آيا اين يك نقطه عطف است؟   

لبيكي به غدير عزيز:


“مارک کرک و رابرت اندروز دو عضو جمهوریخواه و دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا طرحی تدوین کرده اند که طبق آن هر شرکت خارجی که به گونه ای در فروش بنزین به ایران دخالت داشته باشد، حق صدور بنزین به آمریکا نخواهد داشت.
هدف از این طرح، محدود کردن دسترسی جمهوری اسلامی به بنزین مورد نیاز خود به منظور فشار براي گردن نهادن به درخواست شورای امنیت سازمان ملل متحد برای تعلیق فعالیتهای مرتبط با غنی سازی اورانیوم اعلام شده است.”
این جملات بخشی از خبری است که بسیاری از رسانه های مشهور دنیا به آن پرداخته اند. این طرح را دو عضو از دو  جناح مخالف نوشته اند، یعنی اتحاد دموکراتها و جمهوری خواهان در برابر جمهوری اسلامی؛ امری که گاهی در میان کشمکش های داخلی آمریکا آن را فراموش کرده و گمان می کنیم یکی از دو گروه به حمایت از ما خواهند بود.
این خبر را در کنار جملات جان بولتون نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل قرار دهید که در مصاحبه با فاکس نیوز وقتی تصاویری از چند پمپ بنزین آتش گرفته را نشان می داد بحث اعتراض به سهمیه بندی بنزین را با مباحثی همچون اختلافات قومیتی در ایران و مشکلات پدید آمده بر سر راه خود کفایی ایران در دستیابی به انرژی هسته ای آغشته و سعی مي نمود از همه داده های محدودش درباره ایران برای افزودن بر رنگ و آب این تنشهای مختصر بیافزاید.
بحث سهميه بندي بنزين ايران اين روزها بارها موضوع بحث چهره هاي سرشناس جهاني در رسانه هاي پر مخاطب بوده است. به نظر مي رسد اينكه چرا چنين موضوعي براي آنها اينقدر مهم جلوه نموده شايان توجه است.
در ابتدا بايد اقرار كنم من نيز از اینکه دیگر همچون گذشته آزادانه با خودروی شخصیم توان جابجایی در این ابرشهر تهران با وسایل حمل و نقل عمومی نه چندان مطلوبش را ندارم ناخشنودم؛ اما باید دید آیا ارزشش را ندارد؟
کافی است سری به میزان یارانه بنزین در چند سال اخیر و منحنی رشد ناگهانی آن بیاندازیم تا دریابیم این منحنی تا چه حد تصاعدی است و چه بسا در آینده نزدیک از میزان صادرات نفتی مان نیز بگذرد. مگر نه آنکه علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد؟ این حقیقت که تمام کسانی که به سختی پسنداز کرده و یا با قبول سود لیزینگ ها اقدام به خرید خودرو کرده اند، به این امید بوده اند که آسایش یک خودروی شخصی را خواهند داشت را نمی توان نادیده گرفت؛ اما تا کجا باید با الگوی غلط مصرف بنزين در كشورمان همراهی كرد.
صفحه سیاه تر این پرونده به آنجا بر می گردد که کشورمان توان کافی برای تولید این حجم بیرویه بنزین مصرفی را ندارد و لاجرم به واردات گسترده دست زده است. دور از انتظار نيست كه در روزهای بحرانی مواجهه با غرب برای احقاق حقوق مسلم خود دشمن پاشنه آشیل اقتصاد ما، بنزين را نشانه رفته و طرح نمایندگان مجلس آمریکا را به تصویب برساند؛ آیا در آن روز سهمیه بندی راحت تر است یا امروز كه توان واردات بنزين را داريم و مي توانيم بدون بحران با نظام مند نمودن مصرف طمع دشمن را از اين نقطه آسيب قطع نماييم؟ مگر نه آنكه پس از آغاز سهميه بندي از راديو مسكو گرفته تا رسانه هاي رنگارنگ غرب از شكست زودهنگام طرح تحريم بنزين ايران خبر دادند؟ به راستي شوك اين سهميه بندي بيشتر است يا شوك آن كمبود برنامه ريزي نشده؟
اما نکته قابل تامل دیگر در این طرح انتقاداتی است که در اين روزها به شیوه اجرای سهميه بندي بر می گردد. اگرچه اعلام سهمیه بندی در فاصله زمانی اندک مشکلات بسیاری برای هم وطنانمان ایجاد کرد و چه بسا دولت مي توانست در اين مورد حساب شده تر عمل نمايد، اما انتقاد آنها که از تصمیمات لحظه اي سخن می گویند ناثواب می نماید چه آنکه بحث سهمیه بندی از ابتدای سال مطرح و امري خلق الساعه ای نبوده است. طبیعی است که بخش اعظم کارت ها صادر شده بود و مردم هم حدود یک ماه با این کارت ها بنزین می خریدند و طبعاً به استفاده از آن عادت کرده بودند و نواقص احتمالی پمپ های بنزین نیز معلوم و رفع شده بود. بار ديگر تاكيد مي كنم اين به معناي ناديده گرفتن مشكلات طرح همچون عدم تحويل كارت سوخت به برخي تاكسي داران برخي شهرها كه زندگي شان را از راه مصرف بنزين مي گذرانند نيست، بلكه بحث بر سر آن است كه برآيند طرح موفقيت آميز بوده است.
سوي ديگر بحث منتقدين به مدیریت دولت در حفظ امنیت شهرها برمي گردد؛ امري كه از نگاه من از دیگر وجوه مثبت اجراي طرح بود. در شوك های اقتصادی مشابه حتی در کشورهایی که ادعای رفتار های دموکراتیک دارند اغلب چندین روز آشوب و برخوردهای خشونت آميز پلیس را شاهد بوده ایم. مگر نه آنکه در یک بحران اجتماعی در فرانسه چندین روز ماشینها به آتش کشیده شد و تا سرحد اعلام حکومت نظامی پیش رفت؟ اما نهایت ناآرامی ها - که به صورت طبیعی برای چنین طرح هایی قابل انتظار است - در تهران تنها چند ساعت بود و به سرعت آرامش در کل کشور نيز برقرار گرديد و حتی تلاش دشمنان برای ناآرام کردن خوزستان و سیستان و بلوچستان كه از مدتها قبل وعده داده بودند با هوشیاری مردم و مسئولین ناکام ماند. این برقراری آرامش در شرایطی صورت گرفت که شاهد هیچ برخوردی از نوع برخوردهای دموکراتیک! فرانسه نبودیم. شاید این اولین ثمره ملموس طرح افزایش امنیت اجتماعی بود که در هفته های گذشته همواره مورد حمله برخی رسانه های مخالف دولت قرار داشت، البته نبايد فراموش كرد علت اصلي اين امنيت به نجابت عموم مردم ايران نسبت به بسياري از كشورهاي به ظاهر متمدن بر مي گردد. به خاطر همين نجابت است كه فكر مي كنم وزارت نفت بايد تمام همتش را براي تأمين نياز بنزين توسط پالايشگاه ههاي داخلي بنمايد علي الخصوص كه به توجه به رويكرد جديد به اصل 44 قانون اساسي راه براي سرمايه گذاري بخش خصوصي نيز هموار گرديده است.
آن شب آغاز سهميه بندي كه بي شك يكي از شبهاي مهم در تقويم اقتصادي كشور بود، در ساعات پاياني شب از مركز شهر به سوي شرق تهران حركت كردم و مسيري را كه بايد نيم ساعته مي پيمودم در 3 ساعت طي كردم. اما گمان مي كنم ترافيك نامناسب آن شب به روان شدن ترافيك قفل شده هر روزه تهران مي ارزد، تنها برايم يك سوال باقي است؛  آيا وسايل حمل و نقل عمومي براي جايگزيني با خودروهاي شخصي بهينه خواهد شد؟ اگر دولت و شهرداري ها بتوانند جواب مثبتي به اين سوال بدهند چشم انداز روشني براي اين طرح پيش رو خواهد بود. نقطه عطفي در تغيير رفتار شهرونديمان كه علاوه بر تمام فوايد فوق الذكر براي محيط زيست  و ... نيز مي تواند مفيد افتد.

متن کامل