نگاهی به علل عقب ماندگی در عرصه روزنامه‌نگارى

نگاهی به علل عقب ماندگی در عرصه روزنامه‌نگارى

« ما اکنون نزدیک به صد سال است که سابقه‌ى روزنامه‌نگارى داریم...  ما حقّاً به قدر صد سال پیش نرفته‌ایم و این خسارت است. جالب است که در برخى مقولات دیگر، که آنها هم از اروپا آمده است و ما گیرنده‌ى آنها هستیم، پیشرفتهاى زیادى داشته‌ایم. ما امروز وقتى بین مجلّات و روزنامه‌هاى خودمان با مطبوعات معروف دنیا، قائل به مقایسه مى‌شویم، مى‌بینیم که هم از لحاظ فنّى، هم از لحاظ نوع مطلب آرایى، هم از لحاظ احتواى بر مطالب قوى و عمیق و تحلیلها و وسیع‌نگریها، از آنها عقب هستیم! چرا باید این طور باشد؟! گیرم که کشور ما در صنعت و فنآورى و دانش جدید، از غرب، عقب باشد؛ اما از نظر فرهنگ که عقب نیست! ما در گنجینه‌ى فرهنگى، از آنها عقب نیستیم. شعر ما، نثر ما، انواع ادبیات و فرهنگ ملى ما که کمبودى ندارد! پس چرا باید عقب بمانیم؟! من از این وضع راضى نیستم... »[1]

به نظر شما این سخنان را چه کسی ایراد نموده است، شاید کمی غیرقابل انتظار باشد که بشنوید مقام معظم رهبری، آن هم در اردیبهشت سال 1375، من گمان می کنم که اگر بعد از 13 سال از رهبر فرزانه انقلاب در این خصوص سوال شود، نظر ایشان چندان تغییری نکرده است. زیرا معیارهایی که فرموده اند در این سالها نیز چندان گامی به جلو بر نداشته است. البته سخنان ایشان حاوی نکات بسیاری است که از جمله می فرمایند «گفتیم که روزنامه‌هاى غرب، از ما قویتر و پخته‌ترند؛ اما معنایش این نیست که ما شکل عنوان گزینى خود را هم مانند آنها کنیم.» اتفاقی که متاسفانه شاهد بودم که نه تنها هفته نامه هایی که خود را نیوزویک ایران می دانستند، که حتی رسانه های اصولگرا نیز برایشان تقلید از شکل و محتوای رسانه های غربی معنا دار است.

به نظر من چند عنصر اصلی موجب ضعف رسانه های ما شده است. عنصری که نسبت به 13 سال پیش ایجاد شده است، تنبلی در این عرصه است. بسیاری از روزنامه ها تبدیل به دستگاه چاپی برای خبرهای خبرگزاری ها و نهایتا سایتها شده اند. تولید روزنامه ها بسیار اندک است. "ستون نویسی" به ندرت در روزنامه های ما دیده می شود و تحلیل تولیدی، امری است نادر که عموما با بیان احساسات و نه مبتنی بر اصول تحلیل صورت می پذیرد.

گزارش خبری، آن هم با سبک های پیشرفته ای که پدید آمده است، جایگاهی چندانی در روزنامه ها ندارد و عموما از کلیدهای Ctrl، C و V استفاده می شود.[2] این امر سبب شده است که وقتی یک روزنامه شبیه به "شرق"، "هم میهن"، "همشهری عصر" و ... پدید می آید، استقبالی بی نظیر از آن بشود. به عبارت دیگر اگر از تیترها و فحش های مودبانه اغلب روزنامه ها صرف نظر شود، شاید 90 درصد مطالبشان شبیه به هم است.

عدم کار گروهی، دومین عنصر سستی روزنامه های ما است. در یک رسانه موثر، تخصصی شدن حوزه فعالیت خبرنگارانش امری بدیهی است، اما به راستی چند نفر در بین رسانه های ما (بخصوص روزنامه ها) در یک حوزه تخصصی در سرویس خود مشغولند؟

مشکل عمده دیگر ارزش گذاری اندک برای کارهای تولیدی است که خود سبب عمده انگیزه نداشتن برای تولید شده است. یکی از دوستان در روزنامه های نسبتا موفق این سالها مشغول به فعالیت بود که تنها هفته ای یک مصاحبه و یک یادداشت تولید می کرد، از او شنیدم  که حقوقی که برای همین کار دریافت می کند کفایت زندگیش را می کند اما او نیز برای آن یک مصاحبه و یک یادداشت یا یک گزارش ، یک هفته وقت می گذارد.

عدم دعوت به همکاری متخصصین هر حوزه، دیگر مشکل عمده است. بسیاری از خبرنگاران ما سطح سوادشان در حوزه ماموریت بسیار اندک است که بخشی از آن به تخصصی نبودن حوزه فعالیتشان بر می گردد و بخش عمده تر به اینکه یک متخصص، به دلیل عملکرد مورد انتظار و حق الزحمه آن حاضر به فعالیت در این عرصه نیست.

آستانه تحمل پایین نیز از آسیب های عمده رسانه های ماست؛ تنها دیدگاه هایی اجازه انتشار می یابند که با منافع کوتاه مدت رسانه نیز همسو باشند. در حالی که مهیا نمودن فرصت طرح دیدگاه مخالف، در کنار نقد آنها و یا حتی سپردن نقد آن به مخاطب، می تواند تاثیر بسزایی در رشد رسانه داشته باشد.

آخرین نقطه ضعفی که به آن رسیده ام، عدم شجاعت در پذیرش خطا است. معدود رسانه هایی که در سالهای اخیر خوش درخشیدند، در موارد قبلی از خود ظرفیت های بیشتری نشان داده بودند؛ اما این مورد را چندان سراغ ندارم. شروع یادداشت با نوشته ای از رهبری بود، نکته پایانی را با کلام امام به انتها می رسانم. ایشان در دیدار شوراى سرپرستى و هیأت تحریریه روزنامه «میزان»[3] در 12 اسفند 1359 فرموده بودند «عدل از هرکس صادر بشود عدل است. و جرم و جور از هرکس صادر بشود جور است. انسان کامل اوست که آن کارى که از او صادر مى‏شود اگر باطل است، دنبال این باشد که اصلاحش بکند، و ابایى از این نداشته باشد که اقرار بکند. البته نه اینکه معصیتى که در خفا کرده بیاید در عَلَن بگوید؛ این حرام است. لکن اگر یک خطایى کرد فرض کنید روزنامه شما که حالا منتشر شده است، اگر دیدید در یک مقاله‏اى، در یک سر مقاله‏اى، در یک جایش اشتباهى شده است که انسان مصون از اشتباه نیست، و بر خلاف آن چیزى که میزان اقتضا مى‏کند شده است، قدرت روحى انسانِ صحیح آن است که بتواند همان اول بنویسد که من اشتباه کردم. مسئله این است هر که این قدرت را پیدا کند این مالک خودش است. و اگر این قدرت در انسان نباشد، مالک خودش نیست؛ شیطان مالک آدم است... امیدوارم خداوند به شما توفیق بدهد و کار خودتان را اصلاح بکنید، درست بکنید و درست عمل بکنید. و توجه داشته باشید که همه ما در محضر خدا هستیم. الآن اینجا محضر خداست. آن وقت که قلم بدست مى‏گیرید و مى‏نویسید بدانید که فکر شما، قلب شما، قلم شما، دست شما، زبان شما، همه در محضر خداست. خداوند به شما توفیق بدهد؛ و همه ما را موفق کند که عمل کنیم به وظایف خودمان، ان شاء اللَّه »[4]

 

[1] بیانات در دیدار مدیران و مسؤولان مطبوعات کشور ، 13/02/1375

[2] بدیهی است که منظور کلیدهای مورد نیاز برای کپی کردن از روی اینترنت

[3]  روزنامه میزان نشریه ارگان نهضت آزادی ایران بود که پس از انقلاب ایران از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۰ منتشر می‌شد، سردبیری میزان را در مقاطعی عبدالعلی بازرگان بر عهده داشت و مهدی بازرگان نخست‌وزیر سابق نیز از مقاله‌نویسان دائم میزان بود. دیدار امام با تحریریه این روزنامه در دوران پس از استعفای بازرگان، نشان از همان آستانه تحملی است که ذکر آن رفت.

[4] صحیفه امام، ج‏14، ص: 174

/ 27 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
م.ر

سلام مطالب وبلاكت خيلي مفيد بود موفق باشيد

م.ر

لینک کنید http://reality.blogfa.com/

مهدی

هاشمی در نامه اش قید کرده به خاطر احترام قداست نمازجمعه یعنی این که دوستان سبز حرمت آنجا را می شکنند وبلاگ خوب وزیبایی داری موفق وسربلند باشی

عباس فاتح

مواظب مرده هاي خود باشيد موسوي را محاکمه کنيد هدايت راهپيمايي هاي طرفداران موسوي از سوي انگليس

گروه مطالعاتی

سلام ببخشيد اخيرا كمتر توانسته ام به شما سري بزنم. وبلاگ شما هنوز هم خواندني است. بررسی تاریخی-محتوایی سریال روزگار قریب/نقدی که هرگز دیده نشد! چرا اکنون و نقد سریال روزگار قریب! نکته مهمی که پیش از مطالعه این نقد باید بدانید: این نقد و بررسی منصفانه از سریال «روزگار قریب» - که هم نقاط ضعف و هم نقاط قوت آن را بیان کرده است- چندین ماه پیش برای چاپ در نشریه ای متعلق به یکی از مراکز پژوهشی و نظارتی صدا و سیما توسط سه تن از محققین آن مرکز نوشته شد. گرچه ساختار منسجم مقاله و نکات فنی نقد نویسی، قابل توجه است ولی به دلیل نقدهای جدی و قابل تاملی که این مقاله به سریال «روزگار قریب» وارد کرده است -که بی شک موجد نقدهایی جدی به عملکرد شبکه سوم و تهیه کنندگان این سریال خواهد شد- متاسفانه این مقاله هرگز دیده نشد و در نشریات سازمان صدا وسیما به چاپ نرسید، چرا که متاسفانه به گفته معاون پژوهش همان مرکز پژوهشی، ... دستور داده اند که چنین نقدهایی در نشریات سازمان چاپ نشود!! گر چه ابتدا تعجب کردیم ولی پس از چند ماه که قطعا این مقاله را در هیچ نشریه ای در آن مرکز پژوهشی چاپ نکردند، بهتر دیدیم که اک

یک دوست

نوشته ای را که پیوند داده بودید خواندم و اصلا خوشم نیامد، حلوا حلوا کردن آشغالی مثل محمد قوچانی ولو با روش انتقادی و برای تحریک بچه مسجدی ها کار آدمهایی است که ذهنیت شان از راه تقلید شکل گرفته است. نوشته خودتان را هم خواندم و دیدم همه حرفهایی که نقل کرده اید یا از خودتان زده اید درست است اما اینها همه «حرف» است و از حرف تا عمل راه زیادی است. هر وقت وضع به اصطلاح «ژورنالیسم» بچه مسلمانها را که می بینم ناخودآگاه این بیت را زمزمه می کنم که: خلق را تقلیدشان بر باد داد ـ ای دوصد لعنت بر این تقلید باد! علی ای حال همه حرفها و انتقادات درست است اما پای عمل که می آید خیلی سوالها به خود صاحب حرف بر می گردد، خود شما از وضع کیهان راضی هستید؟ چند تا روزنامه مثلا معتر مثل کیهان داریم؟ به نظر شما کیهان اگر کفر بنویسد بهتر از این نیست که حق بنویسد، اما بد بنویسد؟ من که نمی توانم بروم وضع کیهان و اطلاعات و جمهوری اسلامی و رسالت را درست کنم! کار کس دیگری است، کار کسانی که حرفهای خوب بلدند، اما متأسفانه «فقط» حرفهای خوب بلدند

محمد مهدی اسلامی

دوست بزرگواری برایم نظرش را ایمیل زده بود؛ گفتم حتما نمی خواسته با نامش منتشر شود، به خاطر برخی نکاتش، دریغم آمد حتی بدون نام او منتشر نشود، مطلب قبلی با عنوان یک دوست نوشته او است.

ابراهیم

اگر خاتمی اینکار را میکرد چه میشد؟ http://tinypic.com/view.php?pic=xaq9eh&s=3 ترا به ابوالفضل وجدان و عدل و انصاف داشته باشید و این را هم منتشر کنید. اگر مسلمان واقعی هستید و نه بت پرست مدرن این را نیز منتشر کنید.

نیلوفرانه

متن را نصفه ونیمه خوندم اولا خیلی ریز نوشتی چشمام از حدقه درامد دوما مثلا خبرنگاری متن باید کوتاه ومختصر باشد قصه حسین(ازاقوام ایرانی) را نوشتی