نگاهی به سخنان و تعاملات هاشمی با رهبری در سالهای اخیر   

سال 1383، در شرایطی که گروه های مختلف در تلاش برای برگزیدن نامزد مناسب برای نهمین انتخابات ریاست جمهوری بودند، جامعه اسلامی دانشجویان نیز اعلام کرد قصد دارد برای رایزنی و گفتگو پیرامون انتخابات ریاست جمهوری با اکبر هاشمی رفسنجانی، علی اکبر ولایتی، علی لاریجانی، احمد توکلی و محمود احمدی نژاد به عنوان کاندیداهای احتمالی ریاست جمهوری دیدار ‌کند و ضمن طرح  دغدغه های مردم، از برنامه های آنها نیز مطلع گردد. یکی از خبرسازترین این دیدارها ساعت 16 چهارشنبه، دوم دیماه 1383 در کاخ مرمر با هاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و نائب رییس وقت مجلس خبرگان رهبری بود. در آن دیدار که چهره هایی همچون ابراهیم شمشیری، امیرحسین خلیلی، مجتبی سلطانی و علیرضا شفا حضور داشتند؛ هاشمی رفسنجانی با بیان برخی نکات تاریخی به انتخاب رهبری در سال 1368 اشاره کرد، اینکه یکی از مباحث مطروحه انتخاب "شورای رهبری" بوده است که رای نیاورده اما هنوز منتفی نیست و خاطر نشان کرد که از انتخاب آن روز پشیمان نیستیم. او اما در میان سخنان خود از پیچیده شدن شرایط کشور نیز سخن گفت. بعد از آن دیدار بود که برخی از اعضای جامعه اسلامی دانشجویان چنین برداشت کردند که هاشمی در طرح بحث "شورای رهبری" تعمد داشته است. حتی این خبر گویا در بخش اخبار ویژه برخی رسانه ها نیز انعکاس یافت که از آن مسیر به شب  نامه های انتخاباتی راه پیدا کرد. بسیاری معتقد بودند که این طرح بحث با یکی از ولایی ترین تشکلهای جوان، نوعی بررسی واکنش های جامعه را در نظر داشته است.


هاشمی که با علام تردیدهای مکرر، و با بیان اینکه اگر چهره توانمندی بیاید، نخواهد آمد؛ به رغم تذکر رهبری که فرمودند " چهره‌ى جوان کشور اقتضاء مى‌کند که یک نشاط خوب و قوى و جوانانه در کل دستگاه اجرایى وجود داشته باشد. نگاه کنید ببینید واقعا چه کسى طرفدار انقلاب و طرفدار دین و طرفدار عدالت و طرفدار عدم تبعیض بین فقیر و غنى است؛ چه کسى کفایت و دنبالگیرى و نشاط لازم را دارد؛ چنین کسى را پیدا کنید." باز پا به عرصه انتخابات ریاست جمهوری گذاشت.

انتخابات 1384 اما به مصافی تبدیل شد که هاشمی به خوبی به میزان پایگاه اجتماعی خود، حتی در صورت تبدیل کردن فضای رقابت به دیو و دلبر پی برد. انتخاباتی که با حمایت اغلب گروه های عمده کشور از جناح های متضاد و حتی کسانی که تا دیروز بر علیه او مقاله ها منتشر و شعر سروده بودند، و با ترسیم چهره ای سیاه از روزگار ایران در صورت پیروزی رقیب هاشمی نیز نتوانست بیش از 10 میلیون رای بدست آورد و شکست را متحمل گشت. او پس از این انتخابات در پیامی نوشت "بنا ندارم که در مورد انتخابات، شکایت به داورانی که نشان دادند نمی‌خواهند یا نمی‌توانند کاری بکنند، ببرم و شکایت خود را فقط همانند مورد قبل در دادگاه عدل الهی مطرح می‌کنم، خدایی که با توکل بر او و برای جلب رضایتش به صحنه آمدم و با او معامله کردم و می‌دانم در انتقام الهی اگر کسی معاقب شود، قطعا مردم، انقلاب اسلامی و ایران نخواهند بود و فقط مجرمان واقعی مجازات می‌شوند."

این لحن همچنان یکی از جدی ترین لحن های "اپوزسیون مانند" هاشمی در سالهای گذشته بوده است. با این حال رهبر انقلاب به تصریح از هاشمی دلجویی کردند و فرمودند " تعدادی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری مورد تخریب قرار گرفتند، تخریب های غیرمنصفانه و ناجوانمردانه؛ حتی شخصیت موجّهی مثل آقای هاشمی رفسنجانی که شخصیت محترم و باسابقه ای است، از دم این تخریب ها در امان نماند! این حادثة بدی بود. رحمت الهی را نباید با اینگونه کارها آلوده کرد؛ با این که ما تأکید کرده بودیم، امروز چون گذشته است، من نصیحت میکنم؛ اما مسئولان قضایی و غیر قضایی، غیر از نصیحت، وظایف دیگر هم دارند؛ آن ها عوامل این تخریب‌ها را تعقیب کنند و آن ها را پیدا کنند."

با این حال مدتی طول نکشید که او اینبار به صورت علنی بحث شورای رهبری را در اجتماع روحانیون شهر ری مطرح کرد. او در 16 آذرماه 1385 با تاکید بر این که «صحبت‌‏هایش انتخاباتی نیست و قصد دارد از این اجتماع برای بیان اهداف بزرگتری استفاده کند» با اشاره به ساختار ولایت فقیه، گفت: بنده احساس می‌‏کنم، دشمن با ریشه استکباری خود البته نه در مسائل کوچک داخلی، کودتای خزنده‌‌‏ای را آغاز کرده و به فکر این است که جوامع اسلامی، به خصوص جوامع شیعی را از ساختار ولایت فقیه که پشتوانه‌‏ای عظیم دارد، محروم کند.

او سپس به مشروح مذاکرات مجلس خبرگان رهبری در سال 68 برای تعیین ولی‌‏فقیه اشاره کرد و گفت: در همان موقع بحث بر سر این بود که ولایت فقیه بر عهده یک فرد باشد یا یک شورا. طبق اصول قانون اساسی برای ما مشکل بود که یک فرد را برای این امر مهم انتخاب کنیم یا یک شورا را، که رهنمودهای امام (ره) برای ما راهگشا شد.  در آن زمان ما حتی اعضای شورای رهبری را هم مشخص کردیم که بر اساس آن، آیت‌‏الله مشکینی، مقام معظم رهبری و آیت‌‏الله موسوی اردبیلی سه عضو این شورا بودند. عده‌‏ای طرفدار فرد بودند و عده‌‏ای شورای رهبری را ترجیح می‌‏دادند. در آن زمان مهمترین مخالفت با رهبری یک فرد را، خود مقام معظم رهبری داشتند. بنده نیز رهبری فرد را نقد کردم.  در نهایت در مجلس خبرگان رهبری رأی‌‏گیری کردیم و بر این اساس، 45 نفر به رهبری فرد و بیش از بیست نفر نیز به شورای رهبری رأی دادند. بنابراین قرار شد که یک فرد به عنوان ولی‌‏فقیه انتخاب شود، عده‌‏ای آیت‌‏الله گلپایگانی و عده‌‏ای آیت‌‏الله خامنه‌‏ای را مطرح کردند، اما در نهایت آیت‌‏الله خامنه‌‏ای با کسب دو سوم آراء رهبر انقلاب اسلامی شدند.

البته این در حالی است که پیش ازاین تعداد آرای مقام معظم رهبری در مجلس آن زمان 61 رای اعلام شده بود که با مقایسه با مجموع آرای اعلام شده توسط هاشمی (65 رای)  بسیار  بیش از دو سوم است.

او که کاندیدای چهارمین دوره مجلس خبرگان رهبری بود، با اشاره به اینکه بر پایه عقل، شرع و مصلحت، ایجاد ساختاری برای ولایت فقیه راه درستی است، گفت: این از افتخارات انقلاب اسلامی است که ساختار انتخاب ولایت را کم‌‏هزینه و فایده‌‏بخش ایجاد کرده است.

فعالیت های او البته از چشم علما پوشیده نبود. چنانکه آیت الله علم ‌الهدی با بیان اینکه "نظارت خبرگان بر استمرار شرایط رهبری است نه نظارت بر عملکرد رهبر" تصریح کرد: "رهبری ولی‌امر مسلمین است و همه مراجع اعضای خبرگان نیز باید از وی تبعیت کنند." ظاهرا سخنان امام جمعه مشهد در پاسخ به این تیتر روزنامه کارگزاران بود که در روز شنبه ۱۸ تیرماه ۸۵ تیتر اول خود را از سخنان هاشمی چنین برگزیده بود "آیت الله هاشمی رفسنجانی: مهمترین کار خبرگان نظارت بر عملکرد رهبری است "

سرانجام او در در زمستان 1386 در انتخابات خبرگان با حمایت تمام قد پیروان رهبری که خبر از نظر ایشان در حضور هاشمی در خبرگان داشتند، بار دیگر به آن مجلس راه یافت؛ مجلسی که اندکی پس از این انتخابات از حضور رییس خود محروم شد. با ارتحال آیت الله مشکینی مجلس خبرگان در اولین جلسه انتخاب رییس را در دستور قرار داد. هاشمی رفسنجانی پیش از انتخاب شدن به عنوان رئیس مجلس خبرگان رهبری ، طی سخنانی در افتتاحیه این اجلاس گفت " با توجه به این که در نظام ما مشروعیت با ولی فقیه است، به طور طبیعی خبرگان رهبری جزو مهمترین ارکان کشور است; چون صلاحیت تداوم کار رهبری و شهادت بر ادامه شرایط رهبری برعهده  این مجلس قرار دارد."

او سپس با بیان اینکه "یکی از مباحث مطرح درجامعه و برخی از دوستان در مجلس خبرگان این است که فکر می کنند، مجلس خبرگان رهبری کمتر مورد استفاده قرار می گیرند"و با تاکید بر این که "مجلس خبرگان می تواند وظایف مهم عملی نیز داشته باشد" افزود: مثلا برخی از مسایلی که مقام معظم رهبری درباره سیاست های کلی و اصل 44 قانون اساسی تصویب کردند، و مسوولیت آن را برعهده  نهادهایی مانند مجمع تشخیص مصلحت نظام گذاشتند، مجلس خبرگان می تواند از آن ها در رابطه با وظایف شان توضیح بخواهد.

این سخنان و گفته هاشمی رفسنجانی که "خبرگان رهبری می تواند فعال تر شود" مورد تحلیل و تاویل های مختلفی از سوی رسانه ها قرار گرفت. همچنین او در مقام رییس مجلس خبرگان در بخشی از سخنان خود در همایش "اجتهاد در دوره معاصر" که دیماه در تالار علامه امینی دانشگاه تهران برگزار شد گفته بود که اگر فقه تخصصی را بپذیریم باید تقلید تخصصی را هم بپذیریم و این‌گونه لازم نیست کسی در همه امور از یک نفر تقلید کند. وی همچنین گفته بود که اگر به عقل و خواست قرآن در اجتهاد توجه شود، به تخصص در رشته‌های مختلف فقهی بها داده شود، بحث‌های فقه مقارن را جدی بگیریم، تقلید را تخصصی کنیم، "شورای فقهی" حداقل برای مسائل عمده‌ مدیریت کشور تشکیل شود و علمای اهل تسنن و تشیع در دانشگاه‌ها با هم همراهی کنند، آنگاه می‌توان به وحدت جهان اسلام امید داشت و برای اداره جهان به ظرفیت اسلام اتکا کرد. اما مهمترین بخش صحبت های رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام وقتی بود که گفت: نمی توان جامعه ای را که تحت عنوان اسلام اداره می شود، با برخی روایاتی مدیریت کرد که هزار و چند سال پیش در آن شرایط بدون اجتهاد، بدون توجه به عقل و بی توجه به مصالح و مفاسد، نقل شده است. این سخنان واکنش های بسیاری را برانگیخت.

هاشمی در سالهای گذشته بارها اختلاف نظر خود با رهبری را پنهان نکرد.  در حالی هاشمی مردادماه سال گذشته برای التهاب آفرینی در کشور دم از شرایط ویژه می‌زد که رهبری در پاسخ به موج ایجاد شده که با استقبال خوب رسانه‌های مخالف دولت مواجه ش،د فرمودند:«حساس بودن شرایط کشور و نشانه‌های آن بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همواره وجود داشته و این مساله به معنای وجود خطر و بحران نیست» او همچنین در حالی که رهبری  بارها بر سلامت انتخابات تاکید کردند، بارها بر خلاف نظر رهبری سخن گفت. او که در سخنانش در اولین خطبه های سال جدید، به تشکیک در سلامت انتخابات به کنایه پرداخته بود، سپس با اشاره به اینکه "رهبر معظم انقلاب در این سخنان خود به شایعات پایان داده و فرمودند من از هیچکس در انتخابات قانونی حمایت نمی‌کنم و تنها یک رای دارم که آن را نیز به صندوق خواهم انداخت" افزود " بنابراین نباید به حساب ایشان گذاشته شود که از فردی حمایت می‌کند و یا از فردی حمایت نمی‌کند و اگر بر طبق قانون صلاحیت فردی تایید شد او وارد رقابت می‌شود.  با این صراحت مقام معظم رهبری دیگر جای نگرانی نیست و وظیفه احزاب و نخبگان و رسانه‌ها و مردم این است که یک انتخابات پرشور و پشتوانه عظیم مردمی را تدارک ببینند." این سخنان را به سختی می توان به نیکویی تعبیر کرد. سرانجام در میانه اردیبهشت ماه، رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعى از معلمان، پرستاران و کارگران، تصریح فرمودند که " یکى از دشمنى‏ها همین است که این پدیده‏ى باارزشِ تأثیر حضور مردم و نقش‏آفرینى مردم در اداره‏ى کشور و مدیریت کشور را در تبلیغات خودشان نفى کنند یا ندیده بگیرند یا انکار کنند. بارها و بارها در اظهارات صریحشان، در اظهارات کنایه‏آمیزشان، در انتخابات کشورمان خدشه کردند. نه؛ انتخابات کشور ما از انتخابات اکثر این کشورهاى مدعى دمکراسى، هم آزادتر است، هم پرشورتر است، هم انگیزه‏ى مردم در این انتخابات بیشتر است. انتخابات پرشور، انتخابات خوب، سالم. دشمن خدشه میکند. از دشمن انتظارى هم جز دشمنى نیست؛ چه انتظارى هست؟ بى‏توقعى از دوستان است. بى‏توقعى از کسانى است که جزو این ملتند؛ واقعیات را دارند مى‏بینند؛ مى‏بینند که این انتخابات چگونه سالم و متقن انجام میگیرد، در عین حال، همان حرفى را که دشمن میزند، اینها هم میزنند! من انتظارم این است: کسانى که با ملت ایرانند، جزو ملت ایرانند، توقع دارند ملت ایران به آنها توجه کنند، اینها دیگر علیه ملت ایران حرف نزنند و انتخابات ملت ایران را زیر سؤال نبرند. مردم باید اطمینان داشته باشند که همان رایی که می‌دهند اثر خود را می‌گذارد."

اما هاشمی در پایان اردیبهشت در گفت‌وگو با ویژه‌نامه انتخاباتی روزنامه همشهری بار دیگر در پاسخ به این سوال که " اخیر در اکثر سخنرانی‌ها، نسبت به سلامت انتخابات هشدار می‌دهید. این هشدارهای متوالی نشان از وجود یک نگرانی در پس نگاه حضرت‌عالی است. بعضی‌ها می‌گویند شاید عقبه این هشدارها به حوادث انتخابات نهم ریاست جمهوری برمی‌گردد. آیا این‌گونه است؟ یا به خاطر مسایل دیگر می‌باشد؟ " گفت "حوادث سال 1384 در هشدارهای من بی تاثیر نیستند. چون دیدم کسانی که خود را قیّم مردم می‌دانند، در انتخابات دخالت کردند که بحث دیگری است و من هم به خاطر مصالح انقلاب به خداوند واگذارکردم و در بیانیه‌ام گفتم که خدا می‌داند چگونه عمل کند که آسیبی به مردم نرسد و مقصّران آسیب ببینند. اما هشدارهای اخیر من دلایل مختلف دارد. در طول این سی سال همیشه در آستانه هر انتخاباتی این حرفها را می‌زنم. "

اما سرانجام او به تاکید های رهبری تن داد و در در مراسم سالگرد شب رحلت امام اذعان کرد "زمزمه‌هایی که شنیده می‌شود از صندوق چه کسی بیرون می‌آید حرف ضد انقلاب است و این حرفها از همان حرفهای ضدانقلابی است که می‌‌خواهند مردم را مأیوس کنند."

این موارد تنها چند شاهد مثال بود، در حالی که در طی این سالها اما بارها هاشمی سخنانی گفت که خود را هم عرض رهبری قرار می داد. مشهور ترین آنها مصاحبه با زادسر بود. آنجا که گفت "روابط من با آیت‌الله خامنه‌ای، هم عاطفی است و هم معرفتی و هم سیاسی و هم کاری.  معرفتی است زیرا عمیقاً همدیگر را می شناسیم، خلقیات، عادات، روحیات و افکار هر یک از ما برای دیگری روشن و بسیار نزدیک است و بدین جهت است که حقیقتاً عاطفی است.  سیاسی است زیرا من و آقای خامنه‌ای عمده عمر خود را با همکاری سیاسی گذرانیده‌ایم و با سیاست عجین شده‌ایم.  کاری است چون‌که در طول نیم‌ قرن گذشته، آقای خامنه‌ای و من، در حقیقت لازم و ملزوم هم و مکمل یکدیگریم، در طول مبارزه، تمام کارهای (حداقل پنجاه و چند سال عمر) من و ایشان، در راستای سروسامان دادن به امور انقلاب اسلامی، اداره‌ کشور، و رتق و فتق مشکلات سخت روزگار دفاع مقدس ملت شجاع و مسلمان ایران، بوده و هست. "

در نهایت با قدری تخفیف می گوید " من و رهبری، در موارد اختلافی، با یکدیگر بحث می‌کنیم تا یکی از ما دو نفر مجاب بشود. اگر من قانع شدم که تکلیف روشن است، اگر مقام معظم رهبری ادله و توجیهات مرا پذیرفتند، خوب مطابق تکلیف خود عمل می‌کند، اما اگر هیچکدام از ما نظرات دیگری را نپذیرفتند و از براهین و توضیحات ارائه شده متقاعد نشدند، چه باید کرد؟، این موضوع را با آقا به مباحثه گذاشتیم و سرانجام با دلیلی که می‌گویم، بنده خود را مکلف دیده و می‌بینم که از نظرات و اوامر ولی امر، تمکین و تبعیت کنم، و آن دلیل این است که ایشان در فرض عدم قناعت، حجت شرعی در پذیرفتن نظرات مرا ندارند، ولیکن من جهت عمل به نظرات و تصمیمات متخذه از سوی ایشان به عنوان رهبری، عندالله حجت شرعی و قانونی دارم. "

اما او در ادامه نکته ای می گوید که از معین کردن تکلیف واجب برای رهبری خبر می دهد " بنده بنا به دلایل محکمی که داشتم، با نامزد شدن خودم برای مجلس خبرگان رهبری، مخالف بودم، مقام معظم رهبری از من توضیح خواست و دلایل مرا نپذیرفت و به من امر کردند که باید ثبت نام کنید، و اضافه کردند که نام نویسی شما در انتخابات مجلس خبرگان یک تکلیف الهی است و واجب، گفتم من که بر خودم واجب نمی‌دانم، شما که واجب می‌دانید، تهیه‌ی مقدمات آن نیز بر شما واجب است. مقدمات مورد نظر را گفتم که ایشان پذیرفتند و عملی کردند و من هم نامزد شدم. "

او در جای دیگر نیز می گوید "بنا بر دلایل متعدد سیاسی، اقتصادی، مدیریتی، به عملکرد دولت نهم انتقاد دارم به جز در مورد تخلف از سیاست‌های کلی که نظارت بر آن از وظایف مجمع است، سکوت کرده‌ام تا با نظرات علنی مقام معظم رهبری، مخالفتی انجام نگیرد. .. من اینجوری خودم را راضی و قانع می‌کنم که رهبر معظم انقلاب اسلامی، تحلیلی را از اوضاع دارند که تشخیصشان این است که اگر از دولت دفاع و پشتیبانی نکنند، ممکن است دولت برای ادامه‌ی کار با مشکل جدی مواجه شود و در شرایط فعلی این به صلاح نیست. .. موضع من در حق دولت نهم همان سکوت من است و فکر نمی‌کنم که رهبر معظم انقلاب در این زمینه چیز بیشتری از من بخواهد، زیرا ایرادات و انتقادات مرا به این دولت در ابعاد گوناگون، مستحضر می‌باشند. "

اما پس از این مصاحبه نیز از همچون گذشته که ابرهای سیاه را در آسمان کشور گزارش داده بود، به سیاه نمایی ادامه داد. او حتی در سخنانش در ماه جاری خود نیز دولت را بارها مورد کنایه و طعن قرار داد. او که سالهای قبل اعلام کرده بود که "ما اسلام و فقه و نظر ولایت فقیه را بر همه چیز مقدم می‌داریم" و اخیرا نیز این سخن را در سایت خود بازنشر کرده است، در طی این چهار سال هیچگاه حاضر نشد به دنبال حمایت از رهبری از دولت، حداقل حملات خود را متوقف کند.

سرانجام او در یکم خردادماه ۸۸ سخنی گفت که برخی تحلیل کردند که مصداق "کلمة حق یراد بها الباطل" است. او در خطبه های نماز جمعه گفت "اگر مردم نباشند این فقیه چگونه می تواند کار بکند. اگر اراده مردم نباشد مگر می شود حکومت تشکیل داد. مگر می شود کاری کرد. بعلاوه مگر همین فقیه در قانون اساسی ما بدون اراده مردم نصب شده است . مردم خبرگان را انتخاب کردند و خبرگان رهبری را. بگذریم از شخص امام که خودشان همه چیز انقلاب بودند و با مردم و بدون رای دیگران آمدند فقط با اراده مردم."

این سخنان او را اینک اگر در کنار نامه اخیر وی بگذاریم، نمایانگر مسیر کامل حرکت هاشمی در سالهای اخیر است، "با این همه بر فرض اینکه اینجانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بی‌شک بخشی از مردم و احزاب‌ و جریان‌ها این وضع را بیش از این بر نمی‌تابند و آتش‌فشانی‌هایی که ازدرون سینه‌های سوزان تغذیه می‌شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه‌های آن در اجتماعات انتخاباتی در میدان‌ها، خیابان‌ها و دانشگاه‌ها مشاهده می‌کنیم... از جنابعالی با توجه به مقام و مسؤولیت و شخصیت‌تان انتظار است برای حل این مشکل و برای رفع فتنه‌های خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم‌اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هر گونه که صلاح می‌دانید اقدام مؤثری بنمایید و مانع شعله‌ورتر شدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوید. " نامه ای که با ذکر برخی خاطرات گذشته و با امضای " دوست، همراه و هم‌سنگر دیروز، امروز و فردایتان" بار دیگر تلاش نموده خود را هم وزن رهبری نشان دهد. نامه ای که یقینا هیچ ارتباطی با تهدیدهای اخیر به انقلاب سبز ندارد.

متن کامل
۱۳۸۸/۳/٢٠ - محمد مهدی اسلامی