تنها نقطه امید اصلاح طلبان   

روز سه شنبه، کرباسچی در قامت دبیرکل حزب کارگزاران که این روزها غیر منسجم تر از همیشه به نظر می رسد، سرمقاله ای در روزنامه کروبی منتشر نمود که شاید از سر توجیه شکست های درون حزبیشان تلقی شود؛ اما شاید اگر نیک بنگریم چندان غیرواقعی نیز به نظر نمی رسد و شاید بتوان گفت او برای توجیه آرای سرگردان اصلاح طلبان، قدری پرده از تصمیمات انتخاباتی شان برانداخته است.


کرباسچی به وضوح تاکید می کند که تمام همشان را به کار خواهند برد، تا یک دوره 8 ساله برای احمدی نژاد به پایان نرسد و رییس دولت نهم در میانه راه هشت ساله اش از دفتر ریاست جمهوری خارج گردد. او تاکید می کند برای این کار نیاز به نامزدهایی است که بتوانند جامعیت بیشتری را پوشش دهند و از آرای احمدی نژاد بکاهند و او بر اساس این اصل و اینکه کروبی و میرحسین موسوی هریک جامعه مخاطب خود را دارند، ضرورت حضور هر دو را مورد تاکید قرار می دهد.

ممکن است برخی از افرادی که سرمقاله کرباسچی را در اعتماد ملی می خوانند، با نیشخندی حاصل چنین طرحی را شکستن آرای اصلاح طلبان و پیروزی قطعی احمدی نژاد بدانند. اما با تعمق در این طرح به واقع نگری طراحان آن پی خواهیم برد.

اصلاح طلبان به خوبی می دانند که همینک آرایی که زمان در سبد آنها بود، بسیار پراکنده است و نیک می دانند هیچ یک از چهره های شاخص آنها توان جذب آرا در حد لازم برای به شکست رساندن رییس دولت نهم که از مقبولیت خوبی برخوردار است را ندارد.

اما آنها با قرار گرفتن در پشت سر نامزدهایی که امیدوارند یکی با شعارهایی اوباما زده به گفتمان "تغییر" و بها دادن به احساسات دانشجویان و آنها که خواستار شوری از جنس دوم خردادند بخشی از آرا را به دست آورد و دیگری با یادآوری شعارهای انقلابی و دوران جنگ بخش دیگری از آرا را به کف آورد و حتی بخشی از اصولگرایان را نیز نشانه رود. از سوی دیگر این دو با حمله های گازانبری می توانند بهتر در برابر یک رییس جمهور که مردم عملکرد او را (با همه نقاط قوت و ضعفش) دیده اند، به مبارزه بطلبند. با چنین مکانیسمی در صورت تحقق واقعی آن و با توجه به خالی از شور بودن فضای انتخاباتی این روزها که با کنار کشیدن خاتمی و دوقطبی نشدن فضا پدید آمده است؛ احتمال ریزش آرای احمدی نژاد را نیز بیشتر دانسته اند و این می تواند مسبب آن شود که یکی از این دو گزینه به عنوان نفر دوم به مرحله دوم انتخابات با احمدی نژاد راه یابد و این نقطه به گمان طراحان آن، نقطه طلایی بازی است.

آنها هدف این مرحله را اصولا کشیده شدن انتخابات به دور دوم می دانند. آنگاه امیدوارند با ترسیم یک فضای دیو و دلبری و با پررنگ کردن  نقاط ضعف دولت نهم، پاشنه آشیلی برای احمدی نژاد بسازند؛ طراحان این بازی معتقدند در این زمان دیگر تنور انتخابات گرم شده است و مردم به رسانه های مکتوب روی می آورند و به خوبی می توان با طراحی یک جنگ روانی در یک رقابت تنگاتنگ از احمدی نژاد پیشی گرفت. آنچنان که من از یک چهره سرشناس اصلاح طلبان در یک گپ دوستانه شنیدم، گویا این بازی تنها مدلی بوده است که آنها را به امکان برد در شرایطی که احمدی نژاد از برتری خوبی نسبت به اصلاحطلبان برخوردار است، امیدوار ساخته است. این مدل اما گام دوم پس از آن بود که آنها به نیکی دریافتند که خاتمی از قدرت کافی برای نمایاندن چهره اش به عنوان "دلبر" و معرفی نمون احمدی نژاد در برابر او به عنوان "دیو" برخوردار نیست. این قضاوتی بود که به راحتی می توانست از دل نظرسنجی ها و استقبال های مردمی از این دو استنتاج گردد. قضاوتی که گویا مورد اشاره خاتمی نیز در "نشست یاسر" قرار گرفته بود. آنها گویا نسخه سال 84 خود را باز طراحی کرده اند و بار دیگر به محک تجربه آورده اند.

اگر این فرض را بپذیریم، باید پرسید اصولگرایان در برابر چنین راهکارهایی آیا راهی جز وحدت در پیش رو دارند؟ جواب این پرسش چندان سخت نیست؛ وحدت در بین اصولگرایان بیش از هر زمان دیگری در دسترس به نظر می رسد و تنها ابهام باقی در این میان، چگونگی حمایت از تنها نامزد اصولگرایان و چگونگی بیان برخی نقدها بر رویه دولت نهم در عین حمایت از آن است. گویا با اندکی صبر و تلاشهای خالصانه برخی اصولگرایان، این ظفر نیز از پی خواهد آمد و اگر چنین نگردد، چندان دور از انتظار نیست که شاهد رفتن انتخابات به مرحله دوم و بازگشت اصلاح طلبان با ادبیاتی نو باشیم!

 

متن کامل
۱۳۸۸/۱/٢۸ - محمد مهدی اسلامی