لاله های راست قامت شهریور   

از مجاهدین پیشتاز انقلاب اسلامی، 5 شهید در شهریورماه به شهادت رسیده اند. شهیدان اندرزگو، عراقی، رجایی، باهنر و لاجوردی. برای آنها پرونده ای در نشریه ذکر کار کردم که در آمد آن و لینک مصاحبه های پرونده را در ادامه آورده ام.


خدا که هست ...

میهن اسلامیمان لاله های گلگون زیادی را به یاد دارد که در راه اعتلای آرمانهای اصیل انقلاب اسلامی, دست از جان شسته اند; اما شهریورماه, یادآور عروج دلیرمردانی است که هر یک  نقشی بی بدیل در این مسیر پرافتخار بر عهده داشته اند و درخششی دو چندان دارند.


حجت الاسلام سید علی اندرزگو, نماد یک چریک اسلامی که از روز انجام عملیات بدر در بهمن 1343 توسط او و همرزمانش در موتلفه اسلامی زندگی مخفی را برگزیده بود,  و به مدت 14 سای ابهت دستگاه های امنیتی رژیم ستمشاهی و پشتیبانانش را به سخره گرفت و سرانجام در دوم شهریور 1357, روزهایی که سپیده انقلاب پس از 15 سای مبارزه در حای دمیدن بود, بدون آنکه کوچکترین اطلاعاتی در مورد شبکه های گسترده مبارزاتی اش به رژیم بدهد, در اثر اصابت 20 گلوله در افطاری خونین به فیض لقاء الله رسید. فردی که رهبر معظم انقلاب در خطبه های نمازجمعه خود درباره او فرمود "سعی کنید این چهره عزیز و ناشناخته را بهتر بشناسید."
حاج مهدی عراقی, بزرگ مبارزی که از پیش از آغاز نهضت امام پا در راه مبارزه نهاده بود و با آغاز نهضت امام, از موسسین موتلفه اسلامی گشت و خود را وقف نهضت اسلامی امام خمینی نمود. از آغاز مبارزه تا سالهای زندان, از پاریس تا تهران و قم در کنار امام بود و نمادی از یک فدایی راستین, تنها چهره ای که امام خود در تشییع او حاضر شد, بر مزارش نماز خواند, و در وصفش فرمود "حاج مهدی عراقی برای من برادر و فرزند خوب و عزیز من بود, شهادت ایشان برای من بسیار سنگین بود." او نیز سرانجام در چهارم شهریور 1358, با قلبی لبریز از دیدار یار, به یاران شهید خویش پیوست.
حجت الاسلام و المسلمین دکتر باهنر و محمد علی رجایی, بزرگمردانی که رهبران موتلفه دوم در سالهای میانی دهه چهل بودند, زندان و تبعید را لمس کردند لیکن جنبه های مبارزاتی آنها کمتر دیده شد, اما خلوص شان و مدیریت شان در اداره کشور, به نمادی کامل تبدیل گردید. هرچند در تمسک به این نماد نیز مظلومیت آنها آشکار است اما مظلومیت بزرگتر آنها در شیوه شهادتشان در 8 شهریور 1360 و مسکوت ماندن پرونده آن پس از سالها است. جایگاه مبارزاتی این دو شهید اگرچه دیده نشد اما پیرجماران چند روز پس از شهادت آنها به خانواده شان دلگرمی داد که " آنچه که موجب تسلی است این است که کار برای خدا است و چیزی که برای خدا است محفوظ است. امید است راهی که آنها رفتند ما هم برویم "
اسدالله لاجوردی, پنجمین آینه دار آفتاب در شهریورماه است, مردی که نام او همزاد مبارزه و مقاومت در برابر شکنجه مزدوران, خلوص و درستکاری در مدیریت و مهربانی با فرزندان انقلاب است. او نیز پس از عمری مبارزه, از پیش از 1342 و روزهای قبل از تاسیس موتلفه اسلامی تا شهادت به عنوان عضو شورای مرکزی آن, مظلومانه در اوی شهریور 1377 به شهادت رسید. تا آنجا که رهبر انقلاب در فرازی از خطبه نمازجمعه خود با اشاره به اینکه "شهید عالی‌مقام و سید عزیز و بزرگوار, شهید لاجوردی ...کسی که چهره‌ی بسیار درخشانی بود و بسیار کسان از مجاهدات او در دوران مبارزات و در دوران اختناق خبر ندارند که این مرد چه کرد و کجاها بود و چگونه زندگی کرد; چه زندانهایی کشید و چه زحمتهایی متحمل شد. بعد از انقلاب نیز بی‌تظاهرترین کارها را که سخت‌ترین هم بود, بر دوش گرفت و آخر هم شهید شد," از درد درونی خود به خاطر تداوم مظلومیت او سخن گفتند.
شهریور, ماه بزرگمردانی است که خالصانه مبارزه کردند و اینک اگرچه نامدارند, اما همچنان مظلوم مانده اند. این پرونده تلاش نموده است در حد بضاعت محدود خود, گامی در شناخت آنها و زدودن غبار فراموشی از نام و راهشان بردارد.

 

در این پرونده بخوانید:

 ناشنیده‌ای از حضور شهید اندرزگو در اعدام انقلابی حسنعلی منصور (آیت الله خزعلی)

 هیچگاه در صورت شهید عراقی اثری از ترس نبود (محسن رفیقدوست)

 با وجود زندگی مخفی, ارتباطاتش بسیار گسترده بود (مرتضی صالحی)

 تلاش شهید لاجوردی این بود که جنبه‌های مثبت کار و خدماتش مکتوم بماند (جلال الدین فارسی)

 مدرسه رفاه با حضور فعال شهیدان رجایی و باهنر تاسیس شد (مهدی غیوران)

 

متن کامل
۱۳۸۸/٦/۱٤ - محمد مهدی اسلامی