تنها خطای موسوی نادیده گرفتن ما 24 میلیون نفر است   

پنج شنبه با محمد رضا یزدانپناه (صاحب وبلاگ بوی خاک و از جوانان روزنامه نگار جبهه مشارکت) بحث پیامکی داشتم. می گفت چرا قصاص قبل از جنایت ؟ کدام شورش؟ تمام ابزار قهریه که دست شماست.  بسیاری از دیگر دوستان نیز شماتت می کردند که چرا مرتب می گویید قصد انقلاب سبز دارند. اما از سخنان جنجالی همسر هاشمی رفسنجانی در صبح انتخابات و پای صندوق رای که گفت  اگر موسوی اعلام نشود تقلب شده و  مردم به خیابانها بریزند هم اگر بگذریم و به حساب احساسات مادرانه بگذاریم نه نظر همسر ایشان، آقای موسوی در زمانی که هنوز در برخی شعب رای گیری ادامه داشت، مصاحبه مطبوعاتی گذاشت و گفت که من پیروز انتخاباتم و مشابه آن نظر را اعلام کرد.


سال 76 وقتی در کمال ناباوری اعلام کردند خاتمی پیروز انتخابات است، ناطق و تشکل های حامیش همچون موتلفه اولین تبریک گویندگان بودند، اما امروز میرحسین موسوی در نامه ای خطاب به مراجع و نه رهبری می نویسد "انا لله و انا الیه راجعون"، او بدون آنکه ببیند اینک موتور سوار حامل پرچم ایران را حامیانش چگونه مضروب کردند، مدعی می شود "عواملی به بهانه‌های واهی با چوب و چماق و باطوم و شوک الکتریکی به جان اعضای ستادهای اینجانب و مراجعه کنندگان سرگردان و مبهوت از این وضعیت افتاده‌اند، در حالی که امیدی به کارایی قوه قضاییه محترم نمی‌رود"

این است تن دادن به رای مردم؟ این است آن دموکراسی که این همه سال آن را در کوی و برزن فریاد می زدید؟

جالب است که کروبی همه افراد مجرم، از کرباسچی و عبدی و ... را از یک سو و تمام حیثیت روشنفکران همچون سروش را به بازی گرفت و حتی منتظری نیز در دقیقه نود از او حمایت کرد، شعار تغییر قانون اساسی که یاران خاتمی آنرا نجوا می کردند، را فریاد زد. تیتر "اعدام کودکان را متوقف کنید" انتخاب کرد و باز هم  ماحصل این همه سیاه نمایی علیه نظام را نتوانست به کسری از رای دور قبل برساند. او اینک مدعی است که اعضای ستاد من بیشتر از آرایم می باشد، بی آنکه ببیند معاون اولش نیز به او رای نداده است.

میرحسین نیز به نیکی می داند بسیاری از آرای او، از متدینین است، از بچه های جنگ و کسانی است که نام او برایشان تنها یک نوستالژی از دوران امام بوده است؛ کسانی که قطعا برای تمامیت خواهی او در برابر نظام نخواهند ایستاد. با این وصف نمی دانم او به چه دل خوش کرده است. آیا با فراخوان مردم به خیابانها، می تواند در برابر حامیان 24 میلیونی منتخب مردم بیاستد؟ دیده بودم یک جوان متظاهر به غرب و حامی میرحسین، حدیثی را در دست داشت که " مومن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود" مگر آقای موسوی یادش رفته است هیاهوی 18 تیر را؟ مگر مردم  خود پاسخ ندادند که اینک به تکرار آن بازی دل خوش کرده اند؟ می دانم، مشکل از جای دیگری است. آنقدر در کتابهای دانشگاهی ما دروس غربی آموخته اند، که تحلیل کردن نیز برای برخی تنها در فرمولهای غربی ممکن است، اما موسوی کاش بداند اینجا ایران است، دیار دلیرمردانی که تن به ذل یک تمامیت خواه نخواهند داد.

آرزویم بود که تحلیلهایم غلط باشد. کاش با یک تبریک ساده و پذیرش واقعیت، موسوی اثبات می کرد که همه تحلیلهای ما غلط بوده است و او قصد ندارد پیاده نظام دشمنان نظام باشد. ثابت می کرد که دوستانش راست می گویند که ناتوی فرهنگی دروغ است و ما توهم توطئه داریم. به باور می رساندمان که او هنوز نخست وزیر امام است، امامی که به خاطر مصلحت کشور ناگزیر شد بر خلاف وعده اش عمل کند و او را بر رییس جمهور وقت بقبولاند.

اما این آرزوها به باد رفت و او اینک پرچم انقلاب مخملین به دست گرفته است. تنها خطایش نادیده گرفتن ماست، مایی که برای مصلحت نظام به احمدی نژاد رای دادیم، مایی که جمعمان در تاریخ کشور بی سابقه است. ما که اینک نخواهیم گذاشت رای مان نابود شود و در این مسیر تنها چشم به دهان رهبرمان دوخته ایم تا چه حکم نماید.

متن کامل
۱۳۸۸/۳/٢۳ - محمد مهدی اسلامی