وحدت ملی، آری یا نه؟   

وحدت عامل پیروزی انقلاب اسلامی شد و استمرار انقلاب نیز بستگی به حفظ وحدت ملی دارد. شاکله وحدت ملی ما در تمام سالهای پس از انقلاب اسلامی بر اساس نظام امامت و امت شکل گرفته است، لذا برای هرگونه تلاش در مسیر ایجاد یک وحدت ملی باید به رهنمودهای امام راحل و مقام معظم رهبری توجه شود.


این روزها سخنان زیبایی برای دستیابی به وحدت ملی و ترمیم شکافها مطرح است. سخنانی که بسیار به تلاشهای پاییز سال 1378 شباهت دارد، تلاشهایی که به جلسات وفاق مشهور گشت. آن جلسات بر اساس رهنمودهایی از سوی مقام معظم رهبری شکل گرفت و شرایط انسجام نیروهای ملتزم به چهار اصل اسلام، انقلاب، امام و رهبری تاکید داشتند، فراهم آمد. هرچند در همان دوران برخی از نخوت گرفتگان قدرت، به سوی وفاق نیامدند و دست برادری دراز شده به سوی خود را به دست نیازمندان خارج از قدرت تشبیه کردند.

اما پاییز 1388 تفاوت هایی آشکار نیز با ده سال پیش از خود دارد. این بار آزمون بسیار گسترده تر برگزار گردیده است و نخبگان بسیاری در این آزمون خطاهایی مرتکب گردیده اند. برخی معتقدند اینک باید کلیه خطاکاران با هر سطحی از خطا به عنوان ریزش های این آزمون تلقی گردند، برخی نیز خواستار نادیده گرفتن کلیه خطاها برای تامین "وحدت ملی" گردیده اند و در این مسیر سعی به القای برخی خطرها بر علیه ملت ایران در صورت تداوم وضع موجود دارند.

اما وحدت ملی قطعا به معنای وحدت چهره های خاص سیاسی نیست. چهره های شاخص، عموما هریک بخشی از افکار عمومی را نمایندگی می کند، اما گاه مرتکب رویه ای می گردد که خود ناقض وحدت ملی است. وحدت با کسانی که به ستون خیمه انقلاب و ولایت حمله کرده اند و بر رویه خود اصرار دارند، آیا جز دادن فرصتی برای تجدید قوا در این جنگ نرم است؟

از سوی دیگر راندن همه خطاکاران این عرصه که تعدادشان اندک نیست، آیا جز ایجاد آسیبی سهمگین است؟

به نظر می رسد بهترین طریق آزمودن همراهان آینده به محک ولایت است. آنها که اینک التزام به ولایت را نه در خفا که در عموم جامعه ابراز می کنند و خود را پشت سر رهبر می دانند -هرچند در گذشته مرتکب خطاهایی نیز در این مسیر شده باشند- می توانند متحدین وحدت ملی باشند. اما آنها که محورهایی غیر از رهبری را برای وحدت تبلیغ می کنند، راهی جز ادامه جنگ نرم خود را در پیش نگرفته اند.

به دیگر سخن آنها که خواستار وحدت ملی هستند، اگر در مواضع خود بعد از انتخابات رفتاری بر خلاف منافع ملی داشته‌اند، باید رفتار و مواضع خود را تغییر دهند تا مردم در مقابل طرح آنها واکنش منفی نشان ندهند. یادمان نرفته است که برخی از حامیان میرحسین موسوی به فاصله اندکی پس از انتخابات از اغتشاش طلبی ها اعلام برائت جستند و حتی در رسانه های خود به موسوی تذکر دادند که او ادعای التزام به ولایت داشت و این ادعا تنها مخصوص دوران همفکر بودن با رهبری نیست. چنین افرادی همچنان در دایره نظام باقی ماندند، اگرچه نقدهای جدی به اصولگرایان نیز داشتند.

این طرح، طرحی با اصالت است که مبتکر آن شخص رهبر حکیم انقلاب است و آنرا شعار یک سال شمسی ایران اسلامی قرار دادند؛ اما آنها که امروز با آن موافقت و یا مخالفت می کنند، گاه از زوایای دیگری به این طرح می پردازند. برخی پیشنهاد وحدتشان همچون پیشنهاد وحدت جهان اسلام و خاتمه جنگ پس از فتح خرمشهر است و برخی مخالفت با وحدتشان همچون مخالفان با وحدت جهان اسلام که امام سر داد با مستمسک قرار دادن اختلافات و رها کردن مشترکات میان فرق اسلامی. برای برخی وحدت تاکتیکی برای فرار از عواقب شکست است و برای برخی مخالفت با وحدت به دلیل مشروط بودن بقای آنها به بقای منازعات. باید در این مسیر از آفت گرفتار شدن به بازی تعریف شده توسط این دو گروه مراقبت نمود

متن کامل
۱۳۸۸/٧/٢٠ - محمد مهدی اسلامی