عاشورای 1343،‌ تکرار حماسه   

امام خمینی در پیام ماه محرم سال 1343 شمسی، رابطه با اسرائیل را ننگ بزرگ شمرده و خواستار وحدت مسلمین برای مقابله با اسرائیل شدند.


در سالگرد قیام 15 خرداد شورای مرکزی هیئت های مؤتلفه اسلامی به جهت زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدای 15 خرداد و روشن نگه داشتن مشعل مبارزه، با توجه به رهنمود امام و با استفاده از تجربه گذشته خود در راه اندازی تظاهرات و راهپیمایی تصمیم به برپایی راهپیمایی در ایام تاسوعا و عاشورا گرفت.

شهید اسلامی در این زمینه می گوید: « در سالگرد 15 خرداد اعلامیه ای با امضای 4 نفر از علما به رهبری امام صادر شد و یک راهپیمایی گرچه کوچکتر از سال قبل ولی متشکل تر و فشرده تر، مرکب از قشرهای مختلف جامعه از جمله دانشجویان، بازاریان و کارگران برپا شد. این راهپیمایی یک باره از زمین جوشید. به این ترتیب که با قرار قبلی و با بلند کردن پرچم، افرادی که قبلاً آماده شده بودند اطراف پرچم ها جمع شدند و حرکت کردند. وقتی پلیس خبر شد که راهپیمایی به نزدیک مجلس شورا رسیده بود و در آنجا حمله پلیس آغاز شد و 50 نفر منجمله شهید عراقی را دستگیر کردند که حدود دو ماه در زندان شهربانی بود و پلیس نتوانست خط جمعیت های مؤتلفه را کشف کند و حتی ارتباط ایشان را با قضایای 15 خرداد سال قبل بیابد.»

شهید مهدی عراقی درباره راهپیمایی سال 1343 می گوید: «بچه‌ها مقدمات دسته روز عاشورا را فراهم کردند، این دفعه از مسجد شاه قرار شده بود راه بیفتیم بیاییم خیابان سیروس و از آنجا هم بیاییم مجلس و از آنجا برویم به طرف دانشگاه. عکسهای بزرگی از حاج آقا انداخته (شده بود) و آماده شده بود و پلاکاردها هم همان پلاکاردهای سال گذشته یک مقدارش بود... زد و خورد شد بین بچه‌ها و پلیس... البته توی آن درگیری و زد و خورد 38 نفر دستگیر شدند که از جمله خود من بودم.»

یکی از محورها در راهپیمایی عاشورای سال 1343 خورشیدی، مقابله با ذلت پذیری در برابر دشمنان اسلام بود. شهید لاجوردی که در همه صحنه های مبارزه علیه شاه و استکبار، نقش موثری را در جمع یاران داشت ، در این خصوص می گوید « شهید همیشه زنده ما "مهدی" در تظاهرات عظیم سال 43 که به ابتکار جمعیت های موتلفه اسلامی ترتیب یافت،‌سخنرانی پر هیجانی را ایراد کرد که در آن زمان و در چنان تظاهراتی، کمتر کسی را جرات چنین کاری بود. »

البته فعالیت عاشورای موتلفه در سال 1343 محدود به تهران و اعضای خود نبود و در یک هماهنگی کامل با روحانیت بود. مثلا شهید آیت الله دکتر مفتح که در ارتباط قوی با موتلفه اسلامی بود، سفری بسیار موثر به جنوب کشور داشت.  آیت اللّه طاهری خرم آبادی در خاطرات خود در این خصوص می گوید: «برای دهه اول محرم سال 1343 هـ.ش تصمیم گرفتیم به آبادان برویم، پس از خداحافظی با امام به سوی آبادان حرکت کردیم. مرحوم شهید مفتح در آبادان بیش از همه در این جریان پیش قدم بود. از نظر منبر هم منبر خیلی جالبی داشت و در مسایل سیاسی بی پرده برای مردم صحبت می کرد. لذا منبر ایشان در ایام تاسوعا و عاشورا آن قدر پر حرارت می شد که گاهی به مسجد می آمدند و می خواستند از ادامه آن جلوگیری کنند.»

این راهپیمایی تحرکی مجدد پس از کشتار بی نظیر شاه در 15 خرداد بود که موجی نو را آغاز کرد. محور مبارزات امام از این پس در مقابله با کاپیتولاسیون آمریکایی شاه بود. مبارزاتی که به تبعید امام خمینی (ره) و فرزند بزرگوارشان حاج آقا مصطفی به ترکیه منجر شد و پس از آن موجی از افشاگری راه افتاد که بسیاری از مبارزین دستگیر، محاکمه و به زندان های متفاوتی محکوم شدند.

در همین مقطع بود که شاخه نظامی مؤتلفه فعال شد و پس از فراهم کردن مقدمات کار نظیر اخذ حکم ارتداد منصور از مراجع، تعیین نفرات و چگونگی عملیات، در صبح روز اول بهمن ماه سال 1343 شهیدان محمد بخارایی، مرتضی نیک نژاد و رضا صفار هرندی به فرماندهی شهید حاج صادق امانی در مقابل مجلس شورای ملی به زندگی سراسر ننگین حسنعلی منصور خاتمه دادند. این اقدام اما منتهی به دستگیری بخشی از اعضای شاخص حزب گردید. اما زندان مانع از دمیدن حس حماسی عاشورا به زندانیان نگشت. تا آنجا که شهید عراقی توانست با هماهنگی با مسئولین زندان و مدیریت زندانیان، برگزاری مراسم های مناسبی در زندان را انجام دهد.

 

 

 

 

متن کامل
۱۳۸۸/۱٠/٦ - محمد مهدی اسلامی