جنبش دانشجويي، خفته يا بيدار   

"جنبش دانشجويى - يا به همان تعبير درست‌تر: بيدارى دانشجويى - چيز جديدى نيست؛ يك چيز مخصوص ايران هم نيست؛ چون همان‌طور كه گفتيم، متعلّق به محيط دانشگاه است. اين بيدارى، خصوصياتى دارد؛ انگيزه‌هايى در آن هست و نتايجى بر آن مترتّب مى‌شود. اگر اين خصوصيات را درست بشناسيم، مى‌تواند به‌عنوان يك منبع غنى و سرشار و فيّاض براى آن كشور و آن محيط و آن جامعه به‌كار گرفته شود؛ اما اگر درست شناسايى نشود، ممكن است تضييع شود."
این جملات بخشی از سخنان پر شور رهبر انقلاب در آذرماه سال 1378 بود، زمانی که در میان جمع مشتاق دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف به بیان ويژگيهاى حركت دانشجويى از قبل از انقلاب تا اوان انقلاب و ضرورتهای حرکتهای آینده پرداختند.
یکی از مهمترین تاکیدات ایشان در بخش بخش آن سخنان ارزشمند، توجه گروه های دانشجویی به این امر بود که بازیچه گروه های سیاسی قرار نگیرند و نگذارند دانشگاه حیاط خلوت احزاب گردد.
ایشان در فرازی دیگر از این سخنان فرمودند: " اگر آرمانگرايى، به بيزارى از آرمانها تبديل شود... اگر آن حالت صفا و خلوص، به حالت معامله‌گرى و به بازيهاى متداول سياسى تبديل شد - كه آدمهايى كه سنّى از آنها گذشته، اين بازيها را مى‌شناسند؛ اما آن جوانى كه تازه وارد ميدان مى‌شود، خيال مى‌كند كه اينها كارهاى جديدى است و كسى هم نمى‌فهمد؛ نه، كارهاى دستمالى‌شده‌ى كهنه است؛ كارهاى احزابِ قدرت‌طلبِ پوسيده‌ى اين‌طورى است - ديگر آن نخواهد بود...يكى ديگر از آفات مهمّ جنبش دانشجويى، سطحى شدن است... يكى ديگر از آفات، به دام احزاب و گروهها افتادن است؛ كه اين را قبلاً هم گفتم. مواظب باشيد، اختاپوس خطرناك احزاب و گروههاى مختلف به سراغتان نيايد و شما را به دام نيندازد. "
رهبر فرزانه انقلاب در آن سخنان که اندکی پس از غائله 18 تیر ایراد می شد به وضوح راه نجات جنبش دانشجویی را فاصله گرفتن از احزاب قدرت طلب و پیمودن آرمانهای حقیقی خود يعنى عدالت طلبی، آزادى خواهی و دنبال عزّت اجتماعى و سرآمد شدن ملى در جهان ترسیم فرمودند.
امروز آن آرمانها در بخش های گسترده ای از جنبش دانشجویی کشور متبلور است؛ آشکارا صدای عدالت طلبی و آزادی خواهی از دانشگاه ها شنیده می شود و جهاد و نو اندیشی علمی در دستور کار دانشجویان قرار گرفته است؛ اگرچه همچنان با نقطه ایده آل فاصله ها دارد اما گویا همین نیز مطلوب توطئه آفرینان نیست.

در هفته گذشته و در آستانه روز دانشجو، محمد قوچانی یکی از فعال ترین روزنامه نگاران روزنامه های زنجیره ای در یادداشتی با عنوان "شورش پسران بر پدران"، جنبش دانشجویی را نماد توسعه نیافتگی دانست و سرنوشت محتوم  این جنبش را مرگ توصیف کرد و با این جمله نوشته خود را پایان برد که "جنبش دانشجویی مرد، زنده باد دانشگاه"
او پس از آنکه 4 سال پیش حجاریان جنبش دانشجويي در زمان حال را فاقد كاركرد دانست، مدعی مرگ جنبش دانشجویی شد و تکمله بر نظریه استاد خود زد تا از همراهی احساسات دانشجویان در دوران خود تشکر کرده باشد. جالب تر آنکه او در این نوشته خواستار فاصله گرفتن دانشجویان از سیاست شد و دانشگاه را مکان خوبی برای رشد سیاسی دانشجویان ندانسته و نوشت: اگر دانشجویی بخواهد به صورت حرفه ای در سیاست دخالت کند به جای جنبش دانشجویی وارد احزاب سیاسی شود و سپس مراتب ترقی را در آن حزب سیاسی طی کند و آنگاه وارد پارلمان و دولت شود و این همان راهی است که امروزه در جهان توسعه یافته به آن عمل می شود.
"جنبش دانشجویی مرد، زنده باد دانشگاه" او نه از آن روست که جنبش دانشجویی امروز خفته باشد که بیداری امروز دانشجویان در گذشته کم سابقه است، او را فاصله گرفتن دانشجویان از جنجال آفرینی های روزنامه های زنجیره ای آشفته ساخته است و این خود نوید بخش حرکت صحیح جنبش دانشجویی است. شعار او در قاموس ما اینگونه ترجمه می گردد "جنبش دانشجویی بیدار است، زنده باد دانشگاه اسلامی"

متن کامل
۱۳۸٦/٩/۱٦ - محمد مهدی اسلامی