سرمایه اجتماعی «امید»   

هنوز چهل روز از پرتاب ماهواره امید نگذشته است و موج این گام بلند ایران در دانش فضایی هنوز در فضای رسانه‌های خارجی طنین انداز است، تا جایی که وقتی کریستین ساینس مانیتور می‌خواهد درباره طرح اوباما برای گفتگو با ایران سخن بگوید، مطلع نوشتار خود را که برای آن تیتر " راه درست صحبت کردن با ایران " انتخاب کرده است، چنین قرار می‌دهد « ایران نخستین ماهواره خود را به فضا فرستاد، همان که نیویورک تایمز آن را "ضربه‌ای به دیپلماسی آمریکایی" ‏خواند. این حرکت ایران موجب شد تا باراک اوباما برای تقویت تلاش‌های جهانی در قبال برنامه‌های هسته‌ای ‏ایران، به دیمیتری مدودیف رییس جمهور روسیه متوسل شود»


تغییر جایگاه ایران در معادلات بین المللی پس از هر گام علمی، یک واقعیت انکار ناپذیر است. آنچنان که در هنگام ورود ایران به باشگاه کشورهای هسته‌ای نیز چنین امری رخ داد. اما چنین جایگاهی حاصل چه فرآیندی است؟ پاسخ به این سوال نیاز به بازنگری به ساختار سیاسی ایران را جدی تر می‌سازد، همان ساختاری که بارها طرف‌های غربی اذعان کرده‌اند به دلیل عدم آشنایی آنها به آن، دچار تحلیل‌های غلط شده اند.

عموما در همه کشورها بالاترین مقام آن کشور یک جایگاه ویژه در مدیریت کلان اتخاذ می‌کنند که مقتضیات خودش را دارد و متوجه مدیریت سیستمهای کلان در آن کشور است. در ایران نیز برای رییس جمهور مدیریت سیستماتیک در نظر گرفته شده است. اما ایران یک جایگاه منحصر به فرد دیگر نیز در ساختار خود دارد، رهبری که امامت امت را برعهده دارد و به مدیریت گفتمان‌ها می‌پردازد. این مدیریت تنها حاصل جایگاه والای وی در قانون اساسی نیست؛ بخش عمده‌ای از این نوع مدیریت حاصل پشتوانه عواطفی است که در جامعه نسبت به این جایگاه وجود دارد. در ایران اسلامی هم امام راحل و هم رهبر فرزانه انقلاب به لحاظ شخصیت فردی خود نیز از محبوبیت بسیار بالایی برخوردار بوده و هستند که به آنها امکان تغییر فضای گفتمان حاکم بر کشور را می‌دهد و حتی سبب می‌شود با پیگیری افکار عمومی دولتمردان نیز ملتزم به آن شوند و حتی اگر چنین نکردند، به تغییر مدیران خواهد انجامید. به عنوان نمونه می‌توان به گفتمان "عدالت محوری" اشاره نمود.

عدالت اگرچه از شعارهای بنیادین انقلاب بود، اما در سایه توسعه اقتصادی به مرور به دست فراموشی سپرده می‌شد. اولین هشدارهای جدی را شاید بتوان به دیدار کارگزاران نظام با رهبری در عید غدیر 1371 بازگرداند که فرمودند «ولو همه‌ى ارزشهاى مادى و ظاهرى و دنیایى هم فراهم شود، اگر عدالت نباشد، در حقیقت هیچ کارى انجام نشده است.» این هشدار در دیماه همان سال قدری جدی تر مطرح شد که « هدف جمهورى اسلامى، تأمین عدالت در جامعه است. مبادا کسانى در گوشه و کنار کشور پیدا شوند و تصور کنند که هدف ما عبارت است از افزایش حجم ثروت مادى.»

این هشدارها به مرور از قوت بیشتری برخوردار شد. آنچنان که در پیام نوروزی 1372 بخشی از این پیام به ضرورت توجه به «عدالت اجتماعى» در هنگام تنظیم برنامه دوم اختصاص یافت و این مهم که « ما نمى‌خواهیم سازندگى کنیم که نتیجه‌ى این سازندگى یا نتیجه‌ى رونق اقتصادى، این باشد که عدّه‌اى از تمکّن بیشترى برخوردار شوند و عده‌اى فقیرتر شوند.» شاهد مثال از این تذکر‌ها بسیار است. این موارد حتی در متن حکم تنفیذ دوره دوم ریاست جمهوری آقای هاشمی نیز به تصریح قید گردیده بود. اما فاصله انتظار رهبری و به تبع آن مردم، با واقعیت عملکردها در این سالها سبب شد در پایان دوره کاری دولت ششم، در سخنرانی نوروزی رهبر فرزانه انقلاب در مشهد مقدس این امر به نوعی جدی تر طرح گردد تا سرلوحه نامزدهای انتخاباتی باشد.« حال که بحمدالله کشور در راه سازندگى حرکت مى‌کند، از عدالت غفلت نکنند و میدان براى سوءاستفاده کنندگان باز نشود...» در آن رهنمود که بیش از 40 بار بر عدالت  تاکید شده بود، همچنین تذکر دادند که این مردم علاقه‌مند بااخلاص صادق وفادار وارد در همه‌ى میدانهاى لازم در جمهورى اسلامى را بایستى با اجرا و گسترش و اعمال عدالت، باز هم به این حقیقت روشن امیدوارتر کرد. در آن سخنرانی یکی از مقوله‌های دیگری که بدان تذکر داده شده بود افزودن بر سرمایه "امید" در میان ملت بود. رقابت انتخاباتی 1376 اگرچه منجر به پیروزی هیچ فردی با گفتمان غالب عدالت نبود، اما تجلی شعارهای حامیان ناطق نوری در تداوم راه هاشمی بود و آنچنان که ناطق نوری خود در آسیب شناسی شکست خود در مصاحبه با روزنامه کیهان نیز طرح کرد، این شعار پاشنه آشیل او و زمینه شکست قطعیش شد.

این تاکیدات حتی به روز انتخابات دوره هشتم ریاست جمهوری در خرداد 1380 نیز کشیده شد « امیدواریم که ان‌شاءالله دولت جدیدى که روى کار خواهد آمد، بتواند مردم و کشور را با طعم عدالت اجتماعى، بیشتر آشنا کند؛ چون امسال، سال «رفتار علوى» نام گرفته و امیدواریم در آخر سال از مردممان، خیلى شرمنده نباشیم.» در اولین دیدار پس از تشکیل دولت دوم خاتمی نیز " مسأله‌ى عدالت‌پرورى" یکی از اصلی ترین عناوینی بود که رهبری با عنوان "نصیحت" طرح فرمودند و تاکید کردند که نمود اشرافیگرى در مسؤولان بالاى کشور از جمله اموری است که روند حرکت به سمت عدالت را در جامعه کند مى‌کند.

روند مطالبات مردمی در راستای عدالت خواهی  بر اساس این گفتمان سازی رهبری در طول این سالها به مرور رشد کرد. اینچنین بود که در پیام رهبری به "دومین همایش جنبش دانشجویی" چنین آمده بود « فهرست بلند مسائل کشور مسأله‌ى عدالت است. دانشجوى جوان اگر چه خود برخاسته از قشرهاى مستضعف جامعه هم نباشد، به عدالت اجتماعى و پر کردن شکافهاى طبقاتى به چشم یک آرزوى بزرگ و بى‌بدیل مى‌نگرد. این احساس و انگیزه در دانشجو پر ارج و مبارک است. و مى‌تواند پایه‌ى قضاوتها و برنامه‌هاى عملى او براى حال و آینده باشد.» از این منظر بود که میان دو گفتمان عمده طرح شده از سوی رهبری در این سال پلی زده شد. رابطه عدالت و علم البته در دیگر سخنرانی‌های گفتمان ساز رهبری درباره جنبش نرم افزاری نیز مورد تاکید قرار گرفت.

البته رهبری از روز نخستی که در اسفند 1379 در دانشگاه امیرکبیر، گفتمان "جنبش نرم افزاری" را کلید زدند نیز، به رابطه این دو مقوله تاکید فرموده بودند که « دانشگاه باید بتواند یک جنبش نرم‌افزارى همه‌جانبه و عمیق در اختیار این کشور و این ملت بگذارد تا کسانى که اهل کار و تلاش هستند، با پیشنهادها و با قالبها و نوآوریهاى علمى خودى بتوانند بناى حقیقى یک جامعه‌ى آباد و عادلانه‌ى مبتنى بر تفکرات و ارزشهاى اسلامى را بالا ببرند.»

این گفتمان  با سرعت بسیار بیشتری بر فضای دانشگاه‌ها حاکم گردید، آنچنان که رهبر فرزانه انقلاب در دیدار جمعى از اعضاى تشکلها و شمارى از نخبگان دانشجویى در آبان 1382 فرمودند «بنده وقتى جنبش نرم‌افزارى یا تولید علم را - که معنایش خارج شدن علم از حالت تقلیدى و ترجمه‌اى است - مطرح کردم، مسأله به این صورت زنده نبود. الان هرجا که به محیطهاى دانشجویى و دانشگاهى مى‌روم، مى‌بینم استاد، دانشجو، محقق و پژوهشگر از جنبش نرم‌افزارى حرف مى‌زند. این خوب است. وقتى در یک مجموعه باور به‌وجود آمد، این باور پشتوانه‌ى حرکت ماندگار و پایدار خواهد بود. ما این را مى‌خواهیم. » اگرچه از روز نخست در سخنان رهبری جنبش تولید علم و جنبش نرم‌افزارى بیش از هر قشر خطاب به دانشجویان بود، اما به مرور با کوتاهی مسئولان در خصوص حاکم نمودن عدالت، جنبش عدالتخواهى نیز در سخنان رهبری بیش از هر جایگاه دیگری متوجه قشر دانشجویان شد. اما پیگیری‌های دانشجویان گاه از سوی برخى مسؤولان تخریبى و مغایر با منافع نظام تفسیر می‌گشت، این معضل در جلسه پرسش و پاسخ با دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی با رهبری در میان گذاشته شد و دانشجویان خواستار مشخص شدن حدود فعالیت خود در این خصوص گشتند که پاسخ شنیدند، «نباید بگذارید این مطالبه‌ى مهم از ذهنها دور شود؛ یعنى بایستى عدالت آن‌چنان از طرف مردم، قشرها و بخصوص جوانان مطالبه شود که هر مسؤولى - چه بنده و چه هر کس دیگرى که در جایى مسؤول است - ناچار باشد به مقوله‌ى عدالت، ولو برخلاف میلش هم باشد، بپردازد» در همان دیدار در خصوص جنبش تولید علم نیز رهبری تاکید کردند که «عدّه‌اى باید فضا سازى کنند و این را به عنوان یک مطالبه‌ى عمومى دربیاورند.»

اسفند 1382 در حالی که با پیشرفت مساله هسته‌ای ایران به عنوان یکی از نمادهای تولید علم در داخل کشور، همچنین تولید اولین رده سلول‌های بنیادی جنینی در ایران در آن سال و برخی نمادهای دیگر، رهبری در دیدار با نخبگان با تذکر اینکه

یک نهضت با گفتن و دستور و فرمان راه نمى‌افتد،  و اینکه « بنده به صِرف این‌که بگویم نهضت نرم‌افزارى راه بیفتد، اکتفا نکرده‌ام» یادآور شدند « این نهضت نرم‌افزارى راه افتاده است؛ چرا که امروز خودِ آن تبدیل به گفتمان و فکر رایج شده است. این خیلى اهمیت دارد. خیلیها به این‌که ما مى‌توانیم و باید علم را به‌وجود آوریم و مرزهاى آن را بشکنیم و جلو برویم، اصلاً توجّه نداشتند.»

اما در تیرماه 1384 حاصل مطالبه اول نیز به ثمر نشست و نامزدی که عدالت یکی از اصلی ترین شعارهای او بود، مورد انتخاب مردم قرار گرفت. این شعار در میان سخنان رییس جمهور منتخب در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری، آنچنان پررنگ بود که رهبری در اولین دیدار خود با دولت نهم، فرمودند «...هیچ دولتى هم از اول نیامده صریحا بگوید من نمى‌خواهم طبق عدالت رفتار کنم؛ لیکن من باید از آقاى احمدى‌نژاد تشکر کنم که ایشان کار جدیدى کردند؛ عدالت محورى را به عنوان یک شعار گذاشتند وسط؛ این کار خیلى بزرگى بود. وقتى که ایشان تبلیغات انتخاباتى مى‌کردند، به افراد خانواده‌ى خودم مى‌گفتم اگر آقاى احمدى‌نژاد رأى هم نیاورد، این خدمت بزرگ را به انقلاب کرد که شعار عدالت محورى را مطرح کرد؛ نگذاشت به فراموشى سپردن این شعار بشود یک سنت...»

با حرکت سریع و رو به جلوی دولت نهم در فضای گفتمان‌هایی که رهبری در طول سالهای گذشته آنها را مدیریت کرده بودند، به مرور در سال "نوآوری و شکوفایی" ثمره‌های آن در برابر قضاوت عموم قرار گرفت. دست آوردهایی که در عرصه‌های مختلف همچون دانش هسته ای، پزشکی، نانوتکنولوژی، هوافضا و نظامی جایگاه ایران را هر روز در میان دیدگان جهانیان ارتقا می‌بخشید و حاصل آن گردید که جهان غرب ناگزیر باشد تا با ایران با ادبیات دیگری سخن گوید. ایران فراموش نکرده است روزهایی را که غرب و شرق در برابر او با ادبیات بسیار متفاوتی سخن می‌گفت و ما برای تهیه سیم خاردار نیز محتاج آنها بودیم. « تعجب مى‌کنید اگر بدانید که مسؤولین ما، سیم خاردار خریده بودند؛ مى‌خواستند از کشور شوروى عبور دهند و بیاورند؛ اما شوروى نمى‌گذاشت! سیم خاردار دیگر چیست؟! چه وسیله‌اى، دفاعى‌تر از سیم خاردار؟! از خودش هم نخریده بودند که مثلا بگوید نمى‌فروشم؛ بلکه از جاى دیگر خریده بودند.» اما اینک هر روز با ارائه بسته‌هایی خوش آب و رنگ از ایران می‌خواهند در برابر دست کشیدن از پیشرفت‌های علمی خود، از تولیدات پیشرفته آنها بهره‌مند گردد.

این دستاوردها به فراوانی از جهت منافع اقتصادی، استراتژیک، سیاسی و ... مورد تحلیل قرار گرفته است. اما آنرا باید از بعد دیگری نیز حائز اهمیت دانست: افزودن "امید ملی" به عنوان یک سرمایه اجتماعی.

در دو دهه اخیر سرمایه اجتماعی در زمین و اشکال گوناگونش به عنوان یکی از کانونی ترین مفاهیم در علوم اجتماعی ظهور و بروز یافته است و مورد توجه محققین قرار می‌گیرد؛ برخی از پژوهشگران بر یک ارتباط وثیق میان میزان سرمایه اجتماعی و کیفیت حکومت تاکید می‌نمایند و عده‌ای دیگر بر میزان سرمایه اجتماعی در رشد اقتصادی تاکید دارند . اما اغلب  پژوهشگران بین میزان سرمایه اجتماعی و امید به آینده ارتباط تنگاتنگی ترسیم نموده اند. اینک این امید با حاکمیت گفتمان "جهاد علمی" رخنمون شده است. وقتی رهبری عبارت جهاد را همراه علم نمودند برای بسیاری غریب آمد، اما ایشان تعریف جهاد را چنین گفتند که «جهاد یعنى تلاش بى‌وقفه، همراه با خطرپذیرى - در حد معقول البته - و پیشرفت و امید به آینده.»

اینچنین امروز امید به آینده در میان ایرانیان بیش از هر روز احیا شده است و غرور ملی تا آنجا به شکوفایی رسیده که استراتژیست‌های بزرگ غرب، در تحلیل ضرورت‌های رفتاری غرب در برابر ایران میزان بالای "غرور ملی" در سالهای اخیر را که نوعی امنیت برای ایران به ارمغان آورده است، متذکر می‌شوند. زیرا یک ملت اگر احساس عزت کرد، همچنان پیشرفت خواهد کرد و خواهد بالید.

ایران امروز در عرصه‌های مختلف به میان کشورهای برتر رهیافته است و کدامین سرمایه‎‌ اجتماعی را می‌توان یافت که اینچنین اعتماد به‌نفس و امید و مشارکت و اعتماد متقابل را در اکثریت شهروندان موجب شود؟

یکی از آخرین دستاوردهای این راه ماهواره‌ای بود که به نیکویی امید نامیده شده بود. ساخت ماهواره ملی امید به‌عنوان نخستین گام عملی کشور در عرصه بومی سازی فناوری فضایی، از اسفند 84 آغاز شد و بهمن 87 با فرمان دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور با موفقیت به فضا پرتاب شد و در مدار زمین قرارگرفت و سبب اعتراف سیاستمردان و رسانه‌های غرب به تغییر جایگاه ایران در تعاملات بین المللی شد، آنچنان که نمونه تازه‌ای از آن از یک روزنامه مشهور آمریکایی در فراز ابتدایی این نوشتار از نظر گذشت، اما همان روزنامه آمریکایی در ادامه تذکری نیز دارد؛ « البته همه اینها در شرایطی است که ایرانیان خود ‏را برای انتخابات ریاست جمهوری در ژوئن آینده آماده می‌کنند.‏» همه تحلیلگران عرصه بین الملل به خوبی به ارزش انتخابات در فضای داخلی ایران واقفند و از این رو در کنار پارامترهای علمی که قدرت ایران را فراهم آورده است، به چگونگی انتخابات نیز نظر دارند.

اما نتیجه انتخابات 1388 برای اغلب آنها از پیش تعیین شده است؛ زیرا اگرچه سنجش "سرمایه اجتماعی" با ابزارهایی همچون ابزارهای مورد استفاده در سنجش "سرمایه اقتصادی" و ... قابل اندازه گیری نیست، اما در مشارکت‌های عمومی و ملی بروز آن را می‌توان سنجید. راهپیمایی 22 بهمن امسال اولین طلیعه این سرمایه بود. امسال اولین سالی بود که حضور مردم همزمان با هیچ تهدید جدی و انسجام بخشی نبود و از این جهت بسیاری از تحلیل گران غربی انکار نکردند که انتظار آنچه را دیدند، نداشتند. حضوری که نشانگر یک سرمایه اجتماعی جدی و یک روحیه امیدمند در میان مردم سرافراز ایران زمین بود.

بی شک دومین بروز آن نیز در انتخابات آینده خواهد بود. اگرچه اینک برخی بداخلاقی‌های سیاسی، کاهنده  امید تلقی می‌گردد، اما مردم اثبات کرده‌اند که فراتر از این مناقشات سیاسی می‌اندیشند و افقی متعالی را برای ایران در نظر گرفته اند.

 ------------------------

این مقاله را برای ویژه نامه نوروزی "ایران" نوشته بودم که پس از اعمال نظر اساسی سردبیر پس از سرمقاله صفار هرندی و مصاحبه سعیدلو و هاشمی ثمره، به چاپ رسید. ماجرای چرایی نگارش این مقاله بی شک به عنوان یکی از زیباترین خاطرات روزنامه نگاریم است که اگر فرصتی دست داد در آینده آن را خواهم نگاشت.

متن کامل
۱۳۸۸/۱/۱٥ - محمد مهدی اسلامی