پشت پرده سازمان منافقین   

یکی از وبلاگ نویسان محترم، پیشنهاد دادند که برای آشنایی با تاریخ انقلاب، کتاب‌هایی را معرفی کنم. از قضا مدت کوتاهی است که در روزنامه ایران هفته‌ای یکبار چهارشنبه‌ها صفحاتی را به تاریخ اختصاص می‌دهند و از هفته گذشته معرفی کتاب را آغاز کرده‌ام. در اجابت ایشان، معرفی این کتاب‌ها را روی وبلاگ هم قرار خواهم داد.


شرح تاریخچه سازمان مجاهدین خلق ایران و مواضع آن
تالیف: احمدرضا کریمی
تعداد صفحه: 160
ناشر: مرکز اسناد انقلاب اسلامی
تاریخ نشر: آبان 1384- چاپ اول
قطع کتاب: رقعی
قیمت پشت جلد:     10000 ریال

 

متن این کتاب در سال 1364 توسط احمدرضا کریمی، یکی از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق، نوشته شده است. نویسنده، تلاش کرده تا جریان پیدایش سازمان را از ابتدا دنبال کرده و تحولات آن را در هر مرحله نشان دهد.

یک ویژگی عمده کتاب این است که به رغم حجم کم آن حاوی اطلاعات جزء نگرانه و جالب بسیار فراوان است. نام چهره‌های بسیاری در آن آمده و  به حوادث خرد و درشت فراوانی اشاره گشته و اطلاعات منحصر به فردی در آن وجود دارد.

نکته مهم در نگارش این اثر که به لحاظ حجم و ادبیات کتاب بسیار شباهت به جزوات سازمان منافقین دارد، آن است که بدون دسترسی به منابع کتابخانه‌ای و اینترنتی نگاشته شده و استوار بر دانسته‌های نگارنده است که به طبیعت افعال چریکی و اصل مخفی ماندن اطلاعات، احتمال می رود که مؤلف اگر می خواست این اثر را در این زمان بنگارد می توانست حلقه‌های مفقوده بسیاری از مباحث خود را در خاطرات و اسناد دیگران یافته و آن را تکمیل نماید و برخی اشتباهات ناشی از اصول پنهانکاری سازمان را برطرف نماید؛ با این وصف اگرچه کتاب جامع و مانع نیست، اما اثری بدیع و با ارزش است که برای محققان عرصه تاریخ معاصر به دلیل بکر بودن اطلاعات آن ارزشی دوچندان دارد.

دستنوشته اصلی این کتاب، در مرکز اسناد انقلاب اسلامی نگهداری شده و چاپ حاضر از روی همان دستنوشته به انجام رسیده است. مولف، در این اثر از مواضع خود و نیز فعالیت هایی که در سازمان مجاهدین خلق داشته یاد کرده است. احمد رضا کریمی، در طول سال های 48-51 تماس های غیر تشکیلاتی و بعضا تشکیلاتی با برخی از مجاهدین خلق داشت، از تابستان 1351 همراه با یک دانشجوی عراقی، گروهی مستقل به راه انداخت. این گروه در اوایل سال 1352 توسط ساواک کشف شد. کریمی در یک مصاحبه تلویزیونی شرکت کرد و از آن پس، به همکاری با رژیم متهم شد. در ماه های نخست پیروزی انقلاب اسلامی، به زندان افتاد که چند ماه از این دوران را در در سال 1358 با محمد تقی شهرام - عامل اصلی تغییر ایدئولوژی سازمان - بسر برد. او زمانی هم در زندان، هم بند دکتر علی شریعتی بودده و پس از جدا شدن از سلول وی به دستور ساواک گزارشی سی صفحه ای درباره دکتر شریعتی نوشت که در پرونده وی به چاپ رسیده است

یکی از مطالب کمتر شنیده شده موجود در کتاب، نقشه ترور شهید آیت الله بهشتی در سال 1354 توسط سازمان است. کریمی در صفحه 77 این کتاب آورده است:  «‌نکته مهمی که در ارتباط با مسائل فوق نباید از نظر دور بماند،‌ اعترافی است که وحید [افراخته] در مورد مرحوم شهید بهشتی دارد: در تک نویسی وحید برای تقی شهرام، ‌آخرین عبارت آن این است که شهرام و دار و دسته اش قصد داشتند در سال 1354 دکتر بهشتی را ترور کنند (‌حتما برای این احتمال که مخالفت و عدم حمایت روحانیون را ناشی از ایشان می‌دانستند): این اعتراف را در سال59،‌ من در پرونده تقی شهرام دیدم و متاسفانه روی آن کار نشد؛ بالاخره تروری که توسط مرکزیت سال 54 سازمان طراحی شده بود در 7 تیر 1360 توسط مرکزیت سال 60 سازمان به اجرا در آمد.»

وی در خصوص تاسیس سازمان هم ریزه‌کاری‌های قابل تاملی را مطرح می‌سازد و با بیان اینکه پس از چند سال بحث و بررسی که بین عده ای از تحصیل کرده های مسلمان سال های اول دهه‌ی‌ 40 در مورد نحوه مبارزه صورت گرفت، عناصر اصلی این بررسی، یعنی محمد حنیف نژاد، ‌سعید محسن و عبدی نیک بین نتیجه گرفتند که مبارزات مسالمت آمیز فایده ای ندارد و باید مبارزه در چارچوب ایدئولوژی مدرن و رهبری استراژیک قوی به شکل مسلحانه صورت گیرد، می‌نویسد « در پاییز 1347 شمسی ضمن نشستی در تبریز،‌ تشکیلاتی مبتنی بر آنچه بیان شد، ‌بنیانگذاری گردید. موسسین این تشکیلات همان سه نفری بودند که از آنها نام بردیم (سازمان به دلیلی که اشاره خواهد شد نام نیک بین را حذف کرد و در تبلیغات خود علی اصغر بدیع زادگان را یکی از سه تن بنیانگذار بر شمرد؛ چون اعدام شده بود و در قبلا در دانشگاه درس می داد و شهرت داشت. با اینکه بدیع زادگان حتی پس از روحانی و میهن دوست با این جمع مربوط شد. ضمنا سال تاسیس سازمان را 1344 شمسی عنوان می‌کند و علتش این است که در سال 1345 گروه جزنی که نطفه چریک‌های فدایی خلق بود تشکیل شد و سازمان، برای اینکه در صحنه تاریخی خود را پیشتاز تر عنوان کند،‌ چنین کرد.) .... سازمان ‌در ابتدای راه نام نداشت (و بعداً در پاییز 1350 در زندان نام «سازمان مجاهدین خلق ایران»‌ برای آن برگزیده شد»

احمدرضا کریمی، ‌در بخش دیگری از یادداشت های خود به شرح مراحل تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق پرداخته است و با بیان مرحله‌های  تخلیه‌ی روانی،  قطع آموزش‌های مذهبی و جایگزینی متون مارکسیستی، مرحله‌ی چهارم را طرح شبهات به وسیله جزوه‌های سبز که از اوایل پاییز 1352 توسط تقی شهرام با قصد ویران کردن بنیاد مذهبی اعضا بوده است عنوان نموده که منجر به مرحله پنجم، یعنی اعلام مارکسیسم شدن سازمان می‌گردد.

در بخش دیگری از کتاب،‌ نویسنده به روابط نامشروع و ازدواج‌های تشکیلاتی منافقین اشاره کرده است: « ... عده‌ای از زنان و دختران حتی هیچگونه ظرفیت سیاسی و تشکیلاتی نداشتند و صرفاً برای توجیه خانه و نیز بهره‌وری جنسی در سازمان نگه‌داشته می شدند. (عنصری مثل لیلا زمردیان که پس از همسری رضا رضایی و شریف واقفی‌، مدت کوتاهی زن تقی شهرام می‌شود و بعد از او نیز بارها،‌ با هر بار تعویض خانه تیمی،‌ شوهر سازمانیش را برایش عوض می‌کنند از نمونه‌های روشن است) ... انحصارطلبی رهبران سازمان در زمینه‌ی جنسی نیز از عوارض مهم این‌گونه فساد است. تقی شهرام در طول فعالیتش 5 همسر داشت ... از عوارض دیگر فساد اخلاقی در تشکیلات، خودکشی‌هایی است که انگیزه‌ی جنسی داشته است و ناشی از ناکامی‌ها و سرخوردگی‌های اخلاقی و جنسی است»

«جنایات درونی منافقین» عنوان بخشی دیگری از یادداشت‌های احمدرضا کریمی است که در آن به شرح ترورهای درون‌سازمانی به علت تصفیه‌حساب‌های گروهی توسط سازمان پرداخته است. از جمله به ترور جواد سعیدی (مهرماه 1352)، مجید شریف‌واقفی (‌اردیبهشت 1354)، ترور ناکام مرتضی صمدیه‌لباف (‌اردیبهشت 1354)‌، ترور حسن حسنان (‌اواخر اردیبهشت یا اوایل خرداد 1354)، علی میرزاجعفرعلاف (پاییز 1354)‌ و محمد یقینی، رفعت افراز و محبوبه افراز اشاره کرده است.

 جعل اسناد ساواک توسط سازمان مجاهدین در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی، همکاری با ساواک توسط اعضای منافقین، صورت کامل اسامی افراد در کتاب‌های تحلیلی آموزشی، توجیه و توضیح باند شهرام از تغییر ایدئولوژی، مبارزه‌ی ایدئولوژیک و مراحل مختلف آن، مقاومت‌ها، مشکلات و موانع راه، علل مساله‌دار شدن اعضا و جذب افراد در تشکیلات قبل و بعد از پیروزی انقلاب از دیگر سرفصل‌های یادداشت‌های احمدرضا کریمی است که در این کتاب آمده است.

همچنین نظرات منافقین و مواضع آن‌ها نسبت به امپریالیسم (‌‌آمریکا و...)‌ اردوگاه سوسیالیسم (شوروی و...)‌، چین، عراق و بعثی‌ها، گروهک‌های چپ و راست، روحانیت، امام خمینی، قشرهای مختلف آماده‌ی جذب، جنگ با عراق، دکتر شریعتی و ... شرح داده شده و در انتها نیز علل و دلایل پیوستن منافقین به کشورهای امپریالیستی آمده است. از آن جمله اشاره نموده است که « از دست رفتن پایگاه‌های داخلی و نیروهای سمپاتیک منافقین در داخل کشور آنان را بر آن داشت که پیروزی احتمالی خود را در یک معامله و رابطه بین‌المللی به دست آورند. »

انتشار این کتاب با توجه به اطلاعات بسیار روشنگرانه آن، سبب عصبانیت رسانه‌های اینترنتی سازمان منافقین گردیده بود و همچنان  سمپاشی آنها علیه این کتاب 160 صفحه‌ای ادامه دارد.

متن کامل