دلنوشته ای در آستان جانان   

سال دوم دبیرستان بودم که وقتی میخواستیم با مدرسه برویم مشهد، یک مجموعه توصیه اخلاقی از قول آیت الله مجتبی تهرانی (که دبیرستان ما زیر نظر ایشان بود) برایمان خواندند. از جمله اینکه وقتی از آقا می خواهید تقاضا کنید، باید با ادب باشد. از  درب پایین وارد شوید، آن پایین بایستید و به آقا بگویید "یا ایها العزیز ! مَسَّنا و اهلنا الضُر و جِئنا ببضاعه مُزجاه و اَوفِ لَنَا الکَیل و تَصَدَّق علینا ؛ ان الله یَجزِی المتصدقین"


***

از بعد از انتخابات خیلی سرعت تحولات زیاد بود. چه تحولات عرصه کشور و چه تحولات برای خودم. خیلی نیاز داشتم که سر بر آستان مولا بگذارم. مدتی بود که به دلیل شرایط شخصیم ، وبلاگم را هم به روز نکرده بودم. آقا طلبید و الآن از نزدیک حرم وبلاگ را به روز می کنم، این بار که خدمت آقا رسیدم. یک ساعت قبل از اذان صبح 25 تیرماه، یک عیدی ویژه گرفتم. اما از صحن گوهرشاد جلوتر نرفتم. امروز که برای آن عرض ادب که حاج آقا مجتبی دستورش را آموخته بود به پایین پا مشرف شدم، قبل از آنکه عرض حال کنم عیدی را گرفته بودم. اما مگر در محضر کریم به یک عیدی می توان قناعت کرد؟

خدا کند همانطور که دلم با آن عیدی آرام گرفت ؛ کشور نیز با نظر لطف این آستان کریم  آرام بگیرد.

---

پ.ن1: حیف که مشهدم، وگرنه حتما به نمازجمعه تهران می رفتم. به نظرم حضور در نمازجمعه این هفته و پیشگری از اقدام تنش آفرینان، یکی  از آزمونهای ولایت پذیری برای ما که مدعی اطاعت از ولایت فقیه هستیم است.

پ.ن2: 19 تیر سه سالگی پسرم مرتضی تمام شد. خواستم برایش یک پست بنویسم، نشد. با این حال برخی بزرگواران برایم پیام تبریک گذاشته بودند که از همه شان سپاسگذارم

متن کامل
۱۳۸۸/٤/٢٥ - محمد مهدی اسلامی