گفتمان علمی، راهکار وحدت عملی   

مدتی بود قصد داشتم در خصوص منازعه اخیر میان مجلس و دولت بنویسم، اما احساس کردم نیاز به اندکی صبر است تا سخنان حقیر در گرداب مجادلات لفظی دو قوه نیفتد.


شنبه گذشته مصاحبه‌ای در ارگان رسمی دولت، روزنامه ایران از رییس‌جمهور منتشر شد که وی با شهامت به بررسی یک دیدگاه جدید در بررسی جایگاه قوا پرداخته و با طرح این بحث که دیدگاه امام راحل در خصوص در رأس امور بودن مجلس مربوط به دوره‌ای است که نظام کشور پارلمانی بوده است، این جمله را با تغییرات انجام شده در قانون اساسی در سال 1368 و آنچه به تلویح  ایشان تبدیل شدن به نظام ریاستی تعبیر نمود، فاقد اعتبار تلقی کرده و قوه مجریه را در قانون اساسی جدید دارای تفوق بر دیگر قوا دانست.

پس از این مصاحبه موجی از اتهام و هجمه به دولت آغاز شد که از دو جنبه شایان بررسی است. نکته اول اصل موضوع که آیا این دیدگاه مقرون به صحت است و یا فاقد صحت می‌باشد.

در این مسیر می‌توان به دو موضوع دقت نمود. نخست آنکه برخلاف برداشت ریاست محترم جمهور، نظام جمهوری اسلامی در دسته‌بندی‌های مرسوم، نه پارلمانی و نه ریاستی، بلکه ریاستی-پارلمانی است. در این نوع نظام اگرچه رییس‌جمهور که رییس دولت نیز هست با رأی مستقیم مردم انتخاب می‌شود اما مجلس قدرت استیضاح رییس جمهور را دارد و دولت و شخص رییس‌جمهور در برابر پارلمان مسئول است، رییس جمهور حق انحلال مجلس را ندارد، مجلس می‌تواند با دو سوم آرا همه‌پرسی را به تصویب برساند اما رییس جمهور چنین اختیاری ندارد و...

از سوی دیگر مجلس دارای حق قانونگذاری و حق نظارتی بسیار گسترده‌است که می‌تواند به مقید نمودن مدیران اجرایی منتهی شود. از این رو مجلس صالح توان اصلاح امور دارد و مجلس فاسد توان افساد در کشور، دقیقا نکته‌ای که جملات امام راحل ناظر بر آن بوده است. امام خمینی سه بار بر در رأس امور بودن مجلس تاکید کرده‌اند. نخست در 29 دیماه سال 1359 که در جمع اقشار مختلف مردم فرمودند، "مجلس را که در رأس همه امور است تقویت کنید. و دنبال این باشید که یک مجلس قوى قانونگذارى داشته باشیم تا بتوانند مملکت را به راه راست ببرند ."[1]

این عبارت بار دیگر در جمع دانشجویان عضو دفتر تحکیم وحدت در 6 آذر 1361 تکرار شد، زمانی که امام از ضرورت وحدت دولت و مجلس و حمایت مردم از آنها سخن می‌فرمود[2] و برای سومین بار 13 دى 1362در  جمع فرمانداران، بخشداران و اعضاى شوراهاى روستایى‏ می‌فرمایند " مجلس یک چیزى است که در رأس همه امورى که در کشور است واقع است. یعنى مجلس خوب همه چیز را خوب مى‏کند و مجلس بد همه چیز را بد مى‏کند..."[3]

حتی اگر این سخنان که نشان از دلیل اولویت مجلس بر دیگر امور در موضوع توان اصلاح و افساد آن است به قدرت بیشتر آن زمان تلقی گردد، می‌توان تداوم این نگرش را در خلاف امام خمینی و در سالهای پس از 1368 باز ملاحظه نمود. امام خامنه‌ای حداقل دوبار به تصریح بر در راس امور بودن مجلس ناکید داشته‌اند. معظم‌له در دیدار اعضاى هیأت نظارت بر انتخابات شوراى نگهبان در سال 74 فرموده‌اند "مجلس، مظهر آراء مردم در اداره‌ى این نظام است... صرف این نیست که حالا ما یک کشور داراى دمکراسى هستیم و مردم باید رأى بدهند و حضور پیدا کنند؛ نه. این اساس موجودیت نظام است. حضور مردم این‌قدر تأثیر دارد. بنابراین همان‌طور که امام(رضوان‌الله‌علیه) فرمودند مجلس در رأس امور است." [4] و همچنین در سال 83 در پیام بمناسبت آغاز بکار هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی فرموده‌اند "نمایندگان مردم در مجلس وظیفه ی سنگینی در این باره بر عهده دارند. گفتار و عمل آنان باید یکپارچگی ملت، عزت ملی ، ایمان و امید و تلاش ، بیداری و آگاهی ، اخلاق و قضیلت و آزادگی و عزم و اراده ی پولادین را برای کشور به ارمغان آورد. چنین مجلسی بیشک، عصاره ی فضائل و بطور طبیعی در رأس امور خواهد بود."[5]

این هر دو تصریح جای تاویلات زمان محور مربوط به قبل از سال 1368 را کاملا خالی از وجه می‌سازد.

با این وصف باید گفت تحلیل رییس جمهور فاقد گزاره‌های درست است.

اما وجه دوم این رخداد، به زمان تعامل قوا باز می‌گردد. از یک سو رییس‌جمهور در بیانی تقابلی و با لحنی تهاجمی به بیان دیدگاه خویش پرداختند، از سوی دیگر نیز پاسخ دهندگان با ادبیاتی خارج از عرف به تاختن به رییس‌جمهور به خاطر بیان دیدگاهی تازه پرداختند که می‌تواند خطر ایجاد فضای انسدادی را حاکم سازد که امکان طرح دیدگاه‌های تازه و متفاوت را در حوزه نظریه نامقدور سازد. نگارش این یادداشت بیش از هر چیز برای نقد این ادبیات هر دو سو بوده است. بیان دیدگاه تازه و متفاوت از گفتمان مسلط در هر موضوعی، می‌تواند با ادبیاتی متین‌تر و علمی‌تر طرح گردد و نقد این سخنان نیز باید به دور از هرگونه پرخاشگری و در چارچوب متانت باشد. مایه تاسف آنجا است که این جنجال تنها دو روز پس از سخنان رهبر حکیم انقلاب در جمع اعضای مجلس خبرگان رهبری بود که فرمودند: "آقایان همه دم از اتحاد و وحدت میزنند و میزنیم؛ همه‌مان میگوئیم وحدت، اما وحدت را باید در عمل تحقق ببخشیم. وحدت این است که مشترکاتمان را که بیشتر از موجبات مفرّق هست، تقویت کنیم و اینها را جلو چشم نگه داریم. اینجور نباشد که دلخورى از یک نفر آدم، ما را وادار کند عملى بکنیم، حرفى بزنیم، اقدامى بکنیم که برخلاف مصالح کشور باشد؛ که گاهى انسان مشاهده میکند! "

 


[1]  صحیفه امام، ج‏13، ص: 539

[2] صحیفه امام، ج‏17، ص: 116

[3] صحیفه امام، ج‏18، ص: 283

[4] دیدار مورخه 14/11/1374

[5]پیام مورخ  6/3/1383

 

متن کامل