پرونده‌ای برای تبرئه شوهر خواهر   

در کشاکش نبرد منافقین و نظام جمهوری اسلامی ایران پس اعلام جنگ مسلحانه تابستان سال 1360، رادیو منافقین (رادیو مجاهد) فعالیت بسیار شدیدی در سازماندهی نیروهای باقی مانده در خاک جمهوری اسلامی داشت. در این مقطع مسئولین تصمیم به نابودی مرکز این رادیو می گیرند.
ستادی از متخصصین بسیار مجرب نیروی هوایی ، اداره فرکانس های مخابرات، اداره دوم ارتش و ... تشکیل و ماموریت می یابند محل رادیو را کشف نمایند. خسرو تهرانی که در آن مقطع دبیری شورای امنیت را بر عهده داشته است؛ قائم مقام خود مسعود کشمیری را در راس این ستاد قرار می دهد.


پس از شناسایی کامل و تهیه نقشه دقیق، یک جنگنده بمب افکن برای نابودی مقر رادیویی منافقین اعزام می شود که به دلایل نامعلومی دچار سانحه گشته و سقوط می کند.
پس از این سانحه ستادی برای بررسی علل آن مامور می شوند که از سوی خسرو تهرانی که مسئولیت اطلاعات نخست وزیری را نیز بر عهده داشته است، بار دیگر مسعود کشمیری در راس کمیته قرار می گیرد.
در این عملیاتها جواد قدیری کشمیری را همراهی می نموده است.
جواد قدیری عضو مرکزیت سازمان منافقین و عامل انتقال دهنده بمبهای ساخته شده از قسمت فنی سازمان به عوامل اجرایی از قبیل کلاهی و کشمیری بوده است. وی که تحصیل کرده دانشگاه صنعتی بوده است همزمان با این اقدامات به همراه محمد کاظم پیرو رضوی (مشهور به محمد رضوی و نامزد گروه بهزاد نبوی برای اولین وزیر اطلاعات) در کمیته اداره دوم ارتش حضور بهم می رساند و همزمان ماموریت های حساس دیگری را نیز بر عهده می گیرد.
از دیگر دوستان صمیمی جواد قدیری می توان به علی اکبر تهرانی ، تقی محمدی، خسرو قنبری (تهرانی)، سعید حجاریان و... اشاره نمود.
عزت شاهی از مبارزان نستوه انقلاب در کتاب خاطرات خود اشاره ای به این موضوع دارد و می گوید :" یکبار که به بیمارستان سوم شعبان رفته بودم تا برای جبهه ها خون بدهم ، جواد قدیری را دیدم . البته او برای خون دادن نیامده بود ، آنها این کارها را مسخره می کردند. آنها همه اش دنبال مصادره کردن چیزی و جایی بودند. وقتی به هم رسیدیم سلام و علیک کردیم و از این طرف و آن طرف خبر گرفتیم . او یک موتور گازی داشت . گفت می خواهد برود جلو دانشگاه. گفتم من هم می آیم ... دربین راه گفتم : جواد الان چه کار می کنی ؟ گفت من دیگر با آن بچه ها ( منافقین ) نیستم. رفتم با دکتر پیمان و گروه جاما کار می کنم . خندیدم و به شوخی از پشت زدم توی سرش و گفتم : خاک بر سرت ! با مجاهدین بودی که بهتر از پیمان بود . من یقین داشتم که او دروغ می گوید . گفتم اگر راست می گویی که دیگر با مجاهدین نیستی بیا و در تلویزیون مصاحبه کن و بگو که با آنها نیستی . او الکی گفت باشد و حرفی ندارم و بعد از یکی دو تا شوخی از هم جدا شدیم.
بعد از کودتای نوژه ، روزی جواد آمد به سراغم . گویا او از طریق و حمایت محمد رضوی ( از بچه های سازمان مجاهدین انقلاب ) به دادرسی ارتش نفوذ کرده بود . بخشی از پرونده کودتا در اختیار بازپرسی کمیته انقلاب اسلامی بود. جواد گفت عزت من دیگر با آن بچه ها ] منافقین [ نیستم و با نظام همراه هستم و الان در دادرسی ارتش روی پرونده کودتای نوژه همکاری می کنم . حالا اگر شما مدارکی در این زمینه دارید تحویل من بدهید . من کلی خندیدم و سربسرش گذاشتم و گفتم : جواد من اگر یک بزغاله داشتم نمی دادم که تو برای چرا به صحرا ببری ، اینکه مدارک کودتاست ! او هم دست از پا درازتر بازگشت .
بعد هم چندبار تلفنی با محمد رضوی صحبت کردم و درباره وی هشدار دادم که این آدم خطرناکی است که به دادرسی ارتش نفوذ کرده است ، حرفهایش را باور نکنید . آقای رضوی از حرفهای من ناراحت شد و با بی احترامی خاصی گفت : شما نسبت به اینها عقده دارید ، چون اینها شما را در زندان اذیت کرده اند ، شما نسبت به آنها عقده ای شده اید ، و الان اینطور با آنها برخورد بدی می کنید ، ما باید جاذبه داشته باشیم و این افراد را جذب کنیم ، حرفها و برخوردهای امثال شما دافعه ایجاد می کند... من خیلی با او ] رضوی [ صحبت کردم تا او بالاخره مشکوک بودن جواد را پذیرفت . گفتم شما در جایی که هستید باید نسبت به ایشان شک کنید . او گفت : من به تو هم شک دارم . به خودم هم شک دارم ...در آخر هم ، رضوی حرفهای ما را نپذیرفت ...
قبل از ترور آقای خامنه ای ] هنگام سخنرانی رهبر معظم انقلاب اسلامی در مسجد ابوذر [ جواد قدیری گفته بود که کار نظام در هین پنج شش روز تمام است و اینها ( مسئولین نظام ) هم بار و به شان را بسته اند . من همان موقع به آقای خسرو تهرانی که در اطلاعات نخست وزیری بود پیغام دادم که جواد قدیری شوهرخواهر آقای عطریانفر چنین حرفی زده است . ما جای او را هم پیدا کرده ایم ، بیایید پیگیری کنید که آنها این کار را نکردند . بعد خودمان ]کمیته انقلاب اسلامی[ حکم گرفتیم و رفتیم تا منزل او را بازرسی کنیم که دیدیم تخلیه شده است ، گویا مدتی در منزل محمد عطریانفر در اختفا بسر می برد و بعد هم ... از کشور گریخت و پس از چندی هم ، عطریانفر خواهرش زهره را به صورت غیرقانونی و قاچاق نزد وی فرستاد. "
سردار مهدی منتظری رییس سابق حفاظت اطلاعات ارتش درباره سوابق قدیری می گوید: " جواد قدیری یک آدمی بود که سابقه تشکیلاتی کار با مجاهدین خلق از قبل از انقلاب داشت. حتی زندان هم رفته بود و با [«مسعود] رجوی» هم بند بود و از نوچه‌های «رجوی» در زندان بود و جالبه که بعد از آزادی از زندان و جریانات انقلاب، یک دفعه سر از دستگاه اطلاعاتی در می‌آره... «جواد قدیری» همان اوایل شکل‌گیری کمیته مستقر در اداره‏ آمد و ... مشغول به کار شد... دوره «رضوی». البته مسئولیت کمیته اداره دوم به عهده «جواد قدیری» نبود. بعد هم در کارهای اطلاعاتی که شروع شد و ستاد خنثی سازی کودتا تشکیل شد، «جواد قدیری» رفت و آمد زیادی پیدا کرد و وارد مباحث اطلاعاتی جدی شد."
جواد قدیری عامل اصل بمب گذاری در مسجد ابوذر در مقابل مقام معظم رهبری در 6 تیر 1360 بود. روزنامه کیهان به مدیریت حجت‌‌الاسلام سید‌محمد خاتمی در سرمقاله خود با عنوان « توده‌های مردم از ماجرای ترور خامنه‌ای می‌گویند» چنین نوشت: "... از هر کس و هر دسته‌ای که سئوال می‌کردیم، مردم بلافاصله پاسخ می‌دادندکه این کار، کار جنبشی‌ها [= سازمان] است... عمو حسین گفت مگر در نماز جمعه این هفته شرکت نکردید؟ در آنجا آقای خامنه‌ای به سران مجاهدین گفت شماها را خوب می‌شناسیم، شماها کار امریکا را آسان کردید... اما معلوم بود که جنبشی‌ها نمی‌توانستند کیفر آقای خامنه‌ای را فی‌المجلس ادا کنند! لذا «به زودی و به طور مضاعف» یعنی در همین دیروز به مسجد ابوذر رفتند و در ضبط صوت مواد منفجره گذاشتند.( روزنامه کیهان 7/4/1360)


***


شهریور ماه 1385 بود که برای مصاحبه با محمد عطریانفر به همراه دو همکار به دفتر روزنامه شرق رفتیم. بخش تاریخی مصاحبه بر عهده من بود و به موضوع فراری دادن جواد قدیری و همسرش توسط عطریانفر که در خاطرات عزت شاهی چاپ شده بود اشاره کردم. او با ذکر اینکه کتاب را ندیده است اما شنیده که چنین چیزی را وی نوشته است، از این موضوع اعلام تعجب کرد و به مسئولیتش به عنوان ریاست حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی و پس از آن مدیر کل سیاسی وزارت کشور (در دوران عبدالله نوری در سالهای 68 تا 72)  اشاره کرد و حضور در چنین مسئولیت های حساسی را دلیل تبرئه خود دانست.
در روزنامه "هم میهن " به سردبیر عطریانفر ، در ششم تیرماه 1360 گزارشی را به چاپ رساند که در آن با اشاره به اینکه "آیت‌الله بهشتی، رئیس دیوان‌عالی وقت کشور؛ محمدعلی رجایی، نخست‌وزیر، ‌مجلس شورای اسلامی، سایر نهادهای انقلابی و آیت‌الله منتظری ضمن محکوم‌کردن سوءقصد به آیت‌الله خامنه‌ای، منافقان را به تلویح یا تصریح مسوول این اقدام برشمردند"؛ نام هاشمی را در این میان نگنجاند و تنها به عیادت او اشاره کرد و سپس تصریح کرد:" اما سازمان مجاهدین خلق رسما سوءقصد به آیت‌الله خامنه‌ای را برعهده نگرفت. به نوشته روزنامه کیهان، حتی در قسمتی از بدنه داخلی ضبط صوت انفجاری با ماژیک نوشته شده بود: «هدیه گروه فرقان» و جزوه‌ا‌ی نیز با امضای این گروه درباره این سوءقصد انتشار یافت. "
جالب آنکه بلافاصله این احتمال از سوی روزنامه مذکور رد و خاطر نشان گردیده است که " در حالی که موسس و اعضای اصلی گروه فرقان در سال‌های 59-58 شناسایی و دستگیر شده بودند و هیچ تشکیلاتی از این گروه در سال 1360 در داخل کشور وجود نداشت که قادر به انجام یک اقدام مسلحانه باشد. آشکار بود که سازمان در همان آغاز عملیات تروریستی خود در تیرماه سال 60 با طرح نام گروه فرقان و انتشار اطلاعیه جعلی به‌نام آن گروه کوشید تا هم چهره تروریستی خود را پنهان کند و هم علاوه بر انحراف افکار عمومی‌، مسوولان امنیتی و انتظامی ‌را نیز گمراه کند. "
در این مطلب همچنین به گفته معاون وقت دادستان کل انقلاب اشاره شده است که «جواد قدیری، یکی از طراحان اصلی انفجار مسجد ابوذر است. وی که نام کاملش محمدجواد قدیری مدرس است و از اعضای قدیمی‌و مهم سازمان و نفوذی در کمیته انقلاب مستقر در اداره دوم ستاد ارتش بود بعد از سوءقصد نافرجام به آیت‌الله خامنه‌ای متواری شد و از کشور گریخت.»
سپس به بخشهای غیر مرتبط با عطریانفر از خاطرات عزت شاهی اشاره شده است؛ اما هرچه به انتهای این گزارش نزدیک می شویم تلاش بیشتری را برای تبرئه سازمان منافقین و جواد قدیری از این عملیات تروریستی شاهدیم؛ تا آنجا که در انتهای گزارش آمده است "در سال 1364 نام قدیری در لیست شورای مرکزی سازمان به‌عنوان عضو مرکزیت درج شد. در همان زمان در اغلب خبرهای مطبوعات و واکنش‌های اقشار مختلف مردم و گروه‌های سیاسی، بدون کمترین تردیدی‌، سازمان مسوول انفجار مسجد ابوذر معرفی و شناخته می‌شد. بعدها نیز در بیانیه وزارت امور خارجه آمریکا درباره سازمان، مجروح شدن آیت‌الله خامنه‌ای یکی از مجموعه اقدامات تروریستی سازمان خوانده شد. سازمان نیز در نفی این واقعیت مجددا اعلام کرد که سوءقصد به آیت‌الله خامنه‌ای «قبل از شروع مبارزه مسلحانه مجاهدین» توسط گروه فرقان انجام شده «که هیچ ربطی به مجاهدین نداشت.» "
کاملا آشکار است که سازمان بنا به‌دلایل سیاسی، حقوقی و تبلیغاتی، به‌رغم پذیرش رسمی‌مسوولیت بسیاری از اقدامات تروریستی بعدی خود، همچنان مایل و قادر نیست که به نقش خود در انفجار ششم تیر اعتراف کند.


***

شماره 44 شهروند پرونده ای با عنوان "فرقانی ها و قربانی ها" به بهانه سالگرد شهادت استاد مطهری منتشر کرد. در این پرونده علاوه بر آنکه گروهک فرقان تشکیل شده از عناصری که عمده آنها مخلص بودند معرفی شده است، تلاش گردیده هرگونه ارتباط آنها با خارج از کشور نیز نفی گردد.
 این در حالی است که بسیاری معتقدند لیست ترورهای لازم در اکتبر ۱۹۷۹در گوادالوپ تنظیم شده بود. در کنفرانس گوادالوپ که با حضور جیمى کارتر، ژیسکاردستن، جیمزکالاهان، و هلموت اشمیت سران دولت هاى آمریکا، فرانسه، انگلستان و آلمان همزمان با روى کار آمدن دولت نظامى ارتشبد ازهارى در ایران تشکیل شده بود. در آن اجلاس بحث‌های مربوط به ایران، ابتدا با سخنان جیمزکالاهان آغاز شد که " شاه از دست رفته و دیگر قادر به کنترل اوضاع نیست. راه‌حل واقعی برای جانشینی او هم وجود ندارد. مردان سیاسی که در میدان مانده‌اند توانایی‌های محدودی دارند..." بنا به اسنادى که سال ها بعد منتشر شد، رژیم شاه برای برون رفت از این چالش به روى کارآوردن یک دولت ائتلافى و ملى توصیه شد و از همان زمان بود که شاه مشغول مذاکره با شاپور بختیار نفر دوم جبهه ملى شد که از هواداران دکتر مصدق بود.
در اولین روز نخست وزیرى وى شاه از ایران رفت. بر اساس برخی شواهد لیست کسانی که با ترور آنها خطر انقلاب اسلامی را برای غرب برداشته می شد، همچون امام خمینی، آیت الله دکتر مفتح، آیت الله مطهری، آیت الله دکتر بهشتی، آیت الله خامنه ای، سپهبد قرنی، مهدی عراقی و ... تهیه گردیده بود.
اما جدای از تمام این نکات تاریخی که فرصتی جدا می طلبد و گذشته از اینکه آیا ترور شوندگان گروه فرقان تنها قربانی یک کج فهمی ند جوان ساده بوده اند یا نه، یک ترفند مطبوعاتی در تحریف تاریخ در این هفته نامه بسیار قابل تامل است؛ در کنار چاپ مصاحبه عطریانفر درباره گروهک فرقان، در حالی که هیچ نامی از مقام معظم رهبری در این مصاحبه نیامده است؛ عکسی از معظم له بر روی تخت بیمارستان چاپ گردیده و در کنار آن نوشته شده است: "آیت الله خامنه ای پس از ترور ناموفق گروه فرقان"
این تصریح به انجام ترور رهبر معظم انقلاب توسط گروه فرقان و نه "جواد قدیری" (شوهر خواهر عطریانفر و عضو سازمان منافقین) در هیچ یک از دیگر متون این پرونده نیز نیامده است. گویا همچنان هراسی از اینکه این صراحت نتیجه معکوس دهد، باقی است.

متن کامل
۱۳۸٧/٢/۱٢ - محمد مهدی اسلامی