اربعین نمادی برای تداوم نهضت عاشورا   

قرار بود برای نشریه "برداشت اول" با دکتر آقا تهرانی یک مصاحبه بگیرم درباره اخلاق انتخاباتی؛‌ آنقدر دیر  شد که ناگزیر با یک پیک موتوری و با سرعتی نزدیک به سرعت نور رفتم. به سلام نماز عشاء حاج آقا رسیدم و در فاصله نیم ساعت وقتی که بود مصاحبه نسبتا خوبی گرفتم. دوستان روزنامه ایران هم به مناسبت اربعین التماس دعا داشتند ولی حاج آقا عازم سخنرانی در حسینیه قهرودی ها بود؛ اجازه گرفتم مصاحبه دوم را در درون ماشین داشته باشم. سوال ها را در فاصله اتاق تا ماشین خواندم و بعد درون ماشین بیشتر به دریافت جوابها مشغول شدم. مصاحبه ما با برخورد ماشین با چاله ای در نزدیک حسینیه قطع شد.

این مصاحبه عجله ای با قدری رفو را دیروز تحویل روزنامه ایران دادم که امروز چاپ شده است؛ چون تا به حال اغلب یادداشت هایم را در وبلاگ گذاشته بودم، برای تنوع گفتم این بار یک مصاحبه بگذارم؛ بخصوص که موضوعش نیز اربعین بود. پاسخ های متفاوت دکتر آقا تهرانی درباره اربعین را در ادامه بخوانید.


حجت الاسلام والمسلمین دکتر مرتضى آقاتهرانى:

انطباق با حق معیار انتخاب است نه جنجال هاى سیاسى

حجت الاسلام والمسلمین دکتر مرتضى آقاتهرانى را بیشتر مردم با رمضانیه هایش در سیما مى شناسند.
وى که تحصیلات حوزوى خود را در فقه و فلسفه و تفسیر نزد حضرات آیات بهجت، مصباح یزدى و مظاهرى گذرانده بود فوق لیسانس در دو رشته روانشناسى و فلسفه غرب بود و دکتراى فلسفه عرفان خود را در دانشگاه هاى کانادا و آمریکا گرفت و مدتى نیز امام جمعه نیویورک بود.
روزنامه ایران با دکتر آقاتهرانى گفت وگو ى کوتاهى داشته که در ذیل تقدیم مى شود.


* آقاى دکتر! درباره تاریخچه اربعین اختلاف نظرهاى زیادى است، برخى معتقدند در اربعین همان سال حماسه عاشورا اهل بیت وارد کربلا شده اند و برخى واقعه اربعین را به سال بعد آن نسبت مى دهند، کدام روایت را درست تر مى دانید
- مطالبى که گفته اند درباره آمدن اهل بیت به کربلا به دلایل مختلف جور درنمى آید، مرحوم محدث قمى مى فرمود: من به ۱۲ دلیل ثابت مى کنم که اهل بیت در اربعین به کربلا بازنگشتند.
* اربعین سال دوم چطور
- اربعین دوم هم همین طور.
* پس فلسفه اربعین چیست تنها به زیارت جابربن عبدالله انصارى در این روز به عنوان اولین زائر بازمى گردد
- آن چیزى که قطعى است این است که اربعین روزى است که نام امام حسین (ع) بار دیگر مطرح مى شود و اهل بیت هم دنبال طرح کردن و ماندن این نهضت در میان شیعیان بوده اند.
نمى دانم کربلا مشرف شده اید یا نه. مى توانم بگویم مردم عراق به روز اربعین بیش از عاشورا بها مى دهند و امروز اربعین از نظر شیعیان مسئله بسیار مهمى است.
* با توجه به توضیحات قبلى پس این اهمیت از چه جهتى است ؟
- از جهت دستور اهل بیت، زیرا در روایات هم آمده که اربعین جزو اختصاصات پیروان خاص ماست و حتى اربعین زیارتنامه خاصى دارد.
* علت واقع شدن این نشان در روز چهلم امام مفاهیمى که به عدد ۴۰ نسبت مى دهند نیست ؟
- البته درست است که خود عدد ۴۰ ویژگى هایى دارد و اینکه مى گویند هر چیزى پختگى اش تا ۴۰ سال است و... اما اینها ذوقى است و اگر این طور است چرا ما چهلم امام على (ع) را نمى گیریم. خود ائمه (ع) نسبت به اربعین اهمیت خاص قائل بودند و خواستند مطرح باشد و به لطف خدا در میان جوامع اسلامى اربعین مطرح است. امروز حتى در آمریکا نزدیک ترین یکشنبه به عاشورا را «Hosein day» (روز حسین) نام مى گذارند و همچنین در اربعین شیعیان مراسم عزا برپا مى کنند. اما آن چیزى که براى خود من بزرگ است، اهتمامى است که خود ائمه (ع) به این امر داشته اند.
* توصیه اى که از سوى ائمه براى بزرگداشت اربعین شده چیست
- یکى زیارت امام حسین (ع) در خدمت خود امام است. زیارت اربعین را مرحوم محدث قمى در مفاتیح آورده اند.
اگر کسى نتوانست به کربلا برود، از راه دور و حتى اگر کسى سواد ندارد و یا کتاب ندارد خوب است که رو به کربلا بایستد وسلام بدهد. خیلى بجاست که قدرشناسى کنیم. همه ما این جورهستیم. اصلاً الآن، در روزهایى قرار داریم که در مسئله هسته اى یک پیروزى بزرگ را به دست آورده ایم، اما به خاطر ایام اربعین، جشن مان را به بعد از عید نوروز انداخته ایم.
یک موضوع هم مى خواستم در مورد خود امام حسین(ع) بگویم. امام حسین(ع) همه چیز ماست؛ من احساس مى کنم که امام حسین(ع) دنیا و آخرت ماست. همین دین و انقلاب و نظام و مردم و صمیمیت هایى که داریم از برکت خون امام حسین(ع) است؛ اگر چه آنچه، ما به دست آورده ایم، ناقص است.
اگر درست بفهمیم نمى توانیم امام حسین(ع) را حذف کنیم و اگر داستان قیام حضرت اباعبدالله(ع) از جامعه اسلامى حذف شود، دیگر نه عشق، نه جهاد و نه گذشت و صمیمیت مى ماند و نه دادن جان و فرزند در راه خدا مطرح است.
* انتخابات را در پیش رو داریم و این روزها «اخلاق انتخاباتى» اصطلاح رایج است؛ این اخلاق انتخاباتى چه تعریفى دارد
- بحث انتخابات به این معنى است که وارد معرکه اى مى شویم که مردم حق انتخاب دارند تا کسى را که تشخیص مى دهند انتخاب کنند. در برابر حق انتخاب مسئولیت وجود دارد، هم کسى که خود را در معرض انتخاب قرار مى دهد و هم کسانى که انتخاب مى کنند.
اینگونه نیست که وقتى خداوند حق انتخاب مى دهد بتوانیم هر کارى خواستیم انجام دهیم و در قبال انتخاب ها و رفتارمان مسئولیم.
* اگر ممکن است قدرى مصداقى تر وارد شوید.
- بنده برخى سرشاخه ها را اشاره مى کنم، یکى صداقت و راستى است. ما با مردم در زمان انتخابات قول و قرارهایى مى گذاریم؛ یا نباید قول داد یا باید پایش ایستاد. راستى را همه دوست دارند و منحصر به اسلام نیست. از مروت و جوانمردى است. دیگر این که به دنبال لجن مال کردن نباشیم، مستدل حرف بزنیم.
* این مصادیق مورد قبول همه است، اما جریانات سیاسى هر یک دیگرى را به نقض آن متهم مى کند، چگونه باید جریان صادق را شناخت
- به شخصیت ها و جریان ها نیست، باید ببینیم چه مى گویند. مثلاً در جنگ جمل امیرالمؤمنین(ع)، داماد پیامبر (ص) یک طرف است و در مقابل او همسر پیامبر است. یک سمت طلحه و زبیر هستند و در طرف دیگر عمار یاسر و مالک اشتر و محمدبن ابى بکر؛ در آن جنگ یکى خدمت امیرالمؤمنین(ع) آمد و همین سؤال را مطرح کرد. حضرت فرمود «لایعرف الحق بالرجال، اعرف الحق تعرف اهله» حق را با اشخاص نشناس، حق را بشناسى، اهلش را خواهى شناخت. اگر حق را شناختیم مى توانیم قضاوت کنیم. در این صورت دیگر برایمان سید بودن و روحانى بودن ملاک نخواهد بود، جنجال هاى سیاسى ملاک نخواهد بود، بلکه انطباق با حق، معیار انتخاب خواهد بود.

متن کامل
۱۳۸٦/۱٢/۸ - محمد مهدی اسلامی