احزاب و احمدی نژاد   

چند روز پیش بود که وقتی به نظرات وبلاگم سر زدم، مطالبی خلاف ادب یافتم که با امضای بهمن هدایتی (کلاشینکف دیجیتال) درج شده بود. به نظرم بعید آمد و به او زنگ زدم؛ مشخص شد کار او نبوده است. او هم گفت قصد تماس با من را داشته تا پیشنهاد نوشتن مطلبی درباره 3 تیر، هرآنچه خود خواستم را بدهد و توضیح داد مطالب تندی علیه دولت در آن نخواهد بود. پذیرفتم و برایش فرستادم. این مطلب در همان ویژه نامه ای چاپ شد که به توقیف تهران امروز منتهی شد و همین مسبب اعتراض مکرر دوستانم گردید که چرا برای چنین نشریه توهین آمیزی مطلب نوشته ای. به گمانم نوشته من بیشتر جانبدارانه است تا منتقدانه و طبیعتا قبل از انتشار این ویژه نامه هم از محتوایش خبر نداشتم. آن مطلب را در ادامه می آورم. قضاوت با شما:


احزاب و احمدی نژاد

 


یکی از عجایب سوم تیر رفتار احزاب در آن دوره زمانی بود. به رغم آنکه دکتر محمود احمدی نژاد عضو شورای مرکزی دو تشکل مطرح بود، هیچ یک از آنها در مرحله اول انتخابات از او حمایت نکردند و جمعیت ایثارگران، قالیباف و جامعه اسلامی مهندسین، لاریجانی را بر او ترجیح دادند.

این در حالی است که حداقل توقع از احزاب را می توان ارائه برنامه برای اداره کشور و تربیت کادری متناسب برای اجرای آن دانست. کادری که گل چین آن در شورای مرکزی هر حزبی حاضر خواهد شد.

اینکه در مرحله اول چرا ایثارگران به رغم نامزدی احمدی نژاد که از اعضای ارشدش بود از قالیباف حمایت کرد و جامعه اسلامی مهندسین که در دوران شهرداری وی به عضویتش در شورای مرکزی خود افتخار می کرد، چه شد که نامزد دیگری را برگزید بررسی جداگانه ای می طلبد اما هر دو تشکل در مرحله دوم در پشت او صف کشیدند. حمایتی که از چشم بسیاری منفعت طلبانه بود.

دیگر احزاب نیز رفتار جالبی داشتند. برای نخستین بار از جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز گرفته تا سازمان مجاهدین انقلاب که توسط جامعتین غیر مشروع خوانده شده بود، از گروهک نهضت آزادی که عادت به تحریم انتخابات داشت تا جبهه مشارکت که حامی روزنامه نگارانی بود که هاشمی را عالیجناب سرخپوش خوانده بودند و بسیاری دیگر از جماعت اضداد به صورت متفق از رقیب احمدی نژاد در مرحله دوم حمایت کردند؛ و البته حزب کارگزاران و ارگان غیر رسمی اش شرق در حمایت از هاشمی رفسنجانی پیشتاز بودند.

دسته سومی از احزاب هم بودند که همچون حزب موتلفه اسلامی با پذیرش اینکه نامزد اصلی آنها در مرحله اول نتوانسته است آرای لازم را بدست آورد، قول حمایت از منتخب نهایی مردم از میان هر یک از این دو را دادند و به سوی هیچ یک از دو نامزد باقیمانده تغییر جهت ندادند.

آنها که حامی احمدی نژاد شده بودند با پیروزی او به سرعت ژست پیروزمندانه گرفتند و به فکر تصاحب کرسی هایی از دولت افتادند. نمی توان از این واقعیت چشم پوشید که به واسطه رایزنی های چهره هایی همچون محمد رضا باهنر و احمد توکلی در مجلس که دولت به حمایت آنها برای کسب رای اعتماد نیاز داشت، بخش عمده ای از اعضای دولت از میان چهره های مورد حمایت دو حزبی شکل گرفت که احمدی نژاد به واسطه رفتار انتخاباتی آنها و به رغم عضویت سابق خود در آن تشکل ها از آنان چندان خشنود نبود. این موضوع در سالهای بعد و در چگونگی اعمال تغییرات در کابینه و واکنش های این دو حزب به خوبی نمایان شد و خیلی زود به صف آرایی مجدد آنها در برابر احمدی نژاد منتهی گردید. تا جایی که جامعه اسلامی مهندسین یکی از اصلی ترین بخش های کنگره خود را به سخنرانی عضو معزول خود از کابینه، مهندس دانش جعفری اختصاص داد تا او انتقادات تندی را در برابر رسانه ها مطرح سازد و حتی کمی بعد مهندس باهنر دبیرکل این تشکل نیز انتقادات بسیار غیرمنتظره ای را به صورت کاملا صریح آشکار کرد.

جمعیت ایثارگران نیز که رویه ای مشابه داشت، خیلی زود در کنار نامزد مرحله نخست خود که اینک شهردار تهران بود ایستاد و در کشاکش رقابت های ادامه دار قالیباف با احمدی نژاد به عضو سابق خود پشت نمود.

اما موضع احزاب اصولگرایی که نه در مرحله اول و نه مرحله دوم انتخابات 1384 هیچگاه احمدی نژاد نامزد آنها نبود نیز قابل مطالعه است. شاید بتوان گفت بیشترین حمایت های حزبی از سخنان احمدی نژاد را می توان در نشریه "شما" ارگان هفتگی حزب موتلفه اسلامی مشاهده کرد، حمایت هایی که گاه با انتقاداتی نرم و ملایم همراه است.

جامعه روحانیت مبارز نیز اگرچه در قالب احزاب نمی گنجد اما به عنوان یک تشکل مرجع همواره به حمایت هایی اساسی از احمدی نژاد پرداخت، تا آنجا که دبیرکل آن سخنان منتقدانه منتشر شده از جانب خود در رسانه ها را به سرعت تکذیب کرد و حتی این تشکل سخنگوی خود را که از دولت انتقادات فراوانی نموده بود، تغییر و یکی از نزدیک ترین اعضای خود به احمدی نژاد را به این سمت منصوب نمود.

ناگفته پیداست که احزاب اصلاح طلب نیز از کوچک ترین فرصت ها برای انتقاد و حتی ضربه به احمدی نژاد بهره بردند.

با این حال اگرچه بی مهری بسیاری از احزاب به احمدی نژاد را نمی توان نادیده گرفت، اما پتانسیل فکری موجود در آنها که می توانست بیشتر مورد مشورت قرار گیرد را نیز نمی توان از نظر دور داشت. پتانسیلی که شاید با تغییر در روش برخورد با آن می توانست به جای مصرف شدن در انتقادات سیاسی، به ارائه پیشنهادات کاربردی بپردازد.

شاید بتوان گفت رابطه احمدی نژاد و احزاب دچار یک سیکل معیوبی شده است که هر روز به دوری بیش از پیش آنها از یکدیگر می انجامد و تا زمانی که در آن بازنگری نگردد هیچ دستاورد مثبتی برای جامعه نخواهد داشت

متن کامل