دو نکته پیرامون اطلاعیه آیت الله هاشمی

این در حالی بود که عده ای از جنجال آفرینان روزهای اخیر در تلاش بودند از همین فرصت نیز برای القای وجود شکاف بین رهبری و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام -که بارها بر تبعیت از رهبری تاکید کرده است- استفاده کنند و چنین القا کنند که هاشمی اینک در برابر نظام ایستاده است.

این تلاشها در حالی بود که عدم  حضور مقطعی ائمه جمعه موقت در نمازجمعه های تهران امری بدیع نیست و در بسیاری مواقع چنین اتفاقی در پی تدبیر یا مشکلات پدید آمده است. به عنوان نمونه در سال گذشته بود که آیت الله جنتی به دلیل برخی گرفتاری ها و ماموریت ها، سه هفته متوالی امکان حضور در تریبون نمازجمعه را نیافتند و عده ای از مدیران اتاق جنگ روانی، چنین القا کردند که ایشان استعفا کرده اند.

در میان ائمه جمعه موقت پیشین تهران نیز، بزرگمردی همچون آیت الله ربانی املشی در سه سالی که از زمان معرفی به عنوان امام جمعه موقت تا شهادتشان فاصله افتاد، در هر سال تنها یکبار نمازجمعه تهران را اقامه کردند و با مجموع 3 نمازجمعه کمترین آمار اقامه نمازجمعه تهران را به خود اختصاص دادند. حتی از ائمه جمعه موقت حاضر نیز، آیت الله مهدوی کنی با آنکه بیش از دو دهه امامت موقت جمعه تهران را عهده دار هستند، به ندرت امام نماز جمعه بوده اند و از آخرین حضور ایشان در تریبون نمازجمعه، حدود 10 سال می گذرد، اگرچه ایشان بنا به مصالحی صواب را در عدم حضور دیده اند، اما اینک نیز همچنان به عنوان امام جمعه موقت تهران شناخته می شوند و آنچنان که در انتخابات خبرگان گذشته نیز به رسانه ها کشیده شد، حضور ایشان در صورت صلاحدید خود، مورد استقبال قرار خواهد گرفت.

ذکر این موارد از آن جهت بود که بیش از پیش مشخص گردد که عدم حضور مقطعی آیت الله هاشمی رفسنجانی نافی جایگاه ایشان به عنوان امام جمعه موقت تهران - آنگونه که برخی رسانه های هیاهو آفرین تبلیغ می کنند- نخواهد بود.

اما در این میان یک نکته دیگر نیز قابل توجه است. اطلاعیه اخیر نشان داد که به رغم سیاه نمایی های افراطیون دو جناح برای القای تقابل ایشان با نظام، آیت الله هاشمی خود را همچنان از دغدغه مند ترین افراد برای بازگشت آرامش و رفع فتنه می داند.

این در حالی است که برخی دشمنان دوست نما و یا دوستان غافل، بدون در نظر گرفتن نتایج این اصرار خود، علاقه بسیار برای یکسان انگاری آیت الله هاشمی با چهره هایی همچون منتظری و یا طلحه و زبیر دارند. این سخن بدان معنا نیست که انتقادی را متوجه رفتار و عملکرد آیت الله رفسنجانی ندانیم که همین قلم از همین رسانه بارها انتقاداتی را در چهارچوب ادب و به زعم خود با میزان منطق مطرح کرده است. بلکه ناظر به این معنا است که حتی اگر انتقادات نیز هست، باید با نیت اصلاح انتقاد کرد و نه برای تشدید نزاع. حتی اگر بیان یک الگو و با نیت جریانشناسی  اسلامی و تذکر این مطلب که نباید به سابقه انقلابی غره شد، مثال از زبیر می آوریم؛ نباید فراموش کنیم که امیرالمومنین علیه السلام تا آخرین لحظات سعی بر جذب و اصلاح زبیر داشت تا آنجا که موفق نیز گشت و او از جنگ منصرف شده و با چشم هایی پر از اشک، راه بیابانی را در پیش می‌گیرد، تا توبه واستغفار کند؛ و بالاتر آنکه وقتی توسّط عربی طمّاع در بیابان کشته می‌شود، حضرت بر سر بریدهٔ زبیر می گرید و امر بر قصاص قاتل وی می‌کند. اما مع الاسف ما گاه در جریان شناسی مان نیز تا آنجا پیش می رویم که مصالحمان ایجاب می کند.

آنها که اصرار در منتظری نمایی دارند و از نقاط افتراق بزرگ چشم می پوشند؛ باید بار دیگر بررسی نمایند که در صورت تحقق این خواسته، بیشترین نفع متوجه نظام است یا دشمنانش و بیشترین ضرر متبوجه کدامیک!

/ 14 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فهیمه

سلام همانطور که میدانید که تبادل لینک با بلاگهای معتبر باعث میشود که نه تنها بیننده بیشتر به سایت شما جلب شودبلکه سرچ اینجین ها هم رتبه سایت شما را بالا ببرند. بلاگ من بسیار فعال است و بینندگان نسبتا زیادی دارد. همچنین دهها صفحه ایندکس شده در گوگول دارد که تعداد آن روز به روز بالا میرود. اگر مایلید که با وب لاگ من مبادله لینک کنید لطفا لینک آن را در بلاگ خود قرار داده و یک کامنت در بلاگ من بگذارید تا من هم لینکی را که شما مایلید اضافه کنم. لینک من: http://memoirsofsherlockholmes.persianblog.ir تکست لینک: شرلوک هلمز متشکرم

فرید مدرسی

اگرچه سعی کرده بودید، نگاه اعتدالی خودتان را در میان دو جبهه حامیان اصلی آقای احمدی نژاد و طرفدارن آقای هاشمی حفظ کنید؛ اما تصنعی به نظر می رسید. همچنین فکر می کنم ما می توانیم فردی را کاملا قبول نداشته باشیم؛ اما حق نداریم بی ادبانه درباره اش سخن بگوییم. اندکی توجه به این مسئله درباره شخصیت هایی همچون آیت الله منتظری لازم و ضروری است. صدا و سیما هم تازگی به این مسئله توجه کرده است و دشمنان غربی جمهوری اسلامی را با پسوند آقا یا خانم خطاب می کند؛ چه برسد به مرجع تقلیدی که امام هم اگرچه در مسائل سیاسی نقدهایی داشتند، اما بر فقاهت و جایگاه علمی ایشان پای فشرده بودند.

امیرحسین

به نظر من هم اقاي هاشمي تاريخ رو خوب ميشناسند مطالب شما كامل مورد قبول اينجانب است

رضا

ایشون گفتن :‌"جلوگیری از درگیری احتمالی" و رسانه ی دروغ گفت :"جلوگیری از سو’استفاده فرصت طلبان"

احسان

بازهم سلام! اینکه آقای هاشمی از ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی هستند و در اینکه اکنون زمان آرامش است شکی ندارم ولی تحلیلی اینچنین مورد نقد من است . -اولین باری بود که از ویلاگ شما دیدن کردم و از اینکه نظرمخالف من رو گذاشتی ممنونم.

جریان احمدی نژاد

آقای اسلامی سلام این مقاله در هفته نامه «شما» نيز منتشر شده است. در این هفته نامه نام نویسنده «مهدي گيلاني» عنوان شده است. اگر اين مقاله متعلق به شماست چرا نام خودتان را در آنجا ننوشته ايد؟!

مهدیه

یکی از مهمترین الطاف خداوند در این روزها ، شخصیت گریزان از جنجال آقای هاشمی است .شاید خیلی نخ نما باشد بگوییم ایشنا دربست مخلص ولایت فقیه هستند یا ........ ، اما هنوز می توان گفت ایشون میخواهند و از ته دل میخواهند نامشان در انقلاب به نیکی بماند یا لا اقل بد از این وقایع باید گفت : نهایتا پاروی خواسته های دیگر دلشان میگذارند و ننگ بدنامی را نخواهند پذیرفت. همین قوت قلبیست برای اونهایی که طالب آرامش مملکت در این برهه حساسند.

صدای حقیقت

با سلام. خیلی ممنون و متشکرم از این تحلیلتان. حقیقتا آقای هاشمی مورد هجمه های زیادی قرار گرفته و با اینکه به هر حال انتقاد ایراد ندارد اما متاسفانه عده ای تخریب و حرمت شکنی را در پیش گرفته اند. امیدوارم روزنامه نگارانی چون شما که نام و وظیفه خطیر اصولگرایی را نیز به یدک می کشید این مساله را بیشتر دنبال کنید و انشا’الله زمینه ای برای رسیدن به وحدت مورد نظر رهبری عزیزمان پیش آید. ضمنا اگر صلاح می دانید بنده آمادگی تبادل لینک را دارم. یا علی. التماس دعا.

متین

با نظر شما موافقم. ولی آقای هاشمی هم کمی به خودشان بیایند بد نیست. بدانند که مردم آگاه به اطرافشان هستند بد نیست. اشتباه کرده اند و خیلی ها را با خودشان به اشتباه انداختند این گناه کمی نیست. موفق باشید