حضرت زين العابدين و غم ناآگاهي ما   

چند شبي است كه هياتهايي در وبلاگستان به دعوت مجيد برقرار است، من نيز ميزبان شب دوازدهم،‌سالروز شهادت امام سجاد به روايتي شدم تا نوحه اي بر جهل خود بخوانم:

به گمانم يكي از جگر سوز ترين صحنه هاي عاشورا وداع امام حسين با فرزند بزرگوارش (عليهما السلام) است. آن زمان كه حضرت سجاد سراغ ، عمو، برادران و ... را مي گيرد و در مي يابد كه تنها او از ميان مردان اردوگاه مولايش باقي است.   اين صحنه زماني غم انگيزتر مي شود كه او صداي "هل من ناصر" پدر را به گوش مي شنود و با اوج بيماري به سوي معركه نبرد حركت مي كند و حضرت اباعبدالله خواهر را امر به حفظ او مي كند كه اگر به شهادت رسد عذاب الهي نازل مي گردد...
اما داستان حضرت زين العابدين عليه السلام فصل هاي غم انگيزتري نيز دارد، آنگاه كه ما نقش او را در تثبيت نهضت حسيني به فراموشي مي سپاريم و از احياي دين محمدي كه در پي حكمراني بني اميه آسيب ديده است، غافل مي مانيم و تصويري بيمار از امام تا آخرين روز حيات مباركش به نمايش مي گذاريم.
اگر چه در زمان امامت امام حضرت  سجاد عليه السلام مردم بیشتر پیرو ارزشهای خلافت بودند و شرایط مناسبی برای امام فراهم نبود؛ با این حال امام با تکیه بر احادیث نبوی سیره فقه شیعه را پی ریزی کرد و شرایط را برای بیان جزئیات برای امام باقر و امام صادق عليهما السلام فراهم آورد.
امام به جذب نیروهای متعهد و آموزش آنان با تاکید بر رازداری پرداخت و بسیاری از موانع موجود در راه مبارزه را کاست. شیخ مفید می‌نویسد:«فقهای اهل تسنن به قدری علوم از او نقل کرده ند که به شمارش نمی‌گنجد...» او تکید بسیاری بر زدودن دین از ملاک‌های جهلی و انحرافی داشت. برای نمونه در حالی که در حکومت اموی برتری دادن عرب بر غیر عرب بود(حتی عجم را پست تر از حیوان می‌شمردند!) امام نهایت دقت را در رفتار با ایشان داشت و با بردگان با نهایت ظرافت برخورد می‌کرد.
از حضرت سه دسته گنجينه علمي به دست ما رسيده است،‌ دسته اول ادعيه است كه بخش عمده اي از آن در صحيفه سجاديه مجتمع است، دسته دوم نكاتي كه در رساله حقوق انتشار يافته و دسته سوم ديگر روايات كه عمدتا بر مسائل اخلاقي متمركز است.
صحيفه سجاديه كه خود حاوي دروس مختلفي از اخلاق تا مملكت داري در قالب دعاست به زبور آل محمد مشهور است اما يكي از مهجورترين كتب در ميان مردم ماست، در حالي كه امروزه ترجمه هاي بسيار زيبايي به فارسي از آن انتشار يافته و مفاهيم زيبا و عميقي در شكلي ساده در آن به نمايش در آمده است.
رساله حقوق نيز كه از مباني علم حقوق اسلامي مي تواند قرار گيرد ، علي الخصوص در مجامع علمي ما مورد بي مهري فراوان قرار گرفته است. يكي از توجيهاتي كه در اين زمينه آورده مي شود اين است كه « اين حقوق منحصر به وظايف الزامی مؤمن نيست و شامل احكام استحبابی نيز می شود. به علاوه اين حقوق منحصر به احكامی نيست كه نقض آنها معصيت (مستوجب مجازات اخروي)  محسوب شود يا موجب اجرای مجازات دنيوی (حد و تعزير شرعي) گردد، بلكه رساله حقوق در بردارنده وظايف اخلاقی يك مؤمن است. »
در حالي كه از همين منظر نيز قابل استفاده هاي بسيار است، برخي نيز حقوق ذكر شده در آن را « حق الله مرادف حكم الله به معنای تكليف الهی و وظيفه اخلاقی انسان اعم از الزامی و غير الزامی (اصطلاح روايي) و نه  حق الله و حق الناس كه اصطلاح حقوق جزايی اسلام در ابواب فقهی قضا، شهادات و حدود  است مي دانند، در حالي كه بسياري از حقوق تعريف شده در اين رساله در دسته دوم مي گنجد.
از جمله حقوق مطرح شده در رساله حقوق، حق سلطان بر مردم و مردم بر سلطان است. سلطان مورد بحث رساله، حكمران متعارف جوامع است نه لزوما امام معصوم و حاكم عادل. از اين منظر حقوق مطرح شده كاملا در مباحث حقوقي امروز دانشگاه هاي ما قابل بحث است. به ديگر سخن مهجور ماندن اين منبع غني يكي از تبعات عدم تحقق نهضت نرم افزاري و جنبش نو انديشي علمي است.
مقصود سخن آنكه متاسفانه شناخت ما از آن امام همام منحصر به واقعه كربلا و نهايت شام است و از دوران قیام‌ها و شورش هاي پس از آن و نقش امام در آن و همچنين در دوران نهضت علمي امام كه در شرايط سخت آن دوران به ثمر رسيد بسيار محدود است.
به گمان نگارنده اگرچه شهادت امام در 12 يا 25 محرم سال
۹۵ هجری واقعه اي دردناك است كه با با زهر ولید بن عبد الملک به ثمر رسيد و اگرچه مظلومانه بودن مضجع مبارك آن حضرت در بقیع در کنار عم گرامي و دو امام پس از ايشان حزن انگيز است، اما بيش از هر چيز نگاه غير حماسي ما به نقش آن امام عزيز كه بيش از سي سال در سخت ترين دوران شيعه چنان رويكردي داشت كه به شكل گيري نهضت علمي و تلمذ رهبران اهل سنت در كلاس درس ائمه شيعه انجاميد؛ غم انگيز است.

متن کامل
۱۳۸٦/۱٠/۳٠ - محمد مهدی اسلامی