آیا به دفاع واجب خود از غزه عمل کرده ایم؟   

از آغاز جنگ نابرابر غزه و پیام رهبر معظم انقلاب درباره آن بیش از دو هفته می گذرد؛ اما نکات متعددی در پیام بود که برخی از آنها مورد غفلت نسبی قرار گرفت. در این پیام سه بار بر "کافر حربی" بودن اسرائیل تاکید شده است. عبارت کافر حربی در کنار سه گونه دیگر کافران (معاهد، مستئمن و ذمی ) عبارتی تعریف شده در فقه شیعه است و متضمن برخی مسائل حقوقی است. مفاهیمی که در شرایط امروز فقها آن را تنها برای اسرائیل جائز می دانند و در دین اسلام جهاد علیه کافر حربی را حتی بدون اذن فقیه مجاز شمرده می شود. جان‌ و مال‌ و عرض‌ کافر حربی‌ را اسلام حلال برشمرده است‌ و با تاکید اخیر رهبر انقلاب می توان گفت صهیونیستها الان‌ از نظر اسلام‌ هم‌ جانشان‌، هم‌ مالشان‌ و هم‌ عرضشان‌ در هر کجای جهان برای‌ مسلمانها تحلیل‌ است‌.


حتی در پیام این بزرگ مرجع جهان اسلام تصریح شده است که " همه‌ی مجاهدان فلسطین و همه‌ی مؤمنان دنیای اسلام به هر نحو ممکن موظف به دفاع از زنان و کودکان و مردم بی‌دفاع غزه‌اند و هر کس در این دفاع‌ مشروع و مقدس کشته شود، شهید است و امید آن خواهد داشت که در صف شهدای بدر و اُحد در محضر رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وآله‌ محشور شود."

ممکن است برخی بگویند که چنین نتیجه گیری ناثواب است و اگر رهبری قصد بیان چنین نکته ای را داشتند، به تصریح بیان می فرمودند. برای پاسخ مناسب است به واقعه ای مشابه در ابتدای انقلاب اشاره گردد.

در اوج دوران دسیسه گری آمریکا برای ایران، حضرت امام در پیامی در دهم آبان سال 1358 به مناسبت سیزدهم آبان فرمودند " بر دانش آموزان، دانشگاهیان و محصلین علوم دینیه است که با قدرت تمام، حملات خود را علیه امریکا و اسرائیل گسترش داده و امریکا را وادار به استرداد این شاه مخلوع جنایتکار نمایند و این توطئه بزرگ را بار دیگر شدیداً محکوم کنند."(1) این در حالی است که صدور پیام از سوی امام سه روز پیش از مناسبت، بی سابقه بود.

این پیام زمینه ساز تصرف لانه جاسوسی گردید و حرکت دانشجویان از سوی امام مورد تایید قرار گرفت و حتی انقلابی بزرگ تر از انقلاب اول خوانده شد. در حالی که به صورت طبیعی رهبر انقلاب نمی توانست دستور تصرف ابتدایی یک سفارتخانه را بدهد، اما پس از این اقدام انقلابی و مشخص شدن تحرکات جاسوسی آمریکا، موضع امام از موضع دیگری بود. دفاع امام از این اقدام در حدی بود که حتی به تهدیدات آمریکا هیچ وقعی ننهادند و در پاسخ برخی جو سازی ها فرمودند " همین تعبیرى که جوانهاى ما از روى احساسات جوانى کردند که اگر چنانچه امریکا بخواهد دخالت نظامى بکند ما چه خواهیم کرد، اصلًا این «اگر» ش را هم نباید بگویند. امریکا عاجز از این است که دخالت نظامى در اینجاها بکند."(2)

امروز نیز به نظر می رسد پیام رهبری از جایگاه یک مرجع دارای پیام صریحی است و دور از ذهن نیست برداشتی که منتهی به ثبت نام داوطلبان برای اعزام به غزه گشته است. اگرچه راه برای اعزام در حال حاضر بسته بوده است، اما آیا نفس این اعلام آمادگی ها دشمن را با واقعیت غیرت ما که ممکن است به زودی به خروش درآید آشنا نخواهد کرد؟ مگر نه آنکه رهبر فرزانه مان در سخنان اخیر خود فرمودند " باید با ادامه فشارهای سیاسی و مردمی، دشمن را وادار به عقب نشینی کرد." آیا ما تمام گزینه های پیش رو برای اعمال فشار را به کار بسته ایم؟

از سوی دیگر در این پیام نکات دیگر نیز مشهود است. به خوبی می دانیم که جهاد در اسلام تنها منحصر به جنگ و جهاد مسلحانه نیست، بلکه گاهى با قلم است. مصداق بارز آن را پیامبر علیهم السلام روشن کرده، مى فرماید: «أفضل الجهاد کلمة حق عند إمام جائر؛ برترین مراتب جهاد گفتن سخن حق نزد امام (حاکم) ستمگر است».(3) این همان حدیثی است که مورد اشاره رهبر معظم انقلاب، خطاب به علماء و روحانیون جهان عرب و رؤسای ازهر مصر قرار گرفته است.

بخش دیگر به ابعاد حقوقی امر باز می گردد " سران آن رژیم غاصب باید به جرم این جنایت و نیز محاصره‌ی طولانی مدّت، شخصاً محاکمه و مجازات شوند." تا کنون هیچ اقدام حقوقی جدی برای مجازات جنایتکاران جنگی صهیونیست رخ نداده است. قطعاً‌ محقق‌ دانستن‌ ارکان‌ جرم‌ نسل‌کشی‌ یا جنایت‌ علیه‌ بشریت‌ با توجه به کنوانسیون‌ نسل‌کشی‌ در سال‌ 1948 و اساسنامة‌ دادگاه‌ کیفری‌ بین‌المللی‌ در مادة‌ 6 قصد از بین‌ بردن‌ « همه‌ » یا « بخشی‌ » از یک‌ گروه‌ مذهبی‌ را ذکر کرده‌، نه‌ تنها می‌تواند موجب‌ صلاحیت‌ یافتن‌ دادگاه‌ کیفری‌ بین‌المللی، بلکه‌ موجب‌ صلاحیت‌ محاکم‌ ملی‌ آن‌ دسته‌ از کشورهایی‌ می‌شود که‌ خود را برای‌ رسیدگی‌ به‌ جنایت‌ نسل‌کشی‌ و جنایات‌ ضد بشریت، بدون‌ توجه‌ به‌ محل‌ ارتکاب‌ جرم‌ یا تابعیت‌ مجرم‌ یا قربانی، صالح‌ می‌دانند. نکتة‌ موافق‌ دیگر در این‌ مورد آن‌ است‌ که‌ در این‌گونه‌ جرایم‌ برای‌ سران‌ دولت‌ها، نه‌ در دادگاه‌ کیفری‌ بین‌المللی‌ و نه‌ در محاکم‌ ملی‌ کشورهایی‌ که‌ این‌گونه‌ جرایم‌ بین‌المللی‌ را در محاکم‌ خود قابل‌ تعقیب‌ می‌دانند، مصونیتی‌ پیش‌بینی‌ نشده‌ است.

بخش دیگر پیام خطاب به سیاستمداران و علما و روشنفکران است تا تحقق سه بخش دیگر را با عزمی راسخ دنبال نمایند.

اگرچه نمی توان از تلاش های بسیار در راستای کمک به مردم غزه چشم پوشید اما با وصفی که رفت اگر تمام امت اسلامی علی الخصوص ملت ایران بدون آنکه با بهانه هایی واهی خود را استثناء کنند، حضور در عرصه های نظامی، رسانه ای، حقوقی و ... را به صورت همزمان در دو هفته گذشته دنبال می نمودند، شاهد پیروزی دیگری برای جهان اسلام نمی بودیم؟ اینکه یک مقام مسئول اعزام خبرنگار به غزه را منوط به تامین امنیت کند آیا منطبق بر عمل به وظیفه جهادی است؟ اگرچه همانطور که رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر خود با مردم قم فرمودند " به فضل الهی و در پرتو «عزم قاطعانه و دفاع جانانه رزمندگان فلسطینی» و «بیداری و حضور ملتها در صحنه»، این حوادث در نهایت، به طور قطع به پیروزی حق بر باطل خواهد انجامید." اما با انجام وظیفه ما و لبیک به فرمان رهبر فرزانه مان ممکن نیست که بهای این پیروزی تنها خون کودکان فلسطینی نباشد؟ آیا اگر با سکوت خود راه را بر ادامه جنایات بی مانند غزه هموار نماییم، در روز قیامت کاسه خونی که در آن حدیث مشهور مورد اشاره قرار گرفته است را مملو از خون مظلومان غزه در دستان خود نخواهیم دید؟ 

1) صحیفه امام، ج‏10، ص: 412

2) صحیفه امام، ج‏10، ص: 517

3) الخصال، ج 1، ص 6. 

متن کامل
۱۳۸٧/۱٠/٢۱ - محمد مهدی اسلامی