واعظ شهر   

گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشودرندی آموز و کرم کن که نه چندان هنر استگوهر پاک بباید که شود قابل فیضاسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش باشعشق می​ورزم و امید که این فن شریفدوش می​گفت که فردا بدهم کام دلتحسن خلقی ز خدا می​طلبم خوی تو راذره را تا نبود همت عالی حافظ  تا ریا ورزد و سالوس مسلمان نشود  حیوانی که ننوشد می و انسان نشود   ور نه هر سنگ و گلی لولو و مرجان نشود  که به تلبیس و حیل دیو مسلمان نشود  چون هنرهای دگر موجب حرمان نشود  سببی ساز خدایا که پشیمان نشود  تا دگر خاطر ما از تو پریشان نشود  طالب چشمه خورشید درخشان نشود

خواجه حافظ شیرازی

متن کامل
۱۳۸٦/۱/٢٩ - محمد مهدی اسلامی