بازگشت به وبلاگ   

سلام. 

مدتی است سرم شلوغ شده و امیدم به رفع آن ظاهرا باطل بود. به همین علت هم نمی رسم به وبلاگ دوستان سر بزنم ولی به این نتیجه رسیدم که حداقل هر از چندی نوشته هایم را روی وبلاگ بگذارم تا از نقدهای موثر دوستان بی بهره نمانم. در این مدت چندبار آمدم وبلاگ را به روز کنم بعد از نوشتن کلی اراجیف به ناگاه ویروسهای محترم صفحه ما را close نمودند و چون عادت به save در هنگام نوشتن ندارم پرید و حال دوباره نویسی نداشتم. این شد که فاصله بسیار شد.

لازم است یک توضیح هم  درباره نوشته ام درباره صفار بدهم. من به ایشان بسیار علاقه مندم. یکبار پارسال در جواب برخی انتقادات که از مشی غیر اصولگرایانه حاکم بر برخی بخشهای مرتبط با آن وزارت خانه بود ایشان جواب داد کاری که در مدتی طولانی نهادینه شده را نمی شود یکساله به نتیجه رساند. اما نقد من به وزارت ارشاد در یک سال گذشته همچنان باقی است. انتقاد من از نوع اصولگرایانه است، شاید در فرصتی بیشتر به آن پرداختم.

نکته دیگر اینکه به رغم انتقادات زیادی از که دولت دارم به دلایلی که مشخص است، در این مدت بیشتر از آن اجتناب کرده ام و با سایت های حامی دولت نیز کمی همکاری داشته ام. چندی پیش مطلبی بر روی سایت سپهر در نقد یادداشت ابطحی در وبسایتش نوشتم. در فاصله کمی نظرش را درباره آن نوشته بود. جوابش را ایمیل کردم ولی جوابی نداد. به نظرم جالب بود گفتم بعد از مدتی تعطیلی وبلاگ شاید برای شروع جالب باشد.

كروبي، ابطحي و ماجراي غضنفرهاي سياسی (برای دیدن متن کامل اینجا کلیک کنید)

ترسيم سيماي ابطحي از آن جهت بود كه بگوييم اگر باور كنيم منظور ابطحي انتقاد از كروبي نبوده است بايد چنين پنداشت كه وقتي چنين مردي از ميان لشكر اصلاح طلبان ، اصولگرايان را متهم به اختلاف افكني مي كند از دو حال خارج نيست، يا آنقدر وقت صرف امور عكاسي و خوردن و ... نموده است كه از واقعيت هاي اصلاح طلبان بي خبر است و يا قصد دارد با متهم نمودن جناح مقابل و نسبت دادن اين رفتارها به غضنفرها و قلمداد نمودن كروبي در ميان شيوخ اصلاحات به نوعي از او دلجويي نمايد 

جواب ابطحی که 12 ساعت پس از رفتن مطلب بر روی سایت و در ساعت 01:17 نیمه شب ارسال شده:

 

ما مخلصیم ولی خیلی با مزه بود که برای نظر دادن در مورد یک تحلیل من بیشتر متن را به راست و دروغ از زندگی من اختصاص دادین. این سایت اصلاح طلب رو هم نفهمیدم مال کیه که اینقدر فحش داده. دوستان افراطی محافظه کار قبلا خیلی مطالب تند تر و پر دروغ تر از اینها به من گفته اند و عادت کردیم. از اینکه در مورد تحلیل من نوشته اید ممنونم. کاش وقت داشتم جواب میدادم و مباحثه ای در میگرفت ولی حیف وقت ندارم. به خاطر دلخوشی شما وخنده: یکی از کارهای به زمین مانده ام عکاسی است!

 

چند نظر هم خوانندگان درباره اش داده بودند، اینها 2 تا نمونه اش:

 

* ابطحی اینقدر باحال بوده و ما نمی دونستیم!؟ دمش گرم!  ولی اگه بحثتون سر لمپنیسمه خدا وکیلی احمدی نژادتون روی همه رو کم کرده! 

* صرف داشتن عمامه که دلیل دینداری نیست.شیطان هم 6000سال خدا را عبادت کرد ولی بعد شیطان شد.این ابطحی که دیگر عددی نیست.

 

 

من هم فردا صبح که  جواب ابطحی را دیدم این متن را برایش ایمیل کردم:

سلام. در حال بررسي نظرات كاربران بودم كه متن ذيل را با امضاي شما يافتم.  اگر فرد ديگري با اين امضا ننوشته باشد برايم چند نكته اش جالب بود:

 

-۱ نفهميدم كه بخش هاي دروغش درباره زنگي تان كدام بخش آن بود.  سعي كردم آنچه از زندگي نامه تان مي نويسم از كيهان و رسالت نباشد از وبلاگ خودتان باشد. خوب است بفرماييد.

آن مطلب به نقل از يك سايت اصلاح طلب نبود از وبلاگ روزنامه نگاران اصلاح طلب بود. اميد معملريان را كه مي شناسيد؟ اين هم لينك مطلبش. البته كافي بود يك عبارت خاص آن را جستجو مي كرديد:

http://www.memarian.info/articles.asp?id=-1073776650 

بنده با عكاسي كردن شما هم مشكلي نداشتم.  شيوه آن را خرق عادت ناميده بودم.

علت پرداختن به زندگي نامه تان موارد مختلفي بود. يكيش هم مقدمه اي براي نتيجه گيري آخر 

-۵ شما كه وقت صرف برخي سطور كرديد خوب بود به سوال بنده هم جواب مي داديد. كروبي را غضنفر ناميده ايد يا ...

حداقل به صورت شخصي علاقه مندم اگر دروغي نسبت داده ام بدانم چه بوده و از شما هم حلاليت مي طلبم.


گفتم شاید مشکل از فونت فارسی بوده و دوباره برایش فینگلیش فرستادم. بازهم جوابی نیامد. البته خیلی هم امید به جواب دادن نداشتم.

متن کامل
۱۳۸٦/٧/۱٤ - محمد مهدی اسلامی