بهشتی همچنان مظلوم   

اولین روزهای اردیبهشت ماه سال 1387 بود که انتشار یک سند درباره شهید دکتر بهشتی نام او را این بار در غیر از سالروز شهادتش بر سر زبانها انداخت...


 سند مربوط به دیدار آیت الله بهشتی به عنوان یکی از نزدیک ترین چهره های نزدیک به امام که نایب رئیس مجلس خبرگان قانون اساسی را بر عهده داشته و به تازگی و در پی فوت آیت الله طالقانی ریاست شورای انقلاب را عهده دار شده بود با دو مقام آمریکایی در هفتم آبان ماه 1358 و درست یک هفته قبل از تسخیر لانه جاسوسی است.

این سند تا بهار امسال منتشر نشده بود و همین امر بهانه به دست نشریات و سایت هایی داد تا با مقایسه ای ناجوانمردانه میان شهید بهشتی و امیرانتظام، سعی بر ایجاد ابهام در این خصوص نمایند. هر چند به علت جایگاه ویژه آن شهید عزیز در میان ایرانیان اغلب این یاوه گویی ها در قالب هایی غیر مستقیم بیان شده است. اما این یک اصل کلی نیست تا آنجا که یک نویسنده پرسابقه در روزنامه های زنجیره ای در این خصوص می نویسد که این سند 29 سال مخفی نگه داشته شده تا چهره انقلابی آن روحانی بانفوذ غیر رادیکال جلوه نکند و حساب او از حساب بازرگان و یزدی و امیرانتظام و امثال آنها جدا بماند! سپس مدعی شده است که این سند که امروز پیش روی ماست اگر دیروز منتشر می شد او را در رده محکومین قرار می داد.

این قیاس بی شک مقایسه ای باطل و رفتن به راه خطاست. چه آنکه اجزای گوناگونی در این قیاس ناهمگون است و باید با دیده تردید در خصوص نیت قیاس کنندگان نگاه کرد. جالب آنکه آنها برای اثبات دیدگاه خود هیچ تورقی در سخنان خود شهید دکتر بهشتی نمی کنند و تنها با افرادی همچون "ابراهیم یزدی"، "ابراهیم اصغر زاده"، "معین فر" و حتی "بروس لینگن" آمریکایی انجام می دهند.

در خصوص این ادعا ها تذکر چند نکته ضروری است:

1- نوع ارتباط شهید مظلوم با امیرانتظام بسیار متفاوت بوده است. بر اساس اسناد متقنی که در دادگاه به اثبات رسید، نوع ارتباط امیرانتظام از نوع جاسوسی بوده است. او از سال 1332 با کاتم کارمند سفارت امریکا و عضو سیا ارتباط می گیرد و حتی خود در خاطراتش آورده است که «آقای ریچارد کاتم پیشنهاد کرد هرچند وقت یکبار من او را ببینم و مطالبی را که دارم به او بدهم.» ارتباط او با کاتم تا پیروزی انقلاب همچنان ادامه داشت.

در کتاب شماره 10 اسناد لانه جاسوسی ملاحظه می شود که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در دیماه 57، عباس امیرانتظام در پی ملاقاتی با ریچارد کاتم که تحت عنوان نماینده کمیته حقوق بشر امریکا به ایران بازگشته بود، ابراز تمایل می کند که با سفارت امریکا در تهران در تماس باشد و کاتم هم او را به ان تشویق می کند.

در 19 دیماه 57،  امیرانتظام تحت عنوان عضو کمیته مرکزی نهضت آزادی با استمپل، کارشناس سیاسی سفارت امریکا ملاقات و درباره حوادث آن هنگام تبادل نظر کرده و از قول نهضت آزادی می گوید که با دولت بختیار مقابله و رقابت نخواهد شد. از امیرانتظام در این سند به عنوان منبع جدید نهضت آزادی که باید قویاً محفوظ بماند، یاد می شود. او با تأیید این دیدار در دادگاه، به دیداری نیز با رمزی کلارک در تهران در همان زمان اذعان نموده است.

اسنادی در خصوص نوع عملکرد او در همکاری رسمی با امریکا برای فراری دادن عوامل و خروج برخی اموال و اسناد آنان نیز در دادگاه به اطلاع عموم رسید و حتی رفتار جاسوسانه او با آمریکا تا آنجا بود که حتی نهضت آزادی نیز آن را بر نتافت و اما در اطلاعیه ای در شنبه 18 فروردین 1358- زمانی که او هنوز دستگیر نگشته بود - تصریح کرد: «بدینوسیله به اطلاع عموم ملت ایران می‌رساند که آقای مهندس امیرانتظام تنها به هنگام تأسیس نهضت آزادی ایران در سال 1340 به مدت 3 ماه با این حزب همکاری داشته است و از آن پس، چه در داخل و چه در خارج از کشور، هیچگونه فعالیتی در نهضت آزادی ایران نداشته است و نهضت در برابر سخنان و نظرات و اعمال وی مسئولیتی ندارد.»

ابراهیم یزدی در نهمین جلسه دادگاه امیرانتظام در توضیح علل امضای افراد مختلف در پای اسناد می گوید: «گاهی اوقات می بینید که آن افسر سیاسی -روسها می گویند کمیسر سیاسی ولی هر دو یک معنی را می دهد-، یعنی کسی است که از طرف سازمان جاسوسی آنجا هست و آن افسر سیاسی باید نظر بدهد، که آیا این را می توانند بفرستند یا نه؟ این را ببینید اینجا نوشته است که افسر سیاسی: جان استمپل...» اشاره او به سندی است درباره دیدار امیرانتظام با استمپل. دیدارهایی که از امیرانتظام با کد رمز مخصوص جاسوسان یاد می شده است نامهایی همچون "اس. دی پلاد(1)"، "ا س‌.د.آهسته‌رو.1" و "ادوارد".

اما شهید آیت الله دکتر بهشتی تنها در دوران مسئولیت خود در شورای انقلاب دیدار هایی را با طرف های مختلف از جمله امریکایی ها در زمانی که هنوز روابط فیمابین برقرار بوده، انجام داده است که کاملاً در حوزه وظایف سازمانیش بوده است. در این دیدارها نه تنها اطلاعاتی از سوی شهید مظلوم منتقل نشده است بلکه در همین سند طرف امریکایی متذکر شده است که او هشدارهایی نیز به برخی رفتارهای دولت امریکا مانند قصد پذیرش شاه، دخالت در حوادث کردستان و... داده است. طبیعتاً در اسناد سفارت امریکا از شهید دکتر بهشتی با اسم رمز یاد نشده و نام و سمت او ذکر شده است.

2- شهید بهشتی این دیدارها را که کاملاً جایگاهی قانونی داشته است، از مردم پنهان نکرده بود. او در سخنرانی های مختلف از نتایج این دیدارها سخن به میان آورده بود. به عنوان نمونه آیت الله بهشتی در اجتماع پر شکوه مردم اصفهان با توضیح رویکردهای سه گانه ای که در شورای انقلاب برای دیدارهای رسمی با کشورهایی همچون امریکا، انگلیس، آلمان و... وجود داشته است، یادآوری می کند که ارتباط با این کشورها تصویب شد اما به شرطی که آنها "حس کنند یک سر سوزن از آنها چیزی نمی خواهیم. به شرطی که حس کنند ما از موضع قدرت با آنها روبرو هستیم. به شرطی که در هر برخوردی یک پیروزی روانی بدست آوریم و... بدون استثنا در تمام این چند برخورد پیروز شدیم و دشمن را ضعیف تر کردیم. »

3- دیدارهای امیرانتظام کاملاً منفعت طلبانه برای خود و دوستانش بوده است و رویکردی زبونانه داشته است اما شهید دکتر بهشتی را بروس لینگن کاردار وقت امریکا در ایران در گزارش خود اینگونه معرفی می کند «او گفت که انقلاب پشتوانه لازم را در اکثریت مردم ایران دارد و اگر لازم باشد، می‌تواند طبقه متوسط و اقلیت متخصصین را نادیده بگیرد. بهشتی اعتماد به نفس فوق‌العاده‌ای از خود بروز می‌دهد، خصومت ظاهری نشان نمی‌دهد، ولی در امر بهبود روابط امریکا و ایران، او بار اصلی را به دوش امریکا می‌گذارد.»

از این گزارش رفتار عزت مدارانه و معقول شهید آیت الله بهشتی کاملاً مشهود است.

از دیگر تفاوت ها در این دیدار ها نوع مواجهه با طرف امریکایی در محل برقراری دیدارهاست. دیدارهای امیرانتظام عموماً در سفارت امریکا یا مکان های مربوط به آنان بوده است و او حتی در مقطعی برای برقراری ارتباط بهتر با امریکا از سخنگویی دولت کناره گیری کرده و به سفارت ایران در استکهلم می رود تا به اذعان اسناد راحت تر ارتباط بگیرد. اما شهید بهشتی این دیدار ها را در موضعی عزت مدارانه در دفتر محل کار خود در مجلس خبرگان انجام داده اند و قبل از آن که دفتری داشته باشند نیز در منزل خود انجام می داده اند. شهید بهشتی خود در یک سخنرانی به این موضوع اینگونه اشاره می کند «...من برای حفظ عزت و قدرت یکی از روش هایی که به کار می بردم این بود که می گفتم... اگر حرفی دارند آنجا بیایند، ما که با آنها حرفی نداریم. همین اولین برخورد نشانه بی نیازی ما بود.»

4- شهید دکتر بهشتی این دیدار را با اطلاع قبلی اعضای شورای انقلاب انجام داده بود و یک ارتباط شخصی و غیر رسمی نبود. حتی در برخی موارد این دیدار ها را پیشتر به اطلاع عموم می رساندند. به عنوان نمونه شهید دکتر بهشتی ملاقات با «کورت والدهایم» دبیر کل وقت سازمان ملل که جهت تلاش برای آزادسازی گروگان های امریکایی به ایران آمده بود؛ در یک کنفرانس عمومی موضوع احتمال دیدار با او را به نمایندگی از شورای انقلاب مطرح کرد. اما ملاقات های امیرانتظام به سبب وجهه جاسوسی آن، طبیعتاً با اطلاع نظام نبود و سبب شد حتی وزیر خارجه دولت موقت که در متون اخیر سعی شده او را در کنار امیرانتظام قرار بدهند، نتواند از او در دادگاه دفاع کند و شهادت هایی بدهد که جاسوس بودن امیرانتظام را تضمین کند.

5- اما مهمترین بخش تفاوت ها، تقاضای امیرانتظام برای جلوگیری از انتشار این اسناد بود که در قالب های مختلف بروز می کرد، در مقابل، شهید دکتر بهشتی بارها در همان دوران هیجان افشاگری ها که برخی زمزمه وجود برخی اسناد در خصوص ایشان را مطرح کرده بودند، خواستار افشای کامل و بدون سانسور هر آنچه سند در خصوص او وجود دارد، شده بود. امری که اثبات کننده پاک بودن حساب وی است و نهراسیدنش از محاسبه.

به نظر می رسد بر خلاف آنچه در برخی جراید ادعا شده است، عدم انتشار این اسناد که تنها اثبات کننده حقانیت آیت الله بهشتی بود، نه از سر دلسوزی کسانی که حق وتو داشتند، صورت می گرفت؛ بلکه خیانتی از سوی آنها بود تا این زمزمه بر سر زبان برخی چهره های افراطی بماند که "البته سندهایی هم در خصوص شهید بهشتی وجود داشت که نگذاشتند منتشر شود..." این ابهام سرانجام با انتشار این سند پایان یافت تا وجهه تازه ای از مظلومیت بهشتی را نمایان سازد.

اما بیشترین ظلمی که در این خصوص بر بهشتی شد، نشاندن نام او در کنار عناصر آلوده ای بود که حتی به ملی گرایی شان نیز صادق نبودند و وطن خود را در ازای دریافت ثمن بخسی به فروش گذاشته بودند. و از آن بدتر تلاش برای تطهیر چهره آنها و معقول نشان دادن جاسوسی آنها به بهانه همسان سازی اسناد مذکور. امری که این روزها برخی جراید بار دیگر به بهانه سالروز شهادت دکتر بهشتی به آن دامن زده اند و این قلم را ناگزیر ساخت که به غلط به قیاس آن نور خدایی با وطن فروشان کند تا بطلان این ادعا ها را ثابت سازد. این رخداد بیان کننده واقعیت هویت برخی گروه هاست که تلاش دارند با ادعای حمایت از شهیدان پاکی همچون بهشتی عناصر آلوده همداستان با خود را پاک سازند و این سندی است بر تداوم مظلومیت بهشتی. مظلومیتی که امام در خصوص آن چنین گفت: «مرحوم شهید بهشتی … را من بیست سال بیشتر می‌شناختم. مراتب فضل ایشان و مراتب تفکر ایشان و مراتب تعهد ایشان بر من معلوم بود. و آنچه که من راجع به ایشان متاثر هستم، شهادت ایشان در مقابل او ناچیز است و آن مظلومیت ایشان در این کشور بود. مخالفین انقلاب، افرادی (را) که بیشتر متعهدند، موثرتر در انقلابند، آنها را بیشتر مورد هدف قرار داده‌اند. ایشان مورد هدف اجانب و وابستگان به آنها در طول زندگی بود...»

 

متن کامل