بهانه های غیر اصولگرایانه   

چند صباحی بود که اصولگرایان را توجه به انتخاب اصلح مقبول برای انتخابات دغدغه گشته و نزاع ها در گرفته بود که از این میان بسیاری خود را اصلح بر دیگری می دانستند و کمتر بودند صالحانی که خود را به مصلحت اتحاد کنار کشند. اما سرانجام تدبیر بزرگان و علما کارگر افتاد تا اتحاد نسبی در حد قابل قبولی حاصل آمد و النهایه طومار سی نفره تهران که شاخص وفاق در سراسر کشور است به امضای بخش عمده ای از اصولگرایان رسید.

این اتفاق اگرچه به سختی رخ داد، اما می تواند نوید بخش بازگشت اصولگرایان از تفرقه به مسیر وحدت باشد و در این میان زمزمه های تفرقه آمیز گویی تمامی ندارد. این زمزمه ها تنها یک منشا دارد و آن تن ندادن بخشی از مدعیان اصولگرایی به چهارچوب های این تفکر است، چه آنکه در مرام اصولگرایی سهم خواهی جایی ندارد و ملاک انطباق با معیارهایی است که از سوی رهبر معظم انقلاب رهنمود داده شد.

معظم له در سفر یزد درباره شاخصه های نامزدهای اصلح برای انتخابات پیش رو فرمودند: بهترين از لحاظ ايمان؛ بهترين از لحاظ دينداري؛ بهترين از حيث آمادگي براي حضور در ميدان‌هاي انقلاب؛ دردشناس‌ترين و دردمندترين نسبت به نيازهاي مردم و فرد دارای  شناخت عناصر مورد حمايت آمريكا مورد نیاز مجلس است و بالطبع اگر اعتراضی به فهرست پیشنهادی اصولگرایان باشد باید در میزان تطابق با این معیار ها بیان شود و نه میزان انطباق با سهم هر سلیقه در دائره بزرگ اصولگرایان!

با فرض راه نداشتن حب مقام و قدرت در میان گزینه های بیرون مانده از فهرست که اصرار به ورود دارند، آفت بزرگ در این میان را بی شک باید خود برتربینی دانست که موجب این اصرار گشته است.

«شيخ ما گفت: وحي آمد به موسي عليه السلام كه بني اسرائيل را بگو كه بهترين كس از ميانه خويش اختيار كنيد. هزار كس اختيار كردند وحي آمد كه از اين هزار بهترين اختيار كنيد. صد بدر كردند. وحي آمد كه ازين صد بهترين اختيار كنيد. ده اختيار كردند. وحي آمد كه ازين ده بهترين اختيار كنيد. سه اختيار كردند. وحي آمد ازين سه بهترين اختيار كنيد. يكي اختيار كردند. وحي آمد كه اين يگانه را بگوييد تابترين بني اسرائيل را بيارد. چهار روز مهلت خواست. و گرد برمي گشت. روز چهارم به كويي فرو مي شد. مردي را ديد كه به فساد و ناشايستگي معروف بود. و انواع فسق و فجور در او موجود، چنانكه در آن كار انگشت نماي گشته بود. خواست كه وي را ببرد. انديشه اي به دلش درآمد كه به ظاهر حكم نشايد كرد روا بود كه او را قدري و پايگاهي بود. به قول مردمان خطي به وي فرو نتوان كشيد. و به اين كه خلق مرا اختيار كردند، كه تو بهتري، غرّه نتوان گشت. چون هر چه كنم به گمان خواهد بود؛ اين گمان در حق خويش برم، بهتر. دستار درگردن خويش نهاد و آمد تا به نزد موسي. گفت: هر چند نگاه كردم هيچ كس را بتر از خويشتن نمي بينم. وحي آمد به موسي كه اين مرد بهترين ايشان است، نه بدانك طاعت او بيش است، ليكن بدانك خويشتن را بترين دانست.»

***

یک سریال چهار قسمتی درباره متهمان به جاسوسی مشهور نوشته بودم که امیر انتظامشو قبلا رو وبلاگ گذاشته بودم؛ اینم آخرین قسمتش که لینک قسمتهای قبل هم انتهایش آمده است (+)

متن کامل
۱۳۸٦/۱۱/۱٧ - محمد مهدی اسلامی