دکان دو نبش فرصت طلبان   

چندی پیش که در اینترنت به دنبال دست نوشته ای از امام می گشتم، به بخشی از سایت منتظری رسیدم که  در مطلبی با درج تصویری از نامه مشهور امام به او که در پی آن از قائم مقامی رهبری عزل شده و با توجه به همکاریش با منافقین از او خواسته شده بود در امور سیاسی دخالت نکند را سعی نموده بود به سید احمد خمینی منصوب نماید.
به یاد رنج نامه مرحوم حاج سید احمد خمینی افتادم که خودش حدود 30 صفحه بود، اما با یک کارتن مستندات پیوست برای منتظری ارسال شده بود و منتظری  از پاسخ دادن به آن طفره رفت.
از اینکه هیچ نسخه ای از آن رنج نامه در کتابخانه های دیجیتال و اینترنتی نیافتم بسیار تاسف خورده و به جستجو پیرامون حواشی آن پرداختم که به جوابیه تنظیم و نشر آثار امام خمینى درباره ادعاهاى هفته نامه آوا برخورد کردم. این هفته نامه که به مسئولیت مصطفی ایزدی از نزدیکان منتظری منتشر می گشت در سال 1378 مدعی گردیده بود که مرحوم حاج سید احمد در زمان حیات خود ضمن ابراز ندامت از انتشار رنجنامه، دستور جمع‏آورى باقیمانده آن را نیز صادر کرده بود و موسسه تصریح کرده بود یادگار امام براساس تکلیف شرعى خود و در راستاى تبیین علل برکنارى قائم مقام رهبرى توسط رهبر کبیر انقلاب اسلامى، رنجنامه را مستند به اسناد و مدارک غیر قابل خدشه منتشر ساخت و تا پایان عمر نیز هیچگاه از موضع و اقدام خویش پشیمان نبود بلکه به همراهیش با امام و عدم تغییر مواضع به خاطر مصلحت اندیشیهاى مقطعى، افتخار مى‏کرد.
منتظری تهمت های دیگری نیز به مرحوم حاج سید احمد زده بود که نگاهی به دفاعیه امام از حاج احمدآقا بهترین سند برای بررسی آن اتهامهاست.
جالب آنکه وقتی منتظری عزل شد حتی نامه ‏6/1/68‏ هم منتشر نشد و کسی درصدد بیان‏ ‏گذشته او برنیامد؛ رنجنامه مرحوم سیداحمد خمینی زمانی منتشر شد که اطرافیان منتظری در شب نامه ها به متهم‏ ‏کردن حاج سیداحمد خمینی به جعل نامه از طرف امام روآورده و فضا را آکنده کرده بودند و به عبارت دیگر منتظری به رغم احترامی که از سوی امام و مسئولین نظام دید نمک نشناسی خود را اثبات کرد تا نزدیکان امام را جز افشای ماهیت واقعی او چاره ای باقی نماند.


***


محمد علی ابطحی که در زمان قدرت بسیار کوشید پای منتظری را بار دیگر به عرصه سیاسی کشور باز کند در بخشی از وب نوشته اخیر خود آورده است: « وقتی صدا و سیما نمی¬خواهد این را بگوید که توسلی در یک جلسه رسمی، به خاطر اهانت به امام آن قدر احساساتی شده که جان داده، طبعاً مردم بیشتر حریص می¬شوند تا بدانند آقای توسلی در آن جلسه چه گفته که این¬قدر اصرار بر مخفی کردن آن وجود دارد... بعد به حرم امام رفتیم. در آن¬جا عده¬ای از بزرگان قم هم آمده بودند. هیأت مفصلی هم از طرف آیت الله العظمی منتظری آمده بودند. آقای توسلی در طول زندگی¬اش ارادت ویژه¬ای به آقای منتظری داشت. این را هم مخفی نمی¬کرد. همه می¬دانستند.»
هر چند رسانه ها سخنان مرحوم توسلی را منتشر نمودند و بخشی که آنها مدعی بودند به علت شدت احساسات ناشی از توهین به حاج سید حسن خمینی منجر به فوت آن یار امام گشته است در معرض قضاوت افکار عمومی قرار گرفت و مشخص شد آخرین جملات ایشان در باب کسانی بوده است که از جایگاه امام سوء استفاده می کردند و نه ادعای مورد اشاره فرصت طلبان...
اما از این نکته که بگذریم بزرگ ترین اجحافی که ابطحی و همفکرانش در حق این یار امام نموده اند، ادعای ارادت آیت الله توسلی به کسی است که توهین های سایت کم بیننده ای در روزهای اخیر به فرزند سید احمد در برابر توهین های او به یادگار امام قابل قیاس نیست.
نکته مورد غفلت این فرصت طلبان که نیت واقعی آنان از دفاع روزهای اخیرشان از بیت امام را نیز آشکار می کند، آن است که از یک حادثه نمی توان به صورت همزمان در دو بعد متضاد بهره گرفت،  هم آن را ناشی از تالم شدید حاصل از توهین به نواده امام دانست و از آن بهره برداری انتخاباتی نمود و هم آن را دستاویزی برای احیای یکی از بزرگ ترین توهین کنندگان به یادگار امام قرار داد.

متن کامل
۱۳۸٦/۱٢/۱ - محمد مهدی اسلامی