شکست اجتناب ناپذیر   

برای کسانی که امروز با تابلوی اصول گرایی شناخته می شوند، تعدد نامزد در تمام انتخابات های گذشته وجود داشته است اما تنها در اولین و آخرین مورد آنها بوده است که شکاف در حمایت از نامزدها رخ داده است.


نامزدی حبیب الله عسگراولادی، علی اکبر پرورش و عباس شیبانی در کنار شهید رجایی ؛ سید اکبر پرورش، حسن غفوری فرد و سیدرضازواره ای در سومین انتخابات ریاست جمهوری؛ حبیب اله عسگر اولادی و سید محمود مصطفوی کاشانی در چهارمین انتخابات در کنار مقام معظم رهبری و عباس شیانی در انتخابات سال 1368 در کنار آیت الله هاشمی رفسنجانی نه از باب رقابت که به دلیل شرایط ویژه کشور در آن دوران و احتمال بالای ترور نامزدهای اصلی بود. آنچنان که در انتخابات سال 1360 حبیب الله عسگراولادی نیز مورد ترور ناموفق منافقین قرار گرفت.
اما در دوره ششم و هفتم این موضوع رنگ دیگری یافت؛ رقابت احمد توکلی با نامزد اصلی اصولگرایان، آیت الله هاشمی رفسنجانی که برای دومین دوره نامزد شده بود، یک رقابت مستقل و بدون حمایت تشکل های اصولگرا بود. در دوره هفتم نیز اگرچه زواره ای حضوری با انگیزه ای متفاوت داشت اما حجت الاسلام والمسلین ری شهری برای رقابتی جدی به میدان آمده بود و "جمعیت دفاع از ارزشهای انقلاب اسلامی" که خود دبیرکلی آن را بر عهده داشت از او حمایت می کرد. این حزب اگرچه به معنای واقعی در میان تشکل های اصولگرا قرار نمی گرفت، اما پس از انحلال بخش عمده ای از آنها به اصولگرایان پیوستند و افرادی همچون پورنجاتی که به حزب جبهه مشارکت بپیوندند در میان آنها کم بود.
رقابت میان نامزدهای اصولگرا در نهمین دوره آنچنان بالا گرفت که در دوره دوم انتخابات نیز تشکلهای اصولگرا میان دو نامزد باقی مانده به اتفاق نظر نرسیدند. قالیباف که از سوی جمعیت ایثارگران حمایت می شد، لاریجانی که نامزد اغلب تشکل های اصولگرا بود و احمد توکلی و محسن رضایی که پیشتر خود را کنار کشیده بودند اگرچه در انتخابات دور دوم از احمدی نژاد حمایت کردند اما این حمایت تنها تا چند روز پس از انتخابات بیشتر به طول نیانجامید و تداوم رقابت های پیش از انتخابات به پس از آن کشید و ائتلافی را که با عنوان هایی همچون ائتلاف آبادگران یا شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی شکل گرفته بود با چالشی جدی مواجه ساخت تا حتی تابلوی جدیدی همچون "جبهه متحد اصولگرایان" نیز علی رغم حضور همه تشکل های رسمی اصولگرایان نتواند تنها تابلوی این جناح در انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی باشد.
هرچند این رقابت ها شدت و ضعف داشت؛ علی لاریجانی با پذیرفتن دبیری شورای عالی امنیت نوعی از همراهی را از خود به نمایش گذاشت که آخرین تجلی آن دریافت حکم نماینده ویژه رییس جمهوری در کار گروه توسعه و عمران قم از سوی رییس جمهور بود. اما در سوی دیگر قالیباف بارها به تقابل با احمدی نژاد دست زد، تقابل هایی که می توان فهرست بلند بالایی از آن را در عرصه های اجرایی و رسانه ای به نمایش گذاشت.
اینک یکسال تا انتخابات 1388 فاصله است، فاصله ای که اغلب زمان آغاز به فعالیت رقبا برای رسیدن به کرسی ریاست جمهوری بوده است و در این مقطع زمانی قالیباف به دیدار های گسترده ای با مراجع پرداخته است. این اقدام از سوی نزدیک ترین سایت خبری به رییس جمهور به منزله آغاز رقابت قالیباف با احمدی نژاد تلقی شده است و چنین انگاره ای در کنار خبرهایی همچون تشکیل ستاد انتخاباتی و آغاز تلاش برای دریافت کمک های مالی برای تبلیغات انتخاباتی بی شک یکسال آینده کشور را به مصافی برای رقابت های انتخاباتی تبدیل خواهد کرد. در کنار نام قالیباف نام های دیگری نیز شنیده می شود؛ اگرچه به نظر می رسد لاریجانی با برنامه هایی که برای مجلس هشتم در سر دارد چندان تمایلی برای ورود به این عرصه ندارد اما پالس هایی در خصوص احتمال کاندیداتوری حدادعادل نیز شنیده می شود.
از برآورد فعالیت های انتخاباتی موجود می توان به این جمع بندی رسید که شاید اصولگرایان بتوانند از ورود حداد عادل به انتخابات جلوگیری به عمل آورند اما قطعا قالیباف به این امر تن نخواهد داد. آنچنان که در انتخابات 1384 نیز اگرچه احمدی نژاد و لاریجانی در جلسات طولانی غروب تا اذان صبح که برای رسیدن به انصراف یکی از آنها برگزار کردند به نتیجه عملی نرسیدند اما قالیباف که به حمایت های ویژه امید داشت به همین اندازه نیز رضایت نداد.
البته لازم به ذکر نیست که احمدی نژاد در این میان از یک برگ برنده ویژه برخوردار است؛ در همان روزهای اول انتخاب سید محمد خاتمی به ریاست جمهوری، وی در دیداری صحبت از چهار سال ریاست جمهوری می کند و مقام معظم رهبری با توصیه به استفاده از فرصت ها تذکر فرموده بودند که البته مرسوم است که مردم یک نفر را برای دو دوره انتخاب می کنند. این واقعیتی است که بسیاری آنرا نادیده گرفتند. چه احمد توکلی که در 1372 با شعارهای بسیار جذاب به میدان آمده بود و تنها کسری از آرای هاشمی رفسنجانی را بدست آورد و چه 9 نامزد رقیب خاتمی در انتخابات 1380 که بسیاری از آنها حتی از آرای باطله نیز رای کمتری بدست آوردند.
این واقعیتی است که مردم ایران به رغم تمام نارضایتی ها تا به حال این فرصت را به مدیران اجرایی داده اند تا در دوره ای 8 ساله بتوانند کارهای نیمه تمام خود را به سرانجام نزدیک کنند. و از این رو چندان نمی توان امیدوار بود که قالیباف یا هر فرد دیگری در برابر احمدی نژاد موفق شود، علی الخصوص که احمدی نژاد برگ برنده دومی نیز در دست دارد و آن سفرهای استانی و کسب حمایت اقشاری است که حتی نامزدهای ریاست جمهوری در دوران تبلیغات نیز از آنها غفلت کرده اند.
با این حساب با فاصله نزدیک به یکسال تا انتخابات ریاست جمهوری 1388 این گمانه که رقابت درون گروهی در میان اصولگرایان اجتناب ناپذیر خواهد بود اما سرانجام این احمدی نژاد است که یکبار دیگر برگزیده می شود قوی ترین فرضیه به نظر می رسد.

* این یادداشت امروز در صفحه سیاست روزنامه کارگزاران منتشر شده است.

متن کامل