صیانت از مساجد راستین با تخریب مسجد ضرار   

گویی انقلاب اسلامی که تلاش می نمود از حرکت رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) الگو بردارد؛ در این سه دهه عمر خویش، مسیری مشابه حرکت نبوی را تجربه می نماید و از این رو الگو پذیری از رفتار آن آخرین پیامبر الهی، کارآمدترین مسیرها را پیش روی ما خواهد گذاشت.


آن رسول رحمت، در کمال تلاش برای پیشبرد نهضت خود بدون برخوردهای سخت، با 5 گونه دشمن مواجه گردید. قبایل نیمه‌وحشى اطراف مدینه (که پیامبر با پیمان بستن با آنها و یا سریه هایی از آنها دفع خطر کرد) ، اشراف مکه (که در فتح مکه مغلوب ابهت اسلام شدند) ، یهودیان (که با فتح خیبر منکوب شدند) سه گروه دشمنانی بودند که از آنها دفع خطر گردید.

اما دشمن چهارم که منافقین بودند به مرور خود را بیش از هر زمان آشکار ساختند و اوج آن در ماجرای جنگ تبوک بود؛ گروهی که با ابوعامر، راهب مسیحی ساکن مدینه در ارتباط بودند، در این دوره بسیار فعال گردیدند. ابوعامر که پس از بدر، علناً با پیامبر (صلى الله علیه وآله) و اصحاب او دشمنى کرد و به میان مشرکان مکه گریخت و آنان را به جنگ  احد برانگیخت، در منطقه میان دواردو در جنگ احد گودالهایى کنده بود که رسول خدا (صلى الله علیه وآله) در یکى از همین گودالها افتاد و صورتش مجروح شد، دندانش شکست و سرش شکافت. وى پس از آن که مردم جنگ احد را نیز پشت سر نهادند و مشاهده نمود که پیامبر (صلى الله علیه وآله) همچنان در حال پیشبرد نهضت خویش است، نزد هراکلیوس پادشاه روم رفت و از او بر ضد مسلمانان یارى طلبید. هراکلیوس به او وعده و امید داد و او نیز در آنجا اقامت گزید و براى متحدین منافق خود نامه نوشت که با سپاهى گران براى پیکار با پیامبر (صلى الله علیه وآله) خواهد آمد. وى از آنان خواست پناهگاه و کمین گاهى برایش بسازند. از همین روى آنان ساختن مسجدى را در جوار مسجد قبا آغازکردند و بهانه آوردند که براى پیران و رنجوران و بیماران و براى شبهاى سرد، امکان آمدن به مسجد قبا فراهم نیست. و از پیامبر (صلى الله علیه وآله) خواستند نزد آنان بیاید و در این مسجد نماز بگزارد. [1]

به عبارت دیگر ماجرای جنگ تبوک در سال نهم هجری، در یک اتحاد منافقین و دشمن خارجی پدید آمد و مسجد ضرار، مامن آنها برای روزهای تدارک جنگ و پس از آن بود.

پیامبر گرامی اسلام توانستند با یک تدبیر سنجیده و تدارک یک سپاه مناسب و رعبی که خدا از این سپاه در دل دشمنان افکند، دشمن را از مقابله بر حذر بدارند، شمار مسلمانان در جنگ تبوک به سى هزار نفر رسید و ده هزار اسب و دوازده هزار شتر داشتند، برخى هم عده مسلمانان را چهل هزار نفر گفته اند. سپاه اسلام پس از بیست روز اقامت در تبوک بعلت حاضر نشدن سپاه دشمن بدون جنگ و درگیری منطقه را ترک و به مدینه بازگشت.

عده‌ای از منافقین که نقشه خود را ناکام دیده بودند، در راه بازگشت از این جنگ قصد داشتند پیامبر گرامی اسلام را به شهادت برسانند که خداوند از طریق امین وحی جبرئیل توطئه آنان را خنثی ساخت. ساخت مسجد ضرار از دیگر توطئه های منافقین در این جنگ بشمار می رود که به امر پروردگار تخریب گردید.

برخی نیز گفته اند علت ایجاد این جنگ چنین بود که جاسوسان، به دربار امپراطوى روم «هراکلیوس» (هرقل) گزارش دادند، که پیامبر‌اسلام از دار دنیا رفت، امپراطور شوراى نظامى تشکیل داد و تمامى حاضران موقع را مناسب بسیج لشکر روم علیه حجاز دیدند. این جنگ را «فاضحه» نیز مى‏نامند زیرا آزمونی برای همه بود و منافقان از حضور در جنگ تخلف ورزیدند و رسوا شدند.

مقام معظم رهبری در توصیف شرایط مواجهه پیامبر با منافقین می فرمایند «کسانى که به زبان ایمان آورده بودند، اما در باطن ایمان نداشتند؛ مردمان پست، معاند، تنگ‌نظر و آماده‌ى همکارى با دشمن، منتها سازمان‌نیافته. فرق اینها با یهود این بود. پیغمبر با دشمن سازمان‌یافته‌اى که آماده و منتظر حمله است تا ضربه بزند، مثل برخورد با یهود رفتار مى‌کند و به آنها امان نمى‌دهد؛ اما دشمنى را که سازمان‌یافته نیست و لجاجتها و دشمنیها و خباثتهاى فردى دارد و بى‌ایمان است، تحمل مى‌کند. عبدالله‌بن‌ابى، یکى از دشمن‌ترین دشمنان پیغمبر بود. تقریبا تا سال آخر زندگى پیغمبر، این شخص زنده بود؛ اما پیغمبر با او رفتار بدى نکرد. درعین‌حال که همه مى‌دانستند او منافق است؛ ولى با او مماشات کرد؛ مثل بقیه‌ى مسلمانها با او رفتار کرد؛ سهمش را از بیت‌المال داد، امنیتش را حفظ کرد، حرمتش را رعایت کرد. با این‌که آنها این همه بدجنسى و خباثت مى‌کردند؛ که باز در سوره‌ى بقره، فصلى مربوط به همین منافقین است. وقتى که جمعى از این منافقین کارهاى سازمان‌یافته کردند، پیغمبر به سراغشان رفت. در قضیه‌ى مسجد ضرار، اینها رفتند مرکزى درست کردند؛ با خارج از نظام اسلامى - یعنى با کسى که در منطقه‌ى روم بود؛ مثل ابوعامر راهب - ارتباط برقرار کردند و مقدمه‌سازى کردند تا از روم علیه پیغمبر لشکر بکشند. در این‌جا پیغمبر به سراغ آنها رفت و مسجدى را که ساخته بودند، ویران کرد و سوزاند. فرمود این مسجد، مسجد نیست؛ این‌جا محل توطئه علیه مسجد و علیه نام خدا و علیه مردم است.  یا آن‌جایى که یک دسته از همین منافقین، کفر خودشان را ظاهر کردند و از مدینه رفتند و در جایى لشکرى درست کردند؛ پیغمبر با اینها مبارزه کرد و فرمود اگر نزدیک بیایند، به سراغشان مى‌رویم و با آنها مى‌جنگیم؛ با این‌که منافقین در داخل مدینه هم بودند و پیغمبر با آنها کارى نداشت.»[2]

***

رفتار امام راحل و رهبر فرزانه انقلاب با منافقین در طول سالهای پس از پیروزی انقلاب، همواره بر اساس همین مشی رسول اکرم بوده است؛ آنها که کفرشان را به انقلاب مخفی کردند، تا زمانی که صف آرایی ننمودند، مصون از برخورد ماندند و آنها که مسجد ضرار تاسیس کردند، مورد برخورد قاطع قرار گرفتند. در موضوع تشکیل مسجد ضرار راه منافقین بسیار به منافقین جدید مشابهت داشت. از ابزار و شعارهای خود نهضت بر علیه آن بهره گرفتند؛ اما پیامبر مقهور حیله آنها نگردید.

امروز نیز عده ای با شعارهای انقلاب به مصاف با انقلاب برخاستند؛ از مسیری که هیچ برخورد سختی را به نمایش نمی گذاشت، توطئه منافقین در ماجرای جنگ تبوک تا بدانجا پیش رفت که رسول گرامی اسلام ناگزیر امیرالمومنین را که در همه غزوه ها همراه ایشان بود، به جانشینی در شهر مدینه مامور کردند تا منافقین فرار کرده از جنگ در غیاب ایشان توطئه نکنند و منافقین برای به شهادت رساندن پیامبر و امیرالمومنین در بازگشت از تبوک نیز نقشه کشیده بودند.

اینک نیز منافقین جدید، طرح براندازی حکومت اسلامی را در سر می پرورانند، آنها که سالها با شعار جمهوریت به جنگ با اسلامیت می رفتند، حال که فهمیدند در این جنگ نیز امیدی به پیروزی ندارند و زمانی که فهمیدند که نه آمریکا و نه اسرائیل حاضر به برخورد نظامی با ایران اسلامی نیستند؛ دست در دست آنها به تاسیس مسجد ضرار پرداختند.

یکی از مصادیق این مسجد ضرار شاید تشکل هایی است که در کیفر خواست ارائه شده از مدعی‌العموم در دادگاه اخیر بدان اشاره شد. در این کیفرخواست، به نقش برخی از احزاب مانند مشارکت، سازمان مجاهدین و کارگزاران در زمینه سازی و اجراء کودتای مخملی در ایران، در چندین بند پرداخته و از نقش محوری آنها در سطح طراحی، سازماندهی و هدایت اغتشاشات و تجمعات غیرقانونی و تعاملات برای جذب حمایت غرب خبر داده است.

با این وصف، در صورت اثبات دیدگاه مدعی العموم در دادگاه، حداقل انتظار تخریب این مساجد ضرار است. طبق ماده 16 قانون فعالیت حزاب ، جمعیتها ، انجمن های سیاسی و صنفی و انجمنهای اسلامی یا اقلیت های دینی (مصوب 7/6/1360 ) هریک از مواردی همچون هر نوع اطلاعات ، مبادله اطلاعات ، تبانی و مواضعه با سفارتخانه ها ، نمایندگیها ، ارگانهای دولتی و احزاب کشور های خارجی در هر سطح و به هر صورت که به آزادی استقلال ، وحدت ملی و مصالح جمهوری اسلامی ایران مضر باشد،  دریافت هر گونه کمک مالی و تدارکاتی از بیگانگان، نقض آزادیهای مشروع دیگران، ایراد تهمت ، افترا و شایعه پراکنی،  نقض وحدت ملی و ارتکاب اعمالی چون طرح ریزی برای تجزیه کشور ،  تلاش برای ایجاد و تشدید اختلاف میان صفوف ملت با استفاده از زمینه های متنوع فرهنگی و مذهبی و نژادی موجود در جامعه ایران و نقض موازین اسلامی جمهوری اسلامی، اختفا و نگهداری و حمل اسلحه و مهمات غیر مجاز ؛ تخلفاتی است که با طی مراحل قید شده در ماده 17 این قانون، دادگاه حق انحلال احزاب خاطی را دارد.

آنچه از مفاد کیفرخواست بر می آید، بسیاری از این مفاد اینک توسط برخی احزاب رخ داده است؛ تسامح در برخورد با این احزاب ممکن است به یک تلقی غلط دامن بزند. حزب در تفکر بزرگان ما، معبد بوده است. پوشش تحرکات دشمن در این لباس و مسامحه ما ممکن است به بدبینی موجود نسبت به احزاب که میراث برخوردهای غلط گذشته است بیافزاید؛ آنچنان که اگر رسول گرامی اسلام مسجد ضرار را خراب نمی کردند، ممکن بود به قداست مسجد در افکار عمومی آسیب رسد. تخریب مسجد ضرار صیانت از مساجدی است که " از روز نخستین بر پایه تقوا بنا شده است."[3]

این تخریب در تفکر امام راحل خاص زمان رسول نیز نیست، که به تصریح در آن نامه مشهورشان به حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در تبیین حدود اختیارات ولی فقیه فرموده اند « باید عرض کنم حکومت، که شعبه‏اى از ولایت مطلقه رسول اللَّه- صلى اللَّه علیه وآله و سلم- است، یکى از احکام اولیه اسلام است؛ و مقدم بر تمام احکام فرعیه، حتى نماز و روزه و حج است... و مسجدى که ضِرار باشد، در صورتى که رفع بدون تخریب نشود، خراب کند.»[4]

بگذار آنها که سرانجام مسجد ضرار را نمی دانند، بدانند که از «جابر بن عبدالله» آورده‏اند که گفت: من مسجد ضرار را با چشم خود دیدم که پس از به آتش کشیده شدن و سوختن به ویرانه‏اى تبدیل گردیده و تنها دودى از آن بر مى‏خاست.[5]

 

 


[1] نقل با کمى تصرف از معالم التنزیل، ج4، ص239

 [2] بیانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران 28/2/1380

 [3]  آیه 108 سوره توبه می فرماید " هرگز در آن مسجد [مسجد ضرار] نماز مگزار، مسجدی که از روز نخست بر پرهیزگاری ، بنیان شده شایسته تر است که در آنجا نماز کنی در آنجا مردانی هستند که دوست دارند پاکیزه باشند ، زیرا خدا پاکیزگان را دوست دارد"

[4] صحیفه امام، ج‏20، ص: 451

[5]  تفسیر مجمع البیان، ذیل آیه 110 سوره توبه

 

 

* این مطلب در سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی

متن کامل
۱۳۸۸/٥/۱٦ - محمد مهدی اسلامی