نگاهی دوباره بر پیام دوم خرداد

در متن حکم تنفیذ سید محمد خاتمی نیز مفهوم "خدمت به مردم" بار دیگر مورد تاکید رهبر فرزانه انقلاب قرار گرفت که از رییس جمهور و حامیانش خواستند " این فرصت ارزشمند را که مانند همه چیز جهان، گذرا و تمام شدنى است، مغتنم شمارند و به قدر همه‏ى وسع و توان خود، به این ملت عزیز و صمیمى و هوشمند خدمت کنند... اقشار ضعیف مردم که شامل صادق‏ترین و فداکارترین یاوران انقلاب در روزهاى دشوار بوده‏اند و خواهند بود، همچنان نیازمند توجه و کار و اهتمام ویژه و طولانیند. و وظیفه‏ى اهم جناب‏عالى و همکارانتان، رسیدگى و علاج‏جویى براى آنان و مجاهدت در راه استقرار عدالت اجتماعى است."
اما این مهم در طول 8 سال قدرت جناح دوم خرداد مورد غفلتی شدید قرار گرفت. تا آنجا که در پاسخ به انتقاد رسانه هایی که از بی توجهی دولت به عدالت اجتماعی و معیشت مردم سخن می گفتند؛ آنها را متهم به بسیج کردن "لشگر قابلمه به دست ها" کرده و از درک نکردن "پیام دوم خرداد" توسط کسانی که تلاش می کردند آنها را با شعار هایی همچون "خشونت طلب" به حاشیه برانند سخن گفتند.
این غفلت تا آنجا ادامه یافت که مسیر کمال کشور تنها در "تنش زدایی" با غرب و "گفتگوی تمدنها" دنبال شد و "عدالت اجتماعی" شعاری منسوخ شده و متعلق به تفکرات کمونیستی تلقی گردید. فرصت چهارساله دوم خرداد بسیار زود به پایان رسید و مردم بار دیگر فرصت خدمت را برای خاتمی و یارانش در خرداد سال 1380 تمدید کردند، اما چهار سال دوم نیز با همان رویه به پایان رسید.
مردم بار دیگر با حضوری حماسی در سوم تیر 1384 به میدان آمدند و این بار فردی را انتخاب نمودند که اصلی ترین شعارهای او "خدمت به مردم" و "عدالت اجتماعی" بود. این انتخاب به خوبی اثبات کرد که کاملترین دریافت از پیام دوم خرداد از آن رهبری بوده است و کسانی که با ادعای حمایت از خاتمی او را از دنبال نمودن این پیام دور کردند اصلی ترین عاملان شکست او بودند. شکستی که در عدم اعتماد مردم به نامزد مورد حمایت خاتمی در انتخابات های پس از پایان دوره او بارها تجلی یافته است؛ تا آنجا که اصلاح طلبان ناگزیر به حذف عبارت "یاران خاتمی" در مرحله دوم انتخابات مجلس شورای اسلامی شدند تا چشم بر عدم اعتماد مردم به خاتمی ببندند.
امروز می توان گفت آنچه جبهه دوم خرداد را به سقوط کشاند، از جمله همین بود که دشمنان دوست نما بر منتقدین دلسوز رجحان یافتند و تمجید کاذب غرب از آنچه آنرا "توسعه سیاسی" نامیده بودند از "خدمت به مردم" مطلوب تر گشت و با نشنیدن پیام واقعی مردم کار دوم خرداد به قهقرا کشید.

/ 10 نظر / 23 بازدید
کلاشینکف

علاقه دارم بهت حاجی اسلامی! ده سال بعد می شی بادامچیان موتلفه، باید بیاییم باهات مصاحبه کنیم ! زنبیل ما رو بذار از الان توی صف! یاعلی

محمد سعادت

اين پاسخ را براي سايت نوروز نيوز ارسال نمودم ولي متاسفانه از استفاده ان خودداري نمودند اميدوارم حداقل شما از اين مطلب استفاده نماييد http://norooznews.ir/news/7132.php ظاهراً نويسنده محترم گزارش «پروژه‌اي ديگر براي مقابله با خاتمي» از حكم دادگاه و روند دادرسي و بطور كلي فتنه 18 تير بي‌اطلاع بوده و يا خود را به تجاهل مي زند زيرا من به عنوان يك جوان كه علاقه‌مند پيگيري موضوع حمله به كوي دانشگاه بودم موضوعات زير را دريافتم كه بمنظور اداي دين و وظيفه شرعي به برخي از يافته‌هايم اشاره مي نمايم شايد خداوند ما را از خواب غفلت بيدار كند انشاءا...: دانشجويي كه كور شده بود و در دادگاه حضور پيدا كرد سه روز بعد از حادثه كوي دانشگاه و در اغتشاشات بعد از آن و نه در كوي دانشگاه مجروح شده بود و تنها دليل حضورش در دادگاه تحريك عواطف پاك مردم و فريب آنها بود كه البته ديه مناسبي هم به دليل حضور در اغتشاشات مذكوردريافت نمود.!؟ تعداد افراد ديه بگير دادگاه بيش از يك نفر بود كه نويسنده فقط از يكي از آنها مطلع گرديده و ساير باصطلاح مجروحين و صدمه ديدگان را فراموش نموده است. دستور شليك هم توسط رئيس جمهور وقت آ

محمد سعادت

دستور شليك هم توسط رئيس جمهور وقت آقاي خاتمي حدوداً دو يا سه روز بعد از حادثه كوي دانشگاه صادر شد كه سردار نظري با درايت و دور انديشي خود اجازه شليك حتي يك گلوله در طول يك هفته اغتشاش را به نيروهاي تحت امرش نداد كه ايشان در برخي از مصاحبه‌هاي خوداظهار نمودند كه : كنترل فتنه 18 تير بدون شليك حتي يك گلوله از سوي نيروهاي انتظامي و البته پس از دستور تير آقاي خاتمي يكي از افتخاراتش بوده، كه اگر غير از اين بود در خيابانهاي تهران جوي خون راه مي‌افتاد.

محمد سعادت

ادامه بالا البته با خواندن مطلب موصوف خيلي خوشحال شدم چون پس از گذشت حدود ده سال از آن حادثه اولين بار بود كه حاميان اغتشاشگران، كمي به حقيقت نزديكتر شده‌اند، زيرا از شايعاتي مانند كشته شدن دانشجويان(50 نفر) و ادعاي تحويل جنازه آنان (ليست منتشره دفتر تحكيم وحدت كه در دادگاه نظامي نيز چند تن از آنها به عنوان شاكي حضور داشتند)و پرتاب شدن دانشجويان از چهار طبقه كوي (ساختمانهاي كوي سه طبقه است و البته تنها مدعي پرتاب علاوه بر زنده ماندن، پناهنده به يكي از كشورهاي اروپايي شده) وهمانطور كه در روزنامه‌هاي خود منتشر كرده و در تريبون‌هاي تبليغاتي با انگيزه تحريك و فريب عواطف عمومي اظهار نموده بودند، دست برداشته و كمي عقب‌‌تر رفته‌اند. شايد گذشت زمان و اثبات برائت از اتهامات وارده از افراد مطرح در پروژه ولايت زدايي و كودتاي 18 تير، باعث شده كه جرات بازگويي ادعاهاي قبلي از مدعيان دروغين گرفته شده باشد.

محمد سعادت

اما جاي بسي تاسف است كه آقايان متوجه نيستند كه با بيان اظهارات مشابه حتي گفته‌هاي آقاي خاتمي (كه سنگش را بر سينه مي زنند و دايه هواداري از وي را دارند) زير سئوال برده‌اند، زيرا در بخشي از دستورات اجراء نشده وي در دوران رياست جمهوريش كه در مجلس نيز قرائت شد، آمده: «سابقه سردار نظری روشن و درخشان است و هیچ مساله ای نباید باعث خدشه دار شدن این سابقه شود.. من هم معتقدم آنطور كه باید و شاید ادای حق نشد. اما این امر به هیچ وجه به معنی تقصیر و گناه سردار نظری نیست و ما باید رای دادگاه در مورد ایشان را مورد احترام قرار دهیم و اگر حرفی هست این است كه می بایست به دنبال مقصران اصلی یا قاصران بگردیم.

محمد سعادت

من اگر جفایی که به شخص ایشان شده متاثرم .. اگر حقی ضایع شده است ما موظفیم آن را اعاده كنیم ولو اینكه دیگران پایمال كننده آن باشند. ( نامه شماره 1981- 80 /م مورخ 29/3/80 ) با توجه به اظهار نظر شفاف آقاي خاتمي در خصوص سردار نظري، در حقيقت شما باعث تخريب رئيس جمهور سابق هستيد نه قرائت نتيجه يك تحقيق قانونمند بر اساس قوانيني كه خود مدعي اجراي آْن مي باشيد. باز هم عوام فريبي به روش روشنفكرانه!؟ آقاي خاتمي مي بايست به دعوت مناظره آقاي نظري پاسخ مثبت مي‌داد، زيرا اگر حق با اوست كه در مناظره حاضر شده و با پاسخ‌هاي قاطع خود جوابگو رفتار و عملكرد درست و غلط خود بوده و معناي واقعي دمكراسي شعاري خود را در عمل به دنياي سياست اعلام مي نمود. البته روش فعلي يعني تخطئه سردار نظري و حكم كميسيون راه مناسبي براي فرار از پاسخگوئي دولتي كه دايه پاسخگويي داشت، نيست. خبرنگاران سئوال كردند ده سال سكوت به چه معناست؟ چه فريادي بلندتر از شكايت در كميسون اصل نود كه طبق اظهارات خودتان نتيجه‌اي جز شش سال مسكوت ماندن نداشت.

محمد سعادت

چرا به قرائت حكمي كه عدالت محوري حكومت را بيان مي‌كند، مدعيان قانونمندي اعتراض مي‌كنند و به آن اعتراضات كه البته به آن پررنگي هم كه ابراز شده نبوده، مهر تاييد مي زنند؟

ابراهیم

فشن ( fashion ) را چه معنا می کنید ؟ مد گرایی، به روز بودن ، با نشاط ، زنده ، مقتدر ، شکیل ، در شأن ، ثابت ، مجلسی ، با کلاس و ... و شاید هم جدید ، جوان پسند ، متنوع، زیبا، دلفریب ، ناز، حواس پرت کن ، قرتی ، فول و... و شاید مخلوطی از سنتها و تازه ها ، زشتیها و زیباییها ، رنگها و طرحها ، خطها و اشکال و ... و شاید غریب ، کهنه ، بی ثبات ، نا موزون ، ساده ، دل بهم زن ، واشور ، بد ترکیب و ... و شاید پاره و پوره ، خراب ونا پسند ، نا مرتب و بی قواره ، احمقانه و زشت ، مالیخولیایی و ... و شاید بدن نما ، نیم تنه ، عریان ترین ، خصوصی ، ویژه ، خود مانی ، مخصوص مهمانی و.... و شاید هنری ، موسیقیایی ، سینمایی ، فلسفی ، دانشجویی، دینی ، حزبی ، کریشه ای و ... و شاید ............ http://anti-fashion.blogfa.com

سید حجت

سلام آقا مهدي به روزم دوست داشتي سري به ما بزن