موج سواری بر دستان خاتمی   

از همان اول از موضوع دست دادن خاتمی با دختران ایتالیایی خوشم نمی آمد و دوست نداشتم برایش مقاله ای بنویسم. اما موج سواری بر این اقدام ظاهرا تمامی ندارد، سعی کردم نگاهم به این موضوع از زاویه ای دیگر باشد، زاویه حامیان رییس جمهور سابق. ( لینک مقاله ام در سایت خبری نما) . البته انتخاب تیتر سایت از من نبوده است. راستی از همه دوستانی که دعوت مرا برای خاطره نویسی پذیرفتند یا رد کردند متشکرم. در پاسخ به سید علی عزیز هم تکرار می کنم که نه دیگر در آن مسئولیت نیستم. هم اینکه ۵ سال حضورم به عنوان مدیر روابط عمومی حزب سبب شده بود به تکرار بیافتم و نوآوری نداشته باشم و هم برخی دلایل شخصی سبب شد سال گذشته استعفا دهم.

***


" هر كسى گناه را انجام داد، گناهكار است؛ هر كه مى‏خواهد باشد. اين تصور غلط است كه ما بگوييم چون فلانى اين كار را مى‏كند، لابد اشكالى ندارد كه مى‏كند؛ اگر اشكال داشت، كه نمى‏كرد. البته حمل بر صحت، ايرادى ندارد؛ بلكه خوب و مستحسن است. در كار همه‏ى مؤمنين، انسان بايد حمل بر صحت بكند. تا آن‏جايى كه ممكن است، نبايد حمل بر فساد كرد؛ اما وقتى يك عملِ خلافِ بيّن و واضح از كسى سر زد، هيچ تفاوت نمى‏كند كه اين كس، چه كسى باشد. هر كسى باشد، گناه، گناه است؛ بلكه وقتى افراد ممتاز گناه را انجام بدهند، جرم گناه در آن افراد، بيشتر هم خواهد بود. " (18/1/69)
این سخنان رهبر معظم انقلاب و یک مرجع تقلید است، یعنی می تواند مبنای عمل قرار گیرد. پس بر مبنای همین نظر و اینکه عملِ خلافِ بيّن و واضح از جناب آقای خاتمی سر نزده و می توان حمل بر صحت تکذیب ایشان کرد و آنرا مونتاژ پنداشت، بحث وقوع یا عدم وقوع دست دادن جناب آقای خاتمی با دختران ایتالیایی را رها کرده و به نیمه دیگر موضوع می نگرم.
چندی پیش به وبلاگ یکی از دوستان خبرنگار که همزمان در سایت خبری آفتاب و روزنامه هم میهن مشغول به کار است مراجعه کردم و دیدم نوشته است: " بعد از يكي دو هفته، شخص خاتمي بالاخره به حرف آمد و خبر از آن داد كه آنچه صادق خرازي درباره «مصافحه» او با دختركان ايتاليايي گفته و آنچه همه با چشمان خود در اينباره ديده‌ايم همه دروغ است و او اساسا آن فيلم را مونتاژي مي‌داند.
 بچه‌هاي روزنامه [هم میهن]  هم فراوان زحمت كشيدند و يك مانور حسابي روي تكذيبيه خاتمي انجام دادند. اما خودمانيم.... من چندين و چند بار فيلم فوق را ديده‌ام و هيچ نشاني از مونتاژي بودن آن نيافتم، اي‌كاش خاتمي لااقل اين بار پا پس نمي‌كشيد و با شجاعت اعلام مي‌كرد كه «خيلي هم خوب كاري كرده كه با آنها مصافحه يا چه مي‌دانم دست داده است». واقعيت اين است كه به نظر مي‌آيد خاتمي اينبار هم بين مردم {به خصوص نوجوانان و جوانان امروزي كه دوم خرداد و خاتمي را به ياد ندارند و دست دادن يك آخوند با دختران، برايشان امري مانند رويا است} با «برخي جاهاي ديگر»، دومي را انتخاب كرده‌است. حيف كه خاتمي اين بار هم ترسيد...."
این نوشته از دو جنبه قابل بررسی بود، نخست آنکه اقراری است بر اینکه به رغم آنکه آن خبر را دروغ می دانسته اند بر روی آن مانور داده اند و جناح رقیب را متهم به سیاسی کاری کرده اند: "مثل همیشه موضوع برخلاف پوستین رویین دینی‌اش، ذاتی سیاسی دارد. مثل دفعات پیش. مثل کارناوال عصر عاشورا و همچون «موج‌»های پس از دوم خرداد...آنها که فیلم دست دادن خاتمی را به روی سایت‌ها فرستادند و آنها که در مقاله‌ها و سرمقاله‌ها، برداشت سیاسی خویش را بر آن حمل کردند، تصور می‌کنند سناریوی نخ نمایشان «مکبث» و «هملت» شکسپیر است که هر کارگردان تئاتر تازه‌واردی اجرای مجددی و اقتباس آزادی از آن روانه تئاتر‌ها می‌کند و باز ‌قند مکرر است... ظاهرا رسم سیاست در این دیار چنین است که قبیله‌ای سوژه بسازند و اتهام زنند؛ وان دیگر، از در دفاع درآید. البته برای اصلاح طلبان چاره‌ای هم نیست. این،‌حداقل کار است که باید کرد. سیاست را هم که نادیده بگیریم، دفاع از آبروی برادر دینی شرط اخلاق است. " (بخشی از یادداشت هم میهن در کنار تیتر تکذیب خاتمی)
دروغ را حتی در آمریکا، مهد لیبرال دموکراسی مطلوب ایشان نیز از گناهان نابخشودنی است. کافی است مروری بر پرونده جنجالی کلینتون رییس جمهور سابق آمریکا بیاندازند و ببینند آنچه بیش از هر گناه دیگر مورد نفرت مردم و قانون آمریکا قرار گرفت دروغ آنها بود. چه رسد به دین مبین اسلام که دروغ را از گناهان کبیره می شمرد و ... البته تصریح می کند «والله یشهد ان المنافقین لکاذبون». (منافقون (63) آیه 1) کسانی که نفاق و دررویی پیشه می کنند بی شک دروغگویانند، چه نفاقی بالاتر از اینکه عملی را دوست بداری اما رقیب را متهم کنی که ناثواب ترا به آن متهم می کند؟ البته مصداق مورد اشاره تنها شاهد مدعایی است و از این دست نمونه ها در این چندین روز در رسانه های نوزنجیره ای بسیار است.
اما زاویه قابل تامل دیگر آن است که گویی عده ای در پی ریختن قبح برخی محرمات برای رسیدن به مقاصد سیاسی شان می باشند. جناب فاضل میبدی به عنوان یک مدرس حوزه بر حسب اتفاق در همان روزنامه به بررسی حرمت یا عدم حرمت اینکار پرداخته بودند و بر مبنای حسن و قبح عقلی افعال چنین نتیجه گرفته اند که  " در اسلام روابط زن و مرد از اين جهت محدود گشته است تا زمينه بروز مفاسد اجتماعي فراهم نشود... اگر مصافحه (دست دادن) با زنان، نه از نگاه جنسي كه از نگاه آداب و رسوم اجتماعي لحاظ شود، چرا بايد حرام دانست؟" آیا این نوشته را نیز آیا باید در راستای جلب افکار عمومی و کسب آرای آنها که دوم خرداد را ندیده اند و خاتمی را به خوبی نمی شناسند دانست؟
زاویه سومی نیز قابل بررسی است، آیا موج ایجاد شده را می توان سناریوی از پیش تعیین شده ای از سوی متخصصین جنگ روانی دوم خرداد قلمداد کرد تا با این مانور خبری اگر موفق به راضی نمودن خاتمی برای حضور در انتخابات مجلس شدند دو راه را پیش روی شورای نگهبان قرار دهند، یا او را رد صلاحیت کند که با توجه به سابقه او امید دارند با فشارهای روانی و ... تایید صلاحیت او را به دست آورند و بر محبوبیت از دست رفته او بیافزایند(راهکاری که درباره معین موثر افتاد) و یا او را تایید صلاحیت کنند که با سوار شدن بر موج آزادی های این چنینی برای او رای جمع کنند (راهکاری که برای فائزه هاشمی آنچنان رایی جمع کرد). شاید این نظر بیراه نباشد که در پی چند انتقاد اصولگرایان در روزهای اخیر موج روانی گسترده ای در سایتهای خود از احتمال رد صلاحیت خاتمی به راه انداختند.
این نکات وقتی معنای بیشتری می یابد که بدانیم این فیلم را مارکو اوریولس که یک ایتالیایی است بر روی اینترنت قرار داده و خود او آنرا به قطعات کوتاه کوتاه تقسیم نموده است تا بتواند بر روی سایت youtube  قرار دهد و حتی در اینباره نیز مصاحبه کرده است. در چنین شرایطی اتهام زدن به اصولگرایان در انتشار این فیلم بر روی اینترنت بیشتر مقرون به ذهن است یا انتشار این فیلم با هماهنگی آنها که می خواهند از این فیلم بهره برداری کنند و با ايتاليايي ها هماهنگي هاي سفر خاتمي را انجام داده اند؟

متن کامل