چرا احمدی نژاد؟ چرا همینک؟   

پس از انتخاب دکتر احمدی نژاد به عنوان نامزد نهایی مورد حمایت اصولگرایان برخی نکات در محافل سیاسی پیرامون این انتخاب مطرح می گردد. نخستین سوال که بسیاری از رسانه ها آن را دنبال نمودند، این بود که چرا "محمود احمدی نژاد"؟ مگر بسیاری از همین اصولگرایان در مقاطع مختلف به انتقاد از او نپرداخته بودند؟


بی شک حمایت از یک نامزد در انتخابات به معنای تایید همه عملکرد گذشته او نیست. این انتخاب یک گزینش نسبی میان گزینه های موجود است و به معنی صالح تر دانستن دکتر احمدی نژاد در میان دیگر نامزدها است. او به خوبی توانست شعارهای اصیل انقلاب را بدون آنکه خجالت بکشد، بار دیگر طنین انداز کند و گفتمان اصولگرایی که با اعتماد مردم به یکی از چهره های اصولگرایان در انتخابات 84 مجال گسترش یافته بود؛ از پتانسیل های موجود در این 4 سال در حد قابل قبولی بهره برد. اما "متأسفانه در برخى از اوقات گذشته، میدیدیم که بعضى از کسانى که مرتبط با مسئولین بودند یا حتى خودشان مسئول یک بخشى بودند، کأنه از گفتمان انقلاب در مقابل دیگران شرمنده‌اند و خجالت میکشند که حقایق انقلاب را بر زبان جارى کنند یا آنها را پیگیرى کنند یا به آنها اهمیت بدهند! این براى یک جامعه خیلى بلاى بزرگى است؛ این را شما ندارید."[1]

 

او تمرکززدایی و گسیل امکانات کشور به تمام مناطق آن به جای تهران گرایی را به یک فرهنگ تبدیل نمود و خدمات بسیار دیگری را در عرصه های جهانی و داخلی ارائه کرد که در مجموع یک کارنامه قابل قبول را از خود بر جای گذاشت. اما این حمایت هم یک حمایت بدون قید نیست و از آنجا که معرفی یک چهره به عنوان اصلح به معنای معصوم دانستن آن نیست؛ راه انتقادهای سازنده همچون گذشته باز خواهد بود.

سوال دیگر این است که چرا تشکل هایی همچون حزب موتلفه اسلامی که داعیه دار تحزب در این فضای ضد حزبی موجود بوده اند، نامزد حزبی معرفی نکرده اند. پاسخ این سوال را می توان در سخنان نماینده امام در حزب موتلفه اسلامی، شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی در 30 سال قبل، زمانی که بحث پیشنهاد اولین نامزد ریاست جمهوری مطرح بود، جستجو کرد. آن بزرگمرد به صراحت بر این نکته تاکید کرده بود که  اگر نامزدی را خارج از حزب مناسب تر از گزینه های مطرح در حزب یافتیم او را برخواهیم گزید و نامزد حزبی ارجح بر نامزد شایسته نخواهد بود. این یکی از اصلی ترین وجوه ممیزه تحزب غربی و تحزب اسلامی است. بی شک در شرایط امروز که دولت نهم با کارنامه ای قابل دفاع (اگرچه با نمره بیست نباشد) در میانه راه است، شایسته ترین فرد برای دوره بعد همان رییس جمهور فعلی است تا فرصت تکمیل بسیاری از کارهای نیمه تمام خود را تا پایان یک دوره چهارساله دیگر نیز داشته باشد.

دیگر سوال مطرح این است که چرا همینک؟ مگر پیشتر از این حزب موتلفه اسلامی و دیگر احزاب اصولگرا نمی دانستند که دولت اصولگرای نهم در میانه راه است؟ بی شک اصولگرایان به این امر اشراف داشتند اما بنا را بر ارزیابی کامل دولت نهم و دیگر نامزدهای محتمل گذاشتند تا اگر ضرورتی برای تغییر احساس شد؛ این فرصت که قانون اساسی پیش رو گذاشته را از دست ندهند. این مهم در کنار اصل ضرورت وحدت مدتی زمان لازم داشت تا موافقین و مخالفین معرفی دکتر احمدی نژاد به اقناع یکدیگر دست یابند. زیرا امام در آغازین روزهای تاسیس موتلفه اسلامی به مرکزیت آن آموزش داده بود که در بحثهای اکثریت و اقلیت نیاز به اقناع است و آسیب های اکتفا به رای گیری را گوشزد فرموده بودند.

به دیگر سخن همواره مسئولین حزب موتلفه اسلامی ضرورت پیشنهاد نامزدی برای تداوم گفتمان ارزشی و اصولگرایانه را گوشزد کرده بودند و هم سخن شدن اصولگرایان بر روی یک مصداق، چنین به طول انجامید. چه آنکه وحدت در نامزد اصولگرایان اصلی ترین ضرورت در رقابت پیش رو برای تحقق شعارهای اصیل انقلاب در دوره آینده بود که امیرمومنان نیز که بزرگ پرچمدار گفتمان ارزشی است آنگاه که با تفرق یارانش روبرو شد فرمود:" سوگند به خدا که می دانستم مردم شام به زودی بر شما غلبه خواهند کرد . زیرا آن ها در یاری کردن باطل خود وحدت دارند و شما در دفاع از حق متفرّقید!"[2]

 


[1] دیدار مقام معظم رهبری با رئیس‌جمهور و اعضاى هیئت دولت در تاریخ 2 شهریور 1387

[2] نهج البلاغه : ترجمه محمد دشتی ، خطبه 25

متن کامل
۱۳۸۸/٢/۱٠ - محمد مهدی اسلامی