تبلیغات مردمی، باطل سحر جنگ روانی اصلاح طلبان   

حکایت معروفی است حکایت مسابقه خرگوش و لاک پشت. حکایتی که اگرچه برای ما بدیهی است، اما بارها تکرار آن را در جامعه مشاهده می کنیم. این تفکر که دکتر احمدی نژاد نیاز به هیچ تبلیغی ندارد، تفکری رایج و پذیرفته شده در جامعه بود. شاید از همین رو نیز بسیاری از دوستداران ایشان به کنار نشسته اند. غافل از آنکه جو تبلیغاتی و هیاهوها گاه می تواند روند انتخابات را کاملا به رویه ای غیرقابل انتظار بکشاند.


اینک تمام نظرسنجی های معتبر از شرایط مطلوب نامزد اصولگرایان در افکار عمومی خبر می دهد. اما سستی حامیان وی در بروز این حمایت، سبب گردیده که ظاهر برخی از کلان شهرها که رقیبان از شرایط بهتری از شهرهای کوچک در آن برخوردارند، به شکل غیرمنتظره ای جلوه کند.

اگر به برخی میادین بزرگ تهران مراجعه کنید، دیدن پرچم سبزی بر یک ماشین در میان ده ها ماشین آنچنان به چشم می نشیند که ممکن است این تصور را ایجاد نماید که فضای شهر به نفع مهندس موسوی تغییر کرده است. این بی شک حاصل تدبیر متخصصین جنگ روانی حاضر در آن ستاد است. ستادی که از سازمان مجاهدین انقلاب تا نهضت آزادی را پوشش می دهد. آنها توانسته اند با یک ابتکار، جمعیت محدود هواداران خود را در میان جمعیت چنان جلوه دهند، که یک فضای افکار عمومی کاملا همراه برایشان را تلقین کند. در این فضا بی شک بر جرات حامیان افزوده شده و از انتقاد منتقدین کاسته خواهد شد و شرایط را برای نقطه مطلوب آنها که راه یابی به مرحله دوم است، در دسترس تر می نمایاند.

در چنین فضایی، آنچه کمبودش محسوس است؛ نه پرچمی با رنگی دیگر برای احمدی نژاد است و نه پوسترهای عکس رنگی و ... حامیان احمدی نژاد اگر بخواهند حضور خود را به رقیب نشان دهند، بیش از هر چیز نیاز به پیروی از الگوی خود دارند. تبلیغاتی با شکل و ظاهری کاملا مردمی و نه با پشتوانه های مالی کلان.

یادآوری جملات آرزوهای شهید رجایی در آستانه انتخابات سال 1360، خالی از لطف نیست. رجایی به‌ اعتقادی‌ به‌ نحوه‌ی‌ تبلیغات انتخاباتی مرسوم‌ در جوامع غربی و شرقی‌ نداشت‌ و دست‌ به‌ چنین‌ کاری‌ نیزنزد. او می‌گفت‌: «من‌ معتقدم‌ که‌ این‌گونه‌ تبلیغاتی‌ که‌ برای‌ کاندیداها می‌شود، تبلیغات‌ناشی‌ از نظام‌ سرمایه‌داری‌ است.» و او آرزو داشت‌ که‌ روزی‌ فرا برسد که‌ تبلیغات‌انتخاباتی‌ نیز مردمی‌ بشود. آنگاه که برای احمدی نژاد، شعار رجایی گونه داده می شود، شاید بتوان یکی از مظاهرش را همین تبلیغات مردمیش در سال 1384 دانست. چیزی که امروز هنوز با آن شدت مورد نیاز به چشم نمی آید.

کار سختی نیست برای یک حامی او - که ممکن است انتقادهایی نیز بر برخی عملکرد او داشته باشد-  که با نوشتن یک جمله حمایتی از احمدی نژاد بر روی یک برگه کاغذ، و نصب آن بر شیشه خودرو، دیوار مغازه یا منزلش و یا حتی نصب بر تابلوهای مربوطه در دانشگاه ها و ادارات، یکسویه بودن فضای تبلیغات انتخاباتی را باطل نماید

متن کامل
۱۳۸۸/۳/۱٠ - محمد مهدی اسلامی