تنها راه آمریکا برای مذاکره با ایران   

رابطه بين يك ملت بپاخاسته براي رهايي از چنگال چپاولگران بين‌المللي با يك چپاولگر عالم‌خوار ، هميشه به ضرر ملت مظلوم و به نفع چپاولگر است. ما اين قطع رابطه را به فال نيك مي‌گيريم ؛ چون كه اين قطع رابطه دليلي بر قطع اميد آمريكا از ايران است من كرارا گوشزد نموده‌ام كه رابطه ما با امثال آمريكا ، رابطه ملت مظلوم با جهان‌خواران است.

این جملات بخشی از پيام  بنيانگذار جمهوري اسلامي ایران خطاب به ملت ايران پس از انتشار خبر قطع رابطه آمريكا با ايران در تاریخ 19 فرورين سال 1359 است. اینک 27 سال از آن اتفاق تاریخی می گذرد و همانگونه که امام راحل پیش بینی کرده بود این قطع رابطه آثاری نیک برجای گذاشت. تنها نگاهی به صنایع نظامی کشور که برخی در دنیا نحصر به فرد است و مقایسه آن با زمان رابطه که کاملا وابسته به آمریکا  و غرب بود، و یا پیشرفت کشور در صنعت، سد سازی و ... که به برکت خود اتکایی بروز یافت بیانگر میمنت این قطع ارتباط بود. اما مدتی است سخن از برقراری رابطه با آمریکا و بررسی منافع و ضررهای آن نقل محافل سیاسی شده است. با این تفاوت که ایران 1386 کشوری مستقل است که نقشی جدی در عرصه های بین المللی دارد.

زمزمه برقراری رابطه با آمریکا اندکی پس از انتخابات دوم خرداد 1376 آغاز شد تا سرانجام هجدهم دي ماه 1376، سيد محمد خاتمي در يک گفتگوي طولاني با کريستين امانپور، خبرنگار CNN ، فصل جدیدی از روابط خارجی ایران را به نمایش گذاشت. در اين گفتگو خبرنگار CNN از شعار مرگ بر آمريکا ،سوزاندن پرچم آمريکا و گروگانگيري سخن گفت ورئيس جمهور ايران پاسخ داد:" من مي گويم که مسائل را بايد با همه جوانب و ريشه هايش يافت. اگر شعاري در ايران داده مي شود شما بعنوان يک خبرنگار از همه کساني که شعار مي‌دهند بپرسيد که آيا شعار آنها متوجه مردم آمريکا است؟ همه خواهند گفت، نه تنها ، به مرگ مردم آمريکا راضي نيستيم، بلکه آنها را مردم بزرگي مي دانيم. حتي منظور، نابودي و براندازي حکومت آمريکا هم نيست بلکه سمبلي است از مرگ نوعي رابطه ميان ايران و آمريکا است " خاتمي سپس درباره احتمال مذاکره با سياستمداران آمريکايي به خسارتهاي تاريخي که آمريکا به ايران وارد کرده اشاره کرد و گفت:« دولت آمريکا به صراحت اعلام کرده است که در کودتاي سال 1332 عليه دولت ملي مصدق شرکت داشته و دولت ايران را سرنگون کرده و بلافاصله بعد ازآن، حکومت کودتا را با چهل و پنج ميليون دلار وام تقويت کرده است. دولت آمريکا قانون کاپيتولاسيون را بر ما تحميل کرده است. بعد از انقلاب رفتاري که دولت آمريکا داشته است، رفتاري متمدنانه نبوده و با ما دشمني کرده است... بي اعتمادي بسياري وجود دارد. اگر مذاکره براساس احترام متقابل نباشد، هيچ وقت آن مذاکره به نتيجه نمي رسد... در اين ديوار بلند بي اعتمادي اولاً بايد رخنه اي ايجاد شود تا زمينه اي براي تغيير وضعيت و مطالعه در وضعيت جديد پيش بيايد.»

در واكنش به این مصاحبه مک کوري، سخنگوي وقت كاخ سفيد، سخنان رئيس جمهور ايران را مثبت ارزيابي كرده و حتي قدرداني كلينتون از آن را علام مي‌كرد؛ اما دولت ایالات متحده هيچ گام عملي و روشني براي اعتمادسازی پيشنهاد نكرد. اين سردرگمي و عدم نمايش حسن نيت در دولت دموكرات كلينتون موجب شد بعدها بسیاری از کارشناسان سیاست خارجی آمریکا ابراز ناخرسندی خود را با رسانه ها درمیان بگذارند.

سخنان خاتمی در داخل کشور مورد انتقاد بسیاری قرار گرفت؛ اگرچه وجه غالب انتقادها درباره ادبیات سیاسی به کار رفته همچون تمدن بزرگ دانستن کشور تازه تاسیس آمریکا و یا به کار گیری کلمه شهید برای رییس جمهور مقتول آمریکا بود اما به باز کردن باب مذاکره نیز یکی از انتقادهای سیاسیون بود. رهبر فرزانه انقلاب در نماز جمعه 26/10/1376 درباره این مصاحبه چنین فرمودند:" در آن مصاحبه، همه‌ى مواضع اصولى ما در زمينه‌ى رابطه با امريكا و اسرائيل به خوبى بيان شد. همه‌ى مطالبى كه بايد بيان مى‌شد، بيان شد؛ من با دقّت گوش كردم. آنچه درباره‌ى مذاكره با امريكا لازم بود گفته شود، گفته شد؛ آنچه راجع به رابطه با امريكا لازم بود گفته شود، گفته شد؛ آنچه راجع به اسرائيل، راجع به مبارزان فلسطينى و بعضى قضاياى داخلى لازم بود گفته شود، بيان شد و خيلى خوب بود. من دعا كردم؛ هم ايشان را، هم وزير امور خارجه را، و هم بعضى مسؤولان ديگر را كه در اين زمينه‌ها مواضع خوبى گرفتند. حال چيزهايى هم ممكن است مربوط به سلايق و لحنها باشد؛ با آنها كارى نداريم. آنچه اصولى و مهم بود، همين مسائل مربوط به رابطه و مذاكره و حكومت صهيونيستى بود، كه اينها خوب گفته شد و مطالب خوبى بود. حال دشمن اگر نخواهد كه به اين حرفها - كه برخلاف ميل اوست - اعتراف كند، دشمن است ديگر؛ ما از دشمن چه توقّعى داريم؟ ما بايد خودمان بفهميم كه هدف و غرض دشمن چيست."

اما آنچه در عمل واقع شد آمریکا حاضر به پذیرفتن اشتباهات خود نگردید و همچنان با خوی استکباری به دنبال مذاکره بود. رهبر معظم انقلاب در نخستین روز سال 1377 با اشاره به این رفتار آمریکا چنین فرمودند:" آمريكاييها خودشان مى‌خواهند اين طور وانمود كنند كه اگر ملت ايران با ما رابطه برقرار نكند، منزوى مى‌شود! ما با امريكا، رابطه هم برقرار نكرديم، رابطه را هم رد كرديم؛ نه كه منزوى نشديم، بلكه در قضيه‌ى اجلاس سازمان كنفرانس اسلامى در تهران و يك قضيه‌ى ديگر قبل از آن، همه‌ى دنيا گفتند كه آمريكا در مقابل ملت ايران منزوى شد! ايستادگى يك ملت، موجب انزواى او نمى‌شود، بلكه بيشتر موجب عزّت او مى‌گردد. همچنان كه رابطه با دولت آمريكا يا هر دولت ديگر هم هيچ گره‌اى را از كار ملتى كه خودش نتواند دردهاى خود را علاج كند، باز نمى‌كند."

اگرچه هیچگاه بحث مذاکره با آمریکا از سوی عده ای به فراموشی سپرده نشد اما رونق آن در افکار عمومی به سردی گرایید تا سرانجام با پیچیده شدن اوضاع منطقه و با توجه به حضور آمریکا در افغانستان و عراق بار دیگر بحث مذاکره از سوی آمریکا به میان کشیده شد. جالب تر آنکه برای این تقاضا پیش شرطهایی نیز تعیین گردید.

این موضوع که مورد علاقه رسانه های جهان است  با برگزاری اجلاسهای امنیتی عراق بار دیگر رونق گرفته بر صدر اخبار روزنامه های غربی نشست. اجلاسهایی که با تاخیری دو ساله و بعد از تغییر چند فرمانده آمریکايی برپا شد و رسانه ها آنرا  تائیدی بر اهمیت و نقش ایران در منطقه دانستند و نوشتند واشنگتن با به رسمیت شناختن قدرت و اهمیت ایران خواهان پایان خصومت ها است. این اجلاسها تنها گامهای کندی در این راستا بود. منوچهر متکی، وزیر خارجه ایران پيش از آغاز اجلاس شرم الشیخ در پاسخ به این هیاهوی رسانه ای امکان مذاکره با مقامات ارشد آمریکایی در جریان اجلاس را رد نکرده اما در عين حال گفته بود: "طبیعتاً مسائل مهمی مانند وضعیت عراق یا اختلافات طولانی بین ایران و آمریکا را نمی توان با شتاب حل و فصل کرد". دکتر احمدی نژاد، نیز گفته بود: "ملت ايران از گفتگوی صادقانه استقبال می ‌کند."و در عین حال هشدار داده بود: "اگر فكر می ‌كنند چون نتوانستند از طريق فشار و تبليغات حق ملت ايران را ضايع كنند، با مذاكره و گفتگو می ‌توانند به هدفشان برسند، اشتباه می ‌كنند".

آنچه مسلم است از تلاش ده ساله اخیر آمریکا برای مذاکره با ایران و پاسخهای مسئولین کشور از سلیقه های سیاسی گوناگون چنین به نظر می رسد که کاخ سفید تنها در صورتی در این مسیر موفق خواهد بود که مذاکره براساس احترام متقابل بوده و رفتارهای اعتماد ساز جدی از خود بروز دهند. بی شک موضع اخیر رایس که پس از بیان اینکه " آمريکا تصميم گرفته است که در مورد امنيت در عراق، با ايران وارد گفتگو بشود... از مدت ها پيش مجراهاي گفتگو بازشده بود و به نظر مي رسد که زمان مناسب براي فعال کردن آن فرا رسيده است. " ، بار دیگر تهران را به حمایت مالی و تسلیحاتی از شورشیان عراقی متهم کرده است کمکی به پیشرفت این مسیر نخواهد کرد. ايران بارها در مقام حل مشكل مردم عراق با اشغالگران به مباحثه غير رو در رو پرداخته و اينبار احتمال مباجثه رودررو مي رود. اين امر بي شك جداي از مذاكره آمريكا با ايران بر سر مشكلات دو كشور است. آمریکا اگر خواهان بهبود روابط با ایران است باید رفتار استکباری خود را کنار بگذارد.

****

بعد التحرير: اين مقاله را براي يكي از نشريات الكترونيك تازه تاسيس اصولگرايان نوشتم. سردبير مربوطه تاكيد داشت شنيده ايم مقام معظم رهبري موافق مذاكره است و خلاصه مقاله ما توسط آنها منتشر نشد. جالب اينكه دقايقي بعد از اينكه مطلبم را بر روي وبلاگ گذاشتم سخنان اخير رهبر فرزانه انقلاب در اخبار 14 بيان گرديد كه هنوز سايت رسمي ايشان پوشش نداده بود. اين بخشي از نگاه رهبري به موضوع مذاكره با آمريكا در سخنراني امروزشان: " مذاکره با دولت مستکبر زورگویِ توسعه طلبِ استعمارگرِ آمریکا. آنهم در دوره دولت‌مردان و دولت‌زنان کنونی آن که در بی‌پروایی و گستاخی روی همه اسلاف خود را سفید کرده‌اند.... با منطق قوی مردود است و آنچه که مسئولین ما درباره مذاکره گفتند این است که آمریکا به وظایف خود به عنوان اشغالگر عمل نمی‌کند و راه استقرار امنیت در عراق را نه تنها سد کرده است بلکه علیه دولت منتخب عراق نیز توطئه می‌کند تا آنرا سرنگون کند. ما نسبت به مسائل عراق بی تفاوت نیستیم و مسئولین ما می‌خواهند با مسئولین آمریکایی بنشینند و این مسئولیت را به آنها یادآوری کنند. "

 

 

متن کامل
۱۳۸٦/٢/٢٦ - محمد مهدی اسلامی