پرکشیدن شهاب، از زمین به آسمان   

حاج صادق سالها بود كه آرزوي شهادت داشت. زمانيكه در زندان بوديم، نيمه شب متوجه حضور حاج صادق در راهرو زندان شدم، جلو رفتم، آقاي اماني آرام مشغول راز و نياز بود و در حاليكه خاضعانه اشك مي‌ريخت مي‌گفت: «خدايا! يك عمر خدا- خدا كردم، مي‌خواهم پهلويت بيايم.» آنقدر آرامش داشت و راحت مي‌خوابيد كه يكبار مأموران به گمان اينكه او مرده است، سراسيمه به داخل سلول ريختند، اما او گويي به معشوق خود رسيده بود، بدون اضطراب نماز مي‌خواند و عاشقانه به مناجات مي‌پرداخت...

وقتی سال ۷۹ در چنین روزهایی پیش او رفتم تا خاطراتش را از شهدای ۲۶ خردادماه موتلفه اسلامی بگوید؛ با حال غریبی که به یک بازمانده می ماند چنین خاطراتی را بیان کرد. وقتی از جملات بخارایی در دادگاه می گفت اشک چشمانش را گرفت و ...

مرحوم حاج احمد شهاب شب جمعه به یارانش پیوست. زودتر از این می خواستم یادی از او نمایم اما فرصتی دست نداده بود. حاج احمد از بازماندگان فدائیان اسلام بود که در سال ۴۲ به جمعیت موتفله اسلامی و حرکت در راه نهضت امام پیوست و عشق عجیبی به امام داشت. نام خانوادگیش شاه بداغلو بوده که شهید نواب صفوی برای پرهیز از ذکر شاه پیشنهاد می دهد خود را شهاب بنامد. در اسناد ساواک و در پرونده محاکمه اعضای موتلفه در جریان اعدام انقلابی حسنعلی منصور هم حکم زندانش به نام احمد شاه بداغلو صادر گردیده است که همین امر سبب گردیده بسیاری او را چنان که باید نشناسند. تصویر مرحوم شهاب در بیدادگاه ستمشاهی در کنار آیت الله انواری

مرحوم حاج احمد شهاب همچون آب زلال بود و رفتنش همراه گشت با محو پرونده قطوری از تاریخی شفاهی انقلاب؛ درگذشتش را به خصوص به فرید شهاب عزیز تسلیت می گویم.

*****

راستی از طولانی شدن مقاله قبلیم مجددا عذرخواهی می کنم.

متن کامل
۱۳۸٦/۳/٢٢ - محمد مهدی اسلامی