چه کسانی از امام استقبال کردند؟   

این مطلب را برای پرونده یادمان شماره بهمن ماه نشریه ذکر، ارگان آموزشی حزب موتلفه اسلامی نوشته‌ام که به همراه سه مصاحبه از مرحوم شفیق، دکتر بادامچیان و محسن رفیقدوست منتشر خواهد شد. نگاهی کوتاه است که از بسیاری زوایای مهم کمیته استقبال غافل مانده است، امری که در این مختصر اجتناب ناپذیر بود.


نگاهی کوتاه به شکل‌گیری و عملکرد

کمیته استقبال از حضرت امام خمینی (ره)

با اوج‌گیری تظاهرات و اعتراضات مردمی در سراسر کشور، به ویژه در تهران، شاه با انتصاب شاهپور بختیار به عنوان نخست‌وزیر، از کشور فرار کرد. از همین زمان بود که بیش از پیش احتمال بازگشت امام به ایران مطرح گردید و مقدمات بازگشت ایشان سرعت گرفت. اگرچه بختیار در ابتدا در برابر خواست مردم مقاومت کرد، اما وی و دیگر طرفداران رژیم به ناچار تن به پذیرش خواست مردم دادند و با عقب نشینی نیروهای نظامی، بازگشایی فرودگاه بین‌المللی مهرآباد را اعلام کردند و با این کار ورود رهبر انقلاب به کشور قطعی شد و امام پس از انتشار پیامی که در آن از مردم دهکده نوفل لوشاتو، تشکر و قدردانی کردند، بار سفر بستند و عازم کشور شدند.

شهید محلاتی از درباره اقدامات اولیه برای تشکیل کمیته استقبال چنین می‌گویند: «یک روز صبح بعد از اذان در منزل در حال استراحت بودم. تلفن زنگ زد، مرحوم مطهری بود، گفتند: دیشب احمد آقا از پاریس تلفن کردند و گفتند، امام تصمیم گرفته‌اند بیایند ایران، شما رفقا را خبر کنید و به منزل ما بیایند. من به بعضی از افراد تلفن کردم و رفتم صبح اول آفتاب منزل مرحوم شهید مطهری، ایشان پیام امام را به ما ابلاغ کردند و بعد فرمودند، باید اول فکر محلی برای استقرار امام باشیم و سپس کمیته استقبال از امام را تشکیل بدهیم... از منزل شهید مطهری تلفن کردیم به مرحوم شهید بهشتی که بیایند آنجا، گفتند که بعضی از دوستان اینجا هستند و دارند مذاکره می‌کنند، دیدیم که دو تا کار می‌شود کرد... برای اینکه هماهنگ کنیم به اتفاق مرحوم مطهری رفتیم منزل شهید بهشتی و بقیه افراد جامعه روحانیت مبارز را هم خبر کردیم و همگی در منزل شهید بهشتی جمع شدیم و پس از ارائه نظرات، شورای مرکزی کمیته استقبال تشکیل شد».[1]

مهم‌ترین وظیفه «کمیته استقبال از امام» تهیه برنامه استقبال و برنامه‌ریزی برای اجرای آن بود و حساس‌ترین بخش این برنامه نیز حفظ امنیت جانی امام در فرودگاه و در طول مسیر حرکت ایشان از فرودگاه تا بهشت زهرا بود.[2]

در آن جلسه تأکید شد که باید از همه گروه‌‌ها و دسته‌های سیاسی مبارز، نماینده‌ای برای هماهنگی بیشتر گروه‌های سیاسی با کمیته حضور داشته باشند. برای این منظور، نمایندگانی از گروه‌های سیاسی و مذهبی معرفی شدند و اولین جلسه کمیته استقبال از امام در مدرسه رفاه در اواخر دی ماه 1357 تشکیل شد.

در این جلسه افراد مشروحه زیر به عنوان اعضای ستاد مرکزی کمیته استقبال از حضرت امام انتخاب شدند:

1. شهید آیت‌الله مطهری، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط با شورای انقلاب

2. شهید آیت‌الله دکتر مفتح، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط روحانیت مبارز

3. شهید آیت‌الله فضل‌الله محلاتی، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط روحانیت مبارز

4. هاشم صباغیان، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط نهضت آزادی

5. اسدالله بادامچیان، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط مؤتلفه اسلامی

6. کاظم سامی، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط جاما

7. حسین شاه حسینی، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط جبهه ملی

8. تهرانچی، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط بازار

9. علی دانش منفرد، عضو ستاد مرکزی کمیته استقبال و رابط انجمن اسلامی معلمان

پس از معرفی این افراد، اعضای جلسه‌ای در تاریخ 1/11/1357 به صورت رسمی در مدرسه رفاه تشکیل دادند و در این جلسه آیت‌الله شهید مرتضی مطهری به عنوان رییس کمیته استقبال از امام خمینی انتخاب شد. سپس بعد از آن شاخه‌ها و گروه‌های کاری کمیته کمیته تشکیل شد که شامل گروه‌های؛ تبلیغات، انتظامات، تدارکات مالی، ‌برنامه ریزی و تشریفات، برنامه ریزی داخلی و پذیرایی، روابط عمومی، اطلاعات، درب ورودی و دو واحد به صورت واحد شهرستان‌ها و واحد خبرنگاران داخلی و خارجی ترسیم و طراحی گردید.[3]

 این شاخه‌ها عبارت بود از: تبلیغات، انتظامات، تدارکات، برنامه ریزی تشریفات، برنامه ریزی داخلی،‌ شهرستان‌ها و خبرنگاران داخلی و خارجی. آنچنان که پیدا است، علاوه بر آقای بادامچیان که رسما نماینده موتلفه بوده است، شهیدان مطهری، محلاتی و مفتح نیز به علت سابقه همکاری با موتلفه اسلامی، به حضور نیروهای این تشکل نظری کاملا مثبت داشتند و از همین رو بسیاری از نقاط کلیدی در دست اعضای موتلفه اسلامی قرار گرفت. افرادی همچون شهیدان عراقی، اسلامی، نظران، درخشان، لاجوردی، کچویی و همچنین آقایان رفیقدوست، سعیدمحمدی، کریمی، رخ‌صفت، مقصودی، مرحوم شفیق و ... هر چند طبیعتا از دیگر گروه‌ها نیز در این عرصه فعال بودند.

این شاخه‌ها هر یک برای تسهیل در اقدامات خود، گروه‌های کاری را تشکیل دادند؛که از آن جمله می‌توان به گروه‌های تبلیغات داخلی با عضویت افرادی چون مهدی سعید محمدی، محمود مرتضایی فر، مرتضی لاجوردی، مهدی غیوران و... و گروه شعار با عضویت حسن راستگو، کاظم نیکنام، ابراهیم اکبری و ... اشاره کرد. گروه‌های کاری که هر یک به یکی از شاخه‌های اصلی (هفت شاخه) مربوط بودند.

این شاخه‌ها و گروه‌ها با وجود محدودیت زمانی به صورتی منسجم و متحد شروع به کار کردند و به تدارک مقدمات استقبال از امام مشغول شدند. محل استقرار کمیته مدرسه رفاه بود که توسط هیأت امنای آن در اختیار کمیته قرار گرفت.

مهندس علی دانش منفرد که در آستانه انقلاب مدیریت مدرسه رفاه را برعهده داشته و از اعضای کمیته استقبال از امام بوده ، در این خصوص می‌گوید « در اصل می‌توان گفت اولین نهاد اجرایی علنی، بعد از شورای انقلاب کمیته استقبال از حضرت امام بود که محل آن در خیابان ایران، کوچه مستجاب، در مدرسه رفاه تشکیل شد... کسانی که دعوت به همکاری می‌شدند باید افراد شناخته شده و مورد اعتماد می‌بودند، به خاطر حساسیت شرایط قرار گذاشتند افرادی که شهید مطهری، شهید مفتح، آیت الله خامنه‌ای و شهید محلاتی معرفی می‌کنند را بکار بگیریم. افرادی که معرفی می‌شدند برایشان کارت صادر می‌کردیم. هم برای فعالیت کردن و هم برای تردد.»
یکی از حساس‌ترین کارهای کمیته، حفاظت از جان امام و تأمین جانی امام پس از ورود به کشور تا ورود به مدرسه رفاه بود. این کار به گروهی از یاران موتلفه اسلامی همچون شهید عراقی و محسن رفیقدوست واگذار گردیده بود، اما در نوفل لوشاتو گروهی گویا با پیشنهاد دکتر یزدی، پیشنهاد می‌دهند که این امر به مجاهدین خلق (منافقین) سپرده شود و همچنین در تریبون‌ مادر رضایی، پدر ناصر صادق و حنیف‌نژاد نیز به امام خیرمقدم بگویند. این پیشنهاد با تدبیر شهید مطهری و مکالمه‌ای که با فرزند امام در پاریس انجام داده و پیامی برای امام می‌دهند، منتفی می‌گردد و در خصوص خیرمقدم نیز در کمیته استقبال، با نظر نماینده موتلفه و تایید شهیدان مطهری و بهشتی مقرر می‌گردد فرزند شهید صادق امانی از اولین شهدای نهضت امام، این ماموریت را عهده‌دار گردد.

به این ترتیب مسوولیت حفاظت از حضرت امام و نیز کنترل مسیر امام از فرودگاه تا بهشت زهرا و مدرسه رفاه و علوی، به انتظامات کمیته استقبال واگذار شد و آنان هم شهید عراقی و شهید بروجردی را به عنوان فرمانده گروه و تیم حفاظت از امام برگزیدند. تیم حفاظت نیاز به سلاح و نیز آموزش داشتند تا ضمن هماهنگی با هم و تقسیم مسؤولیت‌ها از بروز هر گونه خطری علیه امام خودداری کنند، به این منظور ابتدا افراد تیم حفاظت به گروه‌های پانزده نفری تقسیم شدند و هر گروه جداگانه به آموزش پرداخت و همچنین هر گروه موظف شد تا بخشی از کار حفاظت را بر عهده بگیرد، تهیه سلاح یک از دغدغه‌های اعضای تیم حفاظت بود. این مشکل از طریق واگذاری سلاح‌هایی که در دست مردم بود تأمین شد. گویا تیربار و برخی اسلحه‌های مورد نیاز، توسط یاران شهید اندرزگو تامین می‌گردد.

کمیته استقبال از امام تصمیم گرفت با تشریفات خاصی از حضرت امام استقبال کند، به این صورت که خیابان‌ها را چراغانی کرده، امام از طریق‌ هلی‌کوپتر از فرودگاه به بهشت زهرا منتقل شود ولی حضرت امام از هر گونه تجملات خودداری می‌ورزیدند و با این تصمیم کمیته مخالفت کردند. البته باید اذعان کرد که سیل خروشان جمعیت مشتاق دیدن یار ، بسیاری از برنامه‌های کمتیه استقبال را بلا انجام گذارد، اما هنوز برای بسیاری سوال است که آن نظم حاکم در برنامه، اجرای 2 سرود با شکوه و ... چگونه در آن خفقان طراحی و اجرا گردید.

حجت الاسلام و المسلمین ناطق نوری می‌گوید « وقتی هواپیمای حامل امام در فرودگاه نشست، مرحوم مطهری از طرف جامعه‌ی روحانیت به عنوان خیرمقدم به امام، داخل هواپیما رفت. از باند فرودگاه تا سالن، امام را با یک بنزی آوردند. در عکس‌های مربوط به استقبال، آقای صباغیان دیده می‌شود. این آقایان همه جا را قبضه کرده بودند، لذا پریدم و تریبون را گرفتم و با بلندگو مردم را هدایت کردم تا امام بتواند صحبت کند و سپس گروه سرودی که توسط آقای اکبری آموزش دیده بودند در طبقه دوم سالن سرود خودشان را اجرا کردند.»[4] ماجرای حضور امام در بهشت زهرا، گم شدن ایشان و حضور در مدرسه رفاه داستانی است که بسیار نقل گردیده شده است.

امام خامنه‌ای در دوره ریاست جمهوری در پاسخ به خبرنگار اطلاعات هفتگی، بخش‌هایی از این لحظات را ترسیم کرده‌اند. «قبل از آنی که امام وارد بشوند ما نشسته بودیم با برادرانمان و روی برنامه‌ی اقامتگاه امام و ترتیباتی که بعد از ورود امام باید انجام بگیرد یک مقداری مذاکره کرده بودیم، یک برنامه‌ریزیهایی شده بود. آن روزها یک نشریه‌ای ما درمی‌آوردیم که بعضی از اخبار و مثلاً اینها در آن نشریه چاپ می‌شد، از همان رفاه این نشریه بیرون می‌آمد. یک چند شماره‌ای منتشر شد. البته در دوران تحصن هم یک نشریه‌ی دیگری آن‌جا راه انداختیم یک دو سه شماره هم آن درآمد... من برگشتم آن‌جا و منتظر بودیم لحظه به لحظه که ببینیم چه خواهد شد. اطلاع پیدا کردیم که امام رفتند به یک نقطه‌ای که یک مقداری آن‌جا استراحت کنند، نماز ظهر و عصرشان را ظاهراً نخوانده بودند نزدیک غروب شده بود، نماز ظهر و عصرشان را بخوانند و اینها. آخر شب بود، من داشتم خبرهای آن روز را تنظیم می‌کردم که توی همان نشریه‌ای که گفتیم چاپ بشود و بیاید بیرون. ساعت حدود ده شب بود تقریباً... یک صدای همهمه‌ای احساس کردم ... رفتم از دم پنجره نگاه کردم دیدم بله امام، تنها از در وارد شدند. هیچکس با ایشان نبود. و ... کسانی که آن‌جا بودند ناگهان امام را در مقابل خودشان دیده بودند، سر از پا نشناخته مانده بودند که چه بکنند و دور امام را گرفته بودند، امام هم علی‌رغم آن خستگی که آن روز گذرانده بودند با کمال خوشروئی با اینها صحبت می‌کردند. اینها هم دست امام را می‌بوسیدند، البته شاید یک ده پانزده نفر مثلاً مجموعاً بودند، همین‌طور طول حیات را طی کردند رسیدند به پله‌هایی که به حال طبقه‌ی اول منتهی می‌شد ... امام آمدند از پله‌ها رفتند بالا و در این حین پای پله‌ها در حدود شاید یک سی چهل نفری، چهل پنجاه نفری آدم جمع شده بود. رفتند دم پاگرد پله‌ها که رسیدند که می‌خواستند بروند بالا. یکهو برگشتند طرف این جمعیت و نشستند روی زمین و همه نشستند، یعنی خواستند که رها نکرده باشند این علاقه‌مندان و دوستداران خودشان را. یکی از برادران آن‌جا یک مقداری صحبت کرد و یک خیر مقدم حساب نشده‌ی پرهیجانی - چون هیچکس انتظار این دیدار را نداشت - گفت. بعد هم امام یک چند کلمه‌ای صحبت کردند و رفتند بالا در اتاقی که برایشان معین شده بود راهنمائی شدند به آن‌جا. و همین‌طور دیگر خاطرات لحظه به لحظه...»[5]
این ستاد با استقرار امام خمینی به بازوی اجرایی ایشان تبدیل شد و زمینه‌سازی پیروزی انقلاب را با سرعت دنبال نمود تا فجر پیروزی دمید. عزت الله مطهری (عزت شاهی) درباره آن روزها چنین می‌گوید « من در این ایام جریان ساز و در پی حرکتی خاص نبودم بلکه خود به دنبال کسانی چون صادق اسلامی و لاجوردی بودم، چرا که آنها را در خط امام خمینی می‌دیدم. روز ورود امام خمینی نیز من جزء انتظامات بودم... ستاد استقبال از امام خمینی شامل آقایان بهشتی، صادق اسلامی، بادامچیان، عسگر اولادی، کچویی و ... بیشتر از طیف موتلفه و چند نفر هم از نهضت آزادی (بازرگان، صباغیان و توسلی) بودند. من با یک یک اعضای این ستاد آشنا بودم ولی بیشتر از همه کچویی اصرار داشت که به عضویت این ستاد در بیایم، من هم مخالفت نکردم و به فعالیت خود با اینها ادامه دادم.... در مدرسه علوی امام خمینی خود در کنار پنجره‌ای می‌ایستادند  و به احساساسات مردم پاسخ می‌گفتند . دو - سه روز اول به اتفاق چند نفر دیگر نگهبان این پنجره بودیم و محافظت آن به عهده ما بود. پای پنجره می‌ایستادیم تا کسی بالا نرود،چرا که فاصله پنجره کم و حدود یک متر بود. آن روزها هوا سرد بود و من سرما خورده بودم ، و کلاه پشمی به سر می‌گذاشتم . یکبار ازدحام جمعیت آن قدر زیاد و شلوغ شد که کلاهم زیر دست و پای مردم افتاد و گم شد. به هرروز آن روزها و آن احساسات ، گریه ها و شوقها ؛ خاطرات شورانگیزش می‌گذشت و هر روز گروهی و جماعتی می‌آمدند. روزی را که دولت ، ساعت حکومت نظامی را افزایش داد، صادق اسلامی و لاجوردی گفتند باید سوار مینی بوسها شویم و به خیابانها برویم و داد بزنیم که حکومت نظامی باید بشکند و مردم به خیابانها بریزند. چنین کردیم. مردم هم که گوش به فرمان امام خمینی بودند، چون سیلی به خیابانها سرازیر شدند و حکومت نظامی شکست.»[6]

 

 

 


[1] خاطرات و مبارزات شهید محلاتی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، تهران، 1375، ص106

[2]  بشیری ، عباس ، انقلاب و پیروزی‌، هاشمی رفسنجانی کارنامه و خاطرات سال‌های 1357 ، 1358 ، نشر معارف انقلاب ، تهران 1383 ، ص 163

[3] قاسمپور ، داوود ، دهه سرنوشت ساز، مرکز اسناد انقلاب اسلامی تهران ، 1385،ص 92 و 93

[4]  میردار، مرتضی، خاطرات حجه الاسلام علی اکبر ناطق نوری جلد 1،  مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، 1384

[5]  مصاحبه مطبوعاتی امام خامنه‌ای درباره دهه فجر 24/10/1362

[6]  کاظمی، محسن، خاطرات عزت شاهی، انتشارات سوره مهر، تهران، چهارم1386، ص 469 و 470

متن کامل
۱۳۸۸/۱۱/۱٤ - محمد مهدی اسلامی