راه قدس، راه کربلا   


غروب روز بیست و یکم خرداد 1361، چرخ‏های یک فروند هواپیمای بوئینگ 747 نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، در انتهای باند فرود فرودگاه دمشق از گردش باز ایستاد. لحظاتی بعد شماری از مقامات بلند پایه سیاسی- نظامی دولت سوریه، همراه سفیر وقت جمهوری اسلامی ایران وارد باند فرودگاه شدند.
بر اساس فرمان امام خمینی و ابلاغیه شورای عالی دفاع، پس از اشغال لبنان و گسترش اشغالگری به مرزهای سوریه، در گام نخست هیئتی عالی‏رتبه به منظور مذاکره با رهبران دمشق، ارزیابی موقعیت مناطق اشغالی و برآورد نیازهای ضروری مردم سوریه و لبنان عازم دمشق گردیده بود و در بازگشت این هیئت به تهران بود که تصمیم گرفته شد گروهی از رزمندگان جمهوری اسلامی ایران به منظور یاری مردم مظلوم لبنان، عازم منطقه شوند...


اینک یگانی با پرونده ای پرافتخار در فتح خرمشهر که با نام «قوای محمد رسول اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله » شناخته می شد و تلفیقی از نیروهای تیپ 27 محمد رسول اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و تیپ 58 تکاور ارتش تحت فرماندهی حاج احمد متوسلیان بود، مورد استقبال پرشور مردم سوریه قرار گرفته بود؛ جاوید الاثر متوسلیان این استقبال را چنین ترسیم کرده است: «به طور کلی مردم لبنان، فلسطین و سوریه قطع امید کرده بودند از اینکه احدی از نیروهای نظامی متحدشان در کشورهای عضو جبهه پایداری به کمک آنها بیاید. این مردم تنها ملجأ و پشتیبان خودشان را نیروهای ایرانی می‏دانستند و همه بر روی این نظر متفق هستند که تنها نیرویی که می‏تواند آنها را نجات دهد، جمهوری اسلامی ایران است. از همین بابت هم عموم مردم سوریه، فلسطینی‏ها و لبنانی‏ها، چه از شیعیان و چه از برادران اهل تسنّن، استقبال چشم‏گیری از نیروهای ما به عمل آوردند.»
ایران از همان روزهای نخست پیروزی انقلاب اسلامی ادبیات سیاسیش را منطبق با نگاه اسلامی کرده بود؛ بر همین اساس سرنوشت جهان اسلام در دیپلماسی ایران جایگاه ویژه ای یافت. از دیگر سو عمق استراتژیک نبرد بیداری اسلامی با پرچمداری امام خمینی (ره) و نظام سلطه در سرزمین های اشغالی رغم می خورد و از این رو نبرد با اسرائیل اصلی ترین منازعه دو تفکر بود.
چندین روز از حضور فعال و پر قدرت نیروهای ایرانی در سوریه می‏گذشت، ولی دولتمردان سوری هنوز تصمیم خاصی برای مقابله و رویارویی با نظامیان صهیونیست نگرفته بودند. کاسه صبر نیروها لبریز شده بود و کار به حدی بالا گرفت که حاج احمد برای تعیین تکلیف بچه‏ها، با دولتمردان سوری صحبت کرد، ولی با یکسری تعارفات دیپلماتیک مواجه گردید؛ تعارفاتی که چنین پاسخ گرفت: «شما بهتر می‏دانید که هنوز تکلیف جنگ ما با صدام یکسره نشده است. اگر حاضر شدیم به اینجا بیاییم، برای این است که ثابت کنیم محور جهاد اسلام است. اگر به هر علت قرار است حضور ما در سوریه صرفا درحد برگ برنده‏ای در مذاکرات سیاسی باشد، ما اهل آن نیستیم.»
با شروع عملیات رمضان در ادامه نبرد با متجاوزان عراق، سخن حضرت امام خمینی مبنی بر اینکه "راه قدس از کربلا می‏گذرد" و "ابتدا باید تکلیف جنگ ما با صدام یکسره شود"، گویا کلید حل معمایی بود که سرداران جوان به دنبال آن بودند.
نبردها در لایه ای دیگر و در ستیز با صدام که پس از شکست های پیاپی از حمایت بیشتری از سوی بلوک شرق و غرب برخوردار شده بود ادامه یافت و جبهه نبرد با اسرائیل از سوی مبارزان مقاومت در لبنان، فلسطین و ... ادامه یافت.
اینک روزهایی است که امنیت مرزهای جغرافیایی کشور برقرار گشته و عراق در چنان شرایطی است که رییس جمهور کشورمان به عنوان اولین رییس جمهور در دنیا پس از سقوط صدام به صورت رسمی به آن قدم می گذارد و دست دوستی با دولت برخواسته از ملت عراق می فشرد. اما نبرد در عمق استراتژیک همچنان ادامه دارد. حزب الله لبنان اگرچه در جنگ 33 روزه پیروز میدان بود اما همینک پنجه در پنجه مزدوران صهیونیست در عرصه سیاسی لبنان انداخته و ضرورت نخستش جلوگیری از فروریختن جبهه لبنان در نبرد سیاسی است.
حماس نیز با مصالحه ابومازن با اشغالگران و محاصره نوار غزه در شرایط سختی به سر می برد؛ شرایطی که رژیم صهیونیستی به صراحت از نسل کشی دم می زند و باز آفرینی افسانه هولوکاست در واقعیت سرزمین مردان مقاومت.
این در شرایطی است که سران عرب نیز نه تنها با رضایت به تماشا نشسته اند، بلکه گاه برای ساکنان کاخ های تل آویو کف و سوت می زنند؛ مگر نه آنکه دولت کویت حکم به اخراج کلیه کسانی داد که برای بزرگداشت شهید مغنیه مراسمی برگزار کرده بودند؟
اینک راه کربلا اگرچه همچنان زیر سایه چکمه های آمریکایی ها است اما به اقرار شرق و غرب به روی ایرانیان بازتر از غرب است؛ هنوز نوبت راه قدس نرسیده است؟
متن کامل
۱۳۸٦/۱٢/٢٠ - محمد مهدی اسلامی