آیا موسوی دچار توهم است؟   

"توهم" یکی از لغات آشنا در عرصه سیاسی ایران است. گاهی عده ای شعار "توهم توطئه" دادند، و گاهی نیز از "توطئه توهم" سخن گفته شد. اما این روزها "توهم سبز" یکی از اصلاحات رایج است.


برخی به کار بردن این اصطلاح را یک توهین تلقی می کنند، اما موافقان این اصطلاح معتقدند آنچه سبب شد که سبزها گمان کنند که برنده انتخابات هستند و حوادث پس از آن را رقم بزنند، برخی توهمات آنها است که از درک غلط آنها از واقعیات ناشی می شود. برای درک دقیق تر بد نیست به معنی توهم نگاهی بیاندازیم.

"توهم" حالتی از تغییر هشیاری است که در آن فرد موضوعاتی را احساس و ادراک می‌کند که واقعیت خارجی ندارند ولی فرد مبتلا به توهم آنها را واقعی می‌پندارد و بر واقعی بودن آنها اصرار دارد. توهم معمولا به عنوان یک نشانه اساسی در اختلالات روانی محسوب می‌شوند و لازمه بررسی و علت یابی و تشخیص گذاری مفید است. توهم با دلایل گوناگونی ممکن است بروز کند. اکثر توهم‌ها ناشی از وجود برخی از اختلالات خاص روانی هستند و در واقع وجه مشخصه این دسته از اختلالات به شمار می‌روند.

به عبارت دیگر "شخص در رؤیا صور ذهنی خود را دارای حقیقت خارجی میداند. چنانکه همین اعتقاد را هنگام بیداری نسبت به خیالات خود پیدا کند، می گوئیم دچار توهم است . پس توهم یا تجسم خیال وقتی دست میدهد که خیالات و تصورات بجای ادراکات حسی گرفته شوند. "[1]

برای ارزیابی اینکه آیا واقعا سبزها دچار توهم هستند یا نه، می توان به تازه ترین بیانیه میرحسین موسوی نگاه کرد. او در این بیانیه با پیش فرض گرفتن اینکه نسبت حامیان خود به جمعیت راهپیمایان واقعی روز قدس، آن قدر زیاد بوده است که سبب شده آنها دچار حس شکست شوند، می نویسد " از قضا آنها که از رخدادهای قدس امسال احساس شکست ‌می‌کردند بیشترین بهره را از آن بردند. آنها به واضح‌ترین شکل دریافتند که سه ماه خشونت بی‌سابقه کمترین اثری در حضور مردم به جای نگذاشته ، بلکه آن را فراگیرتر کرده است."

اینکه منظور او از سه ماه خشونت بی سابقه، چیست و اینکه او در این نوشتار از روشهای جنگ روانی در القای مفاهیم خود استفاده نموده است را به زمانی دیگر واگذار می کنیم. اما واقعا او متوجه ریزش عمده حامیان خیابانیش در این راهپیمایی نگردیده بود، که ادعای فراگیرتر شدن آن را می نماید؟

در خوشبینانه ترین برآوردها، تعداد سبزها در روز قدس تهران، کمتر از یک دهم جمعیت آنها در اغتشاشات روزهای پس از انتخابات در خیابان آزادی بود. این مقایسه از این جهت قیاسی علمی به نظر می رسد که در هر دوی این لشگرکشی های خیابانی اغتشاش گران میرحسین موسوی و مهدی کروبی حاضر بودند. مدت زمان فراخوان در نوبت اخیر بسیار طولانی تر بود و حتی شعارهای آن از مدتها قبل ترویج گشته بود. توهم فراگیرتر شدن علی رغم این ریزش گسترده، آیا عجیب نیست؟

 اینکه این جمعیت چه نسبتی با کل آرای موسوی دارد و اینکه براساس نظرسنجی یک موسسه آمریکایی (موسسه افکار عمومی جهان World Public Opinion ) مستقر در واشنگتن، اگر بار دیگر انتخابات برگزار شود، بخش عمده ای از کسانی که اعلام کرده اند به میرحسین موسوی رای داده اند، تصریح کرده اند به او رای نخواهند داد؛ به وضوح روشن می کند که موسوی در فراگیر کردن اعتراضات خود چقدر توان مند بوده است. این واقعیت در دیدار دربی تهران نیز روشن تر گشت، روزی که علی رغم تبلیغات گسترده سبزها، هیچ پیام سبزی از آن صادر نشد.

دیگر توهم او درباره هدف است. او مسیر قهقرایی خود را در مسیر امام اعلام می کند و کسانی که شعار "نه غزه و نه لبنان" دادند را رهپویان امام می نامد، بی آنکه به یاد آورد که امام نگاهش درباره جامعه مسلمین چه بود. او حتی تعالیم اسلامی که "من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم" را نیز از یاد برده است. ملاک قرار دادن این شعار بدان جهت بود که از پیش اعلام شده بود و در بیانیه موسوی نیز به آن تصریح شده بود، اگر قرار به بررسی دیگر شعارهای تند و خلاف اسلام کسانی که موسوی آنها را به خود نسبت داده است، باشیم؛ شاید به همین مقدار خوشبینی درباره او نیز نتوانیم اکتفا کنیم که توهم دانستن این بخش، خوشبینانه ترین تصور است، اگر آن را حاصل نفاق او ندانیم، در روزهایی که به خوبی فهمیده است همچنان سخنان امام و رهبری بیشترین مشتری را در میان مردم دارد.

در این بیان خوشبینانه باید گفت توهم، کلیدی ترین عنصر در ترسیم مسیر برای سبزها است، اگر نخواهیم خائن  بودن از روی علم موسوی  به ملت و کشور را باور کنیم.

 


[1] روانشناسی از لحاظ تربیت دکتر سیاسی ج 3 ص 188

 

متن کامل
۱۳۸۸/٧/۱٢ - محمد مهدی اسلامی