ای کاش تبلیغات خاتمی با دروغ آغاز نگشته بود   

وقتی خاتمی اعلام نامزدی خود را پس از یک دوره ابراز تردید و شرط گذاری و ... اعلام کرد، بسیاری آنرا همراه با پیامی دیگر انگاشتند؛ زیرا خاتمی روز بیست و سوم دی گفته بود:"به همه اصلاح طلبان و نیز کسانی که ممکن است جزو اصلاح طلبان نباشند... می گویم به یاری خداوند یک نفر از میان من و آقای مهندس موسوی نامزد خواهد شد."


هرچند اعلام "یا خاتمی یا میرحسین" از سوی موسوی تکذیب نشد، اما هیچ واکنشی مبنی بر تائید هم از سوی او نشان داده نشد و چه بسا تداوم فعالیت سیاسی و تبلیغاتی از جمله تشکیل ستادی برای انجام کارهای انتخاباتی و راه‌اندازی سایت اطلاع‌رسانی و انجام 2 مصاحبه پیاپی آن هم با انگیزه‌های تبلیغاتی، خود نشانه‌ای بر تکذیب توافق با خاتمی به حساب می‌آمد و گویا در این میان، رقابتی پنهان جاری است که خاتمی و اطرافیانش با واکنش‌های از روی دستپاچگی، سعی در علنی نشدن آن دارند؛ آنچنان که شنیده شده است حتی در جلسات داخلی در جواب معترضینی که اصولا میرحسین را خارج از قواعد اصلاح طلبی می انگاشتند، پاسخ داده شده است که طرح این موضوع صرفا برای فریب جناح رقیب بوده است که وحدتی ظاهری را نمایان سازد.

اما در همان ایام بود که روزنامه اعتمادملی در ستون اخبار ویژه خود نوشت، "شنیدیم که یک روز پس از اعلام کاندیداتوری سید محمد خاتمی و اعلام این نکته از سوی خاتمی که میرحسین موسوی در تردید به سر می‌برد و به علت همین موضوع نتوانسته به جمع‌بندی برسد که در انتخابات شرکت کند، مهندس میرحسین موسوی از خاتمی گلایه کرده است. مهندس میرحسین موسوی این گلایه‌نامه را برای ثبت در تاریخ ارسال کرده و در آن نسبت به رفتار انتخاباتی خاتمی و رویه اعلام نامزدی پس از بیان جمله یا من یا میرحسین انتقاد کرده است. "

این روزنامه در ادامه ضمن تاکید بر اینکه این نامه توسط یکی از معتمدین موسوی و خاتمی به خاتمی منتقل شده است؛ خاطر نشان کرد "در همین حال سید محمد خاتمی درخصوص نامه گلایه‌آمیز میرحسین موسوی به وی، به فارس گفت: چنین نامه‌ای وجود نداشته و آن را تکذیب می‌کنم."

این رویه یادآور چگونگی بهره گیری از نام میرحسین موسوی توسط جناح دوم خرداد در زمستان 1375 است؛ زمانی که در روزنامه های آن زمان و در غیاب رسانه هایی همچون سایت های اینترنتی، موضوع حضور میرحسین موسوی و حمایتش از نامزد اصلاح طلبان با تکذیب های زنجیره ای مواجه شده بود و تا همینک نیز منشا تکذیبه هایی که بر روی تکذیبه ها می آمد، مشخص نگردیده است.

اما گویا میرحسین موسوی پس از آنکه یکبار دیگر نیز عده ای با استمساک به نام او در سال 1384 نگاه ابزاری خود را اثبات کرده بودند، این بار قصد سکوت ندارد. او ابتدا با یک مصاحبه پر هیاهو با سایتی که به هواداران او منسوب بود، بازگشت خود به فضای رسانه ها را یادآور شد و سپس خبرهایی بود که از سوی نزدیکان وی منتشر می شد و حتی یکی از سایت های نزدیک به وی از دیدار او با رهبری با مضمون انتخاباتی خبر داد.

پس از تقویت احتمال حضور موسوی در انتخابات، خاتمی نگران آن شد که سرنوشتی مشابه کروبی برای دیگران و از جمله موسوی رقم خورد و او نیز بی‌اعتنا به کاندیداهای دیگر به عرصه وارد شود. شاید خاتمی به همین دلیل دست پیش گرفته و با نخست‌وزیر دهه 60 وارد مذاکره شد و پس از این مذاکرات اعلام کرد که از میان او و موسوی حتماً یک نفر کاندیدا می‌شود. این ادبیات، مساوی با بی‌میلی به قدرت بود و از سوی دیگر، گوینده آن را در نظر اطرافیانش عافیت‌طلب جلوه نمی‌داد. نگرانی از ظاهر شدن در چهره ای عافیت‌طلب و در عین حال، قدرت‌طلب دغدغه همیشگی خاتمی بوده است، لذا وی سعی کرد با استفاده از موقعیت پیش آمده هم در تعارفات سیاسی، موسوی را از عرصه رقابت با خود دور کند و هم چهره‌ای متواضع از خود برای رسیدن به قدرت نمایش دهد.

اما در سوی دیگر موسوی، بدون توجه به این تعارفات سیاسی، خود را برای انتخابات و بازی در زمین سیاست آماده می کند و اتفاقاً به دلیل آنکه ترجیع‌بند اصلی گفتارهایش پس از شکست سکوت 20 ساله، نقد اقدامات دولت مستقر است، گویا خود را برای رقابت با احمدی‌نژاد که جدی‌ترین گزینه ریاست جمهوری آینده است، آماده می‌کند و گویا زمان آمدن یا نیامدن خود را اردیبهشت اعلام نموده است.

خاتمی در شرایطی کاندیداتوری خود را اعلام کرد که علاوه بر رقابت با کروبی، رقیبی به نام موسوی را نیز برای خود محتمل می‌داند و در صورت عدم اعلام انصراف و یا واکنشی حمایتی از سوی میرحسین، هم وعده او به اصلاح‌طلبان غلط از آب درآمده و هم ناگزیر به اثبات خود در مقابل کسی است که سعی می‌کرد بیشترین نزدیکی را با او در ذهن‌ها ایجاد کند.

ناصوابتر آنکه ورود خاتمی به انتخابات همزمان با تکرار همان جنگ روانی های ناشایست قبلی رخ داده است. از یک سو جنجال بر روی اینکه عده ای قصد حمله به خاتمی را در راهپیمایی دوم خرداد داشته اند، یادآوری همان "بازی ترور" قبلی آنها بود و از سوی دیگر اعلام دروغین حمایت خانواده شهدای شاخص انقلاب از خاتمی که به سرعت با تکذیب برخی از آنها روبرو شد. خانواده شهیدان عراقی و اندرزگو اولین واکنش دهندگان به این ادعای دروغین و سوء استفاده از نام شهدا بودند و پس از آن اعتراض برخی دیگر از خانواده های شهدا آغاز شد که ما دیداری غیر انتخاباتی با خاتمی به دعوت دفتر ایشان داشته ایم، نه دیداری در جهت حمایت از او!

ای کاش حضور خاتمی که می توانست بدون این رفتارها شروع شود، با دروغ و نیرنگ های رسانه ای آغاز نگشته بود.

متن کامل
۱۳۸٧/۱۱/٢٧ - محمد مهدی اسلامی