آیا همه حامیان موسوی منافقند؟   

مدتی است که احساس می کنم سوء تفاهمی جدی در انتقال مفاهیم بین من و مخاطبان وبلاگ رخ می دهد. به گمانم علت عمده آن برخی پیش ذهنیت ها است که به برداشت آنها از مقصود من رنگی غیر واقعی می دهد. یکی از این موارد، این است که هرگاه به انتقاد از پرچمداران اغتشاش و عاملان کودتای شکست خورده سبزها اشاره می کنم، برخی از افراد با ترش رویی از اینکه آنها را چنین بی رحمانه مورد انتقاد قرار داده ام گله می کنند. حتی یکی از دوستان قدیمی یکبار گفت، تو که ما را منافق می دانی...


چند روز پیش ، گفتگویی میان من و چند دوست فیس بوکی رخ داد، که به گمانم در روشن کردن خط مرز درون ذهن من میان اصلاح طلبان قانونمدار و کودتاچیان شکست خورده و جایگاه آنها موثر است. حسن دیگر این مطلب، متفاوت بودن ادبیاتش با ادبیات رسمی معمول در وبلاگم است که مورد پسند برخی مخاطبان نبوده است. اگرچه عیبش هم این است که همه ابعاد موضوع را بررسی نمی کند.

یکی از دوستان فرهیخته ام در صفحه فیس بوکش نوشته بود: "هفت نفر از کسانی که کشته شده اند؛ داخل ساختمان ناحیه بسیج و چند متر مانده به اسلحه خانه، تیر مستقیم خورده اند. اینها شهیدند یا به قتل رسیده اند یا چون خودشان وارد شده اند؛ خونشان گردن خودشان است؟"

بعضی از نظرات برای این نوشته جالب بود؛ مثلا یکی نوشته بود "‎نه اینا تحت فشار بودن خانوادشون تهدید به مرگ شده بود مجبور شدن خود کشی کنن و اسمشونو بزنن جزو شهدای سبز ... فقط اشکالش این بود که بسیجی بودن ... حیف ..."، و یا دیگری نوشته بود "البته خدا اینا رو شهید حساب نمیکنه...آخه وهابیایی هم که شیعه میکشن همین فکر رو میکنن...فکر میکنم بعد عملیات تروریستی مستقیما ناهار پیش پیغمبرن اما خوب با سر میرن جهنم"

من هم نوشتم "قطعا خونشان گردن خودشان و مسببان این اغتشاشات است. اما محمدجان شهید و غیر شهید بودن را خدا می تواند حکم کند، باور کنیم برخی از کسانی که شلوغ کردند، به اشتباه فکر می کردند که حجت شرعی برای این کار دارند، شاید عذرشان را خدا قبول کند، ما که جای خدا ننشسته ایم. چطور ممکن است دو مرجع که یکی میگوید نمازجمعه در زمان غیبت حرام است و یکی می گوید واجب؛ هر دو ماجور باشند در حالی که قطعا حکم خدا یکی است؟ مگر نه اینکه چون تلاش خود را کرده حتی اگر وظیفه شرعی را بد فهمیده ماجور است؟"

محمد جواب داده بود "‎یک معیارهایی گذاشته اند. منظورم شهید معنوی و اخروی نیست. فهمیدن آن از عهده ما قطعا خارج است."

یکی از دوستان او هم جواب داده بود "‎جناب آقای اسلامی؛ با سلام

1- نظر و فتاوای حضرات عظام بر مبنای 4 منبع قرآن، روایات ، عقل و اجماع است.

2- ایشان استنباط خود را بر مبنای سلسله روایی خود اعلام میدارند.( با توجه به اینکه سلسله روایی حضرات عظام ممکن است متفاوت باشد بروز چنین اختلافاتی بسیار طبیعی است)

3-صدور فتوا بر مبنای نفسانیات نیست بلکه مجتهد جوابگویی خویش در درگاه احدیت را در صدر تمام موارد لحاظ مینماید، پس هم به وظیفه شرعی خود عمل نموده و هم ماجور است.

اگر سوالات بیشتری داشتید بیش از این مختصر در خدمت جنابعالی خواهم بود.

یا علی"

ناگزیر به توضیح بیشتر درباره نوشته ام شدم:

1- توضیح ضروری: من در درستی وظیفه کسانی که در صحنه ترسیم شده توسط آقا محمد، برای ریخته نشدن خون هزاران انسان دیگر اقدام به برخورد با این هفت نفر کردند، تردید ندارم.

2- آقای حسینی عزیز، اگر مخالفینمان را با پیش فرض اینکه قطعا به دنبال نفسانیات هستند، محکوم نکنیم، می تواند در این جور موارد نیز، سلسله روایی یک خبر برای 2 نفر متفاوت باشد که به آن اعتماد کرده و بر اساس آن، برای یک فعل سیاسی تصمیم بگیرند. همینطور عقل با توجه به برخی پیش زمینه ها تصمیم می گیرد و نه انتزاعی، خدا نیز ظاهرا در حد وسع ما از ما انتظار دارد. پس تشبیه من چندان هم بی ارتباط نیست.

شاید مثالی موضوع را روشن تر کند: بسیاری از هواداران موسوی به غلط تصور می کردند که او در تلاش برای احیای ارزشهای انقلاب است، مخالف دروغ و ریاورزی ، دنبال آرمان امام است. با بسیاری که بحث کردم، متوجه می شدم برخی اخباری که به آنها رسیده است، برایشان موثق است اما خبر غلط و همین سبب چنین ذهنیتی شده /جای بحث طولانی تر اینجا نیست، اما توضیحات شما به گمان من برای مخاطبین این دیوارنوشت بدیهی بود که چنین مشابهتی را نوشتم

------

پ.ن1: من در پی تبرئه کسانی که با تقصیر به اشتباه رفته اند نیستم، تنها سخنم شامل حال کسانی است که در فهم اشتباه دچار قصور شده باشند. (تفاوت اساسی قصور و تقصیر در امکان دسترسی به منبع آگاهی و توانایی در رفع جهل می باشد .)

پ.ن2: در این باب سخن بسیار است و جای تامل زیاد دارد؛ قصد، بیشتر طرح بحث بود.

پ.ن3: مثل همیشه، بلکه بیشتر از همیشه، از انتقادات منطقی و مستدل استقبال خواهم کرد و در صورتی که متوجه اشتباه بودن برداشتم شوم، در همین مطلب اصلاحیه درج خواهم کرد

متن کامل