حجاب و ايرانيان   

اي پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤ منان بگو روسري هاي بلند خود را بر خويش فرو افكنند، اين كار براي اينكه (از كنيزان و آلودگان) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است و (اگر تاكنون خطا و كوتاهي از آنها سر زده) خداوند همواره غفور و رحيم است. آیه 59 سوره مبارکه احزاب

* جایگاه حجاب در تمدن ایران

ایرانیان کهن آنگونه که از نقشهاي تخت جمشید و ديگر آثار باستاني بر می آید از دیر باز از "لباس بلند" و "روسری" استفاده می کردند. در تاریخ حکایت های بسیار از تقید زن ایرانی بر این امر آمده است؛ همچون اسارت دختران در "کسری" و مقاومتشان دربرابر تازیانه ها و کنار نزدن حجابشان تا آخرین لحظه و یا درخواست خشایارشا از همسرش که بدون حجاب در مراسم ازدواجشان شرکت کند و او هم نپذیرفت و از ملکه ی ایران بودن تا آخر عمر محروم شد.

این امر كه پس از اسلام بهينه گرديده بود، تداوم داشت تا ظهور طبقه "منور الفکر" در جامعه، که ترقی را در تقلید از غرب دید و مشروطه را به معناي تجدد خواهي  و بي‌حجابي را از مظاهر تجددخواهي قلمداد كردند و سرانجام رضاشاه كه ريشه‌دار بودن تفكر ديني و مباني ارزشي حاكم بر جامعه ايراني را مانعي جدي بر سر راه فرآيند مدرن‌سازي مي‌پنداشت، پس از تنها سفر خارجي‌اش به تركيه در 12 خرداد 1313، بيش از اندازه تحت تأثير اقدامات غرب‌گرايانه آتاتورك قرار گرفت و تغييرات عميقي نيز در روحيات و سياست‌هايش علي‌الخصوص درباره زنان و حجاب آنان بوجود آورد تا جایی که از آن پس تا پایان دیکتاتوریش حجاب ممنوع گردید.

جالب است كه اندكي پيش از اين «همفري» جاسوس معروف انگلستان در كشورهاي اسلامي در كتاب خاطرات خود به موارد متعددي از خصوصيات مسلمانان از جمله اعتقاد به مباني اسلامي، حجاب،خانواده و ... اشاره كرده و لزوم مبارزه با اين مباني و ارزشها را مورد تأكيد قرار داده است و از بي‌حجابي و برداشتن حجاب زنان و رواج بي‌بند و باري به عنوان يكي از مؤثرترين روشها در مبارزه با استقلال ملتهاي مسلمان ياد كرده است.

* انقلاب اسلامی و قانون حجاب

از نخستین روزهای انقلاب اسلامی ایران بحث قانون الزام حجاب به بحثی داغ تبدیل شده بود تا سرانجام در سومین بهار انقلاب به نتیجه رسید. از بهار 1360 كه قانون، زنان را به رعايت پوشش اسلامى فرا خواند، اجراى اين قانون فراز و نشيب‏هاى زيادى داشته است. در سال‏هاى جنگ تحميلى، شور و اشتياق دينى و انقلابى و حس نياز به وحدت در مقابل دشمن، حتى قبل از تصميم قانونگذاران، زنان مسلمان را يكپارچه و مشتاقانه به انتخاب پوشش اسلامى، نه فقط به عنوان انجام يك تكليف الهى، بلكه همچنين به عنوان پرچم دفاع از ارزش‏هاى اسلامى و فرزندان و شوهران‏شان كه در جبهه‏ها با خون خود از آن پاسدارى مى‏كردند، واداشت. پس از پايان جنگ تحميلى، و با توجه به تحولات فرهنگى و اجتماعى سال‏هاى پايانى دهه شصت شمسى و آغاز حرکت نرم دشمنان انقلاب که از فشارهای سیاسی،نظامی و اقتصادی نتیجه ای حاصل ننموده بودند به تدريج آثار تحوّل و تغيير علی الخصوص در حجاب ظاهر شد که برخورد های تند و خشن برخی که سالهای بعد داعیه اصلاح طلبی داشتند بر این آتش دمید و سرعت تغییرات را افزود.

در این میان صدا و سیمای جمهوری اسلامی که امام راحل آنرا دانشگاه می خواست و در بسیاری از فیلمها و سریالهای خود که به صورت غیر مستقیم القای مفاهیم می کند؛ نقشهای بدتر را به حجاب برتر و نقشهای برتر را به حجاب بدتر داد. زنان چادری را قشری ضعیف که همسرانی بزهکار دارند نشان داد و زنان بدحجاب را انسانهای دارای کمال؛ داستان سینمای ایران در دو دهه اخیر اسفناکتر است. کار به جایی رسیده است که صحنه هایی همچون آرایش کردن زنان (که در فرهنگ ما در برابر محرمان نیز انجام نمی گرفت) ، رقص زنان و... نیز به نمایش در می آید و بهترین نقشها را بدحجاب ترین زنان بازی می کنند.

از این دست دامن زدن به فرهنگ برهنگی در جامعه ما بسیار رخ داده است و در مقابل به جای برخورد فرهنگی یا به سکوت اکتفا نموده ایم و یا به برخوردهای فیزیکی.

* طرح مبارزه با بد حجابی

سالهاست که در آستانه فصل گرما که بهانه برای ولنگاران فراهم است ،ارگانهای قضایی و انتظامی (که ظاهرا تنها نهادهای اجرایی پایبند به آرمانهای انقلاب در این زمینه اند) با برقراری طرحهای کوتاه مدت سعی بر اصلاح بد حجابی جامعه می نمایند و در حالی در خیابان راه بر بدحجابان می بندند که رسانه های فرهنگسازمان به ترویج بدحجابی مشغولند. مگر نه آنکه در همین آخرین جشنواره ۵ سیمرغ بلورین وزارت ارشاد در زمان تصدي جناب آقای صفارهرندی به فیلمی رسید که در آن صحنه های مروج ابتذال فرهنگی بسیار است؟

ناصواب تر آنکه در اجرای طرح هایی از این دست، با رها کردن زود هنگام مراقبتها، همانند رها كردن کشی پس از كشيدن آن  عمل کرده ایم  و آستانه پوششی زنان پس از هربار رها سازی این طرح ها کوتاه تر و ناشایست تر گردیده است.

نکته دیگر آنکه در اجرای طرح هایی از اين دست كه كل جامعه را درگير مي نمايد، ابتدا باید همدلی حداکثری بین مسئولان برقرار گردد که مشاجره های آنان در منظر عموم به ناکارآمدی اینچنین طرح هایی می افزاید.

و در آخر بايد گفت نیروی انتظامی در اجرای چنین طرحی از بهترین راهکارها همچون ارشاد بهره می گیرد اما سخن اینجاست؛ ما که از ارشاد دختران در مدارس و دانشگاهها سرشکسته بیرون آمده ایم چگونه انتظار داریم با ارشاد در فضای رعب و تلخ بازداشت نتیجه ای حاصل گردد؟

لازم به تذكر مجدد است كه نگارنده معتقد شديد به ضرورت حضور حجاب در جامعه بوده و نگارش اين مقاله به منظور نگريستن به كارنامه آن بخش از نهادهايي است كه به هزار بهانه از وظيفه هاي خود شانه خالي كرده و همه بار اين عرصه فرهنگي را بر وجهه انتظامي آن استوار ساخته اند.

پیش از این هم در این باب نوشته ام و ان شاء الله باز هم خواهم نوشت.براي ديدن مقاله قبلي اينجا كليك نماييد.

متن کامل