نهضت ملي شدن صنعت نفت؛ نماد مقابله با استكبار در كنار وحدت ملي   

"ايران انگليس را با تيپا بيرون انداخت ." اين جمله را چرچيل نخست وزير شهير انگليس با ملي شدن صنعت نفت در ايران اعلام كرد.

نفت يا طلاي سياه از همان ابتداي كشف، با طمع قدرت هاي استعمارگر بين المللي مواجه شد و آنان در ازاي امتيازاتي كه مي گرفتند مبالغ بسيار ناچيزي به صاحبان كشورهاي نفت خيز مي دادند، مبالغي كه رقم آن امروز بسيار مسخره است. در واقع سرقت نفت از ساده ترين شگردهاي قدرت هاي استعمارگر در يكصد سال اخير بوده است.

شركت نفت انگليس كه استعمار خود را از سال 1280 در ايران آغاز كرده بود، نفت كشورمان را به مدت 50 سال نه بشكه اي، بلكه به صورت تني خارج مي كرد و البته سود ناچيزي هم به مسئولان وقت مي داد. حسين ملكي ، مورخ در اين باره مي گويد: انگليس، نفت مجاني را از ايران مي گرفت و تعجب اينكه، دولت و ملت ايران هيچ گاه نتوانست اطلاع پيدا كند كه انگليس چه مقدار نفت ايران را قبل از ملي شدن، مجاني و يا با قيمت پايين از ايران خارج کرده است.  لندن فقط در 9 سال قبل از ملي شدن صنعت نفت در ايران، حدود 40 ميليون پوند سود سهام و درآمد مالياتي نصيب خود كرد.

جرج ميدلتون، سفير وقت انگليس در تهران هم درباره پشت پرده سياست لندن عليه تهران گفته بود: دستور لندن اين بود كه جريان نفت ايران بايد ادامه يابد و هيچ وقت قطع نشود... به من دستور داده شده بود كه در مورد صدور نفت ايران به انگليس براي 30 تا 40 سال آينده با اطمينان حركت كنيم.

اين نوع رويكرد انگليس ديگر براي ملت ايران قابل تحمل نبود و اين گونه شد كه از پانزدهمين دوره مجلس شوراي ملي و در قبال تعيين تكليف قرارداد نفتي - الحاقي 1933 ملي كردن صنعت نفت ايران كليد خورد و آيت الله كاشاني و دكتر مصدق رهبران اين نهضت شدند. بلافاصله مجلس شوراي ملي هم تقاضاي ملي شدن نفت را مطرح کرد و به همين خاطر نخست‌وزير وقت استعفا داد. شاه، سپهبد رزم آرا را كه رئيس ستاد ارتش و فارغ‌التحصيل سن سير فرانسه بود نخست وزير كرد تصور آمريكا و انگليس نيز از نخست وزيري رزم آرا اين بود كه او، تنها شانس آن‌هاست. رزم آرا كه گفته بود: شماها نمي توانيد (( لولهنگ ))-آفتابه گلي - بسازيد و كارخانه سيمان اداره كنيد ، پس بنشينيد سرجاي خود و دم از ملي كردن صنعت نفت نزنيد!!

بررسي جايگاه مصدق در ملي شدن صنعت نفت:

نكته حائز اهميت در زمينه ملي شدن صنعت نفت اين كه حتي ابتكار و پيشنهاد اين موضوع متعلق به مصدق نيست. برخي صاحبنظران تاريخ معاصر براساس اسناد موجود از مشروح مذاكرات كميسيون نفت مجلس شوراي ملي معتقدند حتي تا اواسط سال 29 مصدق موضع موافقي با ملي شدن صنعت نفت نداشته است. البته ما در اين بحث مبنا را بر روايات خود دكتر مصدق به عنوان نخست‌وزير دوران ملي شدن صنعت نفت قرار مي‌دهيم. وي در زمينه چگونگي مطرح شدن طرح اجرايي بعد از تصويب ماده واحده ملي شدن صنعت نفت در 29 اسفند سال 29 به صراحت مي‌گويد: «شنبه 8 ارديبهشت 1330 كه روز جلسه‌ي مجلس نبود به مجلس شوراي ملي احضار شدم. اكثريت نمايندگان هم آمده بودند و مي‌خواستند در جلسه‌ي خصوصي به شور و مشورت پردازند و تمايل خود را براي تعيين نخست‌وزير بعرض شاهنشاه برسانند. از اينكه گفته مي‌شد آقاي حسين‌علاء استعفا داده است تعجب كردم چونكه روز ششم ارديبهشت شب كه بخانه من آمده بودند و مي‌خواستند در يك موضوعي با من مشورت كنند هيچ از اين بابت صحبتي نكردند و چون قبل از اين ملاقات من در كميسيون نفت مجلس شوراي ملي بودم كه طرح نُه ماده‌اي جمعي از نمايندگان كه براي ملي شدن صنعت نفت تنظيم شده بود از تصويب كميسيون گذشت نخست‌وزير را از جريان مطلع كردم و تقاضا نمودم كه روز يك‌شنبه نهم ارديبهشت در جلسه رسمي مجلس حضور يابند...»

در فراز ديگري دكتر مصدق چگونگي شكل‌گيري انديشه كلي ملي شدن صنعت نفت را روايت و مطرح مي‌كند كه نمايندگان عضو كميسيون نفت مجلس- كه خود رياست آن را به عهده داشت- نتوانسته بودند بعد از چند ماه بحث به فرمولي براي استيفاي حقوق ملت برسند: «ملي شدن صنعت نفت در سراسر كشور ابتكار شادروان دكتر حسين فاطمي است كه چون كميسيون نفت مجلس شوراي ملي پس از چند ماه مذاكره و مباحثه نتوانست راجع باستيفاي حق ملت از شركت نفت انگليس و ايران تصميمي اتخاذ كنند دكتر فاطمي با من كه رئيس كميسيون بودم مذاكره نمود و گفت با وضعي كه در اين مملكت وجود دارد استيفاي حق ملت كاري است بسيار مشكل، خصوصاً كه دولت انگليس مالك اكثريت سهام شركت است و بعنوان ماليات بر درآمد هم هر سال مبلغ مهمي از شركت استفاده مي‌كند و من‌باب مثال در سال 1948 از شصت‌ويك ميليون ليره عوائد خالص شركت نفت بدولت ايران كه مالك معادن نفت است از بابت حق‌الامتياز فقط نُه مليون ليره رسيده در صورتيكه دولت انگليس به عنوان ماليات بر درآمد بيست‌وهشت مليون ليره استفاده كرده است.»

البته توجه دادن خوانندگان به اين فرازها از خاطرات دكتر مصدق بدين معني نيست كه وي بعد از انتخاب شدن به عنوان نخست‌وزير نقش اساسي در پيگيري موضوع ملي شدن نفت ايفا نمي‌كند، بلكه هدف صرفاً مشخص شدن معادلات قبل از 29 اسفند 1329 است مقام معظم رهبري در خطبه هاي نماز جمعه تهران‌24/12/63 درباره مصدق چنين فرمودند: «دكتر مصدق اينجوري نبود، يك شخصيتي از خانواده اشراف، جزء طبقه اشراف، در اشرافيت متولد شده، در اشرافيت بزرگ شده، در اشرافيت هم از دنيا رفت و در همان وضعيتي كه بود البته انسان آزاده‌اي بود. اين نظر خوشبينانه بنده است. ممكن است بعضي‌ها اين نظر را نداشته باشند من در اين باره بحثي ندارم... دكتر مصدق يك آدم ملي گرايي‌خلاصه مي‌شد و به اساس نظري كه من دارم معتقدم او يك آدم آزاديخواهي بود كه تسلط انگليسيها را بر مملكت تحمل نمي‌كرد و مي‌خواست يك دولت مستقل در كشور تشكيل دهد . دكتر مصدق در همين حد خلاصه مي‌شد كه نفت را از انگليسها بگيرد و يك دولت ملي و مستقل بوجود آورد ، البته شاه هم اگر بود ، باشد . منتهي همين طور كه مريدها و شاگردان مصدق تا آخر مي‌گفتند شاه سلطنت بكند و حكومت نكند و يك مقام تشريفاتي باشد و اختيار دست مصدق باشد . حالا بعد از اينكه انگليسها رفتند و ملت مستقل شد ديگر بعد از استقلال چه نظام رفتاري ، اخلاقي و آدابي و نظامي فكري بر مردم حاكم باشد براي او فرقي نمي‌كرد و در محدوده ذهن دكتر مصدق نبود . او يك انسان ليبرال و آزاديخواهي بود كه معتقد بود جامعه همين نحو و با همين نظام زندگي كنند منتهي انگليسها و قدرتهاي خارجي بر آنها حكومت نداشته باشند . ولي مرحوم آيت‌اله كاشاني يك فرد كاملا مكتبي بود " (سخنان ايشان در اينجا با انفجار بمبي در نمازجمعه تهران و شهادت جمعي از نمازگزاران نيمه كاره ماند و بحث خطبه را تغيير داد)

نقش آيت ا... كاشاني در عدم تصويب لايحه الحاقي:

آيت ا.... كاشاني براي جلوگيري از تصويب قرارداد نفت در مجلس، اعلاميه اي خطاب به ملت ايران درباره ملي كردن صنعت نفت صادر كرد. بعد از انتشار اعلاميه، اجتماع بزرگي در مسجد شاه (سابق) برپا گرديد كه در آن سخنرانان راجع به ابطال قرارداد  نفت 1312 شمسي 1933 ميلادي به سخنراني پرداختند و خواستار ملي شدن صنعت نفت شدند.

در اعلاميه اي از آيت ا... كاشاني آمده بود:«..... بر همه كس واضح و آشكار است كه تمام بليات و مصائب، مخصوصاً هرج و مرج دستگاه اداري و غارت بيت المال و تسلط زمامداران نالايق و مملكت فروش و بطور كلي تشويق جنايتكاران و حبس و تبعيد و شكنجه وطن دوستان در اثر سياست جابر انگلستان در مملكت ما به وجود آمده است و آن دولت هميشه اين اعمال خلاف عفت و انسانيت را براي غارت نفت ايران كه بزرگترين و مهم ترين ثروت ملي ماست،‌ مرتكب شده و مي شود ........ ملي شدن صنعت نفت در ايران تنها چاره بيچارگيهاي ماست، زيرا بدين وسيله ثروت بيكران كه خداوند تبارك و تعالي به ملت ايران عطا فرموده، از دست دشمنان بشر كه مقصدي جز منفعت طلبي و مكيدن خون ملل ضعيف ندارند، بيرون آمده، به صاحبان حقيقي و مستحق آن مي رسد ..... براي اينكه تكليف ديني و وطني ملت مسلمان ايران كاملاً معلوم و روشن باشد ناچارم اين آرزوي عمومي را يك بار ديگر در اينجا بيان كنم تا به نام سعادت ملت ايران و به منظور كمك به تأمين صلح جهاني، همه افراد مملكت بخواهند كه صنعت نفت ايران در مناطق كشور بدون استثناء ملي اعلام شود.......»

رزم آرا با گستاخي تمام و بي اعتنايي، همچنان روي تصويب قرارداد الحاقي پافشاري مي كرد و در پاسخ به كميسيون نفت (12 اسفند 1329) گفت: «....... اگر زياد پافشاري كنند مسجد را بر سر كاشاني و مجلس را بر سر مصدق خراب خواهم كرد

مردم منتظر شنيدن آخرين نتايج مباحثي بودند كه به خاطر مخالفت سپهبد رزم آرا، نخست وزير وقت به جايي نمي رسيد. اما سرانجام شليك گلوله اي از سوي خليل طهماسبي از گروه فدائيان اسلام به رزم آرا ، همه مباحث را پايان داد.

 آيت ا.... كاشاني در مصاحبه اي چنين گفت:«...... اين عمل به نفع ملت ايران بود و اين گلوله و ضربه، عالي ترين و مفيدترين ضربه اي بود كه به پيكر استعمار و دشمنان ملت ايران وارد آمد. قاتل رزم آرا بايد آزاد شود. اين اقدام او در راه خدمت به ملت ايران و برادران مسلمانش عملي شده است......»

آيت ا... كاشاني در برداشتن آخرين گامها براي ملي كردن صنعت نفت و كوتاه كردن دست بيگانگان از منابع ثروت ملي و دخالت در امور كشور، همزمان با تشييع جنازه رزم آرا، دستور داد تظاهرات ملي و همگاني در خيابانهاي تهران برپا شود .

شاه از طريق سر لشگر ضرابي براي آيت ا... پيام فرستاد كه مانع تندرويهاي فدائيان اسلام شود و اجتماعي را كه قرار بود در ميدان بهارستان برپا شود متوقف كند اما ايشان نپذيرفت و سرانجام تظاهرات بزرگ 100 هزار نفري در تهران به راه افتاد. در اين روزها تنها مرد قدرتمند ايران آيت ا... به حساب مي آمد و همه به حركتها و تصميمات وي چشم دوخته بودند.

پس از کشته شدن نخست‌وزير وقت ، طرح ملي شدن صنايع نفت با رهبري ايت الله کاشاني و دکتر مصدق در مجلس دوباره به بحث گذاشته شد. گزارش كميسيون در 24 اسفند به تصويب مجلس شورا و در 29 اسفند به تصويب مجلس سنا رسيد. همچنين مجلس در 29 اسفند 1329، گزارش پيشنهادي كميسيون نفت را به شرح زير تصويب نمود:

«به نام سعادت ملت ايران و به منظور تأمين صلح جهان، (ما) امضاء كنندگان ذيل پيشنهاد مي نمائيم كه صنعت نفت ايران در تمام مناطق كشور بدون استثناء ملي شود، يعني تمام عمليات اكتشاف، استخراج و بهره برداري در دست دولت قرار گيرد

پس از استعفاي حسين علاء که بعد از رزم‌آرا نخست وزير شده بود، در شور و اشتياق عمومي که آيت الله کاشاني در ايجاد آن نقشي بي بديل داشت دکتر مصدق به نخست وزيري رسيد و به همراه کاشاني که نهضت مردمي ملي شدن نفت را عهده دار بود، برنامه خود را اصلاح قانون انتخابات و اجراي قانون ملي شدن صنعت نفت اعلام کرد.

واكنش انگلستان به ملي شدن صنعت نفت:

به هر حال بيست و نهم اسفند 1329 و در نتيجه همدلي آيت الله كاشاني و دكتر مصدق، نفت ايران ملي شد اما در كنار مباحث اين نهضت، نكات جالبي وجود داشت.

 انگليسي ها كه خود را درمانده يافته بودند درباره اسناد سرقت نفت ايران تصميم گرفتند آنها را به خانه سدان در خيابان 30 تير تهران ببرند و بسوزانند. اريك دريك، مديرعامل شركت نفت انگليس - ايران در اين باره مي گويد: دستور رسيد تا اسناد مربوط به خروج نفت ايران را به دليل كمبود وقت در اطراف شركت معدوم كنيم.

مشابه فعاليت آمريكايي‌ها در لانه جاسوسي، انگليسي‌ها نيز چون احساس كردند كه صنعت نفت ايران در حال ملي شدن است، اسناد را از دفتر شركت نفت كه در خيابان نادري تهران بود به خانه سدان، رئيس شركت نفت ايران و انگليس ، برده و آن‌ها را ‌سوزاندند.  نهايتاً اين خانه دست دولت افتاد و مصدق از اين اسناد در ديوان بين‌المللي لاهه و شوراي امنيت استفاده كرد.

انگليسي‌ها مي‌خواستند تمام تلاش خود را انجام دهند تا جلوي ملي شدن صنعت نفت را بگيرند. هدف اول آن‌ها حفظ منابع انرژي براي خودشان بود و هدف دوم مبارزه با حركت‌هاي مردمي بود كه به شدت از گسترش آن مي‌ترسيدند و ممكن بود قدم بعدي حركت‌هاي مردمي ملي كردن كانال سوئز باشد که البته چنين نيز شد و کانال سوئز با تاسي از ملي شدن صنعت نفت ايران، ملي شد.

بلافاصله در 25 دسامبر 1951 نيز دولت مصدق به كاركنان انگليسي شركت نفت يك هفته مهلت داد كه ايران را ترك كنند. انگليسي ها نيز که در اين برهه خيلي خوار شده بودند ايران را ترك كردند و تحقير بزرگي براي انگليس از طرف همدلي کاشاني و مصدق به ثبت رسيد.

مسئول قسمت نفت وزارت دفاع آمريكا گفت بدون نفت ايران تا آخر سال 1951 تقاضا بر عرضه غلبه خواهد كرد.

آغاز توطئه آمريکا و انگليس عليه مردم ايران 

با فشار به عربستان سعودي و كويت و عراق كه ميزان استخراج را بالا بردند، تحريم نفت ايران موثر واقع مي‌شد. در سال 1952 توليد نفت ايران به 20000 بشكه در روز در با مقايسه با 666000 بشكه در روز در سال 1950 تنزل كرد.

در همين زمان فشار روي ايران با روي كار آمدن دولت محافظه‌كار و نخست وزيري چرچيل اضافه شد، چرچيل كه در اين زمان 77 ساله بود، مي‌گفت كه سياست سختي در مورد مردم ايران خواهد داشت .

طبق اسناد موجود، چرچيل نخست وزير انگليس بعد از ملي شدن نفت در ايران به ترومن رييس جمهور آمريکايي گفت: «اگر در آن زمان حكومت انگلستان را در دست داشت، به هيچ وجه ايران، انگليس را با تيپا بيرون نمي‌كرد».

 پيروزي نتيجه پافشاري و مقاومت مردم ايران 

به نظر مي‌رسيد فشار و تهديد، بر رهبران ملي و مذهبي ايران تاثيري نداشت. مصدق مي‌گفت: نفت براي نسل‌هاي آينده در زمين مي‌ماند.

وي از راديو و روزنامه براي آماده كردن مردم استفاده مي‌كرد و به واسطه همراهي روحانيون و در راس آن‌ها آيت‌الله كاشاني، مردم هر زمان كه لازم بود در حمايت از ملي شدن صنعت نفت به خيابان‌ها مي‌ريختند.

در ابتداي سال 1332 (1953 ) انگليس به آمريكا پيشنهاد كودتا در ايران داد. جواب امريكا اين بود كه بايد صبر كرد تا آيزنهاور سركار بيايد. با روي كار آمدن آيزنهاور، فرمان كودتا را جان فاستر دالس وزير امور خارجه امريكا و برادرش آلن دالس رئيس سازمان جاسوسي اين كشور صادر کرد.

در اين مرحله اشتباه تاكتيكي مصدق رخ داد چرا كه از رهبران مذهبي و به طبع آن اكثريت مردمي كه قاطبه مذهبي داشتند، روگردان شد. اين امر به مصدق مشتبه شد كه مي‌تواند حتي بدون حمايت مردمي بر انگليسي‌ها پيروز شود و اين در نامه‌هاي مصدق با كاشاني نمايان بود. در انگليس چرچيل قبول مسئوليت كرد كه مصدق را سرنگون كند. آمريكايي‌ها هم با كودتا موافقت كردند.

اين حوادث تاريخي نشان مي دهد آمريکا و انگليس هيچگاه منافع ملي ايران را به رسميت نشناخته اند. هم اکنون نيز به هر حربه اي دست مي زنند تا حقارت تاريخي خودشان در ايران تکرار نشود و ايران از انرژي هسته اي برخوردار نشود.

 

متن کامل
۱۳۸٥/۱٢/٢٥ - محمد مهدی اسلامی