چه کسانی چادر به سر قصد فرار از کشور را دارند؟   

ما در ایران بارها شاهد فرار خائنین بوده ایم. شاید اولین موج فرار پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود که مفسدان اقتصادی دربار پهلوی در فرار خود و سرمایه هایشان، از دیگران پیشتاز گشتند.


 پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی نیز، در حالی که به تازگی سلطنت طلبان بسیاری به لس آنجلس و ... فرار کرده بودند، فرار بنی صدر و مسعود رجوی و هوادارانشان با افشای ماهیت واقعیشان در روزهای پر حادثه تابستان 1360 رخ داد. موجی که سرانجام با قرار گرفتن منافقین در کنار صدام، در اوج دوران جنگ تحمیلی بیش از پیش حقیقت ایران ستیزانه آنها را برملا ساخت.

موج بعدی اما با شکست ماموریت روزنامه های زنجیره ای آغاز شد و با انتخابات 1384 به کمال رسید. روزنامه نگاران داعیه دار اصلاح طلبی که روزگاری از گفته بزرگانی که از چمدانهای دلار سرازیر شده به روزنامه هایشان خبر می دادند، عصبانی بودند؛ اینک در آمریکا و اروپا پناهندگی سیاسی گرفته و در غم روزهایی که تلاش می کردند تا خاتمی را بمثابه یک گورباچف برای انقلاب ایران تعبیر کنند، در ماتم بودند. اما این گروه منحصر به روزنامه نگاران نبود و برخی موثرین رده بالا در حرکت براندازانه افراطیون نیز در میان آنها بودند، امثال محسن سازگارا ( معاون دیروز بهزاد نبوی و مفسر امروز صدای آمریکا) فطمه حقیقت جو و پیرموذن (نمایندگان موثر در تحصن مجلس ششم) افشاری و طبرزدی (از فعالین غائله 18 تیر) و ...

اما گویا اینک موج چهارمی در راه است. آن گونه که خبرگزاری ها منتشر کردند، عیسی کلانتری یکی از چهره های فعال در ستاد سبزپوشان، در تالار ماهان هشترود در سخنان خود، ضمن بیان تهمت‌های فراوان به رییس جمهور و دولت نهم گفته است: اگر ‪ ۱۳میلیون آذری رای دهند ، موسوی رییس جمهور است و در غیر این صورت باید چادر به سر کرده و از ایران فرار کنیم.

یکی از روزنامه ها نیز نوشت که بهزاد نبوی اخیراً در بین جمعی از اعضای این سازمان و برخی همکاران سابقش در نخست‌وزیری (همکاران سابق سازگارا) اعلام کرده که احتمالاً پس از انتخابات از کشور خارج خواهد شد. بر اساس این خبر، او توضیح داده که "یک پسرم در اسکاتلند و فرزند دیگرم در کاناداست، همسرم هم در آستانه خارج شدن از کشور است؛ اگر در انتخابات احمدی‌نژاد پیروز شود، من نیز از کشور می‌روم. "

هرچند این زمزمه ها به این دو نفر محدود نیست، اما آنها شاخص ترین ها در این عرصه اند. این سخنان بر اساس چه تشویشی بیان می شود؟ نگرانی آنها از چیست؟ شاید با نگاهی به سوابق این افراد بتوان علت آن را فهمید.

آقای کلانتری آنگونه که خود اظهار کرده، در انتخابات مجلس هشتم نامزد نمایندگی مجلس گردیده و به دلیل واگذاری زمین به قیمت ارزان تر از سوی سازمان امور اراضی در استان زنجان در سال 1373 ، واگذاری زمین به یکی از آشنایان و دادن تغییر کاربری به آن، تبانی در معاملات دولتی ، استفاده از هواپیمای اختصاصی در مسافرت به مناطق کشور در دوران وزارت و ... رد صلاحیت گشته است. هرچند او خود این اتهامات را رد کرده است.

بهزاد نبوی هم که به جهت حضور در راس ستاد اقتصادی در دوران ارز چند نرخی، وزارت صنایع سنگین و مدیرعاملی و عضویت در هیأت مدیره پتروپارس و ... همچنین نقش جدی او در شکل گیری بسیاری از دیگر شرکت های شبه خصوصی همچون شرکت صدرا  و  شرکت شستا همواره یکی از اصلی ترین موضوعات در شایعات موجود در عرصه مفاسد اقتصادی بوده است، تا آنجا که صلاحیت او نیز بارها از سوی شورای نگهبان رد گشت تا سرانجام با حکم حکومتی جواز حضور در مجلس ششم یافت. پرونده پتروپارس به عنوان یکی از اخیرترین آنها بیش از دیگر پرونده ها در اذهان جاری است. پرونده ای که آیت الله جنتی در دهه فجر 1380 در مدرسه فیضیه آنرا پیچیده تر از پرونده شهرام جزایری دانسته بود و محمد نعیمى پور رئیس فراکسیون مشارکت در مجلس ششم در مصاحبه ای که در روزنامه های 29 فروردین 1381 به چاپ رسید، با اشاره به احضار نبوى به دادگاه و تشبیه نبوى به یک ماموت با استخوان‏هاى درشت، گفته بود "پرونده پتروپارس لقمه گلوگیرى است که از هر گلویى پایین نمى‏رود."

پرونده ای که آن روزها حواشی زیادی داشت و حتی یکی از روزنامه ها از وجود یک شرکت خدمات کامپیوترى توسط یک نماینده مجلس! به همراه 4 نفر از اعضاى خانواده‏اش - همسر، پسر، عروس و دخترش -  خبر داده بود که کلیه خرید و فروش رایانه‏اى پتروپارس از طریق این شرکت انجام مى‏گرفت.

هرچند آن پرونده با طرح در جلسه سران سه قوه در اردیبهشت 81 و حتی ذکر نام بهزاد نبوی راه به جایی نبرد.

اینک اما به نظر می رسد شرایط متفاوت با گذشته است، احمدی نژاد که در چهار سال گذشته تلاشهای بسیاری برای مبارزه با مفاسد اقتصادی کرده بود، در برنامه تبلیغاتی خود اثبات کرده است که در چهار سال دوم آن را با توان بیشتری پی خواهد گرفت. نیکوتر آنکه با گذشت سالها از فرمان ده ماده ای رهبری و عدم اجرای مطلوب آن، انتساب فردی با ماموریت قطع ید از مفسدان اقتصادی در راس قوه قضائیه بسیار محتمل است. با این وصف آنهایی که در حال کار اقتصادی با پشتوانه هایی هستند که مملو از ابهام است، آیا نباید که به فکر فرار از کشور بیافتند؟

متن کامل
۱۳۸۸/۳/۱٩ - محمد مهدی اسلامی