عبرتهایی نو از سازمان منافقین   

"سازمان مجاهدین خلق"، همانها که در ادبیات رایج ایران به آنها منافقین می گویند، سالهاست در نگاه ملت ایران حتی لیاقت نفرت ورزیدن هم ندارد. اعضای  این سازمان پس از ترورهای گسترده از سران انقلاب اسلامی، به ترور کور مردم انقلابی متوسل شدند و سپس به دامن رژیمی  پناه بردند که در جنگ رسمی با کشورمان بود. اردوگاه اشرف، نماد خودفروختگی این سازمان به صدام است که سرانجام، پس از سالها تلاش آمریکا برای حفظ آن در دوران پس از صدام، آنگونه که خبرگزاری ها گزارش دادند، روز سه شنبه گذشته توسط ‏ ارتش عراق تسخیر شد.


 این رخداد درست 2 روز پس از آن رخ داد که مریم رجوی، اعلام کرد که بعضی از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران که در اردوگاه اشرف در عراق سکونت دارند، حاضرند با شرایطی به ایران باز گردند! جالب آنکه در کمال وقاحت شروطی نیز برای این بازگشت گذاشته بودند که حکومت ایران باید در "نامه ای رسمی" خطاب به سازمان ملل متحد، صلیب سرخ بین المللی و دولت های آمریکا! و عراق، متعهد شود که اعضای این سازمان جنایتکار در صورت بازگشت به ایران "از دستگیرى و تعقیب و شکنجه و اعدام و هرگونه پیگرد و پرونده سازى قضایى مصون هستند و از آزادى بیان برخوردارند".

این شروط چند نکته زیبا در پی داشت، اول آنکه وی خواستار عدم محاکمه اعضای گروهی است که حتی پس از پذیرش آتش بس، با این خیال خام که ایران اسلامی ضعیف شده است در چنین روزهایی از مردادماه سال 1367 به جنگی رسمی با ایران با ادوات زرهی و ... پرداختند و اگرچه با انتشار این خبر، موج غیرت ایرانیان آنها را منکوب کرد، اما بر پرونده جنایات آنها صفحاتی انکار نشدنی افزود. بی شک در بین حاضران در آن پادگان افرادی هستند که در سالهای بعد با فریب جنگ روانی استکبار جذب آن سازمان شده اند و دستشان به خونی آلوده نیست و نظام در سالهای گذشته در عمل اثبات کرده است که با چنین افرادی برخوردی از سر رافت اسلامی دارد، اما مریم رجوی بی شک مقصودش این گروه نیست که به دستور خود او بریدگانی که قصد بازگشت به ایران داشتند را در اردوگاه اشرف زندانی و یا معدوم می کردند.

جالب تر آنکه سازمانی که روزگاری با اسم مبارزه با امپریالیسم، آغاز به کار کرد، تا بدانجا پیش رفته است که تعهد ایران به آمریکا را برای بازگشت به وطن خواستار می شود! اگرچه بسیاری در همان روزهای مبارزه، این سازمان را سازمانی آمریکایی با ژست ضد آمریکایی می دانستند و برخی نیز قائل به استحاله آن پس از شهادت افرادی همچون شریف واقفی ها هستند، اما همراهی این سازمان با اهداف آمریکا در تمام دوران سی ساله پس از انقلاب آشکار است.

نکته سوم در این میان صدور این بیانیه از سوی فردی غیر از رهبر این گروهک تروریستی است. مدتهاست که خبری از "مسعود رجوی" متهم ردیف اول این سازمان نیست و گمانه های زیادی در خصوص مرگ او و یا تحت الحفظ بودنش در یکی دیگر از کشورهای تحت نفوذ آمریکا مطرح است. این سازمان تا آنجا آسیب پذیر است که از اعلام خبر مرگ رهبرش طفره می رود.

با این حال اصلی ترین نکته آن است که این بیانیه تنها حکم یک برگ پایان برای اعتبار این گروهک در میان برخی دولت های اروپایی را داشت که در جریان برخی اخبار دروغینی که درباره ایران تحویل می داد، به آن دل خوش کرده بودند. اعتبار بیانیه های این گروهک تا آنجاست که دولت عراق که یکی از چهار مرجع مورد اشاره آن است، خود با ارتش رسمیش برای تصرف این اردوگاه اقدام کرد؛ اردوگاهی که در ‏80‏ کیلومتری مرز ایران در خاک عراق واقع است، اصلی ترین مقر تروریستهای این گروهک بوده و بیش از سه هزار و ‏500‏ نیرو در آن به‌سر می برند.

سازمان منافقین سالهاست که مرده است و تنها تلاش مداوم آمریکا است که سعی بر حفظ آن داشته تا در مواقع لزوم، همچون برخی اتهامات ادعایی آمریکا در پرونده هسته ای از آن بهره بگیرد. آخرین امید آمریکا به عوامل نفوذی این گروهک در ناآرامی های پس از انتخابات بود که آن نیز بی ثمر ماند و اعضای مرتبط با منافقین دستگیر شدند و آشوب های نیز نافرجام ماند.  اینک حتی آمریکا نیز از یکی از جنایتکارترین گروهک های تروریستی که بیشترین خدمت را به منافعش کرده است، دل بریده و اگرچه طی سالهای پس از سقوط صدام آنها را حفظ نموده بود، اما اینک در اختیار دولتی قرار داده که نخست وزیر آن نوری المالکی رسما بارها اعلام کرده است که اعضای این گروهک در زمان حکومت صدام حسین دست به جنایت علیه مردم عراق زده اند و امیدوار است که از دست این گروهک نجات یابد‏ و حتی وعده محاکمه آنها را داده است.

***

روزهایی که پشت سر نهادیم، گویا برخی گروه ها به آن سوی مرزها دل بسته بودند. با تحلیل های صدای آمریکا و  بی بی سی، موضع می گرفتند؛ با کف و سوت آنها شاد و با اخم آنها عصبانی می شدند. حکایت سازمان منافقین، حکایتی بس عبرت آموز است برای آنها

متن کامل
۱۳۸۸/٥/۱٠ - محمد مهدی اسلامی