آزمون پس از فتنه و مارقین زمانه   

چندی پیش رهبر فرزانه انقلاب، در جمع اساتید بسیجی سخنانی در ضرورت اتحاد ایراد فرموده و تاکید کردند که « بنده مخالفم با سخنی و حرکتی و نوشتاری که حتی اگر با انگیزه درست و با انگیزه صادقانه است، موجب شقاق و شکاف می شود. بنده موافق نیستم، اگر کسی نظر من را می خواهد بداند، نظر من این است که عرض کردم. ما بایستی انسجام را ایجاد کنیم...»


انتظار این است که این تصریح موجب آغاز موجی از تدبر در علل شکافهای ایجاد شده در سالهای اخیر میان اصولگرایان و وفاداران به نظام و انقلاب شود. بی شک منظور از این وحدت دست دوستی دادن با مخالفان نظام نیست؛ که حفظ خطوط قرمز با دشمنان نظام و انقلاب از ارکان وحدتی است که بارها مورد تاکید امامت امت قرار گرفته است. کنار نهادن سلایق گوناگون نیز مورد انتظار نیست، بلکه انتظار کنار نهادن منازعات و مناقشات بی حاصل است که تنها نفعش فروپاشاندن اتحاد ملی است.

از راهکارهای رسیدن به وحدت، گردن نهادن به قانون است و عدم فراتر انگاری خویشتن از قانون، چه آنکه مبنای بسیاری از منازعات چشم فروبستن از قانون و یا عدم گذر از مجاری قانونی در مقابله با قانون گریزان است. به عنوان نمونه در ماجرای کشمکش های دانشگاه آزاد که تا سر حد اردو کشی خیابانی پیش رفت، اگر طرفین منازعه از چارچوب قانون فراتر نمی رفتند، و در شرایطی که دشمن به دنبال بهانه جویی بود، مطالبات خود را در کف خیابان مطرح نمی نمودند تا بهانه ای در دست فرصت طلبان افتد که چرا در صدور مجوز تجمع عملکردها فراتر از قانون است، اگر با تیغ بی انصافی و با سخنانی به دور از ادب دو سوی مناقشه به یکدیگر نمی تاختند، نیازی به مداخله مستقیم رهبری نبود. اما دردناکتر آن است که علی رغم سخنان روشن امام خامنه ای، آنها که خود را امت امام می دانند با ادعای ولایت مداری همچنان بر آتش مناقشات میان قوای مقننه و مجریه و بر اختلافات داخل مجلس می دمند. حتی گاه برخی سایتهای مدعی پیشتازی در اطاعت از ولایت، به باز نشر مطالب منتشر شده در هفته های گذشته می پردازند و مانع از سرد شدن آتش نفرت ها می گردند. اینان یا در ادعای تبعیت از ولایت کاذبند و یا در فهم سخنان صریح امامت امت ناتوان. در این میان نقش جو فروش گندم نما بسیار پر رنگ است که با بهره جویی از احساسات اصیل انقلابیون، در تلاشند که موج بیافرینند و منازعه کنند که ادامه حیات خویش را در به آشوب کشیدن جامعه می یابند. آنها که مطالبات ضد منافع ملی خویش را رنگ و بوی اصالت انقلابی می بخشند و چنان می تازند که سکاندار انقلاب را چرکین دل می سازند. باید اصالت انقلابی بودن هر مطالبه ای را به محک ولایت زد. اینک که ولی فقیه به تصریح نظر خویش را به دفعات تکرار می نماید، چگونه می توان فرق گوهر کلام او را از سخنان پر زخرف مدعیان نشناخت؟

اما گمان نبریم که سخن از وحدت به معنای چشم فرو بستن بر بی عدالتی ها است. لازمه دست یافتن به چنین وحدتی عدول از آرمانها نیست، رعایت عدالت در قضاوت و عدم گذر از مرزهای انصاف است. تمسک به منطق و جدال احسن است، نه فرو افتادن به مجادلاتی که از منظر اسلام حرام است و اصرار به اطاله این قبیل منازعات. کوشیدن برای انجام وظیفه است و نه تلاش برای منفعت بیشتر. احترام به خرد جمعی است و نه محور قرار دادن فهم خویشتن. که اگر چنین نبود، حتی نهادهای قانونی نیز ابزار منازعات باندی و سیاست زده خواهند شد و همانها که باید تحکیم بخش وحدت باشند، ابزار تفرقه می گردند.

اینک که شیوخ اصولگرایان در دو جامعه مورد وثوق امام راحل و امام خامنه ای پیشگام وحدت بخشی شده اند، بزرگانی که بصیرت خود را در فتنه پشت سر  نهاده شده به اثبات رسانده اند و در دایره خواص بی بصیرت قرار نگرفتند؛ باید فرصت را مغتنم شمرد. اینک وقت لبیک مکرر به سخنان رهبری است و هنگامه توبه کسانی که در آزمون جدید، بر ولایت پیشی گرفته اند. مگر نه آنکه امام راحل ولایت فقیه را از جنس ولایت رسول الله می دانست و مگر نه آنکه المتقدم لهم مارق و المتاخر عنهم زاهق، پس چه جای تردید است؟ آزمون و فتنه جدید، گردن نهادن به حکم امامت امت و کنار نهادن غبار و تکدرات منازعات گذشته است، باید با هر آنکس که در خیمه ولایت است وحدت داشت و به هوش باید بود که در زمره مارقین زمانه قرار نگیریم.

متن کامل
۱۳۸٩/٤/٢٩ - محمد مهدی اسلامی