برخورد سخت نکردند. حتی گاه پرچم سپاه اسلام را به دست سرکرده منافقین دادند تا در عمل به مردم واقعیت آنها نمایانده شود. سیره امام راحل نیز چنین بوده است. اما شناسایی نفاق و پیشگیری از عمل خیانت بار او امری است که هم واجب است و هم نیاز به تدبیر دارد. اینک نیز در باره منافقین جدید - هر کدام که دستشان به جنایت آلوده نیست و در توطئه آشکار بر علیه حکومت اقدام نکرده است - هوشیاری و مراقبت و عدم سپردن امور به آنها باید مورد توجه قرار گیرد و درباره آنها که مرتکب جرم شده اند نیز طبیعتا باید انتظار داشت قانون تصمیم بگیرد.

همچنین این هشدار به معنای گسترش نگاه بدبینی و تشدید برچسب زنی بر یکدیگر نیست؛ بلکه به نظر می رسد باید در برابر مواردی که هوشیاری می طلبد، چشم نبست. آن روز نیز اگر در موارد متعددی که از کشمیری گزارش هایی برای مسئولان مربوطه ارسال شده بود، با دیده اغماض به آنها نگریسته نمی شد، او هیچ گاه به مرحله انفجار نخست وزیری دست نمی یافت.

/ 25 نظر / 112 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سهیلا

خودمان را گول نزنیم!!! امروز بستن عناوینی نظیر منافق به افرادی نظیر موسوی حرکت بسیار شرم آوری است همچنین اضافه کردن افرادی که که او رای دادند در زمره منافقین تنها باعث به سخره گرفتن حیثیت نظام است زیرا عاقلان می پرسند چگونه در حکومت مدعی اسلام گرایی بعد از 30 سال بیش از 13 میلیون منافق پرورش یافته است اکنون و در این شرایط بحرانی باید صبور باشیم و از توهین های هتاکانه به افراد و چهره ها بپرهیزیم و فراموش نکنیم که جرقه این فتنه ها چیزی نبود مگر صدور حکم رئیس جمهور کشور در مناظره با موسوی و ایشان با این عمل خود ارزش حقیقی ضرب المثل "هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد" را به نمایش گذاشتند. پس بهتر است از اشتباهات گذشته خود درس بگیرید.

عبدالله

سئوال ومطلب خوبی عنوان کردید . برای رسیدن به جواب بهتر اول دوست رااز دشمن تشخیص دهیم بعد منافق واقعی را بشناسیم . ازشماسئوال می کنم چراهرکس بادولت مخالف شدمامی گیم آمریکائی؟ آمریکائی کیست ؟ ازشماورفقای شما می پرسم چراتمام یاران امام طلحه وزبیر معرفی می شوند ؟؟؟ آیاانتخاب امام اشتباه بوده ویااینکه موجی آمده است از خانواده ی امام تا یار دیرینه امام طلحه زبیر شدند؟؟ الان می توایم علی (ع)رااز ابوبکر تشخیص دهیم ؟ کمی به گذشته برویم چه کسانی در بحرانها یاور انقلاب بودند وآبرو گذاشتند ؟ تاکی می خواهیم چشم وگوش خودرا ببندیم و واقعیت رابه مصلحت ترجیح دهیم ؟؟ تاکی امثال مشائی . خانم رجبی . آقای مصباح می توانند واقعیت راوارونه جلوه دهند ماکه امثال مصباح ..رادر بحرانهای انقلاب و جنگ یادمان است .

سید

آقا عبد الله باور کرده ای که همه یاران امام در یک گروه هستند؟ نام های جنتی ، مومن ، یزدی ، مهدوی کنی، عسگراولادی ، ولایتی، رئیسی، موحدی کرمانی، رحیمیان و ... را در صحیفه نور جستجو کن ببین چند بار است و نام خیلی از کسانی که شما مدعی هستید یاران امام هستند چند بار.

مهدی

موسوی فرزند زهراست. و قیام حسین راه ما و میثاق ما با اسلام .آیا نباید علیه یزیدیان زمان شورید؟آیا نباید به خونخواهی و عدالتخواهی دست فاسدان و ظالمان را از اسلام کوتاه کرد؟زنهار که ما را جز تمسک به مکتب عاشورا گزیری نیست.و معلم ما حسین بن علی است که جان در کف نهاد و رایت بلند دادخواهی و مبارزه با ظلم را برافراشت. یزید هم ولی امر مسلمین جهان و امیرالمومنین بود و ما خوب می دانیم و به رسالت تارخی خود عمل خواهیم کرد.مکتب عاشورا را از ماتم گساری و طبالی و شیپور زنی و مداحی میلیونها تومانی به لایه های بنیان کن اجتماع خواهیم کشاند و سلطنت ظلم را که به نام اسلام ستم می کند را خواهیم شکست.الهی من لی غیرک..یا الله یا الله یا الله...

عبدالله

ازاینکه جواب دادی ممنون ولی واقعا خودتان به این نوشته ها ایمان داری مسئله جنگ وادامه آن مشخص است چراامام دردو مقطع اززمانهای حساس جنگ درسال 64 آقای هاشمی را فرمانده جنگ ایران وعراق نمود ودر سال 67 یا66که بایدبرای جنگ تصمیم گرفته می شد ایشان راجانشین فرماندهی کل قوا نمودند عملکرد ستادبسیج اقتصادی درزمان خود ودرآن زمان مناسب بود اگراینکار نمی شد آقایانی که امروز کارخانجات شکررابه تعطیلی کشاندند پوست ازسرمردم می کندند فکر کردی چرا احمدی نژاد خودراباهاشمی مقایسه می کند ؟ زیرا اربابان ایشان باید انتقام اعتمادهای امام رااز آقای هاشمی بگیرندوستونهای قدرت خودرامستحکم کنند اینرا بدانید بعداز آقای عاشمی نوبت مقام معظم رهبری است هرچندتخریب ایشان هم شروع شده است پس مراقب باشیم جایگاه ولایت فقیه وشخص آقای خامنه ای لطمه نخورد.

عبدالله

صحیفه نور درست است ماکه خودمان درآن زمان بودیم چرااینقدر تاریخ را می خواهید به نفع جناح خود بنویسید . این آقایان امروزی درکجای صحیفه ی نور شماجادارند ؟ در آن زمان این حضرات که همه یاران امام را طلحه وزبیر می دانند کجا بودند وخدماتشان به انقلاب وجنگ کجا ثبت شده است ؟ ضمنا دیکته ننوشته غلط ندارد . نهایت اینکه درزمان بسیج اقتصادی ریس جمهور مقام معظم رهبری بودند . شرایط جنگ وپایان آن راشماشاید ندانید زیرا ریسان شمادرجنگ نبودند و فقط از پشت جبهه نظاره گر بودند ویادر واحدهای پشتیبانی در سطح گردان ویا حداکثر تیپ خدمت می کردند آنهم درزمان کوتاه منظورم آقای احمدی نژاد است وحالا شمااین آدم را باکی می توانی مقایسه کنی البته اگر اهل جبهه باشی می دانی امثال احمدی نژادازنظراطلاعات جنگی در حد صفر هستند.

مهدی

آقای اسلامی عزیز به روی چشم سعی می کنم از خوارج نباشم ان شاءالله....اما عرض بنده این است که( این جمهوری اسلامی هرچه بود و هست)،این قیصریه به خاطر یک دستمال کثیف به آتش کشیده شد.کاش به خاطر یک حلال زاده به آتش کشیده میشد تا نمی سوختیم ...ای وای از خون شهیدان ای وای...

عبدالله

جواب ندادی واقعاهنوزباورنداری منافق کیست ؟ وجاه طلب کیست ؟ چراباوجود کتابهای همچون صحیفه نور وتاریخ زنده تاریخ راوارونه جلوه می دهید ؟؟چرانباید فکرکنم چه شده است تمام یاران امام طلحه معرفی می شوند اینرابدان این آقایان مقام معظم رهبری را ضعیف کرده و همین روزها ایشان رادرآماج حملات خود قرار خواهنددادزیرااینها نه رهبررامی خواهندونه هاشمی را پس بیشتردرنوشته ها وتبلیغات دقت کنیم. تمام

لیلا

در كشور افتخار بود احمدي نژاد/ حق را هميشه يار بود احمدي نژاد/ پركارتر از او نبود كس در اين مقام/ زيرا كه مرد كار بود احمدي نژاد/ "هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق"/ مجذوب عشق يار بود احمدي نژاد/ دنيا ز عزم و همت او در تحير است/ چون كوه،استوار بود احمدي نژاد/ اسلام كي موافق بي بند و باري است؟/ والله دين مدار بود احمدي نژاد/ تبليغ او بود عمل چهارساله اش/ محبوب هر ديار بود احمدي نژاد/ پوشيده از كسي نبود مال و ثروتش/ شفاف و آشكار بود احمدي نژاد/ با دشمنان دين،سر تسليم ازو مخواه/ تسليم هشت و چهار بود احمدي نژاد/ ناچار ماند گر كه يكي از هزار گفت/ از كينه بر كنار بود احمدي نژاد/ از او نديد هيچ كسي كينه و دروغ/ با صدق همجوار بود احمدي نژاد/ پست و مقام،زندگيش را عوض نكرد/ زيرا كه خاكسار بود احمدي نژاد/ در يك صفند در نظرش شهر و روستا/ با عدل رهسپار بود احمدي نژاد/ ديدي زبان او به ژنو قدرت آفريد؟/ گويي كه ذوالفقار بود احمدي نژاد/ چون راه او مبيّن راه ولايت است/ داراي اعتبار بود احمدي نژاد/ فصل بهار گفت شكوهي گر اين رديف/ كز بهر او بهار بود احمدي تژاد/

حمید

بی شرف!