بازگشت به امام یا امام ربایی   

در هفته گذشته مراسمی تحت عنوان «حماسه دوم خرداد پس از 11 سال»  در شیراز برگزار شد که سخنران آن  موسوی لاری بود. فراتر از آنکه جایگاه آقای موسوی لاری  که پس از استیضاح عبدالله نوری بر کرسی او تکیه زد در میان گروه های دوم خردادی چیست، از آنجا که او با عنوان " رییس شورای سیاستگذاری ائتلاف اصلاح طلبان" سخن می گفت تدقیق در گفته های وی لازم به نظر می رسد.


وی در این مراسم تعریفی نو از دوم خرداد ارائه داد و گفت: «در تعریف دوم خرداد هم امروز و هم در گذشته ممکن است دچار اشتباه شده باشیم» سپس در تعریف خود از دوم خرداد که سه سال پس از مرگ آن ارائه می شد، مدعی شد « باید بگوییم تعریفی که ما از دوم خرداد داریم بازگشت به اصالت ها و فهم صحیح راه و روشی که بنیان گذار جمهوری اسلامی فرا روی ما قرار داد، است».
این ادعا در حالی مطرح می گردد که بدترین توهین های لفظی و بیشترین ادبار عملی از اندیشه های امام در دوران دوم خرداد رخ داد. در این دوران بود که فرد مطرود امام دوباره به عرصه سیاست دعوت شد، نظریه ولایت فقیه با بیشترین چالشها روبرو گردید؛ اندیشه جدایی دین از سیاست به جد و در عمل ترویج گشت و حتی رسما خواستار فرستاده شدن اندیشه های امام به موزه های تاریخ گشتند.
اگر حضرت امام خواستار تشکیل حکومت برای فریضه امر به معروف و نهی از منکر در معنای حقیقی آن بود، دوم خرداد دوره ای بود که آمر به معروف و ناهی از منکر فردی غیر مدنی تلقی می گشت. اگر امام رابطه با دیگر کشورها در عرصه سیاست خارجی را تابعی از ارزشهای اصیل اسلامی می دانست و بر همین اساس از قطع رابطه با آمریکا خوشحال می گشت، دوم خرداد با شعار دلفریب " تنش زدایی در عرصه سیاست خارجی" گاه از موضع عزت ملی عقب نشست که حتی با اخطارهای رهبر معظم انقلاب روبرو گشت. اگر امام کشور را متعلق به "مستضعفین" می نامید ، تئوری پردازهای دوم خرداد آنها را "قابلمه به دست" هایی نامید که حتی اگر مرگ موش نیز رایگان توزیع شود به صف می ایستنند و ...
به راحتی با تورق روزنامه های آن روزگار می توان به صدها مورد اینچنینی از تلاقی دیدگاه های دوم خرداد با نگاه امام خمینی یافت؛ اما این رویکرد به ناگاه با بازگشت جریان اصولگرا به عرصه کشور و رای چندین باره مردم به شعارهای برخاسته از دیدگاه امام تغییر یافت.
در این میدان گروه های دوم خردادی که تا دیروز چنین کارنامه ای داشتند به ناگاه منتقدین خود را به صف آرایی در برابر دیدگاه های امام متهم نمودند و خود ژست دفاع از اندیشه های امام را گرفتند که تنها منحصر به سخنان اخیر موسوی لاری نیست. اما جالب تر آنکه آنچه آنرا اندیشه امام می نامیدند ناشی از یک نگاه هرمونوتیکی فراتر از متن بود. آنها اندیشه امام را گاه حتی واژگونه تبلیغ کرده و آنگاه منتقدین را به مخالفت با امام متهم نمودند. با چنین رویکردی چندان دور از ذهن نیست که گروهی که قصد داشت امام را به موزه تاریخ بفرستد اینک مدعی "بازگشت به اصالت ها و فهم صحیح راه و روش امام" باشد.
اگرچه بازگشت حقیقی جریان دوم خرداد به اندیشه بنیانگذار کبیر انقلاب آرزوی همه یاران انقلاب است، اما رفتار این گروه نشانه هایی از "توبه از گذشته" مشاهده نمی شود. این رفتار بیش از هرچیز می تواند نشانگر درک بیشتر و واقعی تر جریان دوم خرداد از ذائقه سیاسی مردم باشد که مردم به راه و اندیشه امام خمینی (ره) پایبندند؛ اما آنچه مدتهاست زنگ خطرش به صدا در آمده "امام ربایی" از راه تحریف اندیشه های اوست. امری که هوشیاری بیشتر یاران صدیق امام را فراتر از بزرگداشت های سطحی از امام که منحصر به سالگرد ارتحال او است، می طلبد؛ یارانی که الزاما نباید نام آنها را در صحابه امام جست و شاید بتوان یارانی از جنس اویس قرنی ها و حتی تابعین و نسل سوم را نیز در برابر این تحریف مسئول دانست.

متن کامل
۱۳۸٧/۳/۱٢ - محمد مهدی اسلامی