آزمون محاکمات   

ماه رمضان ماه رحمت است، ماه خودسازی و زدودن آلودگی ها از شاکله وجودیمان و عاداتمان است و در این مسیر چه الگویی بهتر از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) که پروردگار عالمیان فرمود " لَقَد کانَ لَکُم فی رَسولِ اللهِ اُسـوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَن کـانَ یَـرجُـــوا الله وَ الیَــومِ الآخِـــرَ"[1]


امیرالمومنین علیه السلام، این بزرگ پرچمدار مکتب رسالت، در وصف خصائل آن بزرگوار می فرماید: " راه و رسم او با اعتدال و روش زندگى او صحیح و پایدار، و سخنانش روشنگر حق و باطل، و حکم او عادلانه است."[2]

اعتدال در رفتار و عدالت در قضاوت نادره ای است که در دوران فتنه، ارزشی دو چندان می یابد. هنگامی که نخبگان در معرض آزمایش قرار گرفته و ریزش و رویش ها سرعتی دوچندان می یابند.

روزهایی که پشت سر نهاده ایم، روزهایی بود که رهبر حکیم انقلاب، این مرجع جهان تشیع در توصیف آن چنین گفت که "در چنین وضعیتى نباید غفلت کنند که دشمن کمین گرفته است؛ مراقب است... همه‏‌ى ما خیلى باید مراقب باشیم؛ خیلى باید مراقب باشیم: مراقب حرف زدن، مراقب موضع‏گیرى کردن، مراقب گفتن‏ها، مراقب نگفتن‏ها... امتحان عظیمى است. در این امتحان، مردود شدن، رفوزه شدن، فقط این نیست که ما یک سال عقب بیفتیم؛ سقوط است. اگر بخواهیم به این معنا دچار نشویم، راهش این است که خرد را، که انسان را به عبودیت دعوت میکند، معیار و ملاک قرار بدهیم؛ شاخص قرار بدهیم... اشتباه میکنند آن کسانى که خیال میکنند با سیاسى‏کارى، عقلائى عمل میکنند؛ نه، عقل آن چیزى است که راه عبادت خدا را هموار میکند."[3] تذکر این مهم در ماه مبارک رمضان دوچندان موضوعیت دارد.

اینک در دادگاه چهارم کودتای مخملی از زبان متهمان نام افرادی بیان گشته و اتهاماتی به آنها نسبت داده شده است. این اتهامات بسیار جدی است اما اینک تنها "اتهام" است. هنگامی که فردی بر علیه خود شهادت دهد شاید این شهادت مسموع تر از شهادت بر علیه غیر باشد اما حتی در همان موارد نیز باید به حکم قاضی تن داد و از مسیر اعتدال و عدالت خارج نگشت. متاسفانه این روزها بسیاری گام از اعتدال بیرون نهاده و دچار افراط و تفریط شده اند. برخی از یک سو به صرف ذکر نام فرزند آیت الله هاشمی در دفاعیات دیگر متهمین او را مجرم تلقی کرده اند و حتی این جرم را به پدر نیز تعمیم داده اند. از سوی دیگر برخی با تذکر سوابق آیت الله هاشمی، فرزندان وی را از چنین اتهاماتی مبرا دانسته و این سخنان را با بهانه های مختلف رد کرده اند. برخی دیدار خاتمی با جرج سوروس را به استناد این سخنان قطعی فرض کرده اند و برخی آنرا " نسبتهای کذب و بی اساس" شمرده اند. این سخنان همه مطرود هستند و تنها قاضی پرونده که به جزئیات آن اشراف دارد و قانون او را به رسمیت شناخته، یگانه فرد دارای صلاحیت برای اظهار نظر است.

یادمان نرفته است ماجرای موسویان را، عده ای او را جاسوس خواندند و عده ای مبرا، اما دقیق ترین سخن را وزیر وقت اطلاعات زد که گفت، جرم موسویان از نظر وزارت اطلاعات محرز است اما تصمیم نهایی در این خصوص توسط قاضی مربوطه اخذ خواهد شد. در ادبیات او عدم استفاده از لغت جاسوسی نیز نکته بسیار مهم بود که در نهایت موسویان مجرم شناخته شد اما به دلیل معنای حقوقی جاسوس و ...  از اتهام جاسوسی تبرئه شد.

سوی دیگر داستان هم به زمانی باز خواهد گشت که طبیعتا دستگاه قضایی قصد رسیدگی به این اتهامات را داشته باشد. جلوگیری از رسیدگی به پرونده و ممانعت از اینکه بیگناه یا گناهکار بودن افراد را قاضی معین کند، فارغ از اینکه متهم دارای چه سمتهایی بوده یا هست، هیچ نتیجه ای جز خروج از مسیر قانون و تندتر شدن فضای فعلی نخواهد داشت و مردم نیز قطعا نسبت به کوتاهی در رسیدگی به اتهامات دانه درشتها سکوت نخواهند کرد و این نیز خود آزمونی برای قوه قضائیه است. البته بی شک رسیدگی به اتهام کسانی که دارای جایگاه ویژه ای در افکار عمومی هستند، نیازمند آماده سازی افکار عمومی است؛ اما این آماده سازی نیز نباید از طریق رفتاری غیرقانونی و خلاف شرع دنبال شود. نکته ای که از سوی رهبر فرزانه انقلاب نیز مورد تاکید قرار گرفت که "در احساس تکلیف هم دقت بکنیم که قدم از دایره‏ى تکلیف آنطرف‏تر نباید گذاشت؛ زیاده‏روى نباید کرد."[4]

 


[1] سوره مبارکه احزاب، آیه 21

[2] نهج البلاغه، خطبه 93

[3]  بیانات معظم له در 29/4/1388

[4] بیانات معظم له در تاریخ ۱۳۸۸/۰۵/۰۳

 

 

 

-----

پ.ن:

زمانی که این یادداشت را با خود به شورای تیتر «هفته نامه شما» بردم و با محبت دوستان در ستون سرمقاله درج شد، هنوز سخنان دیروز رهبر فرزانه انقلاب را نشنیده بودم، در جلسه برخی دوستان مواضع متمایزی داشتند که بنابر قاعده اقناع نسبی و رای گیری، یادداشت مورد تایید قرار گرفت. شب که به مهمانی افطار منزل یکی از بستگان، با تاخیری زیاد ملحق شدم، مشروح سخنان معظم له در حال پخش بود و شنیدن جملات ایشان، سبب دلگرمی بیشتری شد که راه را با بیراهه تندروی و یا کندروی اشتباه نرفته ام

متن کامل