مواضع رییس جمهور در خصوص اسرائیل در گفتگو با رامین   

مطلب قبلی من به بحث "انتقال اسرائیل" ارتباط داشت. اما چون بخشی از یک پرونده بود؛ برای بسیاری از سوالها که برخی از آنها در نظرات مندرج شده بود؛ پاسخی نداشت. این بدان دلیل بود که در بخش های دیگر پرونده به آنها اشاره شده بود. شاید یکی از کامل ترین بخش های آن مصاحبه با "محمدعلی رامین" بود. مصاحبه ای که در ماه رمضان از اخبار ساعت 14 آغاز شد و با مناجات های پیش از اذان مغرب پایان یافت. یعنی چیزی حدود 5 ساعت مصاحبه... البته مقدار زیادی از زمان هم به بحث های حاشیه ای گذشت. بخشهایی که بیشتر به پرونده ارتباط داشت را برای چاپ در "برداشت اول" تحویل دادم. گمان می کنم برای کسانی که مواضع رییس جمهور درباره اسرائیل را دنبال می کنند، یک مصاحبه خواندنی است. به همین دلیل و همچنین به دلیل توزیع نه چندان مناسب نشریه مذکور (که توسط مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری منتشر می شود) این مصاحبه را در ادامه بر روی وبلاگ می گذارم:


بررسی پیشنهاد انتقال اسرائیل در گفتگو با دکتر محمد علی رامین

 * جناب آقای دکتر رامین! از زمانیکه رییس جمهور در سخنرانی‌شان بحث هولوکاست را مطرح کردند، چند قرائت در مورد باور دولت ایران نسبت به هولوکاست بوجود آمده، برخی می‌گویند دولت ایران منکر هولوکاست است برخی دیگر قرائت موجود را قرائت تحریف شده‌ و غلوشده‌ای می‌دانند و برخی دیگر می‌گویند همه دولت این نظر برا ندارند و این نظر شخصی دکتراحمدی‌نژاد است و شاهد و مثال‌هایی از برخی دیپلمات‌های ایرانی می‌آورند، در ابتدا یک توضیحی بفرمائید که نگاه دولت ایران نسبت به هولوکاست چگونه است؟

- غربی‌ها مستشرقین زیادی دارند و در همه امور فرهنگی، اجتماعی و تاریخی ما و بسیاری از منابع فکری ما تحقیق و مطالعه کردند و یک شناخت نزدیکی دارند و بعد با همین شناخت نسبتا خوب حقایق و وقایع را تحریف می‌کنند و آنگونه که خودشان می‌خواهند از آن بهره‌برداری می‌کنند، واقعیت این است که برخلاف این شرایط غربی‌ها نسبت به ما، ما نسبت به آنها شناخت بسیار بسیار اندکی داریم. غالبا ما در ایران نه جامعه غرب را می‌شناسیم نه یک تعریف روشنی از مفهوم غرب و غرب‌گرایی ارائه دادیم و نه با تاریخ و تمدن جامعه اروپایی و آمریکایی حتی آشناییم. در حوادث بسیار تعیین‌کننده‌ای مثل جنگ دوم که در اروپا بوقوع پیوسته و چند کشور اروپایی با هم درگیر شدند و بعد در ورای اروپا هم آمریکا از یک طرف و چین و ژاپن هم از آسیا درگیر این ماجراها شدند ما خیلی اطلاعات دقیقی نسبت به پشت صحنه نداریم، وگرنه از همان ابتدا نمی‌بایست یک جنگ میان تعدادی کشورهای خاص را بعنوان جنگ‌جهانی بپذیریم. اگر این دقت و مراقبت از سوی ما بود اصولا نمی‌پذیرفتیم که آن چیزی که پیروزشدگان در این جنگ بر شکست‌خوردگان در جنگ اروپایی تحمیل کردند و قواعد و ضوابط و نهادهایی را بنیاد کردند که در واقع تحمیل شرایط پیروزشدگان بر شکست‌خوردگان این جنگ بود، ما هم از موضع ضعیف خودمان که انگار جزئی از آن جهان شکست‌خورده هستیم، اراده پیروزشدگان را بپذیریم و حق وتو را تمکین کنیم و اراده آمریکا و شوروی سابق و انگلیس و فرانسه و دیگران را تحمل بکنیم.

به نظر می‌رسد علت اساسی این است که ما شناختی از این قضایا نداریم و درگیر مسائل نبودیم، از جمله موضوعاتی که قطعا در کشور ما شناخت جامعی درباره آن نیست، موضوع هولوکاست است. هولوکاست از آن بهانه‌هایی است که بعد از جنگ دوم توسط رژیم صهیونیستی و عناصر یهودی افراطی که به دنبال ایجاد سلطه جهانی یهودیان اما به پرچمداری گروه اندکی از آنها، یعنی صهونیست‌ها بودند، مطرح شد و بالاخره منجر به شکل‌گیری رژیم اشغال‌گر فعلی در سال 1948 در فلسطین گشت.  

بعد از آن هم به مناسبت‌های مختلف در شرایط مختلف سیاسی- بین‌المللی این موضوع مطرح می‌شد بصورت حاد پیگیری می‌شد یا مدت‌های زیادی مسکوت می‌ماند، اما هر وقت می‌خواستند جنایت‌گری خودشان را در فلسطین توجیه می‌کنند یا جنگ‌هایی که علیه مسلمانان انجام دادند را توجیه کنند یا می‌خواستند دولت‌های غربی‌ بخصوص اروپایی‌ها را غارت بکنند از نظر بدست آوردن امتیازات خاص در آن کشورها، یا هروقت می‌خواستند در کشورهای وابسته به انگلیس یا امریکا توسعه سلطه دهند، معمولا هولوکاست را مطرح می‌کردند. اما به هیچکس اجازه ندادند که اصل ماجرا را پیگیری بکند. بخصوص بعد از شکل‌گیری اسرائیل و پذیرش شکست سنگین از متفقین که در واقع کشور آلمان بطور عمده با خاک یکسان شد و بعضی از شهرها صددرصد و برخی مناطق از هفتاد تا نود درصد تخریب شده بود، ملت‌های آنها چه آلمانی‌ها، چه اتریشی‌ها، چه سوئیسی‌ها و چه دیگر کشورهای اروپای مرکزی، هرگز این اجازه را پیدا نکردند که آن ادعاهایی که به نام هولوکاست در افکار عمومی جهان دارد پخش می‌شود را بازخوانی کنند. همین موضوع باعث شده در خلال شصت سال گذشته هرکس در غرب قیام بکند اعتراض و انتقاد بر این اخباری که از سوی صهیونیست‌ها راجع به بهانه هولوکاست منتشرشده باشدت سرکوب شده، تحریم رسانه‌ای شده، از موقعیت زندگی امن و سالم در سرزمین خودش محروم شده از کار برکنار شده و به زندان افتاده و ...

بنابراین ما اطلاع زیادی در مورد کیفیت و چندوچون جریانی به نام هولوکاست نداریم، آن چیزی که جناب آقای‌احمدی‌نژاد در عربستان ابتدا مطرح کردند، ابتدا اشاره کردند به افسانه‌سرایی صهیونیست‌ها نسبت به وقایع تاریخی و بعد گفتند اگر هم غربی‌ها و اروپایی‌ها چنین جرم سنگینی را مرتکب شدند، چرا مسلمان‌ها باید تاوان آن را بدهند؟ البته سابق بر این رهبری انقلاب این نکته را متذکر شده بودند. در ادامه آقای‌رئیس جمهور فرمودند اگر هم یهودی‌های آواره و رهاشده از جنگ جهانی دوم بدون سرزمین ماندند، همان کشورهای جنایتکاری که با ادعای خودشان آنهمه جنایت علیه یهودیان انجام دادند باید بپذیرند بخشی از کشور خودشان را یا بخشی دیگر از دنیا را که دراختیار دارند، به صهیونیست‌ها واگذار کنند تا آنها هم کشور امنی برای خودشان ایجاد بکنند و ما هم از این مسئله حمایت خواهیم کرد.

کسانی که متعاقب این نظر رئیس‌جمهور عزیزمان با آن با نگاه منفی برخورد کردند و آن کسانیکه نسبت به اظهارات آقای‌رئیس‌جمهور شدیدا انتقاد داشتند و نفی هولوکاست را به زیان ما و منافع ملی ایران معرفی کردند به چند نکته توجه نکردند؛ اول اینکه در خلال بیست و هفت سال گذشته از انقلاب اسلامی هرگز مسئولین کشور ما وارد جریان‌های داخلی کشورهای استعماری نشده‌بودند و همواره ما پذیرفته‌بودیم که غربی‌ها بخودشان اجازه بدهند برای ما پرونده‌سازی و چالش‌آفرینی بکنند و ما را مورد پرسشگری قرار دهند و وادار به پاسخگویی به خودشان بکنند و این اولین بار بود که آقای‌احمدی‌نژاد سئوالی را مطرح کرد که به‌نوعی غربی‌های مستکبر را به چالش می‌کشاند و صهیونیست‌ها و ادعاهایشان را زیر سئوال می‌برد. از منتقدین آقای‌احمدی‌نژاد یک نفر نیامد پیشنهاد بدهد و هنوز هم کسی پیشنهادی نداده که اگر طرح این دیدگاه از سوی آقای‌احمدی‌نژاد غلط است چه موضوع دیگری را مطرح کنیم که دشمنان ملت ایران را به چالش بکشانیم، نکته دوم اینکه اگر در کلام ابتدایی آقای‌احمدی‌نژاد بحث نفی هولوکاست مطرح بود این برای شکستن یک تابو بود و بعد هم اگر دیگران می‌خواهند اثبات بکنند که نفی هولوکاست غلط است و واقعیت دارد، آنها باید ثابت بکنند که این اطلاعات را از کجا دارند، منبع اطلاعاتی آنها کیست؟ یعنی همان ادعاهای صهیونیست‌ها برای منتقدین رئیس جمهور سند است و اصلا قابل خدشه نیست! این دوستان باید پاسخ دهند که اگر ادعاهای صهیونیست‌ها صحیح و مستند است چرا اجازه نمی‌دهند کشورهای اروپایی که مورخان و محققان و اندیشمندان و منتقدان اجتماعی برخی سئوالات در مورد هولوکاست را طرح بکنند؟ این ممنوعیت اظهارنظر در مورد هولوکاست در کشورهای اروپایی برای چیست؟ و بالاخره این منتقدین از یک واقعیت آشکاری که در طرح موضوع بود غافل ماندند و آن اینکه در مقطعی هرچه امتیازات ملی در موضوع هسته‌ای بود که ما آنها را به امید یکسری تعارفات و وعده‌های توخالی که به ما داده بودند، به غربی‌ها واگذار کرده بودیم، اما نظام اسلامی تصمیم گرفته بود که این امتیازات را بازپس بگیریم. از آنجایی که در اسلام خلف وعده جایز نیست، حتی اگر وعده‌ای دولت قبلی داده مثلا مراکز هسته‌ای را تعطیل و دانشمندان هسته‌ای را بیکار کرده، بسیاری از تحقیق و تفحص‌های نابجا را به جاسوسان غربی اجازه داده و ... که آنها هروقت که بخواهند بیایند از مراکز علمی وصنعتی و حتی نظامی و امنیتی ما هم بازدید بکنند و اطلاعات ما را بگیرند. یا مثلا الحاقیه ان پی تی را که ما یک طرفه بدون اجازه مجلس شورای اسلامی در زمان دولت آقای‌خاتمی پذیرفتیم و همه این امور ناحق و ظالمانه و یکسویه بود، نظام تصمیم گرفته بود این شرایط را عوض کند، از یک طرف می‌خواهد شرایط را عوض کند و از یک طرف نمی‌تواند وعده‌هایی را که داده و آن تعهداتی را که پذیرفته برهم بزند چکار باید کرد؟ آن چیزی که رئیس‌جمهور محترم ما مطرح کردند فلسفه طرح موضوع‌اش این بود که غربی ها که به شدت و حدت موضوع هسته‌ای صلح‌آمیز ما را بعنوان یک پرونده مطرح کرده‌بودند و در همه جای جهان پیگیر آن بودند و از طریق این پرونده ساختگی منافع ملی ما را بخطر انداخته بودند، توجه غربیها به سوی مسئله دیگری منعطف شد و با شدت و حدت نسبت به این موضوع جدید برخورد کردند، اعتراضات و انتقادات و التهابات در سراسر کشور غربی علیه این دیدگاه‌ آقای‌احمدی‌نژاد مطرح شد، تهدیدها و فضاسازی‌های روانی آن‌ها از موضوع هسته‌ای به موضوع هولوکاست برگشت و تمام گفتگوهایی را که با ما انجام داده بودند و ما با امید به آن گفتگوها به آنها امتیاز داده بودیم، آن گفتگوها و مذاکرات خارج از شورای امنیت را رد کردند و با تهدید و ارعاب فضا را بگونه‌ای کردند که ما از این پس می‌توانستیم با هر عکس‌العمل غربی‌ها یکی از امتیازات قربانی‌شده خودمان را بازپس بگیریم. هرچه آنها در این زمینه پیش‌رفتند، تهدید جدید کردند و پرونده ساختگی هسته‌ای ما را به شورای امنیت بردند و قطعنامه صادر کردند و امثالهم و با هر اقدامی ما امتیازات خودمان را بازپس  گرفتیم. و دقیقا از همین طریق بود که با سرگرم شدن آنها به موضوع هولوکاست موفق شدیم بالاخره کشور ایران را به تولید سوخت هسته‌ای برسانیم و خود را جزو ده کشور اول تولیدکنندگان انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای ارتقا بدهیم.

اگر این فلسفه را کسی در آن زمان متوجه نشد و بر اساس تصورات ذهنی خودش به آقای‌احمدی‌نژادانتقادهای شدید کرد، امروز باید متوجه اصل موضوع بشود و به هوشمندی و دوراندیشی آقای‌احمدی‌نژاد آفرین بگوید که ایشان با زیرکی و ذکاوت توانست جمهوری اسلامی ایران را بصورت یک قدرت هسته‌ای در جهان مطرح بکند.

* برداشتی که از صحبت‌های شما می‌توان کرد اینست که این کارها را آقای‌احمدی‌نژاد بعنوان یک حیله انجام داد، قطعا این نگاه ماکیاولیستی نبود و فلسطین جزو آرمان‌های ما هست، درست است؟

- این بخش اول عرایض من بود که در واقع طرح موضوع هولوکاست بعنوان یک طرح ابتدایی خاص یکی از دلایل عمده‌‌اش تامین منافع ملی بود و موضوع دوم در بخش دوم عرایض بنده استراتژی نظام اسلامی برای نجات سرزمین اشغال شده فلسطین است و اتفاقا در این زمینه آقای‌احمدی‌نژاد بعنوان یک مسلمان پیرو ولایت با یک نگاه انسانی به این موضوع توجه کردند و برای اولین‌بار موضوعی را مطرح کردند که به نظرم از ابعاد گسترده قابل بررسی است. در این بخش دوم نکته اول این است که اروپایی‌ها و غربی‌هایی که خودشان اذعان به جنایتکاری دارند نباید مدعی حقوق بشر در جهان باشند و نباید به بهانه حقوق بشر ملت‌های مسلمان و کشورهای مستقل را تحت ستم و آزاد قرار دهند. نکته بعدی کسانیکه مدعی حقوق بشر هستند نمی‌توانند با ایجاد یک رژیم جعلی در منطقه بدترین جنایات علیه یک ملت مستقل بنام فلسطین را پیگیری بکنند. نکته سوم اینکه یهودی‌هایی که از سراسر جهان آواره شدند و به این سرزمین منتقل شدند و در اسارت باند صهیونیسم جهانی قرار گرفتند و یک رژیم ضد بشری را در منطقه اسلامی ایجاد کردند این یهودیان که در گروگان رژیم اسرائیلی قرار گرفتند، نباید بیش از این در جنایاتی که این رژیم علیه مسلمانان منطقه وبخصوص فلسطینی‌ها انجام می‌دهد، شریک باشند. سخن آقای‌احمدی‌نژاد درباره هولوکاست و انتقال اسرائیل آزاد کردن یهودیانی بود که بعنوان گروگان در سرزمین فلسطین در اختیار رژیم اشغالگر اسرائیل قرار گرفتند، این یک نگاه انسانی و جدید به این موضوع است.

اصولا طرح این موضوع که اگر اروپایی‌ها جنایت کردند چرا مسلمان‌ها باید تاوانش را بدهند، نگاهی کاملا انسانی به موضوع است. در واقع ایشان به دنبال احقاق حقوق انسان‌هایی است که اگر در ادعای قربانی‌شدن صادق هستند از مجرمین بتوانند حقوق خودشان را بدست آورند. نه اینکه اگر دیگران علیه آنها جنایت کرده‌اند به بهانه آن جنایت وارد یک سرزمینی شوند و ملت آن سرزمین را قتل‌عام کنند. گاهی وقت‌ها موضوع‌ها را بعنوان سیاست‌های روزمره بیان می‌کنیم و گاهی با دوراندیشی. نگاه آقای‌احمدی‌نژاد در این زمینه بنظرم بسیار ارزشمند و انسانی است. بخش سومی از بحث که مربوط به فلسطینی‌ها می‌شود را جلوتر عرض می‌کنم ولی فعلا بخش دوم که مربوط به یهودیان می‌شود، در یک تحلیل جامع بنظر می‌رسد که به شش دلیل ایجاد اسرائیل توسط انگلیس و آمریکا و به سردمداری صهیونیست‌ها یک توطئه آشکار علیه موجودیت قوم یهود است.

دلیل اول اینکه طبق آموزه‌های تورات موجود از زمانیکه یهودیان به دستور خداوند از سرزمین فلسطین و بیت‌المقدس در سراسر جهان پراکنده شدند اجازه جمع شدن در یک مکان را تا آمدن حضرت مسیح ندارند وگرنه نابود می‌شوند. دلیل دوم باز از آموزه‌های تورات، تا آمدن حضرت مسیح یهودیان اجازه تشکیل حکومت ندارند وگرنه به فساد کشیده‌ می‌شوند، دلیل سوم از آموزه‌های توراتی یهودیان بعد از اخراج از اورشلیم یا بیت‌المقدس دیگر اجازه ورود به آن مکان مقدس را ندارند، این سه دلیل از تورات.

یک دلیل تاریخی از زمان پراکنده شدن یهودیان از فلسطین و مهاجرت آنها به کشورهای مختلف از جمله کشورهای غربی که بیش از سه هزار سال از قدمت آن می‌گذرد، یهودی‌ها همواره در طول تاریخ بدلیل روحیه نژادگرایی و نژادپرستی خودشان همواره با اقوام و ملت‌های غربی در تعارض بودند، در واقع اینها سامی بودند و آنها آریایی و بنوعی این نگاه نژادپرستانه را یهودیان با خودشان در غرب هم بردند و در آنجا تعارضات بسیار پرتلاطم را برای خودشان و آن ملت‌ها ایجاد کردند و به همین دلیل همواره مورد نفرت ملت‌های غربی بودند، بارها در طول تاریخ مورد آزار و شکنجه و تبعید غربی‌ها قرار گرفتند، اموال‌شان غارت شد و همواره آسیب‌هایی زیادی می‌دیدند یعنی همواره گروه‌هایی صهیونیستی، مجرم و خلافکار یهودی بنام قوم یهود حرکاتی می‌کردند که بانی اصلی این جنایت‌ها قوم و ملت یهود در آن سرزمین‌ها می‌شد. این نگاه نژادپرستانه متقابل در غرب با یهودی‌ها، یک تاریخ سه‌هزار ساله است. اما یهودیان در شرق هرگز دچار این مشکلات نشدند زیرا شرقی‌ها نژادپرست و نژادگرا به شدتی که در غرب هست، نبوده و نیستند. دوم اینکه یهودیان بعنوان فرزندان اسحاق و یعقوب بودند و در شرق بخاطر نژادشان آسیب ندیدند و در شرق این پناهگاه را داشتند که هر وقت غربی‌ها می‌خواستند آنها را ریشه‌کن بکنند آنها در شرق پناه می‌گرفتند و از نابودی نجات پیدا می‌کردند و در شرق گاهی با عزت و عظمت مورد حمایت قدرت‌های بزرگ شرقی مثل هخامنشیان قرار می‌گرفتند و از خطرات بزرگ نجات پیدا می‌کردند.

دلیل پنجمی که عرض می‌کنم دلیل دینی مذهبی است، همانگونه که اناجیل  چهارگونه اذعان می‌کنند یهودی‌ها خودشان را قاتل مسیح‌ابن‌مریم می‌دانند و خون حضرت مسیح را برعهده قوم یهود می‌پذیرند، از آنطرف هم مسیحیان جهان یهودیان را قاتل حضرت مسیح و بقول خودشان قاتل فرزند خدا می‌‌دانند و یهودی را بعنوان جنایتکار شناسایی می‌کنند. البته باید توجه کرد که خود یهودیان خون پیامبر بعد از حضرت موسی (علیه السلام) را نپذیرفتند زیرا ادعا می کردند آن مسیحی که ما قبول داریم هنوز نیامده است. آنها پذیرفتند که عیسی بن مریم (علیه السلام) را کشته‌اند.

این نگاه نفرت‌انگیز دینی میان مسیحیان و یهودیان دوهزارسال قدمت دارد به این دلیل هم یهودیان همواره در کشورهای مسیحی و غربی علاوه بر آن هزار سال ماقبل آن که تنش‌‌های نژادی بود اینبار یک عقده‌ی دینی مذهبی به آن اضافه شد و یهودیان گرفتار مصیبت‌هایی زیادی در طول تاریخ مسیحیت در غرب شدند. اینکه در جنگ دوم اروپا هم یهودیان آسیب دیده باشند هیچ بعید نیست و بنده هم نمی‌خواهم منکر این قضیه شوم اما اگر این واقعیت‌های پنجگانه را بعنوان دلیل تز اصلی بپذیریم به دلیل ششم می‌رسیم و آن اینکه اگر غربی‌ها سه هزار سال نسبت به قوم یهود نفرت داشتند و به دلیل حمایت شرقی‌ها هرگز نتوانستند قوم یهود را ریشه‌کن بکنند و بعد اگر مسیحیان دوهزار سال بدنبال نابودی قوم یهود بودند ولی باز بدلیل حمایت مسلمان‌ها از یهودی‌ها نتوانستند.- چون اینها را اهل کتاب می‌دانستند و تحت حمایت خودشان می‌گرفتند- اگر به این دلایل غربی‌های مسیحی در طول سه هزار سال و دوهزار سال از نابوی قوم یهود ناامید شدند، با چه انگیزه‌ای به بهانه هولوکاست شصت سال است آنها را از همه جا جمع کرده در فلسطین در قلب جهان اسلام آن ها را مستقر کردند و یک رژیم جعلی به نام اسرائیل برای آنها درست کردند و با همه توان و ظرفیت‌های تبلیغی یهودیان را تشویق به ماندن در این سرزمین می‌کنند؟ تحریک به تقابل به مسلمانان و فلسطینیان می‌کنند و این رژیم جنایتکار را با مجهزترین سلاح‌های مدرن ضدبشری تجهیز و چه در فلسطین و لبنان و مناطق دیگر جهان وادار به کشتار مسلمانان می‌کنند؟ و چرا باند صهیونیسم جهانی که امروز انگلیس و آمریکا و بسیاری دیگر از کشورها را در اختیار دارند، از این جماعتی که به فلسطین منتقل کردند و بعنوان گروگان از آنها استفاده می‌کنند تا اینها تحت سیطره یک رژیم ضدبشری و نژاد پرستانه شریک جنایات روزمره این رژیم علیه مسلمانان باشند و هرچه از تشکیل این رژیم می‌گذرد جنایات گسترده‌تری را این رژیم مرتکب می‌شود و به نام و نمایندگی از قوم یهود علیه مسلمانان در این منطقه توطئه و فتنه‌گری و انسان‌کشی می‌کند؟  سئوال این است که هدف غربی‌های مسیحی از این اقدام چیست؟ بنظر می‌رسد با پذیرش به آن پنج دلیل و نگاه واقع‌بینانه به این فرایندی که بخصوص دولت آمریکا و انگلیس برای توسعه جنایات اسرائیل در منطقه می‌کنند، بنظر می‌رسد چشم‌انداز مثبتی برای آینده یهودیان وجود نداشته باشد و آن اینکه همه می‌دانند از این چند میلیون یهودی که به اینجا آمدند و به دست آنها روزانه مسلمان‌کشی اتفاق می‌افتد، بالاخره روزی مسلمانان به یک اعتراض عمومی روی‌خواهندآورد و بر اثر این جنایات روزمره صهیونیست‌ها یک نفرت‌فراگیر جهانی علیه قوم یهود شکل می‌گیرد و در شرق و جهان اسلام که یهودی‌ها هرگز دچار آسیب نشدند، یک کینه و نفرت حقیقی در حال شکل‌گیری است، اگر این اتفاق بیافتد، آن آرزوی دو سه هزارساله غربی‌ها و بعد مسیحیان که بدنبال ریشه‌کنی قوم یهود بودند، بستر و زمینه‌اش فراهم خواهد شد و موجودیت قوم یهود به‌مخاطره می‌افتد. اینجاست که نگاه انسانی آقای‌احمدی‌نژاد در راستای نجات قوم یهود واقعی هم هست.

و بالاخره بحث سوم در این زمینه واقعیت اینست که سرزمین فلسطین را با گفتگو و مذاکره با یک رژیم اشغالگر نمی‌توان آزاد کرد و با خواهش و تمنا و التماس نمی‌توان از کشتار روزانه فلسطینیان جلوگیری کرد و تجربه شصت ساله نشان می‌دهد که از خوف جنایات اسرائیل به آمریکا و انگلیس و کشورهای اروپایی پناه بردن هرگز نتیجه‌ای نداده است و از طرف دیگر تکیه کردن به حمایت‌های رژیم‌هایی که دست‌نشانده‌های آمریکا و انگلیس در منطقه هستند، نمی‌توان فلسطین را آزاد کرد. باید حرفی تازه و نگاهی نو عرضه کرد شور انقلابی و حماسی را در کالبد اسلامی زنده کرد و دمید و ملت‌های مسلمان را برای مردم مظلوم و محروم فلسطین تامین کرد. آنچه که آقای‌احمدی‌نژاد در دیدگاه کلام خودشان پیگیری می‌کنند، اینست که مسلمانان متوجه باشند که غربی‌های جنایتکار عامل تاسیس این اسرائیل در منطقه هستند و نباید به امید برچیدن اسرائیل به اروپایی‌ها و آمریکا‌یی‌ها پناه بیاورند. این نگاه صحیح آقای‌احمدی‌نژاد در تزی که مطرح کردند هویداست. شما این سه مبحث را به موازات هم قرار دهید از یک طرف در رستای تامین منافع ملی ایران به فناوری هسته‌ای دست پیدا می‌کند، از طرف دیگر خطری که قوم یهود را در آینده تهدید می‌کند آشکارا در این نظریه مطرح می‌شود و آقای‌احمدی‌نژاد بعنوان یک مسلمان دل نگران سرنوشت قوم یهود هستند و مهم‌تر از همه این موضوعات نجات ملت فلسطین از این شرایط بحرانی و خطرآفرین است و حتی نجات امت اسلامی از سیطره این غده سرطانی اسرائیل و فروپاشی اسرائیل به کمک خود یهودیان خیراندیش و آگاه بصورت سه هدف موازی در دیدگاه‌های آقای‌احمدی‌نژاد مطرح می‌شود.

هرکدام از اینها مورد نقد صحیح قرار بگیرد باید آفرین گفت بر نگاه بلند آقای‌احمدی‌نژاد.

* شما فرمودید این دو جنگ، جنگی بود که اروپا و آسیای دور درگیرش بودند و ما دخلی در آن نداشتیم و آنها ما را در عوارض آن شریک کردند، عثمانی در این جنگ نقشی نداشتند؟

- در جنگ جهانی اول چرا ولی در جنگ جهانی دوم عثمانی وجود نداشت، عثمانیه فروپاشید و به ترکیه تبدیل شد.

* به هر حال در جنگ جهانی اول عثمانی طرف جنگ اروپا بود و زمانیکه فروپاشی رخ می‌دهد، بعنوان کشور شکست‌خورده تحت اشغال کشورهای اروپایی قرار می‌گیرد، انگلستان آیا بعنوان کشوری که سابقا مورد حمله عثمانی قرار گرفته این اختیار را نداشته که سرزمین‌هایی که تحت قیومیت‌اش بوده را در اختیار اسرائیل قرار بدهد؟

- اولا سرزمینی که اشغال شد و تحت قیومت اشغالگر قرار گرفت، اشغالگر مسئول همه اموریست که در این کشور اتفاق می‌افتد امنیت، تغذیه و عملکردی که از این سرزمین به اطراف بازتاب پیدا می‌کند به‌عهده اشغالگران است. مثلا همین اشغال فلسطین اگر این رژیم اشغالگر علیه لبنان تجاوز می‌کند، جنگ و خونریزی می‌کند این برعهده فلسطینی‌ها نیست بلکه این رژیم اشغالگر است. نکته دوم اینکه امپراطوری عثمانی با جنگ اول در واقع منهدم می‌شود و به جنگ دوم نمی‌رسد، در جنگ دوم ترکیه امروز بازمانده امپراطوری عثمانی بوده و اگر هم دولت ترکیه حمایت‌هایی از یک طرف جنگ دوم اروپا می‌کند این نباید تاثیری بر سرزمین‌های سابق امپراطوری‌اش داشته باشد، چون این بخش‌های امپراطوری سابق عثمانی در زمان جنگ دوم در اختیار انگلیس بودند، مثل فلسطین که در اختیار انگلیس بود و فرانسه در مناطقی از شمال آفریقا بود یا در بخشی از سوریه، شامات مستقر بودند، بنابراین طرح این اشکال که اگر کسی در جنگی شرکت کرده‌است عوارض آنهم اشغال بعضی از مناطق‌اش باشد، اصلا در این مورد صادق نیست. فلسطین به‌هنگام اشغال توسط صهیونیست‌ها در اشغال انگلیسی‌ها بوده‌است. ماجرای فلسطین این است که بعضی‌ از فلسطینی‌های ناسیونالیست با شعارهای عربی خودشان را از سرپرستی دولت عثمانی جداکردند و این کار را هم با حمایت دولت انگلیس انجام دادند و در حقیقت فلسطین در قیومت انگلستان قرار گرفته بود و بعد از فروپاشی عثمانی ملت فلسطین برای بیرون کردن انگلیسی‌ها قیام و با آنها مبارزه کردند. انگلیسی‌ها حتی از قبل از جنگ دوم برای اینکه سربازان خودشان در جنگ با فلسطینی‌ها کشته نشوند از نیروهای یهودی در سراسر اروپا و کشورهای دیگر دعوت می‌کردند بعنوان مزدور و به‌اصطلاح لژیونر وارد ارتش انگلیس شوند، به آن مناطق اعزام شوند و پول دریافت کنند و به‌طمع پول و زمین و امثالهم که دولت انگلیس به آنها وعده می‌داد به این سرزمین برای کشتار فلسطینی‌ها اعزام می‌شدند. کم کم که انگلستان درگیر جنگ اروپا علیه آلمان و ایتالیا شد، چون به نیروهای ارتش خودش نیاز شدید پیداکرده بود، آرام آرام نیروهای مسلح یهودی اعزام شده به سرزمین فلسطین را جایگزین ارتش خودش می‌کرد و این ها بعنوان گروه‌های ترور و توطئه سعی می‌کردند فلسطینیان مناطق مختلف را دچار رعب و وحشت و اسیر اراده خودشان بکنند. در واقع اینها بعنوان اراذل و اوباش که تحت حمایت انگلیس بودند به ایجاد وحشت میان مردم مناطق مختلف فلسطین می‌کردند تا آنها را تارومار کنند و فضایی بیشتر برای خودشان ایجاد کنند.

از طرفی چون فلسطین تحت قیومیت انگلستان و انگلستان طرف مقابل آلمان بوده است، در نهایت هیچ مشارکتی با آلمان‌ها در کشتار یهودیان بر فرض صحت‌ آن،  نمی‌تواند داشته باشد. پس این فرضیه که بگویند شما در جنگ و کشتار یهودیان بودید از این جهت نیز درست نیست.

* سئوالی که پیش می‌آید اینست که چطور می‌شود انگلستان در مدت کمی قبل از اعلام تشکیل دولت اسرائیل اعلام خلع قیومیت از فلسطین را می‌کند؟

- انگلیس‌ها سالها قبل از اعلام موجودیت اسرائیل تلاش می‌کردند یهودیان تروریست را که بعضا خود دولت انگلیس از دست آنها عاصی بود از کشور انگلیس و مناطق دیگر اروپا جمع‌آوری می‌کرد و بعنوان مزدور به فلسطین اعزام می‌کرد و وقتی که این گروه‌های مسلح تحت مدیریت خود انگلیس به کشتار فلسطینیان اقدام می‌‌کردند همان وعده‌ای که بالفور در نزدیک بیست سال قبل به یهودی‌ها داده بود که سرزمین فلسطین را در اختیار یهودی‌ها قرار دهد و با تشکیل اسرائیل موافقت کرده بود وعده خودش را عملیاتی کرد و در حقیقت قبل از اعلام موجودیت اسرائیل نیروهای خودش را از فلسطین بیرون آورده بود و جالب اینست که آمریکا اولین دولتی است که بلافاصله بعد از اعلام موجودیت اسرائیل آن را به رسمیت می‌شناسد، یعنی انگلیس و آمریکا بعنوان بانیان تشکیل اسرائیل در تاریخ ثبت شده‌اند و تا امروز هم از این رژیم اشغالگر با قاطعیت حمایت می‌کنند و در حقیقت باید گفت جرم اصلی آدم‌کشی‌هایی که علیه فلسطینیان انجام می‌گیرد، بعنوان شراکت به مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس برمی‌گردد.

* شما شش دلیل آوردید برای مغرضانه بودن ترد یهود از اروپا به فلسطین، بنظر می‌رسد که منظور شما این بود که این کار را کردند که یهودیان نابود شوند؟

- این شش دلیل را آوردم که بگویم یک توطئه بزرگ علیه هویت و موجودیت قوم یهود توسط غربیان در حال شکل‌گیری است، در حقیقت یهودیانی که معتقد بودند نباید در یک جا جمع شوند و حکومت تشکیل بدهند به تشویق آمریکا و انگلیس پذیرفتند.

* شما فرمودید که انگلیس و آمریکا و دیگر کشورهای غربی دنبال آن بودند که به علت آن چند دلیل آنها را ترد کنند و کشوری را در قلب مسلمانان برایشان تشکیل دهند، پس چرا الآن با آنها متحد شدند؟

- ببینید برسر چه با آنها متحد شدند، امروز یهودیانی که به اینجا آورده شدند در گروگان رژیم صهیونیستی اسرائیل هستند، این رژیم صهیونیستی نه یک رژیم دلسوز برای قوم یهود است و نه یک رژیم مذهبی و دینی در جهت آموزه‌های تورات است. در حقیقت این جنایاتی را که می‌کند دارد به حساب قوم یهود می‌نویسد و هم برخلاف آموزه‌های تورات شکل گرفته و به این دو دلیل اخیری که عرض می‌کنم اگر این مردمی که به نام یهودی از جاهای مختلف به اینجا اعزام شدند یا منتقل شدند اگر خود این مردم در گروگان اسرائیل هستند این مجموعه‌ای که این مردم و رژیم اشغالگر ایجاد کردند اینها گروگان آمریکا و انگلیس هم هستند، در حقیقت آمریکا و انگلیس از طریق جنایتگران بدنبال تامین منافع خودشان در جهان اسلام هستند و می‌دانند این رژیم یهودیان منتقل شده را امروز در گروگان دارد باید آن چیزی که انگلیس و آمریکا از آن می‌خواهند علیه مسلمانان انجام بدهد.  همین‌ جنایتگری که بصورت یک زنجیره متوالی درآمده آینده بسیار خطرناکی برای موجودیت قوم یهود را ایجاد می‌کند. به نحوی که دو سه هزار سال کینه غربی‌ها نسبت به یهودیان و همزمان امنیت مطلوبی که یهودیان در شرق و در میان مسلمانان داشتند، این پایگاه امن شرق و پایگاه امن اسلامی و این موقعیت جهانی را این رژیم صهیونیستی اسرائیل دارد از قوم یهود می‌گیرد و با استمرار این جنایات علیه فلسطینیان و مسلمانان یهودیان را بعنوان جنایتکار به جهان معرفی می‌کند که اگر این ادامه پیدا کند، با کشته‌شدن هر مسلمان نفرت جهانی از این قوم بیشتر خواهد شد و در این اسرائیل نیست که فقط بخطر می‌افتد که آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها و اروپایی‌ها از آنها حمایت می‌کنند، این حمایت غربی‌‌ها از رژیم یک حمایت منافقانه علیه قوم یهود است.

* یعنی به نظر شما این توطئه یهودیان ساکن در کشورهای اسلامی غیر از فلسطین را هم هدف گرفته است.

- صددرصد؛ در حقیقت رژیم آمریکا و انگلیس تلاش می‌‌کنند با وادار کردن این رژیم اشغالگر به جنایت علیه مسلمانان نفرت جهانی را علیه قوم یهود در آینده‌ای نچندان دور زمینه‌سازی کنند.

* یکی از روزنامه‌های صهیونیستی تحلیلی کرده بود که اسرائیل آنقدر هزینه دارد که دیگر آمریکا به این نتیجه رسیده که دیگر حمایت از اسرائیل صرف ندارد. آمریکا می‌خواهد پشت اسرائیل را خالی بکند و به کشورهای دیگری در خاورمیانه برای جایگزینی چشم دوخته است. به نظر شما این تحلیل چقدر واقعی است؟

- باید بپذیریم این دولت‌ها، دولت‌های استعماری هستند که به شدت تحت نفوذ باند صهیونیسم جهانی هستند و در واقع همان باند صهیونیسم جهانی در انگلیس و دیگر کشور‌ها هستند. آن‌ها یک شریک جرم 2 طرفه هستند. این باند از یک سو با همان نگاه مسیحی ضد یهودیان شریک شدند و حاضر شدند یهودی‌های بیچاره و در واقع یهودی‌های فریب خورده را از سراسر جهان جمع کنند و در فلسطین اشغال شده قرار بدهند و این‌ها را گروگان رژیم اسرائیل در میان جهان اسلام قرار دهند و از طرف دیگر به این بهانه که این صهیونیست‌ها بودند که کمک کردند تا اسرائیل ایجاد بشود، از خود دولت‌های غربی برای توسعة سلطة جهانی شان کمک می گیرند. در واقع این که الان هم گفته می‌شود صهیونیسم مسیحی حرف چندان غلطی نیست، اما ما می‌خواهیم تعریف بشود که آن مسیحیانی که با این باند صهیونیسم شریک هستند، همان کسانی هستند که الان حاکمیت‌ دولت‌های غربی را در دست دارند امروز با یک تفکر شیطانی به دنبال سلطة مشترک بر جهان هستند .

 با این تفاوت که انگیزه‌شان متفاوت است، یعنی مسیحیان غربی‌ به دنبال زمان و شرایطی می‌گردند که نفرت جهانی به دلیل جنایات اسرائیل علیه فلسطینیان فراگیر شود و زمینة قتل عام یهودیان جهان توسط غربی‌ها محقق شدنی باشد ولی صهیونیست‌ها امیدوارند چنین روزی پیش نیاید و با تثبیت اسرائیل به کمک دولت‌های غربی، امیدوارند که هم سلطة جهانی خودشان را تقویت و تثبیت کنند و غربی‌های مسیحی که در آرزوی قتل عام یهودیان هستند را از این آرزو محروم کنند. در حقیقت باند صهیونیسم جهانی شامل هم یهودیان جنایتکار و هم غربیان مسیحی جنایتکار می شود در حالی که این 2 تا، با انگیزه های متفاوت در این مجموعة‌ شکل گرفته است که اساسش هم در واقع طراحی رژیم صهیونیستی در منطقة اسلامی است. اما این باند جنایتکار صهیونیسم ، نمی‌توانند یک واقعیت آشکار را در جامعة بشری نادیده بگیرد و آن اینکه این فریب‌های خطرناک و توطئه‌های ضد بشری علیه مجموع جامعة بشری اگرچه آسیب‌هایی به یهودیان و آسیب‌هایی هم به روابط شرق و غرب و اسلام هم وارد می‌کند، اما نمی‌توانند از این واقعیت فرار کنند که با هوشیاری جامعه بشری تمام توطئه‌های آن‌ها خنثی خواهد شد و این فرآیند با شکل‌گیری انقلاب اسلامی دائما سرعت می‌گیرد و همین بیداری جامعة جهانی در حقیقت این توطئه‌ها را خنثی می کند.

* با توجه به این مقدماتی که شما گفتید، به نظرتان پیشنهاد انتقال اسرائیل که توسط رییس جمهور کشورمان مطرح شد، تا چه حد امکان وقوع دارد؟

- این پیشنهاد آقای احمدی‌نژاد یک جدال احسن با غربی‌هاست. با کسانی که به بهانة حقوق بشر و جبران جنایات جنگ دوم خودشان، و به بهانة هولوکاست فلسطین اشغال شده توسط انگلیس را در اختیار صهیونیست‌ها گذاشتند و به همین بهانه 60 سال است که جوامع غربی را به حمایت از این رژیم مجبور می کنند.

ایشان برای روشن‌گری در افکار عمومی غرب این پیشنهاد را مطرح کردند که اگر دولت‌های شما ملت‌های غربی جنایت مرتکب شدند و خودشان اصرار در تأئید این جنایت دادند، خوب موظف هستند که تاوان آن را خودشان بپذیرند. از جمله این که بخش‌هایی از منطقه خودشان و سرزمین خودشان را در اختیار یهودیان قرار بدهند تا حکومت مستقل تشکیل بدهند و ما هم از آنها حمایت می‌کنیم.

 ببینید این پیشنهاد یک نوع جدال احسن است وگرنه اصولاً چرا باید بحث تشکیل یک حکومت قومی مطرح باشد؟ امروز اقوام مختلف در سراسر جهان پراکنده هستند. مثلاً شما اگر ایرانیان جهان را بخواهید شناسایی کنید در دهها کشور جهان سکونت دارند، همچنین ترکها، کردها، عرب‌ها و ... در چندین کشور ساکن هستند؛ حتی بیشترین آمار سکنه ایالات متحده آمریکا، کانادا، استرالیا، زلاندنو، و امثالهم اینها از اقوام انگلوساکسون هستند و بقیه ملیتها و اقوام هم همین جور ژرمن‌ها، اسلا‌وها و ... اگر قرار باشد هر قومی در یک سرزمین ساکن باشد آنوقت جهان به هم می‌ریزد یعنی اگر یهودیانی که هزاران سال است در سرزمینهای دیگر مستقر بودند به خصوص در شرق در امینت کامل بودند اینها بخواهند در یک سرزمین خاص تبعید بشوند یا مهاجرت بکنند، اگر این مورد به صورت الگو در بیاید و یک فرآیند منطقی در جهان شکل می‌گیرد جهان بهم می ریزد و اگر این مورد را یک مورد استثنایی تلقی بکنیم، چرا باید قوم یهوید یک استثناء‌ در جهان باشد؟از طرف دیگر جمع شدن یهودیان یا در یک سرزمین به دور هم خلاف آموزه‌های تورات و یهودیها  است که با ترفندهای مختلف از سرزمینهای مختلف به فلسطین آورده شدند، از طریق ایجاد رعب و وحشتی که انگلیسی‌ها و صهیونیستها در اروپا ایجاد کرده بود و به بهانه‌ی به قدرت رسیدن هیتلر و ... و اتفاقاً بسیاری از یهودیها با به قدرت‌ رسیدن هیتلر در آلمان قبل از وقوع جنگ به این منطقه اعزام شدند یا به نوعی کوچانده شدند.

* این 6 تا دلیلی که شما گفتید دلایلی بود که بیشتر مبناهای اعتقادی و ایدئولوژیک داشت. بعضی‌ها معتقدند ریشه‌های اقتصادی هم به خاطر سازوکار خاص اقتصادی یهودیان در اروپا، در علاقه اروپائیان به طرد یهودیان مؤثر بوده است .  شما این دیدگاه را قبول دارید ؟

- ببینید البته من نمی‌خواهم یک طرفه در این زمینه قضاوت کنم، اصولاً یهودیها هر جا که توانستند به هر قومی از اروپائیان یا به هر مسلکی و مذهبی از غربیها ضربه زدند؛ مثلاً فرض بفرمایید غربیها معتقدند که جاسوس یهودیان در جنگهای صلیبی به نفع مسلمانان از جمله عوامل شکست اروپائیها از مسلمانان است. یا از همان آغاز شکل‌گیری جامعه مسیحی در اروپا یهودیها بیشترین جنایات را علیه مسیحی‌ها مرتکب شدند، نمونه آن تحریک نرون قیصر روم به آتش زدن روم بود؛ که بتوانند با این بهانه تازه مسیحی‌های ساکن روم را قتل عام بکنند مثل همین حادثه 11 سپتامبر چند سال پیش . یعنی یکی حادثه خود ساخته‌ای که بهانه‌ی قتل عام باشد. آن زمان یهودیان توانستند با انجام این کار به دست نرون اولاً‌ تازه مسیحی‌های ساکن روم را ساکن سرزمینهایی که تحت سیطره رومیان بود به طرز فجیعی قتل عام کنند و حتی نرون را وادار کردند که همسر، برادر ناتنی و مادر خودش را هم کشت به دلیل گرایشی که به مسیحیت پیدا کرده بودند، تا جایی که او دچار جنون شد و خودکشی کرد.

 اگر آن زمان این توطئه یهودیها علیه مسیحیها بود، در حادثه 11 سپتامبر توطئه‌ای که به وجود آوردند علیه مسلمانها بود. یعنی به بهانه‌ی 11 سپتامبر توانستند جرج بوش را به سمت اشغال سرزمینهای اسلامی سوق بدهند. هدف اصلی اشغال سرزمینهای اسلامی مثل افغانستان و عراق که آن در واقع اشغال و تجاوز به ایران بود، اگر این اتفاق می‌افتاد آن وقت سلطه مطلق صهیونیستها بر جهان محقق می‌شد. چون یهودی ها که در درون حاکمیت آمریکا یک نفوذ قاطع و همه جانبه دارند از وضعیت بحرانی درون آن مطلع بودند و می‌دانستند که این قدرت بزرگ در حال فرسایش است، هم فرسایش سرمایه اجتماعی دارد هم وضعیت اقتصادیش به شدت متزلزل شده و هم جنایاتی که علیه بشریت کرده است، جایگاه جهانی او را دیگر از بین برده است. به همین دلیل صهیونیستها می‌خواستند با انجام این جنایات به دست این قدرت در حال فرسایش بر تابوت این ابر قدرت آخرین میخ را بکوبند و خودشان به عنوان سلطان جهان بر 5 قاره مسلط شوند؛ به دلیل اینکه خواه ناخواه اروپا و آمریکا را در اختیار داشتند، در ژاپن و چین نفوذ فوق‌العاده‌ای داشتند و اگر براین کشورهای اسلامی منطقه هم مسلط می‌شدند به راحتی می‌توانستند کل جهان را در اختیار داشته باشد.

 * پس شما معتقدید آنچه در رسانه های غربی به عنوان جنگ سرد بین ایران و آمریکا به دفعات مطرح می شود، در حقیقت جنگ سردی است بین ایران اسلامی و صهیونیسم؟

- همین طور است. در واقع‌ کشورهایی مثل آمریکا و انگلیس و نظایر آن دولت‌هایی را شکل دادند که دراختیار باند صهیونیسم‌ جهانی است که خود این‌ها هم یهودیها و هم مسیحیان جنایتکار را در برمی‌گیرد. ملیتهای این سرزمینها قطعاً همراه این باند‌های فساد نیستند و اصولا این ملیتها مخاطب اولیه اسلام و نظام اسلامی و ولایت الهی در طول 30 سال گذشته بوده اند، خود آقای احمد‌ی‌نژاد با قاطعیت همین فرآیند را دنبال می‌کنند و با ملتهای غرب سخن می‌گویند، این ملتها قطعاً به دنبال صلح و امنیت و رفاه عمومی در جهان هستند و چیزی خلاف فطرت بشر در این ملتها هم وجود ندارد.

 آن چیزی که از غرب ما مشاهده می‌کنیم یک لایه رسانه‌ای است که به سمع و نظر جهانیان می‌رسد وگرنه ملتهای غربی و اروپایی که بالاخره ملتهای اصیلی هستند، ملتهایی که اگرچه نه به اندازه‌ی ایران و ملتهای شرقی هزاران اما آنها هم سابقه‌ی تمدنی طولانی دارند.

البته در کشور ایالات متحده آمریکا اگر نگاه بکنید ، مهاجران اولیه اروپایی گروه های جنایتکار و فاسد اروپایی بودند که وارد این سرزمین شدند، امروز ملیت‌های مختلفی در این سرزمین هستند که قومیت‌ها ملیت‌ها و فرهنگها و تمدنهای مختلفی را در پیشینه خودشان دارند و یک هویت جمعی ملی برای جامعه امروز آمریکا نمی‌توان قائل شد. به همین خاطر دولت آمریکا متزلزل‌ترین ابر قدرت در طول تاریخ بشر می‌تواند تلقی شود. زیرا در دوره‌های گذشته هر قدرتی که شکل می‌گرفته چند صد سال حداقل حاکمیت جهانی داشته، قدرت برتر جهانی بوده است اما ابرقدرتی امریکا چون یک ملت واحد با هویت مشترک در اختیار ندارد و این‌ها مجموعه‌هایی از مهاجرین به این سرزمین هستند و ساکنین اصلی این سرزمین را در طی 4 قرن 16 و 17 و 18 و 19 قتل عام کردند؛ بنابراین رژیمی که به نام ایالات متحده آمریکا بر این سرزمین حاکم  است، این در طول همین صد سال اخیر جز با جنایت جز با استبداد نتوانسته اقتدار جهانی خودش را حفظ بکند و امروز هم صهیونیستهایی که بیشترین نفوذ را در این رژیم دارا هستند، حداقل از دهه‌‌ی خود قرن بیستم متوجه فرسایش این حکومت بودند.

شاید این نکته برای این بحث ما جالب باشد که زمانی بحث اتحادیه اروپا مطرح شد، بنده از همان زمان معتقد بودم که اولاً اتحادیه اروپا شکل نخواهد گرفت، منطق بنده هم این بود که این دولتهای اروپایی همواره در طول تاریخ با هم در حال جنگ و ستیز بودند، دلیلی ندارند که حالا به یک اتحادیه مشترک تبدیل شوند و نکته دومی که بنده از این موضوع استخراج کردم این بود که چه کسی می‌تواند دولت‌های کاملاً متعارض در طول تاریخ را حداقل برای مدتی کنار هم قرار بدهد؟ دیدم جز باند صهیونیسم جهانی که بر آمریکا اشراف دارد و بر دولتهای اروپایی هم نفوذ دارند جز اینها نمی‌توانند این اتحادیه موقت را ایجاد بکنند. به نظر آمد که صیهونیستها می‌دانند که آمریکای ابرقدرت در حال فروپاشی است و آنها به دنبال یک کانون جدیدی برای پاسداری سرمایه‌های کلان خودشان بودند تا مبادا سرمایه‌های کلانی که از قبل امنیت اقتصاد شکوفا در آمریکا خلال دهه‌های گذشته ایجاد شده این سرمایه‌های کلان در آن جا ذخیر‌ه سازی شده، حالا فرو پاشی یا تزلزل ایالات متحده آمریکا این سرمایه‌های سرگردان به قطب دیگر جهان یعنی به شرق منتقل شوند به خصوص صهیونیستها منافع کلان خودشان را در این دیدند که در غرب یک کانون جدیدی را به نام اتحادیه اروپا جایگزین ایالات متحده آمریکا ایجاد بکنند. بنده همان زمان شعار جهان پس از آمریکا را مطرح کردم که باید مسلمانان و آگاهان و نخبگان خیرخواه اسلامی باید به جهان پس از آمریکا بیندیشند، از سال 1992 بنده به دنبال این تز بودم که بالاخره هم در سال 2002 میلادی کنفرانسی با حضور 800 نفر از نخبگان حوزوی و دانشگاهی و فرهنگی و اهل سیاست را در دانشگاه تهران برگزار کردم با نام جهان پس از آمریکا و در این کنفرانس بود که ما ثابت کردیم که آمریکا در حال فروپاشی و اضمحلال از درون است که اگر به زودی هم منجر به فروپاشی قطعی و نهایی آن نشود، حداقل به زودی به صورت یک قدرت درجه دوم جهانی در می‌آید و جایگاه ابر قدرتی خودش را از دست خواهد داد.

* آخرین سؤال من این باشد که با توجه به زمزمه‌هایی شدیدی که در اروپا از فروپاشی اسرائیل در سرزمین اشغالی توسط رسانه‌های صهیونیستی زمزمه می‌شود و مهاجرت معکوس شدیدی که هست، آیا این امید می‌رود که آن طرح رفراندوم میان ساکنین واقعی فلسطین به نتیجه بتواند برسد؟

- امام خامنه‌ای از سال‌های پیش طرح همه پرسی فراگیر از ساکنان حقیقی سرزمینن فلسطین را از میان اقوام مسلمان، مسیحیان و یهودیان را مطرح کردند. این طرح برای نشان دادن موضع انسانی نظام جمهوری اسلامی بود؛ پیشنهاد بسیار خردمندانه، انسان دوستانه و قابل تحقق هم بود، ولی خوب همان مدعیان دموکراسی و مدعیان همه پرسی و امثالهم به شدت با این طرح مخالفت کردند و مخالفت می‌کنند. ببینید شرایط امروز 2 راه را پیش روی ما قرار می‌دهد یا فروپاشی اسرائیل از درون و به خصوص به کمک خود یهودیها و یا استمرار جنایات اسرائیل به نام قوم یهود که در نتیجه زمینه قتل عام یهودیان جهان توسط همانهایی که 3-2 هزار سال آروزی آن را در سر می‌پروراندند، فراهم بشود. ما به عنوان کسانی که دغدغه‌دار سرنوشت جامعه بشری باید باشیم و به خصوص باید مسلمانان محروم و مظلوم فلسطین را نجات بدهیم و حتی خطراتی که قوم یهود را تهدید می‌کنه جلوگیری بکنیم، ما باید کمک بکنیم که اتفاقات ناگواری چه در منطقه خاورمیانه ما و چه در هر جای جهان علیه هیچ قومی و ملتی به وجود نیاید. نظریه‌ای که آقای احمدی‌نژاد مطرح کردند در امتداد همان پیشنهادهایی بود که امام خامنه‌ای در چند سال قبل مطرح کردند. و گاهی وقتها زمزمه‌هایی که مبنی بر تفاوت قائل شدن میان یهودیان سرزمین فلسطین و رژیم اسرائیل مطرح می‌شود، بر همین استدلال استوار است. ما باید یهودیان سرزمین فلسطین را که امروز گروگان رژیم اسرائیل هستند و رژیم اسرائیل این گونه القا می‌کند که اگر اسرائیل متزلزل بشود و متلاشی شود این سرزمین را از تمام یهودیان آنها می گیرند و ما باید اجازه ندهیم که این رژیم اسرائیل این گونه یهودیان را فریب بدهد.

* این نکته‌ای که شما می‌فرمائید شامل یهودیان قبل از سال 1948 است یا بعد از 1948 را هم شامل می شود؟

- یهودیانی که در دهه 1930 میلادی به بعد حتی قبل از تأسیس رژیم اسرائیل وارد این سرزمین شدند، این‌ها با ایجاد رعب وحشت در دل آن‌ها به این سرزمین کوچ داده شدند، یعنی با ایجاد ترس در دل این‌ها که به زودی هیتلری به قدرت می‌رسد و این قدرت شما را نابود می‌کند و از بین‌تان می‌برد این‌ها فرار کردند. خوب عقلاً و منطقاً باید این مردم بتوانند به سرزمین اصلی خودشان برگردند. نظام جمهوری اسلامی هم باید کمک بکند که این‌ها در سرزمینه موروثی پدرانشان که هزار سال، دو هزار سال بعضاً سه هزار سال در این سرزمین‌ها زندگی کردند بتوانند به آنجا برگردند و در آن جا زندگی در صلح و صفا و امن و آسایش داشته باشند که پیشنهاد آقای احمدی‌نژاد هم بر همین اساس بود. به نظر می‌رسد که اگر بخواهیم در طرح همه پرسی کاری حقیقتاً انسانی انجام بگیرد باید ما با اضمحلال این رژیم جنایتکار باید آزادی مهاجرت را به این مردم یهودی آواره شده از سرزمینهای خودشان بدهیم و به آن‌ها کمک بدهیم که بتوانند با احساس امنیت و آسایش به سرزمینهای اصلی خودشان برگردند یعنی صرفاً فروپاشی اسرائیل نهایت تلاش جمهوری اسلامی برای نجات قوم یهود از دست این جنایتگر نباید باشد. به عبارتی تأکید بر نجات همه هست .

با بازگشت فلسطینیان که آوراه شدند، تبعید شدند و هم چنین بازگشت یهودیانی که از سرزمین‌های اصلی خودشان از اروپا و جاهای دیگر به این جا تبعید شدند، که این بازگشت به وطن مادری آن‌ها انسانی‌ترین کار است و ما باید تلاش بکنیم با کمک سایر جوامع بشری این امر محقق بشود ولی در هر حال ابتداً باید ما این کار را بکنیم ما به عنوان مسلمان و نظام جمهوری اسلامی به عنوان دولتی اسلامی اهل کتاب را چه مسلمان، چه مسیحی و چه یهودی تحت خیمه خودش دارد و هر گروهی از موحدان و خداپرستان که موجودیت‌شان و جانشان و هستی شان به خطر بیفتد باید جمهوری اسلامی به آن‌ها کمک کند و آن‌ها را تحت ولایت خودش قرار بدهد، بنابر همین نگاه باید یهودیان سرزمین فلسطین بدانند که با فروپاشی اسرائیل آن‌ها تحت ولایت الهی قرار می‌گیرند و امنیت و ازادی مهاجرت آن‌ها تضمین خواهد شد و حتی در سرزمین‌های مادری در اروپا از حمایت قاطع جمهوری اسلامی ایران برخوردار خواهند بود.

متن کامل
۱۳۸٧/۱٢/٢٦ - محمد مهدی اسلامی