کاریکاتور ناشیانه از بازی ترور   

22 اسفندماه 1378 بود که شلیک گلوله ای در برابر شورای شهر به سعید حجاریان، مهمات لازم برای توپخانه جنگ روانی رسانه های اصلاح طلبان برای تخریب چند رکن مهم انقلاب مانند سپاه ، بسیج ، حوزه های علمیه و تریبون های نماز جمعه شد. ترور سعید حجاریان درست چند روز پس از پایان اولین تحصن حوزه علمیه قم در تاریخ بعد از انقلاب رخ داد. تحصنی که با حضور علمای بزرگی همچون ایات عظام جوادی آملی، ‌مشکینی، نوری همدانی ،‌ یزدی و ... همراه شد و جریان اصلاحات را با چالشی جدی مواجه کرد.


حجم این عملیات روانی آنچنان گسترده بود که در فاصله ای کوتاه، سه جلد کتاب در باره ترور سعید حجاریان در کتاب فروشی های مقابل دانشگاه تهران در معرض خرید تشنگان حقیقت قرار گرفت. اما کتابهایی که دروغ هایی در لباس حقیقت را در برابر آنها قرار می داد. یکی از مهم ترین مانور اتاق جنگ روانی اصلاح طلبان بر روی کلمه "دخمه" انجام می شد. کلمه ای که حلقه اتصال عامل ترور به نهادهای نظامی و انتظامی می گشت.

اما در همان زمان، کتاب دیگری نیز منتشر شد. کتاب "بازی ترور" به ابهامات و سئوالاتی در این پرونده می پرداخت که اصلاح طلبان و طراحان جنگ روانی هرگز حاضر به پاسخگویی در باره آنها نشدند، حتی وقتی این کتاب در دومین سالگرد ترور حجاریان به صورت پاورقی در روزنامه کیهان به مدت نزدیک به دو ماه به چاپ می رسید،‌ روزنامه های اصلاح طلب وقت درباره اسنادی که در آن طرح می شد سکوت کردند و برخی از نشریات مانند یاس نو به نوعی منفعل شدند و از آنجا که اساسا آمادگی پرداختن به این موضوع را نداشتند،‌ به ناچار مجبور شدند گزارش های تکرای دو سال قبل خود را به چاپ برساندند که در عالم رسانه و روزنامه از ضعف و دستپاچگی آنها حکایت می کرد!

اما با گذشت بیش از ده سال، چند سوال باقی ماند، چرا حجاریان حاضر نشد از ضارب شکایت کند؟ جریان نوار تهدیدی که آقای حکیمی پور به آن اشاره کرد و جعبه سیاه خوانده شد ولی بعدها معلوم شد به سفارش خودشان بوده ،‌ از چه قرار بود ؟ چرا ضارب از موتور هزار استفاده کرد در حالی که هر عاقلی می دانست با این کار در اولین نگاه یک ارگان خاص متهم می شود؟ اگر به واقع این ترور توسط نیروهای وابسته به آن نهادها طراحی شده بود، نمی دانستند که اصولا برای چنین عملیات های درون شهری، موتورهای پرشی مورد استفاده قرار می گیرد و نه موتورهای سنگین؟ چرا بسیاری از اخبار این موضوع قبل از آن که توسط نهادهای ذیربط کشف شود ،‌ جلوتر از آن توسط  روزنامه صبح امروز منتشر می شد؟ و ...

اما اینک، به گمان اینکه آن سوال ها فراموش شده، یک بازی نخ نما تکرار گردید. سایت حزب جبهه مشارکت، در مطلبی که به موضوع ربوده شدن "عاطفه امام" می پرداخت، نوشت «این بازداشت از جهات مختلفی جالب توجه است، صبح روز دو شنبه وی را در بین راه در منطقه ای نزدیکی حرم حضرت عبدالعظیم از ماشین پیاده می کنند و اجازه می دهند با تلفن عمومی به مادرش تماس بگیرد و صحبت کند و دوباره وی را به محلی در همان نزدیکی می برند.» سپس با طرح این ادعا که این نوع رفتارها و برخی رفتارهای مشابه که امکان انتشار آن وجود ندارد شباهت بسیار زیادی به بازداشتهای خودسرانه اواخر دهه 70 دارد، افزود «در اواخر دهه هفتاد افراد و فعالان سیاسی، اجتماعی توسط گروه هایی که خودسر خوانده می شدند، به همین روشها بازداشت و در محل هایی نزدیک شهر ری و در خانه های به اصطلاح امن مورد بازجویی های ناشیانه و عجولانه قرار می گرفتند و سپس در اطراف تهران در خیابان رها می شدند. پس از ترور نا فرجام دکتر حجاریان در سال 79 [سال صحیح 78 است]، معلوم شد این افراد از محل هایی به نام "دخمه" این نوع اعمال را تحت پوشش و یا با هماهنگی نهادهای نظامی خاص به سرانجام می رسانند. البته با توجه به آزادی سریع سعید عسگر و عدم محاکمه سران این اماکن، بسیاری از کارشناسان در آن زمان برخی از نهادهای نظامی را پشت این قضیه می دیدند که البته در هیچ دادگاهی مورد بررسی قرار نگرفت. حالا با گذشت بیش از 8 سال از آن وقایع به نظر می رسد فعالیت های دخمه نشینان دوباره از سر گرفته شده است و تحت حمایت کودتا گران نسبت به اعمال فشار به زندانیان و خانواده های شان و فعالان سیاسی اجتماعی اقدام نمایند.»

این ادعاها در حالی مطرح می گردد که نه تنها برای موضوع دخمه های ادعایی هیچ سندی ارائه نشد، بلکه حجاریان پس از آنکه رسانه های اصولگرا به طرح سوالاتی جدی و اساسی در این خصوص پرداختند، به بهانه هایی از شکایت کردن منصرف گردید، تا این ادعاها به محک مستندات نیازمند نگردد و به دادگاه کشیده نشود.

جالب تر آنکه در همان زمان نیز برخی از گرایش های فکری شدید ضارب حجاریان به اصلاح طلبان خبر می دادند، که نه تنها تکذیب نگشت، که با خبر حضور فعال سعید عسگر در ستاد میرحسین موسوی به همراه پدرش در ستاد واقع در سه‌راه تقی‌آباد شهرری تکمیل گشت.

اما واقعه اخیر نیز گویا تقلیدی است از همان بازی که در غیاب طراح آن به شیوه ای کودکانه طراحی گشته است. در حالی که پیشتر اعلام شده بود، هیچ‌یک از دستگاه‌های مسئول عاطفه امام را بازداشت نکرده‌اند.وی پس از 28 ساعت بازداشت، آزاد شد. او که دختر جواد امام از اعضای بازداشت شده سازمان مجاهدین انقلاب است، در طول این مدت 3 بار با منزل تماس گرفته است و این تماس ها از کیوسک‌های تلفن عمومی برقرار شده است. در حالی که در طول بازداشت‌های اخیر هیچ‌گاه چنین رویه‌ای وجود نداشته و بازداشت‌شدگان پس ازانتقال به مکان‌های معلوم، امکان ارتباط تلفنی یا ملاقات حضوری با خانواده خود را از تلفنخانه بازداشتگاه پیدا کرده‌اند.

با توجه به اعترافهای بازداشت شدگان، مستندات موجود و غیرقابل انکار از تلاش برخی از آنها برای براندازی و ...  و ابهامات جدی پیرامون ادعای این بازداشت، این گمانه به شدت تقویت می گردد که جریان برانداز که اینک با افشای بسیاری از حقایق مستاصل گشته است، در ادامه سناریوسازی‌های اخیر خود به‌منظور هتک آبروی نظام اسلامی چنین پروژه‌ای برای مظلوم‌نمایی ترتیب داده باشد. با این وصف تداوم چنین بازی هایی و دیگر بازی های این گروه برای انحراف افکار عمومی از واقعیت های دادگاه ها و تلاش آنها برای ناعادلانه جلوه دادن حکم دستگاه قضایی را نباید دور از انتظار دانست.

---

پ.ن١: نگاهی دوباره به مطلب پیشینم درباره پروپاگاندای سبز را در تکمیل این مطلب پیشنهاد می کنم (+) 

پ.ن2: یکی از بزرگترین عبادات در ماه رمضان انفاق است. اگر اهلش هستید یا علی : (+)

پ.ن 3: این مطلب هم در همین باب خواندنی است (+)

-----

بعد التحریر: جهت اطلاع همه کسانی که به من و خانواده ام دشنام دادند: همسر جواد امام خبر دستگیری و بازداشت دختر خود را دروغ اعلام کرد و گفت: دختر بنده در اقدامی ماجراجویانه و با توجه شرایط خاص روحی و روانی ناشی از دستگیری پدرش که موجب نگرانی خانواده و بنده شده بود،چنین اقدامی را کرد که به همین خاطر از همه عذرخواهی میکنم.

متن کامل
۱۳۸۸/٦/۱٩ - محمد مهدی اسلامی